100 سؤال/37
آیا تاریخ شفاهی میتواند همۀ ابعاد واقعه را پوشش دهد؟09 تیر 1405
از چند پژوهشگر و فعال حوزه تاریخ شفاهی خواستیم دیدگاه خود را دربارۀ سؤالات تاریخ شفاهی بیان کنند. نام هر یک از شرکتکنندگان در ابتدای پاسخ آنها آمده و متن تمام پاسخها تا پایان هفته در همین درگاه منتشر خواهد شد. هدف از این طرح، گشودن دریچههای جدید به یک مسئله و ارتقای گفتوگوهای علمی در حوزۀ تاریخ شفاهی است.
در این طرح، شنبۀ هر هفته یک پرسش مطرح میشود و از کارشناسان میخواهیم تا پایان هفته دیدگاه خود را در قالب متنی کوتاه (حدود ۱۰۰ کلمه) ارائه کنند. تمامی پاسخها در کنار یکدیگر منتشر خواهند شد تا مخاطبان بتوانند دیدگاهها را مقایسه و تحلیل کنند.
مطالب، نظرات فرستادگان است و لزوماً نظر سایت تاریخ شفاهی نیست. هرچند قرار است پاسخها بر اساس حدود ۱۰۰ کلمه باشند، اما برای رعایت ادب و ناقص نماندن بحث، در مواردی پاسخهای بیش از این اندازه نیز پذیرفته میشود.
این بار از کارشناسان تقاضا کردیم پاسخ سؤال را تا یکشنبه شب ارسال فرمایند تا همۀ پاسخها روز سهشنبه منتشر شود.
از درهمتنیدگی این پاسخها با بهرهگیری از هوش مصنوعی، به نظریههایی درباره تاریخ شفاهی رسیدهایم که در آیندهای نزدیک منتشر خواهد شد.
سؤال 37:
آیا تاریخ شفاهی میتواند همۀ ابعاد واقعه را پوشش دهد؟
____________________________________________
پاسخ به سؤال 37:
غلامرضا آذری خاکستر
پاسخ به این پرسش را میتوان از دو منظر بررسی کرد. نخست، زمانی که امکان مصاحبه با چندین شاهد یک واقعه وجود داشته باشد و هر یک بخشی از آن را روایت کنند. در این حالت، با کنار هم قرار دادن روایتهای مختلف، مانند قطعات یک پازل، میتوان ابعاد گوناگون واقعه را بازسازی و ثبت کرد. به بیان دیگر، مطالعات میدانی و دسترسی به اسناد و مدارک مرتبط، از طریق تعدد روایتها، به فهمی جامعتر از واقعه منجر میشود. دوم، زمانی که دسترسی به راویان و شاهدان اصلی یا اسناد مربوط به واقعه امکانپذیر نباشد. در چنین شرایطی، دستیابی به تمامی ابعاد و زوایای واقعه دشوار و حتی ناممکن خواهد بود. بنابراین، یک روایت بهتنهایی نمیتواند همه ابعاد یک واقعه را پوشش دهد. از اینرو، دسترسی به شاهدان اصلی و بهرهگیری از روایتهای متعدد، یکی از مهمترین ارکان تاریخ شفاهی به شمار میآید.
محمدمهدی عبداللهزاده
بینش علمی به تاریخ شفاهی سبب میشود علاوه بر توجه و استفاده از مزایای قابل توجه تاریخ شفاهی به محدودیتهای آن به عنوان یک روش و منبع پژوهش توجه کنیم. تاریخ شفاهی به بازآفرینی گذشتۀ نهچندان دور رویدادهای مختلف با استفاده از بایگانیهای ذهن افراد کمک میکند و استفاده از آن در حکم بخشی از منابع تاریخی است. بنابراین برای وصول به اعتبار بیشتر باید دادههای حاصل از مصاحبهها را با دیگر خاطرات در همان موضوع و رشته تطبیق داد و از دیگر اسناد، مدارک و شواهد موجود در آن زمینه سود جست. زیرا روایتهای شفاهی شخص و ذهنی هستند و تحت تأثیر حافظه، باورها و دیدگاههای فردی راوی قرار دارند. اسناد و مدارکی که در زمان وقوع تولید شده است برای تعیین زمان و مکان دقیق و سیر توالی وقایع کاربرد دارند.
حسن بهشتیپور
همانگونه که ضربالمثل فارسی میگوید: «همه چیز را همگان دانند»، هیچ راوی، مورخ یا مجموعهای از اسناد، به حقیقت و واقعیت مطلق یک واقعه دست نمییابد. خردهروایتهای شفاهی، هرچند ارزشمند و زنده، جورچین ناقص از هزاران تکه هستند که هرکدام از دریچهای تنگ به واقعه نگریستهاند. اسناد مکتوب رسمی نیز، هرچند ضروری، از زاویه نگارنده سند، نوشته شده و امکان دارد نقاط کور بسیاری داشته باشند. بنابراین با تأکید بر این اصل مهم، باید پاسخ داد خیر، و این نه نقص، بلکه ماهیت تاریخ است.
برای جبران این نقصان، راهکار، در جمعکردنِ این خردهروایتها در کنار هم نیست، بلکه در «همافزایی انتقادی» آنهاست. با مقایسه روایتهای متضاد، تطبیق با اسناد مکتوب و پذیرش این حقیقت که تاریخ همیشه سیال و ناتمام میماند، میتوان کار تاریخ شفاهی را پیش برد. ارزش کار ما، دستیابی به روایت نهایی در تاریخ شفاهی نیست، بلکه روشنکردن زوایای پنهان و حفظ تکثر آواها است. بدینسان، تاریخ شفاهی به «راهی برای پرسشگریِ مستمر» بدل میشود.
ابوالفضل حسنآبادی
تاریخ شفاهی بهدلیل ماهیت انسانی، حافظهمحور و مبتنی بر زندگی شخصی راوی است. همچنین بر احساسات، ترسها، امیدها و انگیزها تکیه دارد. از طریق تاریخ شفاهی میتوان با تکیه بر تجربه زیسته، احساسات، انگیزهها و روایتهای پنهان، لایههایی از واقعیت را آشکار نمود که در اسناد رسمی معمولاً ثبت نمیشوند. زیرا با اسناد مکتوب میتوان صرفاً ساختار رسمی، دقت زمانی و ثبات اطلاعات را بررسی نمود و امکان بازسازی روندهای کلان، تصمیمات اداری و ساختارهای قدرت را فراهم کرد. هر یک از این دو منبع، بهتنهایی تصویری ناقص از گذشته ارائه میدهد و با ترکیب هوشمندانه میتوان به نتیجۀ دلخواه دست یافت.
ابوالفتح مؤمن
تاریخ شفاهی بر مصاحبه با شاهدان یا کنشگران وقایع استوار است، اما هر راوی تنها بخشی از ماجرا را از منظر خود روایت میکند؛ آن هم در شرایطی که حافظه، زمان و بازآفرینیهای ناخودآگاه، روایت را دگرگون ساختهاند. این روش هرچند زوایایی را روشن میکند، اما هرگز تمام ابعاد یک رخداد را پوشش نمیدهد، حتی با دهها مصاحبه. ازاینرو، تاریخ شفاهی باید با اسناد مکتوب، آرشیوها و نشریات تکمیل شود تا شاید به حقیقتی نزدیکتر دست یافت. اما حتی تمام این منابع هم نمیتوانند تصویر کامل ارائه دهند، زیرا انتخاب و بیان روایت، همواره وابسته به نگاه مورخ و راوی است و ناگزیر بخشهایی از واقعه، نادیده یا فراموش میشوند.
حمید قزوینی
تاریخ شفاهی کوشش میکند روایت افراد مرتبط با واقعه یا مطلع از آن را که دریافتی مستقیم یا غیر مستقیم دارند، ضبط و منتشر کند. اینکه تا چه اندازه بتواند همۀ روایتها از تمام ابعاد واقعه را دریافت کند، محل تردید است. به هر حال ممکن است برخی راویان شناسایی نشده باشند، تن به مصاحبه ندهند، در بیان روایت با انواع محدودیت و کاستی مواجه باشند، زوایایی از واقعه مخفی مانده باشد یا اسناد و اطلاعاتی بعدها منتشر شود. بنابراین نمیتوان با قاطعیت گفت که تاریخ شفاهی تمام ابعاد واقعه را پوشش میدهد، بلکه باید گفت این شیوة تاریخنگاری در کنار دیگر روشهای پژوهش، نقش مکمل دارد.
شفیقه نیکنفس
پاسخ این سؤال قطعاً منفی است. چرا که به قول ای.اچ.کار در کتاب تاریخ چیست، "واقعیات تاریخی هرگز خالص به ما نمیرسد زیرا به صورت خالص نه وجود داشته و نه میتواند وجود داشته باشد. تاریخ همواره از مغز تاریخنگار ترشح میکند. در نتیجه هر وقت کتاب تاریخی را به دست میگیریم، توجهمان باید ابتدا معطوف به مورخی باشد که آن را نوشته است، نه امور واقع مندرج در آن." بنابراین، تاریخنگاری امری نسبی است. در تاریخ شفاهی نقش ذهنیت در شکلگیری روایت مهم است، این که کدام خاطره برای روایت شدن انتخاب شود، روایت با چه ابعادی بیان شود، تأثیر محیط و تأثیر خاطره جمعی بر ذهن راوی تا چه اندازه باشد، ذهن چه اطلاعاتی را برای بیان مهم تشخیص بدهد، مصاحبهکننده چه اطلاعاتی را مهم تشخیص داده و از مصاحبهشونده طلب کند، مصاحبهکننده چقدر مهارت داشته باشد که بتواند در به یادآوری خاطره کمک کند و ... همه اینها بر شکلگیری خاطره و روایت اثر گذارند. بنابراین یک روایت تاریخ شفاهی، روایتی کامل نیست و نمیتوان چنین انتظاری از آن داشت.
غلامرضا عزیزی
در عصر حاضر، تاریخ شفاهی به دلایلی همچون یکسویه بودن، کمبود و یا گُمبود اسناد و مدارک، و نیز قرار گرفتن فرد/افراد در خارج از دامنه تاریخنگاری رسمی (به دلایلی چون قرار داشتن در اقلیتهای قومی، نژادی، مذهبی، جنسیتی، ...) رونق گرفته است؛ زیرا این مصاحبهها میتوانستند اسناد و مدارکی را که ناقص و یا گنگ بودند، گویا ساخته و به اطلاعات مندرج در آنها عمق ببخشند. گمان میکنم در بسیاری از موارد همین نقش را اسناد و مدارک، برای مصاحبههای تاریخ شفاهی ایفا میکنند؛ زیرا این مصاحبهها نهفقط برای صحتسنجی و راستیآزمایی که برای گویاشدن نیز نیاز به مراجعه مورخ به اسناد و مدارک دارند. به این دو دلیل مصاحبههای تاریخ شفاهی بهتنهایی نمیتوانند همۀ ابعاد واقعه را مشخص کنند.
سید محمدصادق فیض
تاریخ شفاهی همچون سایر ابزار مطالعات تاریخی نمیتواند بیانگر و پوششدهنده تمامی ابعاد واقعه شود. چرا که نه دانای کل است و نه جامع. بلکه نشاندهنده بخشی از کل است. این بخش تنها در کنار سایر ابزار میتواند تبدیل به تاریخی جامع شود.
انتظاری هم از آن نیست زیرا راوی، خود محدود است و مصاحبهکننده باید او را هرچه بیشتر به درون هزارتوی خاطرات ببرد تا نکات بیشتری را کاوش کند و بر غنای کار بیفزاید، هر چند هرگز کامل نخواهد شد. بر این بیفزاییم که راوی با زیرکی، برخی موارد را کتمان و برخی دیگر را بزرگ یا کوچک جلوه میدهد.
هوش مصنوعی
خیر، تاریخ شفاهی بهتنهایی نمیتواند همۀ ابعاد یک واقعه را پوشش دهد. این روش، گرچه به روایتهای زنده، احساسات و جزئیات نادیده از چشماندازهای فرودستان دست مییابد، اما ذاتاً گزینشی، متکی بر حافظه، متأثر از منبع، و محدود به شاهدانی است که در دسترساند. برای پوشش کامل، باید با اسناد مکتوب، دادههای آماری، شواهد مادی و تحلیلهای چندسویه تکمیل شود. تاریخ شفاهی، مکملی حیاتی است، نه جایگزینی برای کل حقیقت.(deepseek)
تعداد بازدید: 11
http://oral-history.ir/?page=post&id=13345
