بررسی تفاوت‌ها در روش تاریخ شفاهی انقلاب و جنگ

حسن بهشتی‌پور

16 تیر 1405


نویسندۀ محترم اطلاع دادند که در معرفی منابع و ویراستاری این مقاله، از هوش
مصنوعی DeepSeek بهره گرفته شده است.

مقدمه

تاریخ شفاهی انقلاب اسلامی و تاریخ شفاهی جنگ تحمیلی عراق علیه ایران، هر دو از ارکان بنیادین ثبت روایت‌های غیر رسمی از دو دوره حساس تاریخ معاصر ایران هستند. اما آیا روش‌های گردآوری، مصاحبه و تدوین در این دو حوزه یکسان هستند؟

اگرچه در ظاهر و گاهی در اجرا بسیاری از پژوهشگران و تدوین‌گران از الگوهای روش‌شناختی مشابه در هر دو حوزه استفاده می‌کنند، در عمل تفاوت‌های عمیق و بنیادینی میان این دو وجود دارد که تعمیم یک روش به هر دو حوزه، نه‌تنها دقیق نیست، بلکه می‌تواند به تحریف روایت یا حذف صداهای مهم بینجامد. مسئله اصلی اینجاست که تاریخ شفاهی انقلاب عمدتاً با راویان «در دسترس» و روایت‌های «پیروزمندانه» سروکار دارد، اما تاریخ شفاهی جنگ با «راویان پنهان»، «حافظه آسیب‌دیده» و «تکثر خرده‌روایت‌ها» مواجه است. این تفاوت، نه‌تنها در سطح دسترسی، بلکه در سطح تجربه زندگی، ساختار روایت، نقش مصاحبه‌گر و اخلاق ثبت خاطره تأثیر می‌گذارد.

این یادداشت به بررسی دگرگونی روش در تاریخ شفاهی انقلاب و جنگ می‌پردازد؛ از تفاوت‌های «دسترسی به راوی» تا «ساختار روایی»، از «عاملیت کنشگرانه» در برابر «واکنش تحمیلی»، از «حافظه متمرکز ملی» در برابر «حافظه‌های محلی متکثر»، و از «ثبت نزدیک به رخداد» تا «روایت تأخیری پس از تروما».

مقصود از این تمایزها، تفکیک مطلق دو حوزه نیست، بلکه اشاره به گرایش‌های غالب روش‌شناختی در هر یک از آنهاست. درک این تمایزات، نه‌تنها روش پژوهش‌گر را اصلاح می‌کند، بلکه اخلاق روایت‌گری را نیز دگرگون می‌سازد.

۱. موقعیت راوی: از «میزبانی» تا «جست‌وجو»

پیروزی انقلاب، فضایی از اقبال عمومی نسبت به ثبت خاطرات ایجاد کرد. بسیاری از کنشگران سیاسی و حتی مردم عادی، با افتخار آماده بودند روایت خود را برای تدوین‌گران تاریخ شفاهی نقل کنند. بنابراین، در مقایسه با تاریخ شفاهی جنگ، دسترسی به بخش مهمی از راویان انقلاب آسان‌تر بود؛ هرچند برخی گروه‌ها همچنان در حاشیه یا سکوت باقی ماندند.

اما کسانی که درگیر جنگ تحمیلی بودند مانند رزمندگان، خانواده‌ها، امدادگران، اهالی مناطق جنگی، اغلب به دلایل مختلفی چون سختی بیان خاطرات، احساس بی‌تأثیری روایت خود، یا فقدان فضای رسمی برای بیان، در دسترس نیستند و کمتر حاضر می‌شوند روایت‌های خود را با تدوین‌گران و مصاحبه‌کنندگان تاریخ شفاهی در میان بگذارند. در نتیجه مصاحبه‌کننده تاریخ شفاهی جنگ ناچار است با حوصله اعتمادسازی کند و به «جستجوی راوی» برود. این تفاوتِ «دسترسی»، اولین و بنیادی‌ترین تمایز روش‌شناختی است.[1]

۲. ساختار روایی: «فرایند پیروزمندانه» در برابر «پدیدۀ پرنوسان»

تاریخ شفاهی انقلاب غالباً پیرنگ (طرح داستانی) خطی و صعودی دارد؛ از اعتراضات تا پیروزی. راویان، حتی اگر در میانه‌های راه دچار تردید بوده‌اند، روایت خود را در امتداد یک کلیتِ موفق تعریف می‌کنند. این مسئله باعث می‌شود خاطرات، رنگ و بوی «قطعی‌گرایی تاریخی» پیدا کنند. البته استثناهایی نیز وجود دارد؛ روایت‌هایی از شکست، تردید، حذف‌شدگی و سرخوردگی در میان گروه‌های سیاسی مغلوب یا اقلیت‌ها هم ممکن است وجود داشته باشد.

در مقابل، در روایت‌گری جنگ ما با فراز و نشیب بدون پایانِ واحد روبرو هستیم، زیرا هر راویِ جنگ تنها یک تکه از یک پازلِ بزرگ را در اختیار دارد. یک رزمنده در عملیات خاص، یک پزشک در بیمارستان صحرایی، یا یک مادرِ شهید، هرکدام «پیروزی» و جنگ را به شکلی متفاوت تعریف می‌کنند. برخی روایت‌ها تلخ، برخی افتخارآمیز، و برخی آمیخته با پرسش‌اند. تاریخ شفاهی جنگ، در سطح تجربه‌های زندگی در دوران جنگ، خرده‌روایت‌های متکثرتری نسبت به انقلاب تولید کرده است؛ یعنی با مجموعه‌ای از خرده‌روایت‌ها سروکار داریم که جمع‌بندی آن‌ها دشوار است.[2]

در انقلاب (روایتِ کنشگرِ سیاسی):

کتاب «عزت شاهی» که خاطرات عزت‌الله مطهری معروف به عزت شاهی را روایت می‌کند، نمونه‌ای از تاریخ شفاهیِ انقلاب است که در آن راوی از جایگاه یک کنشگرِ سیاسی به رویدادها نگاه می‌کند. در متن پشت جلد می‌خوانیم:

«اتاق شماره ۲۲ کمی شیب داشت و کف آن خیس بود. مرا که لخت مادرزاد بودم کف اتاق نشاندند و گفتند: بنویس. من دو زانو نشستم و با یک دستم ستر عورت کردم و با دست دیگرم خودکار را گرفته بودم. از زور سرما دندان‌هایم به هم می‌سایید. از دماغ و دهانم بخار بلند می‌شد. دست و بدنم می‌لرزید. نمی‌توانستم چیزی بنویسم. سرما در بدنم رسوخ کرده به مغز استخوانم رسیده بود. با لرز و بریده‌بریده گفتم: نمی‌توانم بنویسم».[3]

۳. ریشۀ کنش جمعی: «خودجوشیِ آگاهانه» در برابر «تحمیلِ ناخواسته»

در انقلاب، کنشگریِ انتخابی کاملاً حس می‌شود. حضور بخش بزرگی از مردم در روند انقلاب، تا حد زیادی مبتنی بر انتخاب و آگاهی سیاسی بود. تاریخ شفاهی این دوره، روایت «ایستادگی» در برابر مستبدان و حامیان خارجی آنها است؛ مردمی که در اعتراض به ظلم و تبعیض و ناکارآمدی حکومت تصمیم به تغییر نظام حکومت گرفتند. بنابراین روحِ حاکم بر خاطرات، «عاملیت» و «فاعلیت» است.

اما در مقابل، در جنگ تحمیلی صدام به ایران، ما در برابر یک واقعیت تحمیلی قرار داریم. جنگ به‌عنوان یک رخداد تحمیلی آغاز شد، اما واکنش جامعه به آن طیفی از انتخاب آگاهانه، تکلیف‌مداری، دفاع میهنی و مشارکت داوطلبانه را دربرگرفت. چه آن‌هایی که برای دفاع از کشور مستقیماً به جبهه رفتند، چه آن‌هایی که در پشت جبهه از هیچ اقدامی برای پشتیبانی از رزمندگان دریغ نکردند، و چه آن‌هایی که ناخواسته در برابر تبعات جنگ مثل بمباران و موشک‌باران شهرهای بی‌دفاع قرار داشتند.

به همین دلیل در روایت‌گری تاریخ شفاهیِ جنگ، ما اغلب شاهد روایت «واکنش» هستیم؛ نه صرفاً کنشِ از‌پیش‌طراحی‌شده. البته این به معنای نفی عاملیت در جنگ نیست؛ بسیاری از روایت‌ها سرشار از انتخاب‌های میدانی، ابتکارهای تاکتیکی و تصمیم‌های فردی هستند. اما غلبه، روایت واکنشی است. این تفاوت باعث می‌شود زبان روایتِ جنگ، بیشتر از جنس «بقا»، «مقاومتِ ناخواسته» و «تکلیف» باشد تا «شورِ انقلابیِ بی‌حساب».[4]

۴. گسترۀ سوژه‌ها: «بخشی از مردم» در برابر «همۀ مردم»

اگرچه انقلاب مردمی بود، اما همه مردم را در بر نمی‌گرفت. یک گروه پیشرو با هدایت روحانیت و در راس همه امام خمینی حرکت را آغاز کرد و رفته‌رفته بر تعداد آنها افزوده شد، به طوری که تقریباً در ماه‌های پایانی پیروزی انقلاب حضور مردم در خیابان‌ها میلیونی شد. با این حال، روایتِ شفاهیِ آنها غالباً بر گروه‌های سیاسی، روحانیت، روشنفکران و بازاریان متمرکز است. بخش‌هایی مانند روستاییانِ دورافتاده کمتر در این تاریخ حضور داشتند.

ولی در مقابل، جنگ دامنه‌اش تمامیِ اقشار، سن‌ها، مناطق و حتی جنسیت‌ها را دربرمی‌گرفت. از کودکِ آبادانی تا پیرمردِ اصفهانی، از کارگرِ پالایشگاه تا عشایرِ غرب کشور. بنابراین تاریخ شفاهی جنگ، ذاتاً زمینه‌ای برای تنوعِ صداهاست؛ به شرط آنکه پژوهشگر به سراغ آنها برود. این گستردگی، هم فرصت است و هم چالش.  همچنین در تاریخ شفاهی جنگ، به دلیل حضور پررنگ نهادهای حافظه‌ساز و فرهنگی، مفهوم «اقتدار مشترک» مایکل فریش اهمیت بیشتری می‌یابد؛ زیرا روایت نهایی حاصل تعامل میان راوی، مصاحبه‌گر، تدوینگر و نهاد حامی پروژه است. [5]

۵. محوریتِ محتوا: «سیاستِ نخبگانی» در برابر «جامعه‌شناسیِ زیسته»

تاریخ شفاهیِ انقلاب، بیشتر حول تصمیم‌گیری‌ها، مبارزات، ائتلاف‌ها و گسست‌های سیاسی می‌چرخد. راویانِ اصلی معمولاً فعالان سیاسی هستند و خاطرات آنها از جنس روایتِ قدرت و کشمکش بر سر آن است. محسن کاظمی، از پیشگامان تاریخ شفاهی انقلاب، در تدوین کتاب «خاطرات احمد احمد» از بررسی صدها سند و منابع شفاهی مختلف بهره برده تا «چیزی پنهان نماند». این کوشش گسترده برای گردآوریِ روایت‌های پراکنده، نشان‌دهندۀ آن است که حتی در انقلاب نیز -که به‌گمانِ نخست، راویان در دسترس هستند- پژوهشگرِ تاریخ شفاهی ناچار از جستجو و کاوش است. بااین‌حال، تفاوت در این است که در انقلاب، راویانی چون احمد احمد خود پیش‌قدمِ روایت می‌شوند، درحالی‌که در جنگ، پژوهشگر باید سال‌ها به‌دنبالِ راویانِ پنهان بگردد.

در تاریخ شفاهیِ جنگ، علاوه بر بررسی تحولات جبهه جنگ از لحاظ نظامی و سیاسی و روابط خارجی دوران جنگ، تمرکز بیشتر بر زندگیِ روزمرۀ مردم در بحران است: چگونه نان می‌پختند؟ چگونه مدرسه می‌رفتند؟ چگونه از مجروحان نگهداری می‌کردند؟ چگونه ترس و امید را مدیریت می‌نمودند؟ چگونه به جبهه‌ها کمک رسانی می‌کردند؟ در اینجا، تاریخ شفاهی به «مردم‌شناسیِ مقاومت» نزدیک‌تر است تا «تاریخِ سیاسیِ نخبگان».

کتاب «تنها گریه کن» روایتِ اشرف‌سادات منتظری، مادر شهید محمد معماریان، است. این روایت، تصویری از زندگیِ روزمرۀ یک زن است: از کودکی و ازدواج تا فعالیت‌های پشتیبانی از جبهه و سرانجام، شهادت پسرش. در اینجا، راوی نه یک کنشگرِ سیاسی که یک مادر است؛ روایت او از جنس «زیستِ اجتماعیِ در بحران» است، نه «تاریخِ سیاسیِ نخبگان». تفاوت در «صدا» و «حضور» راوی، کاملاً مشهود است.[6]

۶. از حافظۀ ملی به حافظه‌های محلی؛ از روایتِ مشترک تا روایت‌های متکثر

یکی از تفاوت‌های مهم میان تاریخ شفاهی انقلاب و تاریخ شفاهی جنگ، در نوع شکل‌گیری حافظۀ جمعی است. انقلاب اسلامی، به‌رغم تنوع گروه‌های مشارکت‌کننده، حول مجموعه‌ای از رخدادهای نمادین و مشترک شکل گرفت؛ رخدادهایی مانند قیام ۱۵ خرداد،چهلم های مکرر از 17 دی 1356 تا  واقعۀ ۱۷ شهریور، راهپیمایی بزرگ تاسوعا و عاشورا در آذر 1357، بازگشت امام خمینی به ایران و پیروزی ۲۲ بهمن. این نقاط عطف، به تدریج نوعی حافظۀ ملیِ نسبتاً متمرکز را پدید آوردند که بخش بزرگی از روایت‌های شفاهی انقلاب حول آن سامان یافته است. به همین دلیل، بسیاری از راویان انقلاب، حتی با وجود تفاوت‌های فردی، در بازگویی گذشته به مجموعه‌ای از نمادها، مفاهیم و خاطرات مشترک ارجاع می‌دهند.

اما در تاریخ شفاهی جنگ، وضعیت متفاوت است. اگرچه دفاع در برابر تجاوز عراق نیز به بخشی از حافظۀ ملی ایرانیان تبدیل شده است، اما تجربۀ جنگ در میان گروه‌های مختلف جامعه یکسان نبوده است. رزمندگان جبهه‌ها، آزادگان، جانبازان، خانواده‌های شهدا، ساکنان شهرهای مرزی، قربانیان حملات شیمیایی، امدادگران و نیروهای پشتیبانی هر یک حافظه‌ای متفاوت از جنگ در اختیار دارند. حافظۀ خرمشهر با حافظۀ سردشت یکسان نیست؛ تجربۀ یک اسیر جنگی با تجربۀ یک مادر شهید تفاوت دارد؛ و روایت زندگی در شهرهای موشک‌باران‌شده با روایت حضور در خطوط مقدم قابل تقلیل به یکدیگر نیست.

از این رو، تاریخ شفاهی جنگ بیش از تاریخ شفاهی انقلاب با تکثر حافظه‌ها و خرده‌روایت‌ها روبه‌رو است و پژوهشگر ناچار است برای دستیابی به تصویری جامع‌تر، این صداهای گوناگون را در کنار یکدیگر قرار دهد.[7]

۷. حافظۀ آسیب‌دیده و روایتِ تأخیری؛ تأثیر زمان بر بازسازی خاطرات

عامل زمان در تاریخ شفاهی انقلاب و جنگ نیز نقش متفاوتی ایفا می‌کند. بخش قابل توجهی از خاطرات انقلاب در سال‌های نزدیک به وقوع رویدادها ثبت و ضبط شد؛ زمانی که فاصلۀ میان تجربه و روایت هنوز چندان زیاد نبود و بسیاری از جزئیات در حافظۀ راویان زنده و فعال باقی مانده بود. در نتیجه، هرچند پدیده‌هایی مانند فراموشی یا بازسازی ذهنی خاطرات در این حوزه نیز وجود دارد، اما معمولاً شدت آن کمتر است.

در مقابل، بخش بزرگی از تاریخ شفاهی جنگ با فاصله‌ای طولانی از زمان وقوع رویدادها ثبت شده است. بسیاری از رزمندگان، آزادگان، جانبازان و خانواده‌های شهدا پس از گذشت دو یا سه دهه حاضر به سخن گفتن درباره تجربه‌های خود شده‌اند. این فاصلۀ زمانی، مصاحبه‌گر را با چالش‌های تازه‌ای روبه‌رو می‌کند؛ از جمله فراموشی برخی جزئیات، آمیختگی خاطرات شخصی با روایت‌های رسمی، بازسازی ذهنی رویدادها، و گاه سرکوب یا کتمان ناخودآگاه بخش‌هایی از گذشته، چالش های جدی بر سر راه هر پژوهشگر تاریخ شفاهی جنگ قرار می دهد.

افزون بر این، تجربۀ جنگ در بسیاری از موارد با آسیب‌های روانی و عاطفی همراه بوده است و همین امر بر شیوۀ یادآوری و بازگویی خاطرات تأثیر می‌گذارد. از این رو، تاریخ شفاهی جنگ بیش از تاریخ شفاهی انقلاب نیازمند توجه به مفهوم «حافظۀ آسیب‌دیده»، سکوت‌های معنادار، و روایت‌های تأخیری است؛ زیرا آنچه راوی نمی‌گوید، گاه به اندازۀ آنچه روایت می‌کند، برای فهم گذشته اهمیت دارد.[8]

۸. چالشِ «دسترسی» و «کتمان»

در انقلاب، راوی ممکن است به‌دلایلِ سیاسی یا مصلحت‌اندیشی، بخش‌هایی از خاطرات را کتمان کند. در جنگ، پژوهشگر برای دستیابی به روایتگر باید اعتمادسازی کند. اما حتی پس از دستیابی، راوی ممکن است به‌دلیلِ سختیِ خاطرات و نیز اعمال محدودیت‌ها از بیانِ برخی وقایع خودداری کند. این «کتمانِ ناخواسته»، خود یک چالشِ اخلاقیِ بزرگ است.

علاوه بر این، تحریف و کتمان واقعیت در هر دو نوع تاریخ‌روایتگری انقلاب و جنگ وجود دارد، اما جنس این دو یکی نیست. در تاریخ شفاهی انقلاب بیشتر شاهد نادیده گرفتن بقیه هستیم و یا روایت‌های صفر و صدی بدون در نظر گرفتن نقاط قوت و ضعف رژیم گذشته. اما در تاریخ شفاهی جنگ تحمیلی بیشتر شاهد بزرگ‌نمایی موفقیت رزمندگان اسلام و فرماندهان هستیم و کمتر به نقاط قوت و ابتکارات دشمن بعثی اشاره می‌شود و بیشتر حمایت‌های سایر کشورها از رژیم بعثی عراق برجسته‌سازی شده است. برای نمونه در همایش‌های تخصصی تاریخ شفاهی، بر این نکته تأکید شده که «خاطرات تحریف‌شده در تاریخ شفاهی جنگ، خطرناک‌تر از میدان مین است». این تعبیرِ تند، نشان‌دهندۀ حساسیتِ اخلاقیِ ثبتِ روایتِ صحیح است؛ چراکه یک خاطرۀ نادرست، می‌تواند به‌جای روشن‌گری، به تحریفِ حقیقتِ تاریخی بینجامد.[9]

نتیجه‌گیری

به‌نظر می‌رسد تاریخ شفاهیِ انقلاب، بیشتر از جنس تاریخِ پیروزی است؛ روایتی که در آن راوی، قهرمانِ داستانِ خودش است. اما تاریخ شفاهیِ جنگ، از جنس تاریخِ زیستن است؛ روایتی که در آن راوی، گاه قربانی، گاه قهرمان، و گاه فقط یک انسانِ سرگردان در میان آتش است. درک این تفاوت، نه‌تنها به روشِ پژوهش ما جهت می‌دهد، بلکه به ما یادآوری می‌کند که هر دوره، اخلاقِ روایتِ خاص خود را می‌طلبد.

اگر تاریخ شفاهیِ انقلاب، روایتِ «قهرمانانی» است که مشتاق‌اند و از پیروزیِ خود می‌گویند، تاریخ شفاهیِ جنگ، روایتِ «انسان‌هایی» است که باید به‌دنبالشان گشت؛ انسان‌هایی که روایتشان نه یک پیروزیِ واحد، که مجموعه‌ای از زیستن، از دست دادن، امیدوار بودن و ادامه دادن است. شاید درسِ بزرگِ تاریخ شفاهی جنگ برای بازخوانیِ انقلاب، این باشد که هر روایتی، صرف‌نظر از جایگاهِ سیاسیِ راوی، گوشه‌ای از حقیقتِ یک «تجربۀ زیسته» را در خود دارد و ما برای رسیدن به تصویری جامع‌تر، ناچار از شنیدنِ همۀ این صداها هستیم؛ صداهایی که گاه، سال‌ها در سکوت مانده‌اند.

کلام آخر اینکه تفاوت میان تاریخ شفاهی انقلاب و جنگ صرفاً تفاوت موضوع نیست، بلکه تفاوت در نوع راوی، شیوه دسترسی به او، ساختار حافظه، نسبت فرد با رویداد، میزان آسیب‌دیدگی خاطره و تنوع تجربه‌های زیسته است. از این رو نمی‌توان روش‌های تدوین تاریخ شفاهی انقلاب را بدون تعدیل و بازنگری به حوزه جنگ تعمیم داد. تاریخ شفاهی جنگ نیازمند رویکردی حساس‌تر به حافظه، سکوت، تروما، خرده‌روایت‌ها و تجربه‌های روزمره است؛ در حالی که تاریخ شفاهی انقلاب بیشتر با بازسازی کنش سیاسی و شکل‌گیری حافظه جمعی یک جنبش اجتماعی سروکار دارد.

 

منابع و مآخذ


[1] Thomson, Paul. The Voice of the Past: Oral History. 3rd ed. Oxford: Oxford University Press, 2000. https://www.google.com/books/edition/The_Voice_of_the_Past/kjkOvgAACAAJ?hl=en&kptab=overview

[3] کاظمی، محسن، خاطرات عزت‌الله مطهری (عزت ‌شاهی)، تهران، سوره مهر، ۱۳۸۶.

[4] Portelli, Alessandro. The Death of Luigi Trastulli and Other Stories: Form and Meaning in Oral History. Albany: State University of New York Press, 1997.

https://books.google.com.ag/books?id=Sq2SREkEnhsC&printsec=copyright#v=onepage&q&f=false

 

[5] Frisch, Michael. A Shared Authority: Essays on the Craft and Meaning of Oral and Public History. Albany: State University of New York Press, 1990.

https://www.google.com/books/edition/A_Shared_Authority/2e5mpiAeUF0C?hl=en&gbpv=1

 

[6] اسلامی، اکرم، تنها گریه کن، روایت زندگی اشرف‌سادات منتظری؛ مادر شهید محمد معماریان، انتشارات حماسه یاران، تهران 1400.

[7] Halbwachs, Maurice. On Collective Memory. Edited and translated by Lewis A. Coser. Chicago: University of Chicago Press, 1992. https://www.jstor.org/stable/2781705

[8]Firouzkouhi, Mohammadreza, et al. «Experiences of Civilian Nurses in Triage during the Iran-Iraq War: An Oral History. » Chinese Journal of Traumatology 20, no. 5 (2017): 288–292.

https://www.sciencedirect.com/science/article/pii/S1008127516303911



 
تعداد بازدید: 15



http://oral-history.ir/?page=post&id=13350