عبور از آخرین خاکریز - 24

دکتر احمد عبدالرحمن

27 تیر 1405


همه به وحشت افتاده و سراسیمه به جستجوی پناهگاهی پرداختند. باور کنید چیزی رعب‌انگیزتر و وحشتناک‌تر از پرواز یک جنگنده از ارتفاع پایین به قصد تهاجم نیست. ولی این هواپیما مطلقاً اقدام به گشودن آتش نکرد. بلکه فقط به پرواز سریع از بالای سر نیروهای عراقی مستقر در منطقه اکتفا کرد. گویا در حال انجام مأموریت شناسایی بود. ولی هنگام دور زدن به قصد مراجعت در معرض پرتاب چند فروند موشک ضد هوایی قرار گرفت که یکی از آنها به دم هواپیما اصابت نمود ولی توانست خود را با همان وضع به داخل خاک ایران بکشاند و گویا در آنجا سقوط کرد.

اخبار واصله از مجروحین و ماشین‌های حامل آذوقه به جبهه، حکایت از آن داشت که واکنش ایران از روز هشتم سپتامبر رو به شدت گذاشت و خمپاره‌ها و بمب‌ها همانند باران بر سر نیروهای مستقر در تپه فرود آمد. تنها در روز سه‌شنبه 9 ستپامبر بود که رادیو بغداد دیوار سکوت را شکست تا ضمن پخش اولین اطلاعیه منتشره از سوی سخنگوی وزارت دفاع در مورد رخدادهای جاری در مناطق مرزی، آزاد شدن پاسگاه‌ها مناطق مرزی تحت کنترل نیروهای ایران را به شهروندان نوید دهد و در روزهای بعد نیز اخبار مربوط به آزاد شدن مناطق زین‌القوس، «سیف سعد»، «فکه»، «خضر»، «هیله»، «هنجیره» و دیگر مناطق، از طریق رادیو به اطلاع شهروندان رسید و برای اولین بار ملت عراق مطلع گردید که بخش‌هایی از اراضی عراق تحت اشغال نیروهای ایرانی قرار داشت!! سؤال این است که چرا دولت ناسیونالیست بعثی هیچگونه تدبیری برای باز پس گرفتن زمین‌های خود قبل از پیروزی انقلاب اسلامی اتخاذ نکرد؟!

بعد از گذشت چند روز که آرامش و ثبات در خانقین حکم‌فرما شد، دستوراتی در مورد مراجعت به درمانگاه دریافت کردیم. من بعد از گرفتن مرخصی کوتاه مدت عازم بغداد شدم تا ضمن دیدار با اعضای خانواده‌ام اتفاقاتی را که رخ می‌داد برای آنان تعریف کنم. برخی از آنها گفته‌های مرا باور نمی‌کردند و این تصور را داشتند که من مبالغه می‌کنم؛ خصوصاً اینکه از تمایلات نسبی من به رژیم ایران و دشمنی و مخالفتم با رژیم بعثی اطلاع داشتند. ولی به طور کل نگران سرنوشت من و اوضاع آینده بودند.

اصولاً برای هر انسان عاقلی واضح و روشن بود که روزهای آینده آبستن حوادث و رخدادهائی خواهد بود. ولی دقیقاً چه اتفاقاتی در آینده رخ خواهد داد بر کسی روشن نبود. آیا پایه‌های نظام حاکم بر ایران درهم فرو می‌ریزد و یا بالعکس دوام و قوام بیشتری پیدا می‌کند؟ این پاسخ من به سؤال نگران‌کننده یکی از افراد پرسنل درمانگاه بود. من برخلاف ادعاهای رسانه‌های تبلیغاتی بین‌المللی در مورد آسیب‌پذیری نظام اسلامی مطلقاً چنین تصوری نداشتم و مایل هم نبودم چنین تصوری داشته باشم، ولی به گونه‌ای به سؤال همکارم پاسخ دادم که گویای طرفداری من از ایران - که آن روزها امر بسیار خطرناکی محسوب می‌شد- نباشد. من با تمام وجودم اطمینان داشتم که نظام اسلامی در برابر اراده نظام کافر بعثی مذهب عراق سر فرود نخواهد آورد، در غیر این صورت وجهه خود را از دست خواهد داد. اینک مطمئنم که آن نه یک تصور و پیش‌بینی، بلکه یک امید و آرزو بود. من امیدوارم روزی شاهد سقوط فرعون بغداد و مجازات او به خاطر ارتکاب جنایات متعدد در حق عراقی‌ها، ایرانی‌ها و بسیاری از ملل کشورهای منطقه باشم.



 
تعداد بازدید: 11



http://oral-history.ir/?page=post&id=13354