نگاهی به کتاب گمنام بیقرار
غلامرضا عزیزی[1]
27 تیر 1405
■ گمنام بیقرار: تاریخ شفاهی زندگی و مبارزات شهید سیدحسین علمالهدی
■ تالیف: مرضیه بیگیزاده
■ تهران: مرکز اسناد انقلاب اسلامی
■ چاپ اول: 1403، 268 صفحه
کتاب «گمنام بیقرار» پس از مقدمه و پیشگفتار در چهار فصل سامان یافته است. فصل اول به پیشینۀ خانوادگی، ولادت، تحصیلات و شروع مبارزات شهید سید حسین علمالهدی اختصاص یافته و فصل دوم وقایع زندگی و مبارزات سیاسی ایشان از بازگشت به اهواز تا رفتن به تهران و طرح ترور ژنرال هایزر را دنبال کرده است. نویسنده در فصل سوم فعالیتهای این شهید را پس از پیروزی انقلاب اسلامی تا هنگام شهادتش پی گرفته و فصل چهارم را به بیان ویژگیهای اخلاقی نامبرده اختصاص داده است. سرانجام خلاصهای از مطالب بیان شده در قسمت پایانی کتاب با عنوان «سخن آخر» آمده است. کتاب با ضمائم (تصویر اسناد و عکسها)[2]، کتابنامه و نمایه پایان یافته است. با این توضیح، ساختار کتاب بهطور کلی مناسب به نظر میرسد. بخشبندی و فصلبندی کتاب متناسب با متن است. شکل کتاب از منظر ویژگیهای ظاهری کتاب: قلمآرایی، حروفچینی، صفحهآرایی، تصویرسازی، طرح روی جلد، نیز خوب است. قطع کتاب با قالب اثر تناسب دارد و بهطور کلی کیفیت چاپ و صحافی کتاب خوب انجام شده است.
در «گمنام بیقرار» پژوهشگر- مؤلف محترم کوشیده تا علاوه بر مصاحبه، از منابعی نظیر اسناد، روزنامهها و سایر آثار پژوهشی برای راستیآزمایی مطالب گردآمده و تحلیل آنها و نیز دلیل تفاوت قرائتها (مثلاً زیرنویس 2 در صفحه 44) بهره گیرد؛ و این نکتهای است که خود مؤلف محترم متذکر شده است که باعث تفاوت کتاب مورد بحث با آثاری[3]میشود که پیش از این دربارۀ شهید سیدحسین علمالهدی به رشتۀ تحریر درآمدهاند.[4]
نوع پژوهش، «تاریخ شفاهی زندگینامهای» از راه مصاحبه با بستگان، آشنایان و همرزمان فردی است که در زمان تألیف کتاب در قید حیات نیست (و با بالهای شهادت به ملکوت اعلی پیوسته است). بدینترتیب نویسنده محترم بهنوعی «تاریخنگاری شفاهی زندگینامهای شخص ثالث» دست زده است.
مصاحبهها با یازده تن از اقوام، همرزمان و دوستان شهید انجام شده است. متن کتاب روان و مستند میباشد و شفاهیت آن بهخوبی حفظ شده است.
مصاحبههای انجامشده با این نکتۀ منفی همزاد شدهاند که تنی چند از مصاحبهشوندگان با این پیششرط که نام اصلی آنان فاش نشود، حاضر به مصاحبه شدهاند. نخست آنکه با توجه به مطالب مطرحشده توسط این افراد، ضرورت استفاده از برخی مطالب بیانشده (که اطلاعات جدید و مهمی را به دانستههای قبلی نمیافزاید، آن هم با نام مستعار) برای خواننده مشخص نیست. ضمن آنکه نقلقول از «فاعل ناشناس» نهتنها به مرجعیت اثر کمک نمیکند؛ بلکه در مقابل، قابلیت استناد این قبیل سخنان را زیر سؤال میبرد. زیرا هر فردی میتواند هر نکتهای را از هر شخصی نقل کند؛ بدون آنکه بگوید که گوینده کیست و در چه زمانی و در کجا این مطلب گفته شده است و مستند این گفتگو در کجا نگهداری میشود.
گویاسازی. تدوینگران مصاحبههای تاریخ شفاهی در هنگام ارائه مصاحبهها در قالب کتاب، در مواردی برای فهم بهتر «متن»، دست به گویاسازی میزنند که در کتاب گمنام بیقرار نیز این امر دیده میشود. در این کتاب از میان سه نوع زیرنویسهای ارجاعی، توضیحی و راستیآزمایی، دو گونۀ توضیحی و راستیآزمایی در راستای گویاسازی انجام شده است.
نخستین نقطۀ ضعف زیرنویسهای توضیحی (که با نیت معرفی اشخاص انجام شدهاند) آن است که فاقد ارجاع هستند.
همچنین در برخی زیرنویسهای توضیحی، نوعی تکرار و گویاسازی افراطی دیده میشود. برای نمونه:
- در صفحه 23 کتاب، روایتهای متفاوت دربارۀ سال فوت آیتالله علمالهدی ذکر شده، ولی بدون نتیجهگیری رها شده است.
- جواد زرگران دو بار معرفی شده است (ص38، زیرنویس 1 و ص41، زیرنویس 3).
- سید احمد موسویفر نیز در صفحههای 71-72 از زبان خودش معرفی میشود. درصورتیکه در همان صفحه 71 در زیرنویس نیز معرفی شده است؛ بدون آنکه مطلب مندرج در زیرنویس، اطلاعات بیشتری از متن داشته باشد.
- یا مثلاً در صفحه 112 از قول آقای محسن اشعری گفته شده «... داماد ما، حاج محمد یحیوی ...» و در زیرنویس همان صفحه، دوباره حاج محمد یحیوی بهعنوان داماد خانوادۀ آقای اشعری معرفی شده است؛ بدون آنکه توضیح بیشتری از آنچه که در متن آمده، ارائه شود.
- در صفحه 145 اشاره شده گویا «نویسندهای لبنانی مشابه این کار را انجام داده است» اما موضوع بدون توضیح بیشتری رها شده است.
در گویاسازیهای انجام شده، تقدم و تأخر نیز دیده میشود. برای مثال:
- از محمدحسین سعادتی (نام مستعار) نخستین بار در صفحه 77 یاد شده، ولی در زیرنویس صفحه 105 اطلاعاتی دربارۀ او ارائه، و به اصطلاح این نام گویاسازی شده است.
- در زیرنویس شماره 3 صفحه 80 به «جریان لینگ و نقشینه» اشاره شده، درصورتیکه جریان ترور «لینگ» بعداً در صفحه 103 زیرنویس شماره 2 آمده، ولی به جریان «نقشینه» اشارهای نشده است.
- علاوه بر نقشینه، مواردی دیگر از نپرداختن به موضوع مطرح شده، یا معرفی نکردن شخص نام برده شده در متن، به چشم میخورد. مثلاً در زیرنویس صفحه 34 از آیتالله محمدمهدی ربانیاملشی نام برده شده ولی گویاسازی نشده و همچنین منظور از «آیات روز راهپیمایی» (ص26) بیان نشده است
از سوی دیگر ناهمگونی در معرفی افراد و موضوعات در گویاسازی دیده میشود. برای مثال برخی در یک جمله کوتاه معرفی شدهاند (نظیر: غیور اصلی در ص168، زیرنویس 3 یا محسن نوذریان در ص175، زیرنویس 1) و برخی دیگر نظیر غائله خلق عرب طولانیترین زیرنویس کتاب را (ص151-153) به خود اختصاص داده است.
در مقابل گویاسازیهای توضیحی، گویاسازیهایی که بهمنظور راستیآزمایی در کتاب انجام شده، کاملتر (منطقی، مستدل و مستند) هستند. اما گویاسازی مطلوب چیست و چگونه باید انجام شود؟
گویاسازی همچنان که از این اصطلاح برمیآید بهمعنی گویا ساختن و ارائه تصویری روشن از گفتهای مبهم، کمکاربرد یا کمتر معرفیشده در هنگام مصاحبه است. به دیگر سخن گویاسازی در تاریخ شفاهی معمولاً در معنی ارائه مطالب مستندی است که تدوینگر در مورد اشخاص (نه مشاهیر)؛ مکانها (با اشتهار کمتر)؛ مفاهیم، اصطلاحات و عبارات نامفهوم بیانشده در مصاحبه؛ ارائه تاریخ دقیق رخداد مورد اشاره راوی؛ اشاره به آیات و روایات نقل شده در متن؛ رد،[5] اصلاح و تکمیل مطلب گفتهشده در جلسه مصاحبه و نظایر آن، بهمنظور برقراری ارتباط راحتتر خوانندگان با متن و دریافت توضیحات اضافی و با هدف رفع ابهام از متن یا ارائه اطلاعات بیشتر به خواننده، فراهم میآورد. در گویاسازی علاوه بر موارد فوق، میتوان تناقضها و تفاوتهای روایت راویان را از یک موضوع نیز بیان کرد. در گویاسازی دستکم سه نکته را باید مد نظر داشت: گزیدهنویسی، مستندنویسی و همساننویسی.
گزیدهنویسی. گویاسازی نباید به توضیح و تشریح افراطی و آوردن مطالب اضافی و کم ارزش، مطالب حاشیهای و سلیقهای، مطالب احساسی و ذهنی و اطلاعات پراکنده کشیده شود. مثلاً اگر مصاحبهشونده در مصاحبه خود از خرمشهر و زاهدان نام ببرد، توضیح دربارۀ این دو شهر، شرحافراطی به شمار میرود؛ زیرا کمتر کسی است که نام این دو شهر را نشنیده باشد و نداند در کجا قرار دارند؛ پس در گزیدهنویسی سعی میشود با کمترین واژگان، «مطلب» را معرفی کرد.
از طرف دیگر باید توجه داشت که گزیدهنویسی نباید بهگونهای باشد که به کمنویسی و چشمپوشی از مطلبی مرتبط و اساسی منجر شود بهنحوی که به روشنشدن مسئله لطمه بزند. به قول قدما: باید از ایجاز مخل و اطناب ممل پرهیز کرد.
مستندنویسی. در گویاسازی باید این قاعده که لازمۀ تدوین و نگارش هر اثر تاریخی است، نیز رعایت شود. از اینرو توضیحات را باید بر اساس منابعی همچون فرهنگهای اختصاصی، دایرهالمعارفهای تخصصی و کتابهای مرجع هر رشته، اسناد و یا سایر کتابهای معتبر ارائه داد.
همساننویسی. در گویاسازی باید همسان و همتانویسی نیز رعایت شود. ضرورت دارد توضیحاتی که دربارۀ «مطلب»های مشابه در متن (مانند اشخاص، اصطلاحات و رخدادها) نوشته میشود از تناسب برخوردار باشند. مثلاً فردی را در یک خط معرفی نکنیم و فرد دیگر را در نیمصفحه. در این صورت باید گویاسازی حد مشخصی را رعایت کرده و برای حصول اطمینان از دوریگزیدن از کمنویسی یا زیادنویسی، در یک محدوده مشخص حداقل و حداکثری برای نگارش، در نوسان باشد.
● ● ●
به کتاب «گمنام بیقرار» بازگردیم.
هرچند نامها و موضوعهای مهم مندرج در کتاب، در قالب نمایه ارائه شدهاند، اما در بخش نمایۀ کتاب دو ایراد راه یافته است:
نخست آنکه مشاهده شد برخی اسامی به کار رفته در زیرنویسها، در نمایه آورده نشده است. برای نمونه درهگرگ، بروجرد، عراق، سوریه (زیرنویس 2، ص131) پاوه، سازمان پیشمرگان کرد مسلمان، قصرشیرین، سرپل ذهاب، کردستان، یاسر عرفات (زیرنویس ص132) در نمایه موجود نیست.
دوم آنکه شماره صفحههای نمایه مرتبط با اسامی موجود از صفحه 68 کتاب به بعد، اشتباه درج شده است. در واقع بهنظر میرسد که به شمارۀ هر صفحه از 68 به بالا، در نمایه دو صفحه اضافه شده است. برای مثال بر اساس نمایه، «مالک اشتر» در صفحه 100 کتاب قرار دارد؛ درصورتیکه این نام در صفحه 98 کتاب آمده است (و بنابر این در هنگام جستجوی اسامی و نامها بر اساس نمایه، از صفحه 68 به بالا، باید 2 صفحه را کم کرد).
علاوه بر مواردی که بیان شد، بر خلاف همۀ زحمتی که نویسنده محترم کشیده است، باز اندک لغزشهای نگارشی و ویرایشی در متن بهچشم میخورد. برای مثال:
- خطا در کاربرد علائم سجاوندی؛ مانند: چنین بود» حمله... (ص 11، زیرنویس؛ بهجایِ: چنین بود: حمله ...)
- غلط تایپی: لشگر (بهجایِ: لشکر؛ ص37، زیرنویس2)، هواز (بهجایِ: اهواز؛ ص105، زیرنویس 2)، سا،ل (ص44، زیرنویس 2؛ بهجایِ: سال)، از زنده ای (بهجایِ: ارزندهای؛ ص144، زیرنویس 2)، اشت (بهجایِ: داشت؛ ص167، زیرنویس 2)؛ یبرون (بهجایِ: بیرون؛ ص173).
- خطای فاصلهگذاری؛ مانند: میشود (ص31، زیرنویس 3)؛ می پرداخت (ص162، زیرنویس 3)، سخنرانی های (ص213)، انجمنه ای اسلامی (ص257)؛ ومذهبی، ازمساجد، آغازکرد، ازدوستان (ص31، زیرنویس 3)،
- «مصاحبه با مصاحبه با» (ص27، زیرنویس)
- «گفته میشود آمده است که ...» (ص142، زیرنویس 2) گفته میشود و آمده است هر دو در یک معنی و یکی از آن دو زائد است.
- در فهرست مصاحبهها شماره شش، جلسه دوم صحیح است.
- در زیرنویس صفحه 177 به «عکس شماره 13» ارجاع داده شده است؛ درصورتیکه عکسها فاقد شماره هستند.
و سرانجام آنکه اصطلاح «کودتای نوژه» که در صفحه 158 کتاب بهکار رفته، غلطِ مصطلح است که بهجایِ کودتای نقاب به کار رفته است. بعد از گذشت بیش از چهار دهه از آن رویداد، شایسته نیست هنوز نام شهید نوژه بر یک کودتا تکرار شود.
[1]- عضو هیئت علمی (بازنشسته)، پژوهشگر تاریخ شفاهی؛ greazizi@gmail.com
[2]- منبع عکسها مشخص نشده است.
[3]- از قبیل لحظههای آشنا، فریاد و سکوت (شامل نامهها و دست نوشتهها)، سه روایت از یک مرد، و سفر سرخ.
[4]- البته به نظر میرسد نویسنده محترم از کتابهایی زیر نیز میتوانست استفاده کند:
- علمالهدی، حمید. (1370). حماسهسازان: یادواره زینب زمان حاجیه خانم علم الهدی و شهید قهرمان، سید حسین علم الهدی. تهران: سپاه پاسداران انقلاب اسلامی، نیروی زمینی، معاونت تبلیغات و انتشارات. (بخش دوم کتاب به زندگینامه، تحصیلات و فعالیتهای سیاسی شهید سید حسین علمالهدی در قبل و پس از پیروزی انقلاب اسلامی و خصوصیات اخلاقی شهید ذکر شده است.)
- علمالهدی، حمید. (1377). نشانه هدایت. با همکاری معاونت دانشجویی و فرهنگی وزارت بهداشت، درمان و آموزش پزشکی، بسیج دانشجویی نیروی مقاومت]. - تهران: یادواره شهدای دانشجوی کشور. (کتاب حاضر شامل خاطراتی است که از زبان مادر، خانواده، آشنایان و همرزمان شهید سید حسین علمالهدی نقل شده است.)
- محمودزاده، نصرتالله. (1387). حماسه هویزه. تهران: کتاب همراه؛ چاپ اول امیرکبیر. (نویسنده که خود در حماسه هویزه حضور داشته در این کتاب، مشاهداتش را از این حمله شرح میدهد).
[5]- فقط در خصوص اشتباه محرز.
تعداد بازدید: 16
http://oral-history.ir/?page=post&id=13401
