عبور از آخرین خاکریز - 30
دکتر احمد عبدالرحمن
07 شهریور 1405
به طور حتم اگر آنها قصد بمباران مناطق مسکونی را داشتند میتوانستند به راحتی و بدون نیاز به انجام مانورهایی که ممکن بود برایشان گران تمام شود، این کار را انجام دهند. گذشته از آن، هواپیماهای ایران در ارتفاع نسبتاً پایین پرواز میکردند، بنابراین اگر کسی قصد بمباران مناطق مسکونی را داشته باشد نیازی به این قبیل تدابیر نبود. من به شخصه بعد از به اسارت در آمدن تصاویری را که هواپیماهای ایران در ارتفاع 900 متری از مناطقی در بغداد نظیر میدان «خلانی» خیابان «البنوک» و برخی از پلها ـ هنگام ساعات کار اداری ـ برداشته بودند، مشاهده کردم و اینک از خود سؤال میکنم اگر خلبانی میتوانست به راحتی چنین تصاویری را بردارد چه مانعی برایش وجود داشت تا با فشار یک دکمۀ پرتاب، محموله سنگین خود را در آن منطقه رها سازد؟ به عنوان مثال اگر خیابان البنوک بغداد هنگام ساعت کار اداری و در زمانی که آن منطقه لبریز از جمعیت بود مورد اصابت چندین بمب قرار میگرفت، چه میزان خسارات جانی و مالی به بار میآمد؟ در واقع، فقط چند منزل به خاطر نزدیک بودن به اهداف حیاتی نظیر پالایشگاه «الدوره» و پادگانهای «الرشید»، «راشدیه»، «ابوغریب» و فرودگاه متحمل ضرر و زیانهایی شدند. جالب اینجاست عراق به خاطر انهدام چند منزل در منطقه زیتونیه بغداد، دنیا را با شدت تبلیغات خود زیر و رو کرد. هواپیماها و موشکهای عراقی دهها منزل را ویران ساخته و شهرها و محلاتی از مناطق مسکونی ایران را به طور کامل از حیّز انتفاع ساقط کردند بیآنکه دنیا در قبال این جنایات واکنشی از خود نشان دهد!
با اینکه در نخستین روزهای جنگ و به دنبال حملات هوایی غیرمنطقی خلبانان عراقی، تعدادی از هواپیماهای ایرانی متحمل ضرر و زیانهایی شدند ولی به اعتقاد من آن حملات هوایی از نظر نظامی حملات احمقانهای بود و بعید میدانم هدف آن بمبارانها ضربه زدن به نیروی هوایی ایران باشد، چراکه پرسنل آن پیش از دیگر اقشار نظامی جامعه ایران نسبت به انقلاب اسلامی و رهبری آن اعلام وفاداری کردند.
طرح توطئه در واقع قطع این بازوی قدرتمند بود که میتوانست به بیشتر مناطق خاورمیانه دست یابد. آیا «اسرائیل» دور از دسترس بود؟ مگر نه این است که یکی از مهمترین اهداف جنگ نابودی پرسنل نیروهای مسلح ایران و انهدام انبوه سلاحهای خریداری شده در زمان حکومت شاه بود؟ آیا ممکن است این تحلیل صرفاً یک احتمال تئوریک باشد؟ هرگز. خصوصاً وقتی بدانیم رئیسجمهور ایران و فرمانده کل سابق نیروهای مسلح عامل دفتر اطلاعات مرکزی امریکا بوده و دارای نام رمزی «لورـ4» بود که تماماً از اسناد سفارت امریکا در تهران به دست آمد.
در روزهای 26 و 27 سپتامبر به پادگان تیپ 25 ـ که از شروع جنگ به صورت ستاد فرماندهی موقت درآمده بود ـ فراخوانده شدم تا دو خلبان ایرانی را که هواپیماهایشان سرنگون شده بود، معاینه کنم. سریعاً به وسیله یک دستگاه آمبولانس در جادههای تاریک به راه افتادم، چرا که طبق دستور موظف بودیم هنگام حرکت چراغهای ماشین را خاموش کنیم.
تعداد بازدید: 31
http://oral-history.ir/?page=post&id=13455
