ازجرقههای انقلاب تا سکوت رسانههای محلی
غلامرضا آذری خاکستر
31 تیرماه 1357در حافظه مردم مشهد یادآور و سرآغاز شکلگیری اعتراض همگانی علیه حکومت پهلوی است. در این روز ناگهان تشییعکنندگان مرحوم حاج احمد کافی با شعارهایی علیه حکومت پهلوی فضای خفقان را شکسته و پس از آن مبارزات مردمی شکل نمایانتری به خود گرفت. تحلیلها و نگاه افرادی که در این روز شاهد ماجرا بودند حاوی نکاتی است که به آن اشاره میشود.
پاسخ تعدادی از مصاحبهشوندگان در ارتباط با تشیع جنازه مرحوم کافی در مشهد قابل تامل بود، زیرا این عده براین باور بودند که «انقلاب در شهر مشهد از تشییع جنازه مرحوم کافی شروع شده است». واژههای «انقلابی دیگر»، «جرقه انقلاب» یا «شروع انقلاب» همچنین «انقلاب اول» همه گمانههایی بودند که عامه مصاحبهشوندگان به کار میبردند. هر چند در حوزه تحقیقات تاریخ شفاهی بعضی مواقع با مداخلی مواجه میشویم که موضوعی ساده تبدیل به پیچیده میشود، ولی از منظر تحقیقات تاریخی ریشهیابی مسائل موجب میشود تا تعابیری که عامه مردم در ارتباط با یک موضوع به کار میبرند چندان مورد اعتماد نباشند.
وقتی در برابر پاسخ تعدادی از افراد قرار میگرفتیم برخی از معادلات فکری به هم میریخت زیرا از دید یک گروه که از ریشهها و لایههای پنهانی انقلاب خبر ندارند همه چیز را در یک موضوع برجسته میکنند. جمله «انقلاب مشهد از تشییع جنازه مرحوم کافی شروع شد» دلیلی بود تا بارها از دید روایتگری معمولی به موضوع نگاه کنم ولی برجسته نمودن چنین موضوعاتی در مباحث و وقایع روزشمار انقلاب موجب میشود تا تحلیلهای به کار رفته چندان مستند نباشند.
مهمترین دلایلی که موجب میشود تا این طیف مصاحبهشوندگان چنین پاسخی را ارائه دهند میتوان در چند محور کلی مورد بررسی قرارداد:
1- فضای بسته جامعه و نبود اطلاع رسانی
2- عدم شناخت جریانات انقلاب
3- برای عامه مردم ریشهیابی مهم نیست بلکه آنچه میبینند دلیلی برای بازگویی گفتههایشان است.
4- ورود به نخستین صحنههای هیجانی انقلاب اعم از راهپیمایی یا درگیریهای سیاسی خیابانی
5- محدود بودن اطلاعات فرد
6- بزرگ واقع شدن آن اتفاق
7- استمرار حرکتهای انقلاب به صورت ملموس بعد از آن راهپیمایی
8- انعکاس موضوع در خاطره جمعی
9- شایعه سازی و...
مجموع عوامل یاد شده کمک میکند تا حافظه عموم مردم یا تلقی آنها از موضوع مورد نظر برجسته شده و تمام تحولات را در آن حادثه بازکاوی کنند.
حجة الاسلام حاج شیخ احمد ضیافتی کافی اول خردادماه 1315ه ش. در مشهد متولد شد، ایشان تحصیلات حوزه ازمدرسه نواب شروع کرد و بعد از مدتی جهت کسب علم و دانش راهی نجف شد و از محضر بزرگانی چون سید ابوالقاسم خوئی، سید محسن حکیم و سید اسدالله مدنی کسب فیض نمود. درسال 1338 بعد از ازدواج برای ادامه تحصیل راهی قم شد. شروع مبارزات سیاسی کافی علیه حکومت پهلوی به اواخر سال 1341 باز میگردد.
20مرتبه احضار به ساواک، بازجوئی و تبعید موجب شده تا این خطیب شهیر شخصیتی سیاسی از لحاظ تشکیلات آن زمان باشد. مهمترین مسائلی که در خطابهها مورد بحث مرحوم کافی بوده است عبارتند از: انتقاد از وضعیت جامعه، ایراد مطالب انتقادی، سخنرانی علیه اسرائیل و حمایت از امام خمینی(ره) و مراجع که موجب میشوند او ممنوعالمنبر، بازداشت و تبعید شود. وی علاوه بر مبارزات سیاسی، فعالیتهای فرهنگی نیز چون تأسیس مهدیه، صندوق قرضالحسنه، درمانگاه و ... در طول حیاتش داشته است.
ساعت 6 صبح جمعه 30/4/1357 مرحوم کافی به همراه خانواده از قوچان به طرف مشهد در حرکت بودند، اتومبیل او با دو اتومبیل دیگر تصادف میکند که خود او و فرزند 10 سالهاش و هفت تن دیگر کشته میشوند. صبح 31/4/57 با انتشار خبر در گذشت کافی عده زیادی از مردم برای تشییع جنازه در بالا خیابان مشهد تجمع میکنند و به جمع تشییعکنندگان می پیوندند. وقتی خاطرات انقلابیون شهر مشهد مرور میشود، بسیاری از آنان بر این نظرند، انقلاب شهر مشهد از تشیع جنازه مرحوم کافی شروع شد. مراسم تشیع مرحوم کافی در باور عموم مردم به عنوان یک اعتراض به رژیم پهلوی، آن هم با شعار علیه شاه و اعتراض عملی علیه حکومت بوده است.
31 تیرماه 1357 نقطه عطفی در مبارزات مردم مشهد علیه حکومت پهلوی است. دراین روز تب اعتراضات تا حدی است که جمعی از طلاب، دانشجویان و مردم درخلال درگیری با نظامیان مجروح میشوند. تشیع مرحوم کافی تبدیل به راهپیمایی علیه رژیم میشود. در جریان درگیریها ماموران برای متفرق کردن مردم از گاز اشکآور و تیراندازی استفاده میکنند. روزنامه خراسان بعد از سه روز سکوت در تاریخ سه شنبه 3مرداد 1357با تشریح تشیع جنازه مرحوم کافی در مشهد به کشته شدن یک نفر و مجروح شدن 7تن از پاسبانان اشاره نموده و از تظاهرکنندگان به عنوان اخلالگران و نوکران اجانب یاد کرده است. در این روز نیروهای امنیتی به مدرسه نواب حملهور شده و عدهای از طلاب را مجروح میکنند. علمای مشهد و زنان مسلمان خراسان در اعلامیههایی جداگانه حمله به طلاب را محکوم میکنند. درگیری بین مردم و نیروهای نظامی موجب میشود تا به وسیله آمبولانس جنازه مرحوم کافی به فرودگاه و سپس تهران منتقل شود.
مراسم خاکسپاری مرحوم کافی در سکوت مطلق مطبوعات آن زمان انجام می شود. اسناد ساواک در سال 1383 به همت مرکز بررسی اسناد تاریخی وزارت اطلاعات انتشار یافته، پرده از این رویداد برداشت و روند خاکسپاری مرحوم کافی در خواجه ربیع مشهد را روشن میکند.
در ساعت 14 تاریخ 1/5/57 جلسهای مرکب از نمایندگان ساواک و شهربانی در تهران تشکیل شد و پس از ملاحظه شرایط موجود چنین تصمیم گرفته شد که چون ممکن است در جریان مراسم تشییع جنازه در تهران اخلال در نظم ایجاد شود، با نظر آیتالله سید احمد خوانساری و خانواده متوفی جنازه به مشهد منتقل شده و در محل خواجه ربیع دفن شود. هواپیمای پارسایر حامل جنازه مرحوم کافی در ساعت یک بامداد در فرودگاه مشهد به زمین نشست. در این پرواز خانواده مرحوم کافی و عدهای از ماموران امنیتی حضور داشتند. این مراسم در سکوت مطلق انجام شد و تا ساعت چهار و نیم صبح ادامه یافت.
یکی از مسئولان خواجه ربیع در مرور خاطراتش چنین بیان می کند: «من توخونهمون خواب بودم، آن وقت سرپرست خواجه ربیع بودم. یک مرتبه تلفن زنگ زد پشت خط ولیان بود. گفت:
چرا خوابیدی! بلند شو برو خواجه ربیع؟
از ساواک با ماشین آمدند دنبالم. در این مراسم عدهای از مامورین اطراف خواجه ربیع را محاصره کرده بودند. به جز مأموران نظامی، خانواده کافی و یکی از علما هم حضور داشت. یک درگیری لفظی بین برادر کافی و ولیان انجام شد. تصمیم گرفته شد برای دفن مکانی بکر اختصاص داده شود. پس از غسل و دفن در محل مراسم خاکسپاری انجام شد. دستور دادند نگذاریم مردم از محل دفن آگاه شوند.
هر چند مرحوم کافی وصیت کرده بود «اگر مرگم در بین هفته بود جنازهام را توی سردخانه بگذارید تا صبح جمعه، رفقا دور جنازهام دعای ندبه بخوانند، چند تا صاحبالزمان بگویید تا مردهام ناله تان را بشنود». اما ترس حکومت از مبارزات انقلابی مردم، عاملی است تا شبانه مراسم دفن انجام شود وتا مدتها راز خاکسپاری مرحوم کافی مستور بماند.
انعکاس خبر درگذشت مرحوم کافی در شهر مشهد بازتاب گستردهای داشته است. به طوری که یکی از بزرگترین تجمعات در 31 تیرماه در شهر مشهد شکل میگیرد. شایعهای که سالها در سینه طرفداران مرحوم کافی باقی مانده، عمدی بودن تصادف مرحوم کافی و دست داشتن ساواک در این موضوع است. بسیاری از عموم مردم حادثه تصادف مرحوم کافی را عمدی و از نقشههای ساواک میدانند. بازتاب چنین مسئلهای در شهر مشهد و جایگاه مرحوم کافی به عنوان واعظ شهیر موجب میشود تا دامنه مبارزات مردم مشهد بعد از این ماجرا ابعاد جدیدی داشته باشد.
روزنامه خراسان در تاریخ 5مرداد 1357 با درج خبری به ابعاد این موضوع اشاره دارد روحانیون با امضاء و انتشار اعلامیهای اعلام نمودهاند در مراسم تشیع جنازه مرحوم کافی در مشهد عده کثیری از مسلمانان و طلاب و دانشجویان بقتل رسیده و مجروح شدهاند، میخواهیم مشخصات مجروحین و مقتولین را به ما اعلام دارند.
همین روزنامه در روز جمعه 13مرداد 1357 با نقد و بررسی اعلامیه علمای مشهد راجع به قتل و جرح عده کثیری از مردم در جریان تشیع جنازه مرحوم کافی، با قاطعیت خبر درگذشت یک پاسبان را تائید میکند. همچنین طبق اسناد منتشر شده در جریان تظاهرات یک دستگاه پیکان آتش کشیده شده و شیشههای دو دستگاه اتوبوس شرکت واحد و اتومبیل وزارت راه خساراتی وارد شده است. به آتش کشیدن یکی از بانکها در خیابان تهران و به شهادت رسیدن دختر 14 ساله و مجروح شدن 18 نفر که 8 تن از آنها نظامی بودهاند از دیگر حوادثی هستند که شهر مشهد در 31تیرماه شاهد آن بوده است.
منابع
1- واعظ شهیر شیخ احمد کافی به روایت اسناد ساواک، (تهران، مرکز بررسی اسناد تاریخی وزارت اطلاعات،1383)
2- روزنامه خراسان، مردادماه 1357
3- مصاحبه با مسئول آرامگاه خواجه ربیع، 23/9/1387
4- رجال عصر پهلوی به روایت اسناد ساواک عبدالعظیم ولیان، (تهران، مرکز بررسی اسناد تاریخی وزارت اطلاعات، 1379)
تعداد بازدید: 4477
http://oral-history.ir/?page=post&id=1418
