کو گوش شنوا برای سرگذشت استعمار کنیا
اشاره: روزگاری در قرن نوزدهم آفتاب در امپراتوری انگلستان آفتاب غروب نمی کرد. از آمریکا تا آفریقا، آسیا و اقیانوسیه، قدرت استعمارگران انگلیسی بود که سرنوشت بخش بزرگی از مردم جهان را تعیین می کرد. اما با افول این امپراتوری این روزگار بااقتدار به تاریخ پیوست. مورخان انگلیسی از این دوران نقشی نجاتبخش برای انگلستان تصویر می کنند. به این معنا که انگلستان با استعمار این کشورها باعث توسعه آن ها شد. حال آن که حقایق تاریخی و گفته های شاهدان آفریقای عصر استعمار روایت دیگری از آن نشان می دهند. مقاله زیر یادداشت یک محقق در این حوزه است که نشان می دهد استعمارگران سعی دارند پیشینه آکنده از ظلم و استثمار ملل سیاه را با داستان هایی ساختگی از رنجی که برای آموزاندن راه تمدن به دیگر ملل بپوشانند.
***
جستجو در آرشیوهای سلطنتی مرا به سوی تاریخ شفاهی سوق داد. ولی برای بسیاری از صاحب نظران، داستان های ساختگی رسمی امپراطوری بریتانیا همچنان پابرجاست که «آفریقایی ها از خودشان قصه در می آورند.» من این ترجیح بند را بارها و بارها در طول مطالعاتم در مورد تاریخ امپریالیسم در کنیا میشنیدم. دیگر طوری شده بود که وقتی این موضوع را از مهاجران سابق و مقامات استعماری ساکن در ارتفاعات ییلاقی می شنیدم کمتر تعجب می کردم. ولی من بیشتر نگران آن بودم که این موضع در میان برخی تاریخ نگاران به شکل لجوجانه ای گسترش یافته باشد.
در زمان مبارزه با استعمار، مقامات استعماری هزاران هزار سند و مدرک از کنیا را نابود کرده و یا مخفی کردند. برای مقابله با این مشکل، من صدها شهادت شفاهی جمع آوری کردم و آنها را با بخش های باقیمانده از شواهد آرشیوی ترکیب کردم تا دیدگاه های به شدت تثبیت شده امپریالیسم بریتانیا را به چالش بکشم.
روش من انتقادات تندی به همراه داشت. تجدید نظر در داستان های ساختگی درباره خیرخواهی امپراطوری بریتانیا که به قلب هویت ملی انگلستان رسوخ کرده، ده ها سال اعتبار حرفه ای و تخصصی را به چالش کشید.
برخی مورخان اسناد را بیش از حد معتبر می شمارند و مورخان امپراطوری جزء کسانی هستند که بیش از دیگران متعصبانه رفتار می کنند. برای دهه های متمادی، این صاحب نظران شواهد کتبی را بسیار مقدس انگاشته اند. انگار کسی برایش مهم نبود که این اسناد هم باید مانند همه اشکال شواهد، مورد بررسی دقیق قرار گیرد و در مقایسه با شواهد دیگر مانند شهادت های شفاهی از مردم استعمار شده باید به دقت سنجیده شوند.
در عوض، خیلی از مورخان به ندرت آرشیو رسمی یا سوابق تاریخی و کتبی را مورد تردید قرار می دادند و به جای آن، روایاتی جدید تولید می کردند که در آن نقل هایی تفاخرآمیز از امپراطوری و یا به همان اندازه مخرب وجود داشت که در همه آنها خشونت های امپروطوری بریتانیا نادیده گرفته شده بود و تنها تصویری از زیبایی های حضور بریتانیایی ها به نمایش گذاشته شده بود. به هر حال، تاریخ های مستند به مثابه ابزاری در خدمت داستان پردازی های امپریالیستی لیبرال عمل می کرد.
با وجود انتقاد های پسااستعماری، این دیدگاه ها همچنان ادامه دارد. اینکه این نوع محافظه کاری روش شناختی با وجود اکتشافات آرشیوی (و البته فقدان آن) همچنان پابرجاست، بسیار شگفت انگیز است.
در طول دادرسی پرونده مائو مائو Mau Mau در دادگاه عالی لندن—که در آن پنج شاکی شکایتی را علیه دفترامور خارجه و مشترک المنافع (FCO) به علت شکنجه سازمان یافته در اردوگاه های کنیا تنظیم کردند، دولت بریتانیا به یک اکتشاف عظیم در اسناد دست یافت که در آن حدود 300 جعبه حاوی فایل های اطلاعات کشف شد که در زمان مبارزات ضد استعماری از کنیا سرقت شده بود و در پارک هانسلوپ Hanslope یافته شد. هیچ کدام از این پرونده ها قبلاً هرگز منتشر نشده بود. در کنار آنها تعداد بیشماری جعبه حاوی پرونده های مربوط به 36 استعمار دیگر که در زمان عقب نشینی امپریالیست ها مخفیانه بایگانی شده بود نیز کشف شد.
پرونده های پارک هانسلوپ اخیراً به آرشیو ملی انتقال یافته است. با این حال محتویات آنها آنچنان رضایت بخش نیست. FCO در طول فرآیند افشا شفاف عمل نکرده است و چیزی حدود 170 بسته از پرونده های فوق محرمانه در دسترس نیست. همچنین، FCO اعلام کرده است که در پارک هانسلوپ پرونده های دیگری نیز در اختیار دارد که اگر آنها را در کنار هم قرار دهیم طول آن به هزاران متر می رسد. این مدارک، که بعضی از آنها به وضوع به شکایت هایی قانونی از ایرلند شمالی، قبرس، مالایا و جاهای دیگر مربوط است، شامل قانون سی سال می شود. با این حال به نظر نمی رسد کسی به این زودی ها قصد انتشار آنها را داشته باشد. حتی اگر قرار بود که این اتفاق بیافتد، با توجه به سرعت انتشار آرشیو های مهاجرتی، بیش از سیصد سال طول می کشد که تمام آنها را منتشر کنند. اما من در این صورت هم هیچ اعتمادی به عملکرد شفاف دولت ندارم.
یک نکته حتمی است: آرشیوهای رسمی بریتانیا سانسور شده و درجایی متوقف شده اند. با این حال، بدبینی ها به تاریخ شفاهی همچنان وجود دارد و برخی مورخان هنوز اسناد را تنها منبع قابل اعتماد می دانند.
در اینجا نکته ای وجود دارد. بعضی نشریات جدید که از تاریخ شفاهی اجتناب می کنند به کرات از نقل قول هایی از شهادت های شفاهی از اعضای ارتش بریتانیا و خدمات استعماری استفاده کرده اند که در بایگانی های موزه جنگ سلطنتی نگهدای می شوند. این مسئله این سوال را به وجود می آورد که آیا گرگ مطیع پدرسالاری نژادی زیر لباس گوسفند سختگیری روش شناختی مخفی شده است؟ آیا قرار است ما باور کنیم که آفریقایی ها قصه ها را از خودشان در می آورند ولی شهادت اروپاییان منبع قابل اعتمادی به شمار می رود؟ کمترین درسی که پرونده مائو مائو به ما داد این است که شهادت های شفاهی آفریقایی ها نه بی معنا بود و نه ساختگی. در عوض، مانند همه انواع شواهد، آنها نیز باید به دقت بررسی شود و با مدارک دیگر مقایسه شود تا اهمیت آنها برای گذشته و زمان حال روشن شود.
ممکن نیست که تواریخ سلطنتی تنها بر اساس مدارک نوشته شود. میزان از بین رفتن آرشیوها و نگه داشتن مدارک آن قدر بالاست که این گونه پیگیری ها غیرمسئولانه تلقی می شود. تنها از طریق ابزارهای نظری و روش شناختی است که مورخان قادر خواهند بود تاریخ امپراطوری بریتانیا را در قرن بیستم مورد بررسی قرار دهند. بدون این ابزار، این احتمال وجود دارد که ما خود دچار بازساری داستان های ساختگی دقیق از گذشته بریتانیا شویم.
ترجمه: عباس حاجی هاشمی
the guardian
تعداد بازدید: 5287
http://oral-history.ir/?page=post&id=1503
