نیروهای مذهبی در دوره پهلوی دوم -۲۴
ماجرای تحصن اعضای جمعیت امر به معروف جهت تمدید زمان رأیگیری انتخابات مجلس هفدهم در تبریز و درگیری با اعضای جمعیت فداکاران آذربایجان
چنان که گذشت، انتخابات مجلس هفدهم در آذربایجان به خصوص تبریز باز خوردی از چالشهای و رقابتهای گروهها و تشکلهای در فضای باز سیاسی دوره نخستوزیری دکتر مصدق در زمستان 1330 داشت. مجموعه گزارشات این نوشتار نشان میدهد که تشکلی به نام «جمعیت امر به معروف» با دعوت از روحانیون و وعاظ طرفدار آیتالله کاشانی از یک سو و معرفی نامزد حامی آیتالله کاشانی از سوی دیگر، به رقابت شدید با نامزدهای رقیب برخاستند. به طوری که این رقابتهای منجر به درگیری، تحصن، تظاهرات و به خصوص مخابره دهها تلگراف شکوائیه به مرکز گردید. نکته در خور توجه این که جمعیت مذکور غالباً تلگرافات خویش را خطاب به آیتالله کاشانی مخابره نموده و متقابلاً، نمایندگان رسمی دولت در مرکز نظیر: استاندار، فرماندار و ... نیز گزارشات خود را به نهادهای قانونی از جمله نخست وزیری و وزارت کشور ارسال نمودهاند. به نظر میرسد از بررسی مجموعه این گزارشات بتوان یک شمای کلی راجع به انتخابات مجلس دوره هفدهم و رقابتهای انتخاباتی بین نیروهای مذهبی و رقبای آنها نایل آمد.
بررسی رقابتهای انتخاباتی مذکور حاکی است، نامزد جمعیت امر به معروف و نهی از منکر به نام شیخ مرتضی خلخالی که به آیتالله کاشانی گرایش داشت، در رقابتهای انتخاباتی مجلس هفدم در تبریز، موفق به کسب آرای لازم نشد. از این روی، سران و طرفداران آن جمعیت با برگزاری میتنگهایی در صدد برآمدند،تا متولیان انتخابات را به تمدید رأیگیری به مدت سه روز وادار کنند. اما این درخواست آنان با مخالفت دستاندرکاران انتخابات در آذر بایجان مواجه شد. این امر واکنش تند جمعیت را برانگیخت به طوری که در اعتراض به آن، در تلگراف خانه تبریز تحصن کردند. اما این تحصن و حتی مخابره چندین تلگراف به مرکز به خصوص آیتالله کاشانی نیز نتیجهای در بر نداشت.
هنگامی که سران جمعیت امر به معروف، از این اقدامات خویش نتیجهای نگرفتند، در تاریخ 24/11/1330، طی مخابره تلگرافی به نخستوزیر و رونوشت به آیتالله کاشانی، وقایع رخداده را برای مقامات مرکز تشریح کردند. در این تلگراف با اشاره به این که: «امروز اهالی شهر که بالغ بر 20 هزار نفر شدند در جلو انجمن نظارت مرکزی حضور یافته و مستدعیات خود را به وسیله جناب آقای سیدجواد خلخالی، ضمن دو نامه به اطلاع انجمن و فرماندار رسانیدند و حضرت حجت الاسلام آقای حاجی سیدمرتضی خلخالی با جمع کثیری از مسجد جامع به سایرین ملحق و در انجمن حضور یافتند.» سپس به واکنش نهادهای مربوطه در قبال این خواسته پرداخته و افزودند: «متاسفانه انجمن نظارت و آقای فرماندار که در آنجا حاضر بودند نه تنها کمترین توجهی به مستدعیات قانونی اهالی نکردند بلکه به قوای پلیس و دژبان برای متفرق کردن اهالی که با کمال نظم و آرامش اجتماع نموده بودند متوسل و مردم را با سرنیزه مورد حمله قراردادند.» آنان حتی تأکید کردند: «بعد [مقامات مربوطه دولتی] عده زیادی چاقوکش فرستادند و با ماشین های آب پاش مردم را در سرمای تبریز خیس نمودند.» سپس خاطر نشان نمودند: «برای این که جلو حوادث دیگر گرفته شود و مراتب به مرکز اطلاع داده شود به درخواست جناب آقای سید جواد خلخالی نمایندگانی از میان مردم انتخاب و در تلگرافخانه متحصن شدند متحصنین تلگرافخانه که نمایندگان متجاوز از 20 هزار نفر مجتمعین امروز می باشند به علت ضیق وقت استدعا دارند برای عرض جریان امروز رسیدگی به درخواست مردم و مذاکره حضوری فردا ساعت 9 صبح در تلگرافخانه حضور به هم رسانند» در پایان این تلگراف اسامی آقایان: «سید جواد خلخالی، الحاج سید مرتضی خلخالی، کیومرث راجی نامی، سیدهادی باغ میشه، صادق فیضی، علی اکبر صحت، احمد محمدزاده، حبیب داوران، محمد چایچی» آمده است.
در پی نوشت حاشیه این تلگراف آمده است: «آقایان متخصنین شکایت شما به اسرع وقت به عرض جناب آقای نخست وزیر خواهد رسید و طبق قانون و مقررات به شکایات شما رسیدگی خواهد شد خواهشمندم از تحصن خارج شوید.»
بازرسی عالی نخست وزیر: شیرخانی
در همین روز تلگرافی دیگر از فردی به نام دهدشتی که به نظر میرسد یکی از مقامات عمده آذر بایجان بود، به مرکز مخابره گردید. نامبرده ضمن تأیید کلیات وقایع مذکور، به نوعی ادامه این وقایع را از غروب روز 24/11 تشریح کرده است. در این تلگراف با اشاره به این که: «از دیروز عصر ساعت شش که موعد اخذ آراء پایان یافت، جمعیت انبوهی به رهبری آقایان خلخالی و محلاتی در مقابل شهرداری شروع به دادن میتنگ نموده و به عدم آزادی انتخابات اعتراض می کردند. ضمناً در میتینگ خود اشاره می نمودند که چون اخذ آراء مصادف با ایام عزاداری فاطمه بوده اهالی در دادن رأی شرکت نکرده اند.» نامبرده اضافه میکند که سران جمعیت امر به معروف بر این اساس: «تقاضای سه روز تمدید اخذ آراء را داشتند.» که با واکنش ماموران مواجه شده: «از طرف شهربانی به وسیله اتومبیل آبپاش جمعیت را متفرق سپس دسته جمعی به تلگرافخانه آمده و تحصن اختیار نمودند. چون جای پذیرایی در اداره از متحصنین نبوده فقط ده پانزده نفر به عنوان تحصن در تلگرافخانه تا صبح ماندند.» ادامه این گزارش حاکی است: «صبح امروز بازار بسته و متحصنین با جناب آقای فریور نماینده جناب آقای نخست وزیر و جناب آقای دکتر شایگان مکالمه حضوری به عمل آورده و در نتیجه به امید اخذ نتیجه در ظرف 24 ساعت تحصن را ترک کردند.» تا این که: «موقعی که از تلگرافخانه مراجعت می نمودند در خیابان با دسته مخالف برخورد و زد و خوردی بین دستجات واقع و عده زخمی و آقای محلاتی که خود را نماینده حضرت آیت الله آقای کاشانی معرفی نموده بود، مفقود گردیده » سپس در باره واکنش طرفداران آنها میافزاید: «مجدداً عده کثیری از طرفداران جمعیت امر به معروف به تلگرافخانه هجوم آورده و در اداره مشغول دادن میتینگ شدند.» نامبرده سپس به نفش خود اشاره کرده، اضافه میکند: «چون اینجانب موقعیت را خالی ازخطر ندیدم، مراتب را به جناب آقای استاندار گزارش و معظم الیه مامورین شهربانی را به تلگرافخانه جهت رسیدگی اعزام فرمودند. با این که از طرف شهربانی به متحصنین وعده داده شد که مقصرین تحت تعقیب قرارداده آقای محلاتی را پیدا خواهیم نمود. مع الوصف دست از تحصن برنداشته فعلاً جمعیت را به وعده حصول نتیجه از اداره خارج، ولی نمایندگان آنان در تحصن باقی هستند.» نامبرده در پایان درخواست نموده: «شایسته است فوراً از طرف مقامات مربوطه تلگرافاً دستور رسیدگی صادر والا ادامه تشننج صورت خوبی در بر نخواهد داشت.»
در حاشیه این تلگراف آمده ا
ست: «به وزارت کشور ارسال و با جلب توجه خاطر جناب آقای وزیر کشور به مفاد و مندرجات و گزارش تلگرافی غروب 24/11/1330 تبریز تذکر داده شود که نسبت به موضوع شکایات واصله اقدام مقتضی فرموده و از نتیجه نخست وزیری را مستحضر سازند.»
علی رغم این شرایط، تلاشهای سران جمعیت امر به معروف برای اخذ نتیجه لازم تداوم یافت. از آن جمله سیدجواد خلخالی از سران جمعیت، به نمایندگی از متحصنین در تلگرافی به شاه، از او یاری جست. در این تلگراق به تاریخ 25/ 11 با اشاره به این که: «از نتیجه مبارزات قهرمانی که برعلیه وکلای تحمیلی و عناصر خائن شده تصمیم قاطعی که مردم برای انتخاب نمایندگان شجاع و بصیر صالح گرفته اند. خائنین با تشبثات جنایتآمیز که غالباً تحت حمایت شهربانی و بعضی مأمورین منحرف انجام می گیرد سعی می کنند اراده مردم را شکسته تسلط خود را حفظ نمایند.» ضمن اشاره به: «فجایع شب پنجشنبه و تحصن در تلگرافخانه و مخابرات حضوری» خاطر نشان نمودند: «دیروز با تعطیل عمومی اجتماعی بالغ بر شصت هزار نفر در مسجد جامع و صحن اطراف برای اطلاع از جواب دولت بوده مقارن ظهر مفاد تلگراف مرکز قرائت و مانند همیشه جمعیت توجیه شده و با حفظ نظم و آرامش متفرق شده و مقرر گردید به خانه ها برگردند، همه اطاعت [کرده] می رفتند در این اثنا اجامر و اوباش چاقوکشان شب قبل با خنجرهای برهنه و اسلحه ها در روز روشن به مردم بی دفاع حمله، به قصد قتل مضروب نمودند. در بازار و صحن و داخل مسجد مردم را هدف گلوله قرار داده و با ایجاد رعب مردم را متوحش می کردند. عده مجروع، جمعی مفقود منجمله آقای محلاتی گرفتار جلادان ناپدید، مأمورین انتظامی به هیچ وجه جلوگیری نمی کردند. حتی در کوچه خیابانها تیر خالی، آزادی مردم و امنیت شهر را سلب مینمودند.» در پایان هشدار داده شده: «شهباز، میرشریف، دیهیم سردسته چاقوکشان متأسفانه به نام فداکاری [اشاره به جمعیت فداکاران آذربایجان است] خود را به دربار منسوب به مردم مسلط می دانند.» البته به این نکته هم اعتراف کرده اند که: «مسلم خائنین اینها را آلت قرار داده تا برای جبران شکست، با اقدام به جنایت و سلب آزادی و ارعاب، مردم را به انصراف از مبارزات ملی وادار کنند.» کما این که خاطر نشان نمودهاند: «اهالی غیور آزاده آذربایجان شهر قهرمان تبریز به توطئه خائنین و دخالت و تقویت صریح شهربانی و بعضی مقامات آگاه است. برای حساسیت موقع لزوم آرامش و جلب تقویت حکومت دکتر مصدق تأکید و صبر نموده چون تعطیل عمومی است تحصن برای اخذ نتیجه ادامه دارد جنایتکاران به هیچ وجه جلب و مواخذه نمی شوند سعی می کنیم [می کنند] بلوا ایجاد و اوضاع را به نفع خائنین جلوه دهند. مردم را از مبارزات حیاتی منحرف و با چاقوکشان روبرو کنند با درخواست توجه به تلگرافات قبلی، در نتیجه تحریکات مغرضانه وکلای تحمیلی و عناصر خائن اعتمادی به شهربانی و قوای انتظامی نیست، جداً مشغول فعالیت اند.» در پایان نیز درخواست نمودهاند: «بیم خطر می رود هرگاه فوراً تیمسار نخعی احضار گردد در تسکین احساسات مردم موثر برای خاطر آزادی استقلال و حیات آسایش عمومی [موثر است] فوراً نمایندگان عالی دولت با هواپیما اعزام از نزدیک ملاحظه قضاوت فرمایند اهالی تا امروز تعطیل عمومی و اجتماع کرده اند الساعه مسجد جامع تلگرافخانه مملو است و خواهشمند است رونوشت تلگراف حضوری را به اطلاع جناب آقای دکتر شایگان و جناب آقای وزیر کشور و جناب آقای دکتر بقائی نیز برسانید.»
در پی نوشت این تلگراف آمده است: «عده از تبریز ضمن تلگراف حضوری شکایت دارند که انتخابات آزاد نیست چند نفر چاقوکش از مردم سلب آزادی نموده و ایجاد توحش کرده اند تقاضا دارند آقای تیمسار نخعی احضار و بازرسی دولت برای مشاهده اوضاع از نزدیک به تبریز اعزام شود.»
در گزارش سید جواد خلخالی خطاب به دربار، اشارهای به «جمعیت فدارکاران آذربایجان» شده است. در یکی از مکاتبات لشکر 3 تبریز به تاریخ 13/11/1330 خطاب به ستاد ارتش، ضمن اشارهای مختصر به رهبر این جمعیت: «آقای محمد دیهیم مدیر روزنامه آذربایجان و رهبر جمعیت فداکاران آذربایجان» خاطر نشان گردیده که ایشان: «تلگرافی به آقای آیتالله کاشانی و آیتالله امام جمعه و به حوزه های علمی مرکز و شهرستانها رونوشت آن را به روزنامه اطلاعات و چند روزنامه دیگر مخابره کرده»، و یک پیشنهاد جالب توجه ارائه داده و آن این که: «تقاضا نموده که در مقابل صفوف متشکل خائنین و تحریکات و دسایس آشوب گران که به واسطه عدم نزدیکی و اتحاد جمعیتهای ملی غالب نقاط کشور را گندآلود و دست به کار تبلیغ و اخلال شده اند، در پناه پرچم با عظمت اسلام، جمعیتهای مختلط ملی که تاکنون تحت عناوین مختلف ولی با هدف آئین خداپرستی و شاهدوستی به فداکاری مشغول بوده اند به یکدیگر پیوسته با همان اسامی و مشخصات که دارند الحاق خود را در برابر کشور به یک سازمان مختلط ملی اعلام و در همه جا ارتباط معنوی خود را با جمعیتهای ملی سایر شهرستانها برقرار و همه در یک راه برای ایران عزیز یک دل و یک جهت گردیده وطن را از لوث وجود اجنبی پرستان منزه سازند.» این گزارش کمک چندانی در کشف ماهیت این جمعیت نمیکند، کما این که پیشنهاد مسالمتجویانه مذکور نیز همخوانی چندانی با اقدامات تهاجمی اعضای جمعیت ندارد. به هر حال تا زمان آشکار شدن ابعاد و سایر زوایای تاریخی وقایع مذکور، نمیتوان قضاوت دقیقی در خصوص ماهیت و اهداف جمعیتهای مذکور به عمل آورد.
رحیم روح بخش
roohbakhsh1965@yahoo.com
تعداد بازدید: 4054
http://oral-history.ir/?page=post&id=1524
