اوضاع همیشه همین طور بوده


چگونه رییس جمهورهای آمریکا با بحران‏های گروگانگیری روبرو می‏شوند

مطمئناً، چندین اتفاق غم‏انگیز برای کاخ سفید و اوباما در جریان شکست در مأموریت نجات خبرنگاری به اسم لوک سامرز Luke Somers از یمن به وقوع پیوسته است. تراژدی مرگ سامرز به دست القاعده با اخبار غیرمنتظره کشته شدن دومین گروگان که هویتش برای آمریکاییها ناشناخته بود، همراه شد. این فرد اهل آفریقای جنوبی در پی هماهنگی‏های خصوصی، تنها چندین ساعت تا آزادی فاصله داشت.

رؤسای جمهور بعد از جورج واشنگتن همگی با چالش گروگانگیری به عنوان یک موضوع سیاست عمومی، دست و پنجه نرم کرده‏اند. اما در زمان‏های اخیر، به خاطر وجود تلویزیون و رسانه های اجتماعی، وحشت از اسارت بیشتر جنبه اضطراری و شخصی پیدا کرده است. چگونه می‏توان به بهترین شکل ممکن شفقت را با واقعیتی که در روابط بین الملل حکمفرماست و مسأله عدم اطمینان در جهت نجات اشخاص، به تعادل رساند؟

دو رییس‏جمهور قبل از اوباما، بیشتر دوران ریاست‏جمهوری خود را صرف این موضوع کردند. تاریخ شفاهی محرمانه‏ای که به وسیله مرکز میلر در دانشگاه ویرجینیا پس از جیمی کارتر و رونالد ریگان، جمع‏آوری شده، فشاری را که رؤسای جمهور در جریان مبارزه با گروگانگیری تحمل کرده‏اند، نشان می‏دهد.

444 روز پایانی دوران ریاست جمهوری کارتر صرف آزادسازی 60 گروگانی شد که به وسیله انقلابیون ایران دستگیر شده بودند.

کارتر بعدها در تاریخ شفاهی اعتراف کرد: «همیشه وضعیت همین طور بوده. دردناک بود، زیرا بر خلاف آنچه که به نظر آسان می‏نمود، برای بازگرداندن گروگان‏ها، ناتوان بودم. نوعی احساس پریشانی و ناراحتی داشتم. حتی وقتی به کمپ دیوید رفتیم و آخر هفته نسبتاً آرامی داشتم، در همه مواقع به گروگان‏ها فکر می‏کردم.»

دغدغه‏های بشردوستانه کارتر به خطای سیاسی او منجر شد. او برای بازگرداندن گروگان‏ها از هیچ تلاشی فروگذار نکرد و در این راه از استراتژی «باغ گل سرخ» استفاده کرد، و صادقانه در پست خود باقی ماند تا مشکل حل و فصل شد. پیامد ناخواسته این بود که او خودش نیز اسیر سرنوشت آنها شده بود.

ریچارد مو Richard Moe، رییس ستاد معاون رییس‏جمهور والتر موندیل Walter Mondale می‏گوید: «وقتی که گروگانگیری در ایران اتفاق افتاد، به طور چشمگیری همه تحولات کاخ سفید را تحت تاثیر قرار داد. همه مسایل دیگر به حاشیه رانده شدند. هیچ چیز، حتی سیاست، نمی‏توانست جایگزین این مسأله شود.»

طبق گفته های جک واتسون Jack Watson، رییس کارکنان کاخ سفید، تمرکز بر روی این مسأله، یک اشتباه بود. واتسون می‏گوید: «نمی‏توانستیم این مسأله را نادیده بگیریم، ولی نباید تا این حد موضوع را بزرگ می‏کردیم. هر چه بر روی استراتژی باغ گل سرخ مانور می‏دادیم، اهمیت موضوع بیشتر و بیشتر می‏شد.» همه مسایل دیگری که در دستور کار رییس‏جمهور قرار می‏گرفتند، بی‏اهمیت شده بودند.

سپس کارتر سعی کرد برای نجات گروگان‏ها کاری صورت دهد اما عملیات کویر یک در سال 1980، که به خاطر تصادف بالگردها با شکست مواجه شد، ناتوانی رییس‏جمهور را به نشان داد. کارتر در نهایت موفق شد که گروگان‏ها را به کشور برگرداند، و این اتفاق تقریباً در زمان پایان دوره ریاست جمهوری او اتفاق افتاد. ولی در طی این روند، او مجبور به پرداخت هزینه سیاسی عظیمی شد.

رونالد ریگان، با تعهد بر این که اشتباهات کارتر را تکرار نکند، به کاخ سفید وارد شد. او سعی کرد از عمومی کردن چنین مسائلی پیشگیری کند. با این حال پس از آن که حزب‏الله گروگان‏های آمریکایی را در لبنان اسیر کردند، ریگان با همان گزینه‏هایی مواجه شد که کارتر با آنها روبرو شده بود.

جورج شولتز George Shultz، وزیر امور خارجه ریگان، در تاریخ شفاهی خود می‏گوید: «این مسأله، رییس‏جمهور را دیوانه کرده بود. او برای گروگان‏های آمریکایی که در لبنان اسیر شده بودند و او رییس‏جمهور آنها بود، نمی‏توانست کاری انجام دهد. مسأله برایش خیلی مهم بود.»


آ.ب. کالواهاوس A.B. Culvahouse، وکیل کاخ سفید بعدها جلسات مشقت باری را که با خانواده گروگانها داشت و همینطور سه ساعت سختی را که مجبور به گوش دادن به نوار ضبط شده رییس پایگاه سیا شده بود، به خاطر می آورد. او می‏گوید: «فقط بخش کوتاهی از آن نوار را شنیدم که بسیار سخت بود.» فرانک کارلوچی Frank Carlucci وزیر دفاع، این مسأله را تأیید می‏کند. او می‏گوید: «ریگان، درد گروگانها را کاملاً درک می‏کرد. با او همدردی می‏کردیم. همیشه به دنبال راهی برای نجات آنها بود.»

برای رسیدن به راهی برای نجات آنها، تصمیم گرفت بدون تدبیر دست به قمار بزند: فروش سلاح به ایران به این امید که این کار باعث شود ایران به آزادی گروگانها کمک کند. کاسپار واینبرگرCaspar Weinberger ، وزیر دفاع، بعدها اعلام کرد که تلاش برای آزادی گروگان‏ها باعث شده بود که ریگان تمام آموزه‏ها و اعتقادات شخصی خودش در مورد معامله با یک دولت متخاصم را رها کند. او به خاطر این که آن آمریکایی‏ها اسیر بودند و ما نمی‏توانستیم آنها را برگردانیم، حاضر بود حتی این راه‏حل‏ها را نیز امتحان کند. چیزی که بعدها به گفته خودش، یک اشتباه بزرگ بود.» وقتی بعدها اخبار فروش اسلحه در مقابل آزادی گروگان‏ها همراه با اخبار درآمد حاصل از صندوق مبارزه ضدکمونیستی در آمریکای لاتین، علنی شد، رسوایی ایران-کنترا، نزدیک بود باعث استیضاح ریگان شود.

شولتز بعدها اعلام کرد: «در صورتی که شما هم جای آن افراد بودید، مطمئناً توقع داشتید که رییس‏جمهور تا همین حد به سرنوشتتان اهمیت دهد و کاری برای آزادیتان بکند.» با این حال، مردم آمریکا باید بدانند که برخی اوقات نیات خوب نیز با شکست روبرو می‏شوند. تاریخ، از جمله تجربه‏ای که اوباما به دست آورد، نشان می‏دهد که شفقت رییس‏جمهور معمولاً با ظرفیت ریاست‏جمهوری فرق دارد. تعجبی ندارد که توماس جفرسون Thomas Jefferson شغل ریاست جمهوری را «بدبختی پر زرق و برق» نامیده است.

راسل ال. رایلی*
Russell L. Riley
ترجمه: عباس حاجی هاشمی



*راسل رایلی مدیر برنامه تاریخ شفاهی ریاست جمهوری آمریکا در مرکز امور عمومی میلر Miller Center of Public Affairs وابسته به دانشگاه ویرجینیا University of Virginia و نویسنده کتاب ریاست جمهوری و سیاست نابرابری نژادی: از سال 1831 تا 1965 The Presidency and the Politics of Racial Inequality: Nation Keeping from 1831 to 1965 است.


واشینگتون پست
 
تعداد بازدید: 4745



http://oral-history.ir/?page=post&id=1570