جنبش دانشجویی در دو دهه‏ 1330 و 1320


به دنبال انتشار کتاب «بازرگان، اسوه صداقت و تقوا» در فضای مجازی، کتاب «شصت سال صبوری و شکوری» (اولین جلد از کتاب خاطرات دکتر ابراهیم یزدی) نیز به همین نحو انتشار یافت. نویسنده به دلیل پاسخگویی به علاقمندان در خصوص ارجاعات بخش‏هایی از این کتاب به کتاب «جنبش دانشجویی در دو دهه ۱۳۲۰ و ۱۳۳۰» که در خصوص فعالیت‏های دوران دانشجویی است، این کتاب را نیز در فضای مجازی منتشر ساخت تا در تکمیل جلد اول خاطرات استفاده شود. نگارنده که خود در یکی از حساس‏ترین و پرشور‌ترین دوران تاریخ جنبش دانشجویی، یعنی در دوران نهضت ملی شدن صنعت نفت به رهبری دکتر مصدق، در سالهای ۱۳۲۸ تا ۱۳۳۲ به عنوان نماینده منتخب دانشجویان در شورای مرکزی سازمان (ملی) دانشجویان دانشگاه تهران فعال بوده در مقدمه کتاب انگیزه اولیه در تدوین این مجموعه را ذکر می‌کند.
ابراهیم یزدی در مقدمه کتاب می‌نویسد: «جنبش دانشجویی در ایران در طی دو دهه مورد بحث از ۱۳۲۰ تا ۱۳۴۰ به طور مستقیم تحت تاثیر تحولات و تغییرات سیاسی، اجتماعی و فکری جامعه قرار داشته است. هم جنبش‌های سیاسی و اجتماعی در جامعه بزرگ‌تر بر دانشگاه تهران اثر گذار بوده‌اند و هم جنبش دانشجویی بر روند تحولات جامعه موثر بوده است. بنابراین جنبش دانشجویی در دو دوره، دوره اول از شهریور ۱۳۲۰ تا مرداد ۱۳۳۲ و دوره دوم از مرداد ۱۳۳۲ تا ۱۳۴۲ همراه با تحولات سیاسی در سطح کلان جامعه تاثیرات یا بازتاب آن در دانشگاه‌ها و در جنبش دانشجویی مورد بررسی قرار گرفته است.»
جنبش دانشجویی، نقش مؤثری در تاریخ معاصرایران داشته است. «دانشجویان به علت جوان بودن و عدم وابستگی به تعلق‌های اقتصادی و اجتماعی و نزدیک بودن به طبیعت آزاد انسانی، آرمان‌گرا هستند و بیش از هر گروه اجتماعی دیگری فعال و تحرک‌پذیرند.» این ویژگی‌ها موجب شده است که جنبش‌های دانشجویی نقش مهمی در عرصه‌های فرهنگی، اجتماعی و سیاسی داشته باشند. تاریخ‌نگاری حرکت‌های دانشجویی در ایران، قدمت چندانی ندارد تعداد اندک کتاب‌های موجود در این حوزه گواه این مدعاست. در این نوشتار به اختصار به بررسی کتاب «جنبش دانشجویی در دو دهه: از 1320 تا 1340» پرداخته شده است. این کتاب از سوی انتشارات قلم در سال 1383 به چاپ رسیده است. «دانشگاه‌های جدید ایران، به خصوص دانشگاه تهران، از آغاز تأسیس خود، طبقاتی نبودند و به علت رایگان بودن یا هزینه نسبتاً پایین تحصیلات دانشگاهی و حداقل تا قبل از انقلاب، دانش‌آموزان دبیرستان‌های سراسر ایران، از هر طبقه و گروه اقتصادی و اجتماعی، با قبولی در امتحانات ورودی می‌توانستند به دانشگاه راه یابند. به این ترتیب دانشجویان دانشگاه تهران و بعدها سایر دانشگاه‌ها، عموم طبقات اجتماعی و اقتصادی را نمایندگی می‌کرده‌اند.»
در این دوره دوازده ساله یعنی از سال 1320 الی 1332 سه جریان فکری به تدریج و به ترتیب در صحنه حوادث ایران ظاهر شدند و نقش اساسی در تحولات سیاسی و اجتماعی ایفا نمودند. در ابتدای تأسیس دانشگاه تهران، گرایش به مارکسیسم و حزب توده، گوی سبقت را از دیگران ربوده بود. ولی رفته رفته سه جریان عمده قابل شناسایی بود. این سه نحله فکری عبارت بودند از: 1)جنبش مارکسیستی 2)جنبش ملی 3)جنبش اسلامی
الف- جنبش مارکسیستی :
 بعد از فرار رضا شاه زندانیان سیاسی از جمله گروه معروف به 53 نفر، از یاران تقی ارانی آزاد شدند. اکثریت قریب به اتفافق این افراد، به اضافه تعدادی از اعضای قدیمی و باقی مانده از حزب اجتماعیون – ملیون در مهر 1320 تاسیس حزب توده ایران را اعلام نمودند. حزب توده ایران سرگذشت و سرنوشت و فرازونشیب‌های فراوان خاص خود را دارد و انشعابات متعددی از درون آن صورت گرفته است. اما بدون تردید، تأثیر انکارناپذیری در روندهای سیاسی، موضع گیری‌های اقتصادی و ادبیات سیاسی ایران به طور عام و بر جنبش دانشجویی به طور خاص برجای گذاشته است. بررسی تاریخ معاصر ایران بدون بررسی تاریخ حزب توده و خدمات و خیانت‌های آن امکانپذیر نیست. اندیشه‌های چپ، در قرن بیستم در بسیاری از دانشگاه‌های جهان نفوذ و تأثیر داشت.»
ب- نهضت ملی ایران:
جنبش ملی به معنای حرکتی متکی به ملت و مستقل از وابستگی به قدرت‏های بیگانه پدیده‏ای نبود که بعد از شهریور 1320 در صحنه سیاسی ایران ظهور پیدا کرده باشد حرکت‏های سیاسی مستقل از وابستگی به قدرت‏های بیگانه و متکی به ملت و برای ملت از همان آغاز فصل جدید تاریخ بیداری ایرانیان حتی قبل از آن زمان امیرکبیر و فراهانی و سپس شورش تنباکو، انقلاب مشروطه بروز و ظهوری قدرتمند داشته است. اما دوران استبداد بیست ساله رضاشاه یک بریدگی و گسست تاریخی در این جنبش وجود آورد. خصوصا که در دوره بیست ساله علیرغم وابستگی شدید حکومت رضاشاه به انگلیسی‏ها، نوعی از ملی‏گرایی افراطی با تکیه اصلی بر دوران ایران باستان و نادیده گرفتن رکن دیانت و اسلامیت در فرهنگ ملی که سابقه ای 1400 ساله دارد ، تبلیغ شده بود. حضور نمایندگان ملی از جمله دکتر مصدق در مجلس چهاردهم به رشد حرکت ملی و هویت بخشیدن به آن نقش مؤثری داشت. با تشکیل جبهه ملی به رهبری دکتر مصدق گام بزرگی به جلو برداشته شد و جنبش ملی توانست با بسیج مردم و جلب حمایت تمام اقشار و طبقات مردم صنعت نفت را ملی و از شرکت نفت انگلیس خلع ید نماید و به سلطه طولانی استعمار انگلیس بر ایران پایان دهد.»
ج- حرکت نوین اسلامی:
از دیگر حرکت‌های معاصر، می‌توان به جنبش اسلامی اشاره نمود. «در بررسی حرکت اسلامی به جهت تأثیرگذاری بر جنبش دانشجویی باید دو جریان اسلامی را از هم تمیز داد و از یکدیگر تفکیک نمود. جریان اول به طور کامل متعلق به سنت‌گرایان است. پدیده‌ای که با نام فدائیان اسلام و با قتل احمد کسروی خود را ظاهر ساخت و به طور عمده به قشر خاصی از جامعه متکی بود.» در جریان اسلامی سنت گرا در این دوره نواب صفوی از موثرترین چهره‏ها  محسوب می شود. افرادی از روحانیون نیز در میان آنها بوده اند و از آنها حمایت می کردند، اگر چه مراجع و علمای برجسته قم با ترورهای این گروه مخالف بودند. این جریان مخاطبین خاص خود را داشت. که عمدتاً از میان طبقات متوسط و یا پایین‏شهری و پیشه‏وران شهری جزء بودند که احساس دینی داشتند و با انگیزه دینی وارد مسائل سیاسی-اجتماعی شده بودند.
جریان دیگر اسلامی، پدیده روشنفکری دینی است. این نوع تعامل با مقوله‌های دینی و فعالیت‌های سیاسی از دانشگاه تهران و از میان روشنفکران، استادان و دانشجویان سرچشمه گرفته است. در این جریان دو سازمان یا دو تشکل با اختلاف اما تقریباً همزمان به وجود می‌آیند که هر دو ویژگی دانشجویی داشته و اعضای آن عموماً دانشجو بودند. این دو گروه عبارتند از: انجمن اسلامی دانشجویان دانشگاه تهران و نهضت خداپرستان سوسیالیست. مهندس بازرگان، آیت‌الله طالقانی و دکتر سحابی نقش مؤثری در شکل‌گیری و ادامه حیات روشنفکری دینی داشتند. «در تأسیس نهضت خداپرستان سوسیالیست، دکتر محمد بخشی، مهندس جلال الدین آشتیانی، مهندس حساسیان، مهندس شکیب‌نیا، محمد جواد رضوی و دکتر کاظم یزدی، از عناصر اصلی آن بودند.» فعالیت‌های دانشجویی در سال‌های 1320 تا 1332 در دو محور، صنفی و سیاسی قرار داشت. «در یک محور دانشجویان برای خواسته‌های صنفی، رفاهی و اجتماعی خود مبارزه می‌کردند که طیف وسیعی را در بر می‌گرفت. مطالباتی نظیر چاپ کتاب‌های درسی به جای تدریس شفاهی و جزوه‏‌نویسی. مسکن برای دانشجویان شهرستانی که نیمی از دانشجویان را تشکیل می‌دادند. اعتراض به ازدیاد شهریه‌ها، اصلاح مشکلات کارورزان پزشکی، ایجاد سرویس برای دانشجویان کوی دانشگاه در امیرآباد. اما در محور دوم، موضوع اساسی، همگامی با مبارزات ملت ایران علیه استبداد و استیلای بیگانه بوده است.»
حزب توده از نظر تشکیلاتی و ساختار سازمانی بسیار پیشرفته و مدرن بود. ترجمه کتاب‌های مختلف با گرایش‌های چپگرایانه، موجب غنای فرهنگی این حزب می‌شد. وجود شاخه‌هایی مانند شاخه جوانان و شاخه نظامی نیز از نقاط قوت حزب توده بود. بسیاری از افسران ارتش، عضو شاخه نظامی حزب بودند. از سوی دیگر، حمایت همه‏جانبه شوروی نیز در پیشرفت برنامه‌های حزب توده مؤثر بود. برای جلب نظر کرملین، رهبران حزب حتی حاضر به قربانی کردن منافع ملی نیز بودند. «هنگامی که روس‌ها درخواست امتیاز نفت شمال ایران را به طور جدی مطرح و پیگیری کردند. حزب توده ایران از این درخواست علیرغم مخالفت مردم و تعارض آن با منافع و مصالح ملی حمایت علنی کرد.» به همین خاطر، دیگر رقبای حزب توده نیز برای مقابله با نفوذ حزب در دانشگاه‌ها اقدام به سازمان‌دهی و جذب نیرو کردند. روشنفکران مذهبی، در این میان اقدام به تأسیس انجمن اسلامی دانشجویان نمودند. انجمن اسلامی دانشجویان دانشگاه تهران، اولین تشکل دانشجویی مستقل با برنامه، اهداف و تفکرات کم و بیش روشن و شفاف است که بعد از شهریور 1320 اعلام موجودیت کرد. انجمن، مجله‌های فروغ علم، گنج شایگان و پیکار اندیشه را در راستای ترویج و گسترش مبانی فکری خود انتشار داد.
از دیگر فعالیت‌های انجمن اسلامی دانشجویان، می‌توان به جلسات بحث و انتقاد و سخنرانی‌های عمومی و گردش‌های دسته جمعی و... اشاره کرد که در کنار برنامه‌های فرهنگی، دیدگاه‌های سیاسی انجمن نیز مطرح می‌گردید. یکی از برنامه‌های بسیار مؤثر و فرهنگ‌ساز برای دانشجویان و جوانان جلسات تفسیر قرآن آیت‌الله طالقانی در مسجد هدایت در شب‌های جمعه بود. برنامه این جلسات و شخصیت جاذب، مرحوم طالقانی طوری بود که جوانان را جذب می‌کرد. طالقانی، با مکاتب فکری جدید آشنایی داشت و در نگاه به دین دیدگاهی تازه داشت. طالقانی نه تنها سیاسی بود، بلکه به شدت عدالتخواه بود و آیات قرآن را در مورد ظلم و ستم اقتصادی و بی‌عدالتی آن چنان می‌خواند و توضیح می‌داد که شنونده را برجای خود میخکوب می‌کرد. از طرف دیگر، بسیار مردم‌گرا، متواضع و افتاده بود. به راحتی با همه طبقات و با هر گروه سنی از هر نوع فکر و اندیشه‌ای رابطه و همکنشی ذهنی-فکری برقرار می‌کرد. او در وجود همه آدمیان صرف‌نظر از عقایدشان میل به خوبی و استعداد کار خیر و مفید را می‌دید و قدرت جذب آنها را داشت.»
از دیگر تشکل‌های اسلامی می‌توان از نهضت خداپرستان سوسیالیست نام برد. که در طی دهه 1320 به طور خودجوش توسط دانشجویان مسلمان دانشگاه‌های تهران به وجود آمد. دکترعلی شریعتی که دست پرورده استاد محمد تقی شریعتی بود. از زمان دانش‌آموزی از طریق فعالیت‌های این جمعیت در مشهد با تفکر سوسیالیسم برپایه خداپرستی آشنا و جذب این اندیشه شد. غیر از دانشگاه تهران، دانشگاه تبریز نیز به عنوان دومین دانشگاه کشور نقش مهمی در تحولات سیاسی و اجتماعی داشت. جنبش دانشجویی تبریز تحت تأثیر جریان‌های عام فکری و سیاسی کشور قرار داشت. بخشی از دانشجویان وابسته به جنبش چپ بودند. در دورانی به حزب توده تمایل داشته و بعدها به چریک‌های فدایی خلق. دانشجویان مسلمان دانشگاه تبریز به حرکت اسلامی، عمدتاً روشنفکری دینی گرایش داشتند. دانشجویان آذری در دانشگاه تهران و یا تبریز، اوایل دهه 1340 به نهضت آزادی ایران پیوستند و تعداد قابل توجهی از آنان، نظیر محمد حنیف‌نژاد، از مؤسسین سازمان مجاهدین خلق اولیه بودند.
بعد از تأسیس دانشگاه تهران، دانشجویان خواستار ایجاد تشکل‌های دانشجویی در محیط دانشگاه شدند. دانشگاه تهران در سال 1323، حق دانشجویان برای تشکیل اتحادیه دانشجویی را به رسمیت شناخت. باشگاه دانشگاه برای فعالیت‌های دانشجویی اختصاص یافت. بلافاصله بعد از این تصویب‌نامه، اتحادیه دانشجویان دانشکده پزشکی رسماً اعلام موجودیت کرد. به تدریج سایر دانشکده‌ها نیز اتحادیه‌های دانشجویی خود را تشکیل دادند. سازمان دانشجویان کوی دانشگاه نیز در سال 1328 به طور رسمی و با رأی مستقیم و مخفی دانشجویان ساکن کوی امیرآباد تشکیل گردید و نقش مؤثری در پیگیری مطالبات صنفی دانشجویان و تأمین نیازمندی‌های آنان داشت.
      سازمان دانشجویان دانشگاه تهران در سال 1329 شکل گرفت. ولی با مرور زمان نفوذ حزب توده و دیدگاه‌های چپ در این سازمان گسترش یافت. در این راستا، مسأله ایجاد یک جبهه واحد از دانشجویان ملی در آغاز سال تحصیلی 1329 یا (1330) در میان اعضای فعال احزاب و دانشجویان مستقل ملی مطرح گردید. این سازمان جدید، برای اینکه از سازمان دانشجویان دانشگاه تهران متمایز گردد، سازمان (ملی) دانشجویان دانشگاه تهران نام گرفت. این سازمان در جهت حمایت از حرکت ملی دکتر مصدق توانست قاطبه دانشجویان را به حمایت از خرید قرضه ملی، اعلام شده توسط دولت ملی بسیج نماید. دانشجویان دانشگاه تهران در قیام 30 تیر نقش فعالی داشتند.
      جنبش دانشجویی دانشگاه تهران، در 28 مرداد 1332 و سقوط دولت مصدق توسط کودتاگران در کنار سایر اقشار مردم واکنش نشان داد. ولی به علت تعطیلی دانشگاه و در دسترس نبودن اعضای تشکل‌های مختلف دانشجویی-این فعالیت‌ها بیشتر جنبه مستقل داشت تا سازمانی. در این روز تنها نهاد اجتماعی که می‌توانست واکنش نشان بدهد بازار بود. احزاب سیاسی در همان روز پنجشنبه 28 مرداد به شدت سرکوب شدند. بعد از کودتای 28 مرداد به همت تنی چند از یاران دکتر مصدق و فعالان سیاسی، نهضت مقاومت ملی ایران تأسیس شد. اولین اعلامیه تشکیل رسمی نهضت مقاومت ملی ایران، در نیمه شهریور 1332، یعنی دو هفته بعد از کودتای نظامی منتشر شد. نهضت مقاومت ملی توانست در فرصت زمانی مناسب، علیرغم دستگیری‌های گسترده، نیروهای مردمی را در تهران و شهرستان‌ها در کمیته‌های صنفی، ادارات، محلات و شهرستان، سازمان‌دهی نماید. از جمله کمیته‌هایی که تشکیل شد، کمیته نهضت مقاومت ملی دانشگاه تهران بود. وقوع کودتای نظامی 28 مرداد، همراه با خفقان سیاسی شدید بود. احزاب و گروه‌های سیاسی سرکوب شدند. روزنامه‌های مستقل توقیف گردیدند. فعالان سیاسی، دستگیر و روانه زندان شدند. دکتر مصدق بازداشت و در یک دادگاه نظامی محاکمه و سپس تبعید شد. در جریان دادگاه نظامی مصدق، در 21 آبان ماه در سرتاسر تهران و شهرستان‌ها تظاهرات گسترده‌ای صورت گرفت.
روز 16 آذر 1332، نقطه عطفی در مبارزات دانشجویان در برابر استبداد در تاریخ معاصر کشورمان است. در این روز که بعدها روز دانشجو نام گرفت نظامیان در دانشکده فنی برای دستگیری دانشجویان هجوم بردند و درگیری‌هایی به وجود آمد که منجر به تیراندازی به طرف دانشجویان و کشته شدن سه دانشجو به نام‏های قندچی، شریعت‏رضوی و بزرگ‌نیا و زخمی شدن تعداد قابل توجهی از دانشجویان گردید. با انتشار این خبر، تمام کلاس‌های درس در همه دانشکده‌ها تعطیل و موج اعتصاب همه جا را فرا گرفت. کمیته دانشگاه بلافاصله عزا و تعطیل عمومی اعلام نمود و در عصر آن روز دانشجویان به حالت اجتماع ساکت و آرام کلاس‌ها را ترک نمودند. ساعت 5 بعد از ظهر تنها صدای حرکت سربازان سکوت مطلق و ماتم‌زده دانشگاه را می‌شکست. مخبرین خارجی که بلافاصله خبر را به آنها رسانیده بودند، خبر را مخابره کردند و خشم و غضب و رسوایی و ننگ فراوانی در جهان برای دولت به وجود آورد. اکثر دانشگاه‌های معروف دنیا به عنوان همدردی با دانشگاه تهران یک روز تعطیل نمودند.
فعالان جنبش دانشجویی، اعم از چپ و توده‌ای، ملی و یا اسلامی در طی دهه‌های 20 و 30، به تدریج که از دانشگاه فارغ‌التحصیل و به متن جامعه و فعالیت‌های متنوع آن وارد شدند، هر کدام بر اساس گرایشات فکری، دیدگاه‌های سیاسی و اقتصادی خود بر فرایند تغییر و تحول فکری- سیاسی، هنری و اقتصادی جامعه اثرگذار بودند. فعالان توده‌ای و ملی، علیرغم فشارهای سیاسی، توانستند انجمن، سازمان‌ها، نشریات، شرکت‌های انتشاراتی در راستای میانی فکری خود ایجاد کنند، نظیر کانون نویسندگان ایران. فعالان انجمن اسلامی دانشجویان از یک طرف انجمن‌های اسلامی تخصصی-نظیر انجمن اسلامی پزشکان و مهندسین و معلمین را پایه‌گذاری کردند و از طرف دیگر به طیف رو به رشد روشنفکران دینی پیوستند.
جنبش دانشجویی در خارج از ایران نیز فعال بود، کنفدراسیون دانشجویان ایرانی در خارج از کشور، نقش تعیین‏کننده‌ای در مبارزات سیاسی علیه رژیم داشت. غیر از کنفدراسیون، انجمن اسلامی دانشجویان در آمریکا و اروپا نیز سهم عمده‌ای در سازمان‌دهی مبارزه‌های دانشجویی برعهده داشت. بعد از سرکوب شدن حرکت‌های آزادیخواهانه از طرف رژیم، رفته رفته، مبارزات مخفی حالت علنی به خود گرفت و بعد از مدت کوتاهی وارد فاز مبارزه مسلحانه شد. این تغییر در اتمسفر سیاسی جامعه، بر پیکره جنبش دانشجویی نیز تأثیر گذاشت. روند مبارزه مسلحانه، تا سقوط رژیم در انقلاب سال 1357 ادامه یافت.
کتاب شامل دو بخش است. فصل اول «جنبش دانشجویی از 1320 الی 1332» نام دارد که در آن انجمن اسلامی دانشجویان، نهضت خداپرستان سوسیالیست و شکل‏گیری اتحادیه‏ها و سازمان‏های دانشجویی مورد اشاره قرار گرفته است. فصل دوم نیز با عنوان «جنبش دانشجویی در دوره دوم از سال 1332 الی 1340» به بررسی نهضت مقاومت ملی، فعالیت‏های پراکنده دانشجویی و آغاز دوره جدید جنبش دانشجویی پرداخته است. در پایان کتاب پیوست‏های مختلفی ارائه گردیده است.

محمود فاضلی

برگرفته از: جنبش دانشجویی در دو دهه: از 1320-1340، ابراهیم یزدی ، چاپ اول 1383، شرکت انتشارات قلم، تهران.



 
تعداد بازدید: 9553



http://oral-history.ir/?page=post&id=1962