انتشار خاطرات شفاهی قدمخیر در کتاب «دختر شینا»
«بهناز ضرابیزاده»، یکی از نویسندگان جوان و فعال استان همدان، چند سالی است که در حوزه داستاننویسی با موضوع دفاع مقدس فعالیت دارد. این بانوی نویسنده برای نخستینبار به صورت حرفه ای در حوزه خاطرهنگاری آن هم با محوریت تاریخ شفاهی، به نگارش خاطرات «قدم خیر محمدی کنعان» همسر سردار شهید «حاج ستار ابراهیمی» پرداخته است. کتاب «دختر شینا» توسط دفتر ادبیات و هنر مقاومت، انتشارات سوره مهر منتشر میشود.
ضرابیزاده درباره انتخاب خاطرات «قدمخیر محمدی کنعان» به خبرنگار «سایت تاریخ شفاهی ایران» گفت: «سردار شهید حاج ستار ابراهیمی، همسر قدمخیر یکی از شهدای برجسته استان همدان است که در عملیات والفجر 8 به شهادت رسید. درباره زندگی این شهید فعالیتهای فرهنگی مختلفی صورت گرفته بود. با توجه به آثار به عمل آمده متوجه شدم، قدم خیر (همسر شهید ستار ابراهیمی) در سن 22 سالگی همسرش به شهادت رسیده و با وجود 5 فرزند، ازدواج نکرده است و به تنهایی فرزندانش را بزرگ کرد. این موضوع برای من بسیار تامل برانگیز بود، زنی که در روستا زندگی می کرد به فضای شهر آمده و به تنهایی در اوج جوانی، تمام هم و غمش بزرگ کردن فرزندانش شده بود. بنابراین تصمیم گرفتم درباره فراز و نشیب های زندگی این زن با او مصاحبه کنم. بدون اینکه جایی به من سفارش کند، به خواست خودم و بنا به کنجکاوی به سراغ قدم خیر رفتم.»
وی ادامه می دهد: «چیزی به عید نوروز 88 نمانده بود، با پسر قدم خیر تماس گرفتم تا با مادرش برای مصاحبه صحبت کند، به من گفت مادرم قبول نمیکند. تصمیم گرفتم خودم با قدمخیر تلفنی صحبت کنم، وقتی با منزلشان تماس گرفتم، فکر کردم دختر خانواده است، خود قدم خیر گوشی را برداشته بود، صدای بسیار جوانی داشت. به هر ترتیب راضی شد که خاطرات سال های بعد از شهادت همسرش را برایم تعریف کند. اردیبهشت همان سال مصاحبه ما آغاز شد و شهریور ماه به پایان رسید. چون کار سفارشی نبود، به زمان و ساعتهای مصاحبه توجهی نداشتم.»
ضرابی زاده درباره اطلاعات و آگاهی خود از نحوه مصاحبه گرفتن در تاریخ شفاهی اظهار داشت: «آن زمان اطلاع چندانی از مقوله تاریخ شفاهی نداشتم، اما همان زمان که مشغول مصاحبه با قدمخیر بودم، کتابی با عنوان «خاک و خاطره» نوشته احمد دهقان که به موضوع خاطرهنویسی میپرداخت به دستم رسید و مطالعه کردم. پیش از این نیز خاطرات خودم را نیز به صورت یادداشت های روزانه نوشته بودم. کتاب «آن روز سهشنبه» خاطرات شهید حسن تُرک، نیز که اثری تلفیقی بود، تا حدودی مقوله تاریخ شفاهی در آن اعمال شده بود. اما نخستین کار حرفه ای من در حوزه تاریخ شفاهی خاطرات قدمخیر بود.»
وی درباره ویژگی های برجسته خاطرات قدم خیر خاطر نشان کرد: «قدم خیر با اینکه در روستا بزرگ شده بود، اما ناز پرورده خانواده اش بود و پدر و مادرش بسیار به او علاقه داشتند، در سن 14_ 15 سالگی به عقد ستار ابراهیمی درمیآید، خودش از اول راضی به این ازدواج نبود، اما بعدها عاشق همسرش میشود. 8 سال بیشتر با شهید ستار ابراهیمی زندگی مشترک نداشته، بعد از شهادت همسرش با 5 فرزند به شهر همدان میآید و با همان حقوق شهید فرزندانش را بزرگ میکند. با اینکه خودش سواد نداشت، اما با مهربانی و پشتیبانیهایش فرزندانش را به درجههای بالای علمی در مقاطع کارشناسی و کارشناسی ارشد رساند.»
نویسنده کتاب «آدم برفی» نگارش خاطرات قدم خیر را یکی از نشانه های الهی در زندگیش می داند و افزود: «دی ماه سال 88 ، قدمخیر به خاطر داشتن بیماری پنهان که خودش هم از آن بی خبر بود، فوت کرد. بعد از مرگ او فرزندان این زن مرا رها نکردند و مشتاقانه برای به پایان رسیدن خاطرات مادرشان مرا همراهی کردند. معصومه ابراهیمی، یکی از دختران قدمخیر کار تایپ کتاب را برعهده گرفت و در حین تایپ کتاب لغزشهایم را گوشزد و در بازخوانی این متن 280 صفحه ای مرا همراهی کرد. بنابراین کتاب به لحاظ اسنادی هیچ مشکلی نداشت.»
ضرابی زاده درباره عنوان کتاب «دختر شینا» (خاطرات قدمخیر محمدی کنعان) اظهار داشت: «همه درباره این عنوان از من سوال میکنند، که شینا به چه معناست، یک اتفاق خاص باعث انتخاب این عنوان برای کتاب شده که راز آن با خواندن کتاب برای مخاطب آشکار می شود. چرا که هر زن و مرد جوانی باید این خاطرات جذاب را بخواند.»
تعداد بازدید: 8302
http://oral-history.ir/?page=post&id=2885
