پاسخ کارشناسان به سؤالات تاریخ شفاهی

100 سؤال/34

در تدوین متن تاریخ شفاهی تا چه اندازه مجاز به استفاده از شیوه‌های روایت‌پردازی (هرچند ساده) هستیم؟


19 خرداد 1405


از چند پژوهشگر و فعال حوزه‌ تاریخ شفاهی خواستیم دیدگاه خود را دربارۀ سؤالات تاریخ شفاهی بیان کنند. نام هر یک از شرکت‌کنندگان در ابتدای پاسخ‌ آنها آمده و متن تمام پاسخ‌ها تا پایان هفته در همین‌ درگاه منتشر خواهد شد. هدف از این طرح، گشودن دریچه‌های جدید به یک مسئله و ارتقای گفت‌وگوهای علمی در حوزۀ تاریخ شفاهی است.

در این طرح، شنبۀ هر هفته یک پرسش مطرح می‌شود و از کارشناسان می‌خواهیم تا پایان هفته دیدگاه خود را در قالب متنی کوتاه (حدود ۱۰۰ کلمه) ارائه کنند. تمامی پاسخ‌ها در کنار یکدیگر منتشر خواهند شد تا مخاطبان بتوانند دیدگاه‌ها را مقایسه و تحلیل کنند.

مطالب، نظرات فرستادگان است و لزوماً نظر سایت تاریخ شفاهی نیست. هرچند قرار است پاسخ‌ها بر اساس حدود ۱۰۰ کلمه باشند، اما برای رعایت ادب و ناقص نماندن بحث، در مواردی پاسخ‌های بیش از این اندازه نیز پذیرفته می‌شود.

این بار از کارشناسان تقاضا کردیم پاسخ سؤال را تا یکشنبه شب ارسال فرمایند تا همۀ پاسخ‌ها روز سه‌شنبه منتشر شود.

از درهم‌تنیدگی این پاسخ‌ها با بهره‌گیری از هوش مصنوعی، به نظریه‌هایی درباره تاریخ شفاهی رسیده‌ایم که در آینده‌ای نزدیک منتشر خواهد شد.

سؤال 34:

در تدوین متن تاریخ شفاهی تا چه اندازه مجاز به استفاده از شیوه‌های روایت‌پردازی (هرچند ساده) هستیم؟

____________________________________________

پاسخ به سؤال 34:

غلامرضا آذری خاکستر

روایت‌پردازی در تاریخ شفاهی یعنی تدوین‌کننده به توصیف و تحلیل روایت بپردازد و تخیلات ذهنی خود را مکتوب نمایند. به نظر می‌رسد در آثاری که صرفاً در زمینه تاریخ شفاهی تولید می‌شوند، روایت‌پردازی چندان مطلوب نیست؛ زیرا تدوین‌کننده نسبت به وفاداری در متن اصلی احساس مسئولیت دارد و هرگونه دستبرد در روایت، نوعی تحریف در تاریخ محسوب می‌شود. بنابراین در این‌گونه آثار، به‌خاطر ارائه مستندات تاریخی، کمتر روایت‌پردازی صورت می‌گیرد. پس بسته به کارکردهای تاریخ شفاهی، روایت‌پردازی نیز متفاوت است. اما در آثاری که بر مبنا و محتوای تاریخ شفاهی داستان‌گونه تدوین می‌شوند و جزوِ آثار مستند، قلمداد نمی‌شوند، تدوین‌کننده روایت‌پردازی می‌کند؛ هرچند این گونه آثار از نظر آکادمیک(دانشگاهی)، محلی برای رفرنس(ارجاع) ندارند.

حسن بهشتی‌پور

در تاریخ شفاهی، استفاده از شیوه‌های روایت‌پردازی نه‌تنها مجاز، بلکه برای افزایش خوانایی و جذابیت اثر ضروری است؛ مشروط بر آنکه به تحریفِ واقعیت منجر نشود. پژوهشگر می‌تواند خاطرات را در ساختاری زمانی و منسجم تنظیم کند، بخش‌های تکراری یا کم‌اهمیت را حذف نماید، نقل‌قول‌های مستقیم را با حفظ لحن و زبان راوی بازتاب دهد و بر پایه شواهد موجود، توصیف‌های مختصر و روشنی از اشخاص، زمان و مکان ارائه کند. همچنین شخصیت‌پردازی فقط باید بر گفته‌ها و تجربه‌های خودِ راوی استوار باشد. البته برخی مرزها نباید نقض شوند: جابه‌جایی یا جعل وقایع، افزودن جزئیات خیالی، بازسازی گفت‌وگوهایی که مستند نیستند، تحمیل الگوهای داستانی ناسازگار با روایت و تغییر صدای راوی. اصل اساسی آن است که روایت‌پردازی، جایگزینِ واقعیت نشود و فقط در خدمتِ روشن‌تر وجذاب‌‎تر شدنِ خاطره باشد.

محمدمهدی عبدالله‌زاده

گفته شده است: هدفِ علم تاریخ، دستیابی به امر واقع است. انتشار متن پیاده شدۀ مصاحبه بدون تدوین در بیشترِ موارد به جهاتی نقض غرض است. بنابراین برای حفظ اصالتِ متن، رعایتِ چند اصل، ضروری است؛ هر تغییری که در متن ایجاد می‌شود، باید در جهتی که خواننده، صدای مصاحبه‌شونده را بشنود، پس «رعایت لحن راوی» از ضروریات است. همچنین در متن نباید تا حدی دست بُرد که بازنویسی‌شده و یا بازسازی ادبی محسوب شود. جابه‌جایی مطالب جهت شفاف‌سازی و ادراک سهلِ متن، جایز است، ولی نباید به گونه‌ای باشد که در بیان امر واقع، اختلال ایجاد کند. گویاسازی با استفاده از پانوشت در حدی لازم است، ولی نباید القایی باشد یا در حدی باشد که متن را به حاشیه ببرد. و در نهایت، متن باید با استفاده از حداقل تغییرات لازم، به فارسی معیار تدوین شود، در این مورد نیز حفظ ادبیات و فرهنگ گفتاریِ راوی، ضروری است.

ابوالفتح مؤمن

تدوین به‌عنوان مرحله تبدیل متن تاریخ شفاهی به کتاب پیش از چاپ، بسیار اهمیت دارد. تدوین علمی و روش‌مند، ارزش و اعتبار روایت را چند برابر می‌کند، اگرچه برخی متولیان و ادارات اهداف خاصی دارند و در پی جذب موقت مخاطب یا تشویق‌های سراب‌گونه هستند. تاریخ شفاهی چه برای آرشیو چه برای نشر، از نظر ساختار، محتوا و هدف با خاطره‌نویسی و داستان تفاوت دارد؛ بنابراین نمی‌توان هر شیوه‌ای در روایت و تدوین به کار گرفت. تخیل در داستان ارزش افزوده است، اما در تاریخ شفاهی مهلک و سبب بی‌راهه شدن حقیقت است، زیرا تاریخ شفاهی بر پایه پژوهش تاریخی و پرسش‌های هدفمند به سوی واقعیت حرکت می‌کند. بازسازی احساسات حول واقعه نباید به تخیل گرایی و دوری از حقیقت بینجامد. در تدوین، مجاز به هر شیوه‌ای نیستیم و اگر کم‌وبیش از روایت‌پردازی استفاده شود، باید متن به حاشیه نرود، روایت ویراستار جای راوی را نگیرد، وفاداری به متن و اصطلاحات حفظ شود و محصول نهایی متنی تاریخی و علمی باشد. تدوین شیوه‌نامه از سوی مراکز علمی مفید است، ولی تعدد متولیان و اختلاف در هدف و روش، کار را دشوار می‌کند.

جعفر گلشن روغنی

اگر بپذیریم متن مصاحبه، اثری تاریخی و نوشته‌ای است که مستقیماً از یکی از بازیگران خرد یا کلان تاریخ به دست آمده است، به نظر می‌رسد که شایسته آن است که بدون اندک دخل و تصرف، عرضه شود تا خواننده یا پژوهشگر علاقه‌مند بتواند با اعتماد و اطمینان کامل از محتوای آن بهره‌مند شود. اما ظاهراً در عمل، انجام چنین کاری شدنی نیست. اول به سبب حضور مصاحبه‌گران و تدوین‌کنندگان غیرِ حرفه‌ای و مشخصاً غیر تاریخی(غیر دانشگاهی)که از اهمیت و اعتبار دست‌نخوردگی متون تاریخی، آگاهی و درک کاملی ندارند. دوم به سبب ذائقه مخاطبان تاریخ شفاهی و خاطرات که جذابیت و خواندنی بودن متن‌های پدید آمده از تاریخ شفاهی را بر هر امر دیگری ترجیح می‌دهند.

سید محمدصادق فیض

روایت‌پردازی را با داستان‌سرایی یکی می‌دانم و این با مستندنگاری همسان نیست، اما استفاده از این شیوه، گاه می‌تواند یکنواختی و کسالت بار شدنِ متن را در خلأ نکات ظریفی که راوی از بیان آنها خودداری کرده یا می‌کند، تغییر دهد. خالی از لطف و عیب نیست ولی نباید مسیرِ روایت را از واقعیت به تخیل تغییر دهد و خواننده در میانه راه مطالعه، در اصل و فرع آن دچار شک و تردید شود. ضمنِ آنکه متون تاریخ شفاهی در منابع تاریخی استناد می‌شود و نباید با داستان و تخیل آمیخته باشند.

شفیقه نیک‌نفس

هرگونه دخالت در متن تاریخ شفاهی به دلیل غنا بخشیدن به آن‌ یا جذاب و اثرگذار کردنِ آن موجب خدشه وارد شدن به وجه سندیتِ آن است. روایت‌سازی، سلیقه شخصی، احساس، عقیده و قضاوت ویراستار را وارد متن می‌کند. به این طریق  معنایی که مورد نظر مصاحبه‌شونده است، دچار تغییر می‌شود. همچنین مشخصه‌هایی که معنادار هستند هم تغییر پیدا کرده یا حذف می‌شوند. باید دانست که مصاحبه، صحنه نمایش مصاحبه‌شونده است و متن آن نیز باید انعکاسی بی کم‌و‌کاست از آن صحنه باشد. اما چنانچه برنامه کاری، آن است که روایت‌های تاریخ شفاهی تبدیل به ادبیات داستانی شوند، می‌توان متن استاندارد مصاحبه تاریخ شفاهی را در آرشیو برای پژوهشگران و تاریخ‌نگاران دسترس‌پذیر کرد تا به عنوان یک سند تاریخی، امکان پژوهش و‌ ارجاع‌دهیِ آن فراهم شود.

ابوالفضل حسن‌آبادی

روایت‌پردازی در تاریخ شفاهی به معنای چگونگی تبدیل گفتارِ راوی به یک روایت منسجم، قابل‌خواندن و معناداراست. بدون آنکه تدوین‌کننده با رعایت اصالت محتوا در متن ضبط شده اصلی تغییری ایجاد نماید. خوانا کردن و قابل فهم کردن متن هر چند یکی از وظایف تدوین‌کننده است اما به این معنا نیست که وی می‌تواند در ساختار محتوایی مصاحبه مانند ترتیب رویدادها یا تجربه زیسته راوی تغییری ایجاد نماید. در مجموع باید گفت روایت‌پردازی در تاریخ شفاهی به دلایلی مانند پراکندگی و تکراری بودنِ محتوا امری ضروری است؛ اما باید در چهارچوب مشخص و در قالب استاندارد تعریف‌شده متناسب با اهداف، صورت پذیرد.

هوش مصنوعی

در تدوین متن تاریخ شفاهی، استفاده از شیوه‌های روایت‌پردازی ساده (مانند پیرنگ خطی[1]، شخصیت‌پردازی، یا تنظیم گره‌افکنی و گره‌گشایی) تا جایی مجاز است که به اصالت و صحت وقایع لطمه نزند. هدف اصلی، انتقال تجربه زیسته راوی است، نه داستان‌سرایی. روایت‌پردازی می‌کند به شرط آنکه: راوی محور باشد، ترتیب زمانی رعیت نشود، و از هرگونه تحریف یا تخیل پرهیز گردد. به بیان دیگر، می‌توان در چیدمان و بیان جذاب مطالب ابداع کرد اما در محتوا نه.

 

[1] پیرنگ خطی به معنای ساختار یا چیدمانِ هدفمندِ رویدادها در یک روایت است، نه صرفاً توالی زمانیِ آنها. تفاوت آن با «تقویمِ وقایع» در این است که پیرنگ رابطه علت‌ومعلولی، گره‌افکنی، اوج و گره‌گشایی را نشان می‌دهد. به عبارت ساده، پیرنگ به مخاطب می‌گوید: «چه شد، چرا شد، و چه حسی منتقل می‌کند» در حالی که تقویم می‌گوید «بعد از چه، چه اتفاقی افتاد». در تاریخ شفاهی، پیرنگ‌های خطی (ترتیب زمانی ساده) و غیرخطی (بازگشت به گذشته یا جلوپرش) هر دو مجازند، تا وقتی به اصالت واقعیت لطمه نزنند.

 



 
تعداد بازدید: 15


نظر شما

 
نام:
ایمیل:
نظر:
تصویر امنیتی (4 + 8) :
 
پاسخ کارشناسان به سؤالات تاریخ شفاهی

100 سؤال/34

در تدوین متن تاریخ شفاهی تا چه اندازه مجاز به استفاده از شیوه‌های روایت‌پردازی (هرچند ساده) هستیم؟
روایت‌پردازی در تاریخ شفاهی یعنی تدوین‌کننده به توصیف و تحلیل روایت بپردازد و تخیلات ذهنی خود را مکتوب نمایند. به نظر می‌رسد در آثاری که صرفاً در زمینه تاریخ شفاهی تولید می‌شوند، روایت‌پردازی چندان مطلوب نیست؛ زیرا تدوین‌کننده نسبت به وفاداری در متن اصلی احساس مسئولیت دارد و هرگونه دستبرد در روایت، نوعی تحریف در تاریخ محسوب می‌شود