سیصدوهفتادوسومین شب خاطره - 7
تنظیم: سایت تاریخ شفاهی ایران
وقتی وارد جزیره شدیم، تنها دارایی هر نفر یک جیره مختصر و یک قمقمه آب بود. به ما اعلام کردند پای درختانِ نخل را بکنید و برای خودتان سنگرِ حفرهروباهی آماده کنید. زمین آنقدر سفت بود که سرنیزه اصلاً در آن فرو نمیرفت. هرچه تلاش کردیم، فقط توانستیم مقدار جزئی از خاک را بیرون بریزیم.سیصدوهفتادوسومین شب خاطره - 6
تنظیم: سایت تاریخ شفاهی ایران
«حاج قربون» فردی بسیار متواضع، مقتدر، باهوش و مثالزدنی بود. مسیری که گردان از منطقه دوعیجی تا جزیره شلحه طی کرد، واقعاً تصویری آخرالزمانی داشت. در مسیر حرکت، به نقطهای رسیدیم که پیکرهای بیشمار شهدای لشکر پنج نصر روی زمین افتاده بود...سیصدوهفتادوسومین شب خاطره - 5
تنظیم: سایت تاریخ شفاهی ایران
زمانی که من به جبهه رفتم ۱۸ سال داشتم. بیسیمچیِ لشکر گردان المهدی بودم. ما محاصره شده بودیم. من و آقای پازوکی (فرمانده گردان) جلو رفتیم. یکی از عراقیها را اسیر کرده بودیم و چون من قبلاً طلبه بودم و کمی عربی میدانستم، آقای پازوکی از من خواست از او بازجویی کنم. آتش دشمن بهقدری سنگین بود و با توپ مستقیم ما را میزدند که جهنمی به پا شده بود.سیصدوهفتادوسومین شب خاطره - 4
تنظیم: سایت تاریخ شفاهی ایران
من در هفدهسالگی از شهریار برای اعزام به جبهه اقدام کردم. به دلیل سن کم، در ابتدا با اعزامم موافقت نمیشد، اما در نهایت با دستکاری شناسنامه توانستم به جبهه بیایم. پس از طی آموزش، بهعنوان آرپیجیزن در عملیات حضور داشتم. چهار سال اسیر بودم. ۹ شهریور ۱۳۶۹ آزاد شدم و آن روز با لحظه تولد هیچ فرقی برایم نداشت.سیصدوهفتادوسومین شب خاطره - 3
تنظیم: سایت تاریخ شفاهی ایران
در آن مقطع، در اوج سرمای زمستان و در ساعات ابتدایی صبح، به منطقه اعزام و در حوالی پل یازینب مستقر شدیم. پیکرهای شهدا در منطقه بهوضوح دیده میشد و بسیاری از آنها با بادگیرهای آبیرنگ قابل شناسایی بودند.سیصدوهفتادوسومین شب خاطره - 2
تنظیم: سایت تاریخ شفاهی ایران
پس از پایان مرحله اول عملیات، زمانی که فرمانده گردان مجروح شدند، مسئولیت ادامه مأموریت گردان المهدی به عهده من قرار گرفت. در آن مقطع، استعداد گردان حدود چهارصد نفر بود. با همان نیرو وارد خط شدیم و پس از انجام مأموریت، به عقب بازگشتیم.گزارش رونمایی کتاب کمان
«کمان»؛ وقتی یک مجله به سند تاریخ شفاهی بدل میشود
سایت تاریخ شفاهی
رونمایی کتاب «کمان» چهارشنبه ۲۹ بهمن ۱۴۰۴، در کافهکتاب سمیه حوزه هنری برگزار شد. در این برنامه هدایتالله بهبودی؛ تاریخنگار، محبوبه عزیزی؛ گردآورنده یادداشتهای کتاب، کوروش پارسانژاد؛ طراح نشریه کمان، و برخی چهرههای دیگر دست اندرکار این نشریه حضور داشتند. کتاب «کمان» با عنوان فرعی «یادداشتهای روزانه هدایتالله بهبودی، مدیرمسئول کمان؛ از پیدایی تا فرجام نشریه» به قلم هدایتالله بهبودی و کوشش محبوبه عزیزی توسط انتشارات سوره مهر در سال ۱۴۰۴ منتشر شده است.سیصدوهفتادوسومین شب خاطره - 1
تنظیم: سایت تاریخ شفاهی ایران
سیصدوهفتادوسومین برنامه شب خاطره با خاطرهگویی آزادگانی چون نبیالله احمدلو، محمد هادی، محمود شعبانی، علی مرادی، محسن جنت، هادی ایزی و عباس پیرهادی عصر پنجشنبه ۱ آبان ۱۴۰۴ در تالار سوره حوزه هنری برگزار شد. اجرای این شب خاطره را داوود صالحی برعهده داشت. راوی اول درباره عملیات کربلای ۵ گفت: شاید این عملیات در میان همه عملیاتها، شدیدترین و سختترین درگیری نظامی در هشت سال دفاع مقدس بود که نتیجه آن در نهایت به قطعنامه ۵۹۸ انجامید.سیصدوهفتادودومین شب خاطره - 3
تنظیم: سایت تاریخ شفاهی ایران
مجری با اشارهای کوتاه راوی سوم را اینگونه معرفی کرد: سیدمرتضی آذرهوشنگ، متولد دوم مرداد ۱۳۴۱ از شهر قم، آزادهای از ارتش جمهوری اسلامی ایران که سال ۱۳۶۰ وارد یگانهای ویژه هوابرد شد و در دوران دفاع مقدس مسئولیت عکاسی، فیلمبرداری و ثبت حماسه رزمندگان را بر عهده داشت. مجری از حضور راوی در عملیاتها و مجروحیت و اسارت، تا آزادیاش در عملیات والفجر ۴ و شباهت شگفت خاطراتش با برخی صحنههای آشنا برای مخاطبان امروز سخن گفت.بیستوسومین یادواره شهدای گردان انصارالرسول(ص) برگزار شد
گزارش از: حسین تاجیک
آخرین ماه پاییز، تالار اندیشه میزبان تجدید میثاق رزمندگان، آزادگان، ایثارگران و جانبازان با شهدا بود. بیست و سومین یادواره شهدای گردان انصارالرسول(ص) لشگر ۲۷ محمدرسوالله(ص) ۲۱ آذر ۱۴۰۴ همزمان با ایام روز مادر در حوزه هنری برگزار شد.1
...
آخرین مطالب
پربازدیدها
نظریه اول: «دوگانگی ساختاری فرصت-تهدید در ورود دولت به تاریخ شفاهی»
این نظریه بر مبنای پاسخِ 14 متخصص تاریخ شفاهی به پرسش «آیا ورود سازمانهای دولتی به روند تولید آثار تاریخ شفاهی، فرصت است یا تهدید؟» به دست آمده است.





