پاسخ کارشناسان به سؤالات تاریخ شفاهی
100 سؤال/18
28 بهمن 1404
از چند پژوهشگر و فعال حوزه تاریخ شفاهی خواستیم دیدگاه خود را دربارۀ سؤالات تاریخ شفاهی بیان کنند. نام هر یک از شرکتکنندگان در ابتدای پاسخ آنها آمده و متن تمام پاسخها تا پایان هفته در همین درگاه منتشر خواهد شد. هدف از این طرح، گشودن دریچههای جدید به یک مسئله و ارتقای گفتوگوهای علمی در حوزۀ تاریخ شفاهی است.
در این طرح، شنبۀ هر هفته یک پرسش مطرح میشود و از کارشناسان میخواهیم تا پایان هفته دیدگاه خود را در قالب متنی کوتاه (حدود ۱۰۰ کلمه) ارائه کنند. تمامی پاسخها در کنار یکدیگر منتشر خواهند شد تا مخاطبان بتوانند دیدگاهها را مقایسه و تحلیل کنند.
مطالب، نظرات فرستادگان است و لزوماً نظر سایت تاریخ شفاهی نیست. هرچند قرار است پاسخها بر اساس حدود ۱۰۰ کلمه باشند، اما برای رعایت ادب و ناقص نماندن بحث، در مواردی پاسخهای بیش از این اندازه نیز پذیرفته میشود.
این بار از کارشناسان تقاضا کردیم پاسخ سؤال را تا یکشنبه شب ارسال فرمایند تا همۀ پاسخها روز سهشنبه منتشر شود.
سؤال 18:
آیا تاریخ شفاهی میتواند حاملِ اندیشه هم باشد؟
____________________________________________
پاسخ به سؤال 18:
حسن بهشتیپور
وقتی میپرسید آیا تاریخ شفاهی میتواند حامل اندیشه هم باشد یعنی اینکه در دل سؤال فرض گرفتید تاریخ شفاهی حامل اندیشه نیست، در حالی اگر تاریخ را علم بدانیم که هست، تاریخ شفاهی هم حتماً بخشی از علم تاریخ است و در ۱۷ سؤالهای پیشین نشان داده شده که از جنبههای مختلف خردورزی و اندیشهورزی و روششناسی برخوردار است، فکر میکنم بهتر است در طراحی سؤال تجدیدنظر شود.
بهتر است به سراغ این پرسشها برویم:
1. انواعِ اندیشه در تاریخ شفاهی کداماند؟ (اندیشه انتقادی، روایی، تأویلی، روششناختی و...)
۲. موانع اندیشهورزی در تاریخ شفاهی چیست؟
۳. تاریخ شفاهی چگونه میتواند اندیشههای مسلط را بازتولید یا به چالش بکشد؟
4. راویِ تاریخ شفاهی تا چه اندازه «اندیشنده» است و چه نسبتی با مورخ بهعنوان «اندیشمند» دارد؟
5. آیا تاریخ شفاهی میتواند افقهای فکریِ فراتر از دانش رسمی را بگشاید؟
این پرسشها، ضمن مفروضگرفتن خردورزانهبودنِ تاریخ شفاهی، به کیفیت، تنوع، حدود و ظرفیتهای اندیشه در آن میپردازند.
غلامرضا آذری خاکستر
قطعاً در تاریخ شفاهی، فکر و اندیشه اهمیت اساسی دارد و بخش جداییناپذیری از فرایند ثبت تاریخ است؛ زیرا بدون اندیشیدن نمیتوان درک درستی از روایتها ارائه داد. پرسشهای مصاحبهکننده و پاسخهای مصاحبهشونده بر مبنای اندیشه استوار است و در تعامل میان این دو، معنا شکل میگیرد. حتی مکثها، حالات روحی، خندهها، سکوتها و تردیدها نیز نشاندهندهی نوع نگرش و چارچوب فکری روایتگران است. از این رو، تاریخ شفاهی میتواند حامل اندیشه باشد؛ اندیشهای که بیانگر سبک تفکر، دغدغهها و ملاحظات سیاسی، اجتماعی و فرهنگی افراد است. هر یک از مصاحبهشوندگان حامل جهانبینی و نگرش خاص خود است که در خلال روایت رویدادها بازتاب مییابد. بنابراین، تاریخ شفاهی صرفاً انتقال دادههای تاریخی نیست، بلکه با لایههای ذهنی و تفسیری افراد نیز مرتبط است.
محمدمهدی عبداللهزاده
در تعریف رعایت لحن راوی در تدوین تاریخ شفاهی بهصورت مکتوب، گفته شده است: «هر فرد باید مثل خودش روایت کند؛ یعنی یک فیلسوف مثل یک فیلسوف و یک فرد معمولی مثل خودش». زیرا روایت هر فرد ناشی از باورها، ارزشها، اعتقادات، دانش، مهارتهای سخنوری، تجارب، سلامت جسمی و روانی، ملاحظات مختلف و بهطور کلی شخصیت وی است که در روایتش نمود پیدا میکند. با تحلیل و تفسیر علمی هر روایت میتوان به قسمتی از این متغیرها پی برد؛ زیرا هر روایت، بهصورت آشکار و پنهان، دلالتهای مهمی بر متغیرهای دخیل در آن دارد. برای مثال، با استفاده از تحلیل محتوای روایت میتوان دریافت مردم نسبت به تجاربشان چگونه میاندیشند و بدین جهت است که تغییر لحن راوی توسط تدوینگر تاریخ شفاهی، مغایر اصل امانتداری است. بنابراین، تاریخ شفاهی نمیتواند حامل اندیشه نباشد.
ابوالفضل حسنآبادی
در تاریخ شفاهی مصاحبهشونده صرفاً به بیان مشاهدات خود از واقعه نمیپردازد، بلکه در ضمن روایت، ارزشها، پیشفرضهای فرهنگی و حتی ایدئولوژی خود را نیز در لایههای زیرین روایت بازتولید میکند. از این دیدگاه، تاریخ شفاهی فقط شواهد حاصل از دیدهها نیست، بلکه بیان تجربهی زیسته است که با فهم، تفسیر، ارزشها، اندیشهها و اولویتهای راوی همراه است و در چارچوب خاطرات پراکنده و شخصی بیان میشود. البته باید در نظر داشت که اندیشهای که از تجربهی زیستهی راوی به دست میآید، حاصل برداشت و تفسیر اندیشهایِ وی از زمان وقوع حادثه تا زمان بیان آن در قالب گفتوگو است.
شفیقه نیکنفس
تاریخ شفاهی روایت افراد از تجربههای شخصی را بهمنظور گسترش سابقهی تاریخی یک مکان، رویداد، شخص یا گروه فرهنگی جمعآوری میکند. چنانچه منظور از این پرسش، عمل خردورزی توسط فلاسفه و صاحبنظران باشد، قطعاً بخشی از مصاحبه میتواند حول محور اندیشههای مصاحبهشونده باشد. بهطور مثال، مصاحبه با استاد دکتر غلامحسین ابراهیمی دینانی نمیتواند خالی از تجربههای خردورزی و تولیدات فکری و فرهنگی ایشان باشد. اما تاریخ شفاهی به دنبال تولید فکر نیست و هدف آن بیشتر پیگیری روند رخدادها، واقعیتها یا حقایق تاریخی است. تاریخ شفاهی نشان میدهد که چگونه یک اندیشه تولید شده است، جامعه چه واکنشی به آن نشان داده و چگونه آن فکر تداوم یافته است.
ابوالفتح مؤمن
تاریخ اندیشه و تحولات جریانهای فکری همواره برای مورخان و علاقهمندان به مطالعه رویدادها جذاب بوده است. راویان و کنشگران عرصههای سیاسی، اجتماعی، فرهنگی و اقتصادی، خود حامل اندیشهای معین بوده یا در چارچوب فکری خاصی عمل کردهاند و بر اساس آن به مبارزه، تحولآفرینی و نهادسازی پرداختهاند. این اندیشهها در بستر زمان و مکان بازتولید شده و صورتهای تازهای یافتهاند. ازاینرو، موافقان و منتقدان یک جریان فکری که شاهد شکلگیری و گسترش آن بودهاند، برای پژوهشگران تاریخ شفاهی اهمیت دارند. تاریخ شفاهی در فرایند گردآوری روایتها، میتواند به بسط و بازخوانی اندیشهها کمک کند، زیرا جنبشهای فکری بازتاب فرهنگ جامعهاند. چنانکه مارتین هایدگر تأکید میکند، زبان صرفاً ابزار بیان اندیشه نیست، بلکه خودِ اندیشه است.
سیدمحمد صادق فیض
اندیشه یعنی تأمل و تلاش برای رسیدن به مسئلهای جدید یا کشف مجهولات و وجود نظریه یا اندیشهای قابل تأمل در تاریخ شفاهی، البته به توانمندی و هوشمندی پرسشگر بازمیگردد که در بیان پرسشهایی ژرف از راوی صاحب اندیشه، بر زوایای نامکشوف فکری وی نور میتاباند و میتواند مجهولی را نمایان سازد. راوی با بازتعریف خاطرات و تحلیل و تفسیر خود از رویدادهایی که چهبسا در جزئی از آن حضور داشته و مؤثر بوده، دیدگاه و نظریهای خاص را روایت میکند و میتواند سرمنشأ مباحثات و دیدگاههای بعدی باشد. پس این رخداد حاصل تعامل سازنده و مثبت در مصاحبه تاریخ شفاهی است و چهبسا تدوینگر هم در بروز و ظهور نظریه و دیدگاهی خاص و مؤثر و قابل تأمل نقشآفرین باشد.
حمید قزوینی
اساساً فکر و اندیشه در قالب کلام امکان ظهور و بروز و بالندگی و نقد پیدا میکند. تا زمانی که فکری به کلام تبدیل نشود و با دیگر افکار محک نخورد، به اندیشهای معتبر و قابل ارائه تبدیل نخواهد شد. تاریخ شفاهی میتواند فرایند شکلگیری یک اندیشه را بازنمایی و سیر تاریخی آن را در گفتوگو با حاملان آن بازخوانی کند.
همچنین بسیارند آثاری که محصول گفتوگو با دانشمندان و اصحاب علم و فرهنگ و معرفت درباره مسیر زندگی فردی و علمی و اجتماعی آنهاست و در خلال آن، مباحثی عمیق و برخوردار از بار فکری بالا ارائه شده است. اینگونه مصاحبهها مخاطبان اهل دقت را به رهیافتهای جدید علمی و فکری رهنمون میشود.
هوش مصنوعی
بله، تاریخ شفاهی قطعاً حامل اندیشه است! این روش پژوهشی با تکیه بر گفتار و زبان، نه تنها به انتقال تجربیات و خاطرات میپردازد، بلکه بستری برای بازتاب اندیشههای زیسته و پنهان فراهم میآورد. همانطور که گفته شد، زبان صرفاً بیانگر اندیشه نیست، بلکه خود اندیشه است.
تاریخ شفاهی به ما امکان میدهد:
- اندیشههایی را کشف کنیم که شاید در متون مکتوب نیامدهاند.
- روند تحول یک اندیشه را در بستر فرهنگی و اجتماعی آن دنبال کنیم.
- ریشههای جهانبینی و فلسفه عملی افراد را بشناسیم.
از این رو، تاریخ شفاهی نه تنها راوی وقایع، بلکه دریچهای به درک عمیقتر جریانهای فکری و ساختارهای هویتی و اجتماعی است و میتواند منبعی برای تولید اندیشههای نوین باشد.
تعداد بازدید: 38
آخرین مطالب
پربازدیدها
100 سؤال/18
وقتی میپرسید آیا تاریخ شفاهی میتواند حامل اندیشه هم باشد یعنی اینکه در دل سؤال فرض گرفتید تاریخ شفاهی حامل اندیشه نیست، در حالی اگر تاریخ را علم بدانیم که هست، تاریخ شفاهی هم حتماً بخشی از علم تاریخ است و در ۱۷ سؤالهای پیشین نشان داده شده که از جنبههای مختلف خردورزی و اندیشهورزی و روششناسی برخوردار است، فکر میکنم بهتر است در طراحی سؤال تجدیدنظر شود.





