گزارش رونمایی کتاب کمان

«کمان»؛ وقتی یک مجله به سند تاریخ شفاهی بدل می‌شود

سایت تاریخ شفاهی

06 اسفند 1404


رونمایی کتاب «کمان» چهارشنبه ۲۹ بهمن ۱۴۰۴، در کافه‌کتاب سمیه حوزه هنری برگزار شد. در این برنامه هدایت‌الله بهبودی؛ تاریخ‌نگار، محبوبه عزیزی؛ گردآورنده یادداشت‌های کتاب، کوروش پارسانژاد؛ طراح نشریه کمان، و برخی چهره‌های دیگر دست اندرکار این نشریه حضور داشتند. 

کتاب «کمان» با عنوان فرعی «یادداشت‌های روزانه هدایت‌الله بهبودی، مدیرمسئول کمان؛ از پیدایی تا فرجام نشریه» به قلم هدایت‌الله بهبودی و کوشش محبوبه عزیزی توسط انتشارات سوره مهر در سال ۱۴۰۴ منتشر شده است. کتاب با قطع رقعی و در ۱۰۰۰ نسخه به چاپ رسیده است. یادداشت‌هایی روزانه، صریح، بی‌واسطه و فاقد لحن تبلیغاتی؛ ثبت اضطراب‌ها، کمبودها، امیدها و خطر تکرار. این یادداشت‌ها از 13 اردیبهشت 1375 آغاز شده، 18 مرداد 1384 پایان آخرین شماره اعلام شده، و تاریخ آخرین یادداشت: 4 مهر 1384 است. اگر «کمان» در دهه هفتاد و هشتاد یک نشریه بود، امروز در قالب این یادداشت‌ها به یک منبع تاریخ شفاهی مطبوعات جنگ تبدیل شده است.

آرزویی که سال‌ها عقب افتاد

هدایت‌الله بهبودی با تأسف از درگذشت زودهنگام یکی از ستون‌های نشریه کمان گفت: نمی‌دانم با چه کلماتی باید از جای خالی احد گودرزیانی یاد کنم؛ او واقعاً یکی از تکیه‌گاه‌های اصلی کمان بود. دختر کوچکش در اینجا حضور دارد و امیدواریم مادر محترمشان نیز تشریف بیاورند. می‌خواستم پرسشی از همسر مرحوم گودرزیانی بپرسم: آیا هیچ‌گاه پیش آمد که به احد بگویید با این همه تلاشی که برای کمان می‌کند، حاصلش چیست؟ درست است که با عشق و علاقه کار می‌کرد، اما زندگی هم باید بگذرد. خداوند احد عزیز را رحمت کند که حدود ۲۰ تا ۲۵ سال دوشادوش یکدیگر کار کردیم؛ چه در نشریه، چه پیش از آن، در روزنامه ایران و در دفتر ادبیات اسلامی.

سپس درباره شروع کار نشریه کمان در سال ۷۵ گفت: در دهه شصت، ضمیمه‌ای فرهنگی با عنوان «صحیفه» در روزنامه جمهوری منتشر می‌شد که دوستانی چون سید مهدی شجاعی، مرتضی سرهنگی و قیصر امین‌پور در آن همکاری داشتند. پس از تعطیلی «صحیفه»، به حوزه هنری رفتیم. در آغاز فعالیت‌مان در آنجا، فصلنامه‌ای با عنوان «کتاب مقاومت» منتشر کردیم که چهار یا پنج شماره از آن به چاپ رسید. آرزوی شکل‌گیری یک نشریه مستقل همچنان پابرجا ماند. سرانجام پس از خروج از روزنامه ایران، در سال ۱۳۷۵ امتیاز نشریه «کمان» را دریافت کردیم. حدود هشت سال با آن زندگی کردیم و کار را پیش بردیم. فاصله زمانی به دلیل نیاز به تأمین معاش و به‌روز نگه داشتن دانش و منابع بود تا از خطر تکرار جلوگیری کنیم. با این حال، ما به‌تدریج امکان رشد و تقویت بنیه علمی و فکری خود را از دست داده بودیم و احساس می‌کردم خطر تکرار، نشریه «کمان» را تهدید می‌کند.

او در مقدمه کتاب آورده است: «دوهفته‌نامه کمان، جوانی مرا، هشت سال از عمر پُرکارم را، به کام خود کشید. اگر لذت‌ها و ناگواری‌های این هشت سال را روی ترازو بگذارم، قطعاً کفۀ رنجیدگی و آزردگی آن سنگین‌تر خواهد بود. اما در این دورۀ پِرگره به آدم‌هایی برخوردم که امکانِ دیدن آنان در جا و زمانی غیر از این دورۀ خاص دست نمی‌داد. به نظرم گذشتن از کورانِ کمان به آشنایی با این افراد می‌ارزد».

کشف پشت‌صحنه

محبوبه عزیزی گفت مواجهه‌اش با این یادداشت‌ها، تصورش را از روند شکل‌گیری «کمان» تغییر داده است. او که سال‌ها مخاطب مجله بود، گمان نمی‌کرد پشت آن انسجام حرفه‌ای، چنین فراز و نشیب‌هایی وجود داشته باشد. از نگاه او، «کمان» سه ویژگی داشت: زبان تازه در ادبیات جنگ، نوآوری در طراحی و گرافیک و احترام جدی به مخاطب. این نکته آخر، در یادداشت‌ها پررنگ است؛ جایی که مشکلات و حتی تردیدها پنهان نمی‌شوند. محبوبه عزیزی در یادداشت آغاز کتاب آورده است: «بعد از سال‌ها همکاری با آقای مرتضی سرهنگی، به این فکر افتادم یک بانک اطلاعاتی خوب برای ایشان تهیه کنم. سال 1400 برای تکمیل این بانک سراغ دوست دیرینه‌اش آقای هدایت‌الله بهبودی رفتم تا اگر مطلب عکس یا سندی داشته باشد به این مجموعه اضافه کنم. او تعدادی عکس همراه یادداشت‌های روزانه‌اش را به امانت به من سپرد تا مطالبی را که به آقای سرهنگی مربوط می‌شد از میان آنها بردارم. شروع کردم به خواندن. آقای بهبودی از سال 1372 تا 1388 هر روز یادداشت روزانه نوشته بود. در میان آنها به جز مطالب مربوط به آقای سرهنگی، نکته‌های زیادی درباره دورۀ انتشار کمان دیدم... به ذهنم رسید اگر یادداشت‌های مربوط به کمان در قالب یک کتاب منتشر شود، چه اندازه می‌تواند به تاریخ مطبوعات ادب پایداری کمک کند. آنچه می‌خوانید روزهایی است که به کمان گذشته».

سرمه‌ای‌های کودکی و فرم جنگ

کوروش پارسانژاد، طراح «کمان»، از ریشه‌های سلیقه بصری‌اش گفت؛ از جلدهای سرمه‌ای آثار صادق هدایت که در کودکی دیده بود. همان طیف‌های زیتونی و قرمزهای متمایل به آجری، بعدها به پالت ثابت مجله تبدیل شد. «کمان» دو رنگ بود، اما بیان بصری‌اش تند و شکسته؛ زاویه‌های تیز، خطوط بریده، الهام از فرم یونیفرم‌ها. جنگ، در فرم حضور داشت، نه در شعار.

محمد کریمی از تجربه‌ای گفت که کمتر درباره آن نوشته شده است: ارتباط «کمان» با ادبیات جنگ در جهان، بازدید از موزه‌های جنگ و انعکاس تجربه‌های دیگر کشورها. در این روایت، «کمان» تنها یک نشریه داخلی نبود؛ کوششی بود برای مقایسه و فهم جهانی تجربه جنگ.

نصرت‌الله صمدزاده تعبیر قابل‌توجهی به کار برد: «کمان زیرخاکی حوزه جنگ است.» تعبیری که به ارزش دیرهنگام اشاره دارد؛ به اینکه برخی آثار، با گذر زمان مرجع‌تر می‌شوند. همچنین گفت احد گودرزیانی نمایه‌های منظم هر ۲۵ شماره را سامان می‌داد و به «کمان» نظمی کتابخانه‌ای می‌بخشید.

صبح مراسم، کسی با شماره تلفن قدیمی «کمان» تماس گرفت. آن سوی خط، پیتزافروشی بود. شماره‌ای که روزی دفتر یک نشریه فرهنگی را به مخاطبان وصل می‌کرد، حالا سفارش غذا می‌گرفت.

کتاب «کمان» در واقع ثبت یک تجربه است؛ تجربه‌ای که نشان می‌دهد پشت هر محصول فرهنگی، شبکه‌ای از رفاقت، کار داوطلبانه، نگرانی اقتصادی، وسواس حرفه‌ای و آرزوی استمرار وجود دارد. اگر تاریخ شفاهی قرار است به «پشت‌صحنه‌ها» توجه کند، این کتاب نمونه‌ای روشن از چنین تلاشی است.

 



 
تعداد بازدید: 69


نظر شما

 
نام:
ایمیل:
نظر:
 
پاسخ کارشناسان به سؤالات تاریخ شفاهی

100 سؤال/19

بیان روایت‌های تاریخ شفاهی توسط زنان معمولاً همراه با جزئیات متفاوت‌تری نسبت به مردان است. مهم‌ترین تفاوت‌ها عبارت‌اند از: 1. نگاه دقیق و جزئی‌نگر زنان در ارائه روایت‌های تاریخی؛ به این معنا که زنان اغلب وقایع را با تمرکز بر ابعاد روزمره زندگی و رویدادها ارائه می‌دهند. 2. توانمندی در قصه‌گویی و انتقال تاریخ‌های خاندانی؛ زنان در بازگویی آداب و رسوم، سنت‌ها، آیین‌ها و حافظه خانوادگی نقش برجسته‌ای دارند و روایت‌های آنان در این حوزه‌ها بسیار قابل اعتناست.