پاسخ کارشناسان به سؤالات تاریخ شفاهی
100 سؤال/22
روایت طبقات محروم و فراموششدگان، تا چه اندازه ارزش تاریخنگاری دارد؟
26 اسفند 1404
از چند پژوهشگر و فعال حوزه تاریخ شفاهی خواستیم دیدگاه خود را دربارۀ سؤالات تاریخ شفاهی بیان کنند. نام هر یک از شرکتکنندگان در ابتدای پاسخ آنها آمده و متن تمام پاسخها تا پایان هفته در همین درگاه منتشر خواهد شد. هدف از این طرح، گشودن دریچههای جدید به یک مسئله و ارتقای گفتوگوهای علمی در حوزۀ تاریخ شفاهی است.
در این طرح، شنبۀ هر هفته یک پرسش مطرح میشود و از کارشناسان میخواهیم تا پایان هفته دیدگاه خود را در قالب متنی کوتاه (حدود ۱۰۰ کلمه) ارائه کنند. تمامی پاسخها در کنار یکدیگر منتشر خواهند شد تا مخاطبان بتوانند دیدگاهها را مقایسه و تحلیل کنند.
مطالب، نظرات فرستادگان است و لزوماً نظر سایت تاریخ شفاهی نیست. هرچند قرار است پاسخها بر اساس حدود ۱۰۰ کلمه باشند، اما برای رعایت ادب و ناقص نماندن بحث، در مواردی پاسخهای بیش از این اندازه نیز پذیرفته میشود.
این بار از کارشناسان تقاضا کردیم پاسخ سؤال را تا یکشنبه شب ارسال فرمایند تا همۀ پاسخها روز سهشنبه منتشر شود.
سؤال 22:
روایت طبقات محروم و فراموششدگان، تا چه اندازه ارزش تاریخنگاری دارد؟
____________________________________________
پاسخ به سؤال 22:
غلامرضا آذری خاکستر
روایت طبقات محروم یا فراموششدگان بخشی از تاریخ اجتماعی محسوب میشود؛ ولی چند نکته اساسی در این زمینه وجود دارد. اول اینکه در چه موضوعاتی روایت این طبقات ثبت شود. حضور در میادین جنگ، کار در کارخانجات، مهاجرتها، کار و کارگری و... هر کدام حاوی روایتها و داستانهایی در طرحهای تاریخ شفاهی است. به طور قطع یقین در موضوعات مهمی چون مباحث سیاسی این روایتها ارزش چندانی ندارند؛ ولی گاهی در مباحث اجتماعی و فرهنگ عامیانه و فولکلور، این روایتها مهم هستند و ارزش تاریخنگاری دارند. به نظر میرسد طبقات محروم در حوادث و وقایع اجتماعی بیشتر بازیگرند و نقش اساسی را گروههای مرجع دارند، پس اتکا به روایتهای فراموششدگان فقط میتواند روایتهای سطحی ارایه نمایند. آنچه ارزش تاریخنگاری دارد از لابلای روایتهای دست اول بدست میآیند. به عبارتی روایت فراموششدگان در تاریخ را میتوان تحت عنوان صداهای ماندگار در تاریخ شفاهی ثبت نمود و کارکرد این روایتها در مباحث مهم و جدی تاریخنگاری نیاز به دقت و تأمل مورخین دارد.
حسن بهشتیپور
ملاک ارزشگذاری در باره رویدادهای تاریخی و روایتگری آنها هیچ ارتباطی با نوع وابستگی راوی به طبقات محروم یا طبقات حاکم ندارد. ملاک ارزشگذاری در رویدادهای تاریخ شفاهی اول حضور مستقیم و بلاواسطه راوی در متن روایت است. دوم میزان تاثیرگذاری و تعیین کنندگی روایتی است که نقل میشود. هر چقدر میزان تاثیرگذاری آن رویداد بر تحولات پس از خود بیشتر باشد، اهمیت آن روایت نیز بیشتر خواهد بود. سوم تا جایی که امکان داشته باشد روایت مبتنی بر اسناد و مدارک پشتیبان باشد. روایتی که مستند و متقن باشد ارزش بیشتری پیدا می کند. چهارم روایت دقیق و صحیح و بدون شبهه باشد. یک روایت صحیح و با جزئیات دقیق، ارزشش بیشتر از هزار روایت مخدوش و غیر معتبر یا نیمه کاره است. پنجم در صورت امکان کسانی دیگری هم باشند که آن روایت را تایید کنند یا بر جزئیات آن بیفزایند، در این صورت ارزش روایت بیشتر میشود.
محمدمهدی عبداللهزاده
وقتی خاطرات یک فرد به وضوح و تمام جزئیات در ذهنش ثبت شده باشد، نوعی وضوح تصویری بر آنها حاکم میشود و در هنگام بازگوشدن، هیجانات و عواطف وی را برمیانگیزد. یادسپاری این نوع خاطرات وابسته به دانش، علاقه و هیجانات روحی و روانی فرد در هنگام وقوع است. این افراد هنگام بیان خاطرات با نظم خاصی آنها را سازمان داده و بیان میکنند.
همچنین نقشهای هر فرد بر شخصیتش تأثیر دارد؛ بنابراین شخصیت افراد محروم و طبقات فراموش شده با افراد طبقات برخوردار متفاوت است. در تاریخشفاهی که مصاحبهشوندگان در نقش «منبع مستند» هستند و مورخ که هدفش نیل به یک تفسیر هدفمند و عمیق از مصاحبه است، نوع خاطرات و شخصیت طرف مصاحبه نیز برایش اهمیت دارد.
غلامرضا عزیزی
بافرض واجدالشرایط بودن راوی بهعنوان مصاحبهشونده، ارزش تاریخنگاری روایت، وابسته به ارزش واقعه و خبر است نه جایگاه اجتماعی راوی. مهم روایت است و اینکه راوی کیست، در درجات بعدی اهمیت قرار دارد. در این خصوص، به فرمایش امیر مؤمنان(ع): «به سخن بنگر و نه آن که سخن گوید».
در گام بعدی در مقام راستیآزمایی، جایگاه و موقعیت گویندة خبر قابلتوجه میشود؛ آنهم نه از منظر منزلتاجتماعی، بلکه از نقطهنظر رد-اثبات روایت. مثلاً آیا راوی میتوانسته شاهد واقعة روایتشده باشد؟ زاویةدید و جایگاه راوی، با روایتش تناسب دارد؟
ابوالفتح مؤمن
تاریخنگاری نوین دربرگیرنده تمام ابعاد سیر تحولات جامعه است. افزونبراین از تمام روشهای جمعآوری دادههای تاریخی بهره میجوید؛ بنابراین برای تألیف و تدوین تاریخ اجتماعی، فرهنگی، تحولات شهری و روستایی و خردهفرهنگها، یکی از ابزار گردآوری تاریخ شفاهی است. بهویژه روایت طبقات محروم و فراموششدگان و فرودستان در محلهها و روستاها که در تاریخنگاری گذشته نادیده گرفته شدند. درست است که روایت این گروه از غنای اطلاعات اداری - حکومتی، سیاسی، اقتصادی متصدیان و مدیران این بخشها برخوردار نیست. اما درمورد ریز حوادث و جزئیات از اربابرجوع اداری گرفته تا حوادث محلات و محیطهای کوچک و مسائل و مشکلات خاص خود، یک منبع تاریخ شفاهی بکر و بیبدیل هستند که در تاریخنگاری میکروسکوپی و عینی بسیار حائز اهمیت است. چرا که مواردی عنوان میشود که معمولاً کمتر و یا اصلاً در اسناد و مدارک مکتوب و اقوال اشخاص شاخص سیاسی، اجتماعی و فرهنگی دیده نمیشود. چون به گمان آنان اهمیتی نداشته است، درحالی که اطلاعات آنان از سیر رخدادها با ذکر جزئیات منحصربهفرد هستند. امروزه نیز توجه به این نوع تاریخنگاری بیشتر شدهاست و غربیان نیز در این خصوص پیشقدم هستند. بنابراین به همان اندازه که روایتهای دیگر افراد در تاریخ شفاهی اهمیت دارند، روایت فراموششدگان و فرودستان نیز با توجه به موضوع پژوهش مهم هستند، که اصولا بهصورت مکتوب در جایی ثبت نشده و اگر هم آمده به صورت خلاصه شاید در اسناد قضایی، حصر وراثت و امور حقوقی باشد. آنهم خاندانی و موردی است. پس روایت این گروه از اهمیت و اعتباری خاصی برخوردارند که میتوانند خلأ دادهای تاریخی را در مواردی جبران نمایند.
سیدمحمد صادق فیض
هر روایتی، مستند، مرتبط با موضوعی، که حاوی نکاتی درخور توجه باشد، فی حد ذاته ارزش تاریخنگاری دارد. فراموش نکنید بسیار از همان نشستگان بر سریر قدرت، روزی جزو همین طبقات محروم و فراموششده بودند و بر حسب قضا و رخدادهایی خاص، از میان خلق برکشیده به جایگاهی رسیدهاند تا مورخانی برایشان تاریخ سرهم کنند!
وقتی از تاریخ شفاهی صحبت میکنیم، قاعدتاً به تمامی ابزارها و جوانب آن نیز توجه داریم؛ و یکی از مهمترین ابزارهای آن، مستند سازی دادههاست. بنابراین اخذ روایت از هرکه با موضوعی مرتبط باشد و راستیآزمایی و مستند سازی آن، حتماً بر غنای موضوع خواهد افزود.
شفیقه نیکنفس
روایتهای طبقات محروم از بعد مطالعات تاریخ اجتماعی و مردمشناسی و مطالعه روابط مردم با نهادهای حاکم، همچنین چگونگی اثرگزاری رویدادهای ملی و جهانی بر زندگی آنان بسیار ارزشمند هستند . برخی علوم میکوشند جامعه و سرشت آن و فرآیندهای درون آن را بشناسند. عواملی که نظم اجتماعی را حفظ میکنند یا آن را تغییر میدهند را بیابند. چگونگی عبور جامعه از تنگناهای اجتماعی، سیاسی و اقتصادی را بشناسند. چگونگی مقاومت، مبارزه و یا تطبیق مردم با شرایط دشوار زندگی را درک کنند. این مطالعات نیازمند شواهد تجربیای هستند که به صورت نظاممند جمعآوری شده باشند و تاریخ شفاهی طبقات پایین دست جامعه نمونهای از این چنین شواهدی است. این گونه روایتها طیف وسیعی از اطلاعات زنده و پویا را که عموماً در مدارک و اسناد موجود نیستند، ارائه میدهند.
حمید قزوینی
روایت کنشها و رویدادهای مرتبط با طبقات محروم و فراموششده، از آن رو که توانمندی کافی برای ظهور و بروز اجتماعی ندارند، کمتر از زبان خودشان گفته یا منتشر میشود و در نتیجه تاریخ آنها معمولا از زبان شاهدان بیرونی و حتی کسانی روایت میشود که عمدتاً عامل محرومیت و فراموشی آنها هستند و همیشه ناقص و فاقد دقت کافی است. به همین جهت باید با استفاده از ظرفیت تاریخ شفاهی، روایت آنها را مستقیم شنید و ثبت کرد. این کار کمک میکند روایتی هم عرض با روایت طبقات برخوردار در منابع پژوهشی فراهم شود و تاریخ از نگاه یکسویه فاصله بگیرد.
ابوالفضل حسنآبادی
در تاریخ عقیده بر این است که آن را فاتحان مینویسند نه مردمان عادی و روایت زندگی طبقات محروم همیشه غائب گمشدة کتابهای تاریخی است. مصاحبههای تاریخ شفاهی از این منظر که در بسیاری از موارد تنها روایات باقیمانده از زندگی مردم عادی در یک دوره تاریخی است، از ارزش اطلاعاتی برخوردارند. بهخصوص وقتی پژوهشگر تلاش دارد تا زندگی جامعه در یک دوره تاریخی را از ابعاد مختلف از دورهای به دورة دیگر منتقل نماید. بدون شک بررسی همه جانبه رفتارهای جامعه مورد بررسی در زمانهای خاص مانند جنگ 12 روزه علیه ایران برای ثبت درآینده نیازمند روایات گروهها و طبقات مختلف اجتماعی میباشد.
تعداد بازدید: 70
آخرین مطالب
پربازدیدها
نظریه اول: «دوگانگی ساختاری فرصت-تهدید در ورود دولت به تاریخ شفاهی»
این نظریه بر مبنای پاسخِ 14 متخصص تاریخ شفاهی به پرسش «آیا ورود سازمانهای دولتی به روند تولید آثار تاریخ شفاهی، فرصت است یا تهدید؟» به دست آمده است.





