پاسخ کارشناسان به سؤالات تاریخ شفاهی

100 سؤال/28

چه نسبتی میان تاریخ شفاهی انقلاب اسلامی با مطالعات انقلاب اسلامی وجود دارد؟


08 اردیبهشت 1405


از چند پژوهشگر و فعال حوزه‌ تاریخ شفاهی خواستیم دیدگاه خود را دربارۀ سؤالات تاریخ شفاهی بیان کنند. نام هر یک از شرکت‌کنندگان در ابتدای پاسخ‌ آنها آمده و متن تمام پاسخ‌ها تا پایان هفته در همین‌ درگاه منتشر خواهد شد. هدف از این طرح، گشودن دریچه‌های جدید به یک مسئله و ارتقای گفت‌وگوهای علمی در حوزۀ تاریخ شفاهی است.

در این طرح، شنبۀ هر هفته یک پرسش مطرح می‌شود و از کارشناسان می‌خواهیم تا پایان هفته دیدگاه خود را در قالب متنی کوتاه (حدود ۱۰۰ کلمه) ارائه کنند. تمامی پاسخ‌ها در کنار یکدیگر منتشر خواهند شد تا مخاطبان بتوانند دیدگاه‌ها را مقایسه و تحلیل کنند.

مطالب، نظرات فرستادگان است و لزوماً نظر سایت تاریخ شفاهی نیست. هرچند قرار است پاسخ‌ها بر اساس حدود ۱۰۰ کلمه باشند، اما برای رعایت ادب و ناقص نماندن بحث، در مواردی پاسخ‌های بیش از این اندازه نیز پذیرفته می‌شود.

این بار از کارشناسان تقاضا کردیم پاسخ سؤال را تا یکشنبه شب ارسال فرمایند تا همۀ پاسخ‌ها روز سه‌شنبه منتشر شود.

سؤال 28:

چه نسبتی میان تاریخ شفاهی انقلاب اسلامی با مطالعات انقلاب اسلامی وجود دارد؟

____________________________________________

پاسخ به سؤال 28:

غلامرضا آذری خاکستر

در تاریخ شفاهی انقلاب اسلامی پژوهشگر تلاش می‌کند تا با افراد دخیل در انقلاب اعم از فعالان، مبارزین سیاسی، رهبران و... مصاحبه‌هایی انجام داده و زوایایی از فعالیت‌ها و وقایع را از دید شاهدان انقلاب ثبت و ضبط نماید. در مطالعات انقلاب اسلامی به ریشه‌ها، تئوری و مسائل نظری، کارکردها، دیدگاه رهبران و انقلابیون بنابر منابع مختلف اعم از مکتوبات، اسناد، روزنامه‌ها و... می‌پردازند. بنابراین مصاحبه‌کنندگان تاریخ شفاهی بنابر مطالعات انقلاب اسلامی و براساس اطلاعات و منابع موجود به سراغ راویان و مصاحبه‌شوندگان رفته و با اطلاعاتی جامع شروع به مصاحبه می‌کنند.

پس رابطه نزدیکی بین تاریخ شفاهی انقلاب و مطالعات انقلاب اسلامی وجود دارد و در واقع این دو مکمل همدیگر هستند.

حسن بهشتی‌پور

تاریخ شفاهی انقلاب اسلامی و تاریخ مطالعات مکمل هم هستند. با این تفاوت که محصول مصاحبه با کسانی است که خودشان در متن انقلاب اسلامی حضور داشتند و تجربه‌های خود را در مصاحبه با مصاحبه‌کنندگان و تدوین‌کنندگان تاریخ انقلاب اسلامی در میان گذاشتند. تدوین‌کنندگان نیز با استفاده از سایر گفتگوهای مرتبط با این موضوع و دیدن اسناد مرتبط با مطلبی که راویان تاریخ شفاهی انقلاب اسلامی نقل کردند در نهایت متن تاریخ شفاهی انقلاب اسلامی را نوشتند. اما در مطالعات تاریخ انقلاب اسلامی، پیش از هر چیز یک طرح مطالعاتی نوشته می‌شود که چارچوب پژوهش در این مورد را مشخص می‌کند، بنابراین ویژگی برجسته مطالعات تاریخی، اتکا داشتن به طرح پژوهش با موضوع مشخصی درباره تاریخ انقلاب اسلامی است. دومین ویژگی مطالعات اگرچه در سطح پایان‌نامه کارشناسی ارشد و یا رساله دکترای مطالعات تاریخی می‌تواند به صورت فردی هم باشد اما به طور معمول محصول پژوهش جمعی است که توسط اساتید مربوط به آن رهبری می‌شود؛ درحالی که در تاریخ شفاهی، پژوهش، پشتیبان تدوین‌کننده متن است اما نقش محوری را، راوی بر عهده دارد. از بقیه موارد به دلیل محدودیت تعداد کلمات می‌گذرم.

محمدمهدی عبدالله‌زاده

به جهت محدودیت‌های تاریخ‌نگاری سنتی که فقط متکی بر اسناد است، از سوی صاحب‌نامان تاریخ، تاریخ شفاهی جهت تاریخ‌نگاری دوران معاصر ساماندهی شد. اساس این سبک از پژوهش علاوه بر استفاده از اسناد، متکی بر پایه مصاحبه با افرادی است که خود عامل و یا حاضر در صحنه بوده‌اند یا از دیگران در مورد مسئله مورد پژوهش مطالبی شنیده‌اند.

سرعت وقوع وقایع مرتبط با انقلاب اسلامی و مشارکت همگانی مردم شهرها و روستاهای دور و نزدیک در نهضتی که امام خمینی(ره) آن را رهبری می‌کرد، سبب شد در موارد بسیار اسنادی در مورد آن وقایع وجود نداشته باشد و اسناد باقی‌مانده نیز نیاز به گویاسازی و اعتبارسنجی داشته باشند، بنابراین داده‌های حاصل از مصاحبه‌های تاریخ شفاهی در پژوهش‌های مرتبط با انقلاب اسلامی یک ضرورت علمی است.

غلامرضا عزیزی

چنین به‌نظر می‌رسد که بین تاریخ‌ شفاهی انقلاب اسلامی و مطالعات انقلاب اسلامی نسبت جزء به کل برقرار باشد؛ زیرا می‌توان هر پژوهشی تحت‌عنوان تاریخ شفاهی انقلاب اسلامی را ذیل مطالعات انقلاب اسلامی قرار داد؛ اما فقط برخی از مطالعات انقلاب اسلامی با روش تاریخ‌ شفاهی انجام می‌شود. [هرچند به دلیل معاصریت انقلاب اسلامی و ازآنجاکه هنوز شماری از فعالان سطح اول مشارکت‌کننده در انقلاب (یا مخالفان آنان) هنوز در قید حیاتند، کماکان حضور این افراد در مطالعات انقلاب اسلامی (در مقام شاهد عینی و تاریخ زنده) چشمگیر است.]

به ‌دیگر سخن می‌توان گفت بین این دو، «نسبت عموم‌ و خصوص‌ مطلق‌» برقرار است؛ زیرا مصداق‌های مطالعات انقلاب اسلامی بر تمام مصداق‌های تاریخ شفاهی انقلاب‌ صدق می‌کند؛ ولی تاریخ شفاهی انقلاب اسلامی فقط بعضی از مصداق‌های مطالعات انقلاب اسلامی را در بر می‌گیرد.

سید محمدصادق فیض

مطالعات انقلاب اسلامی به زوایا، ابعاد و علل شکل‌گیری، روند تداوم و پیروزی انقلاب اسلامی، و اثر آن در معادلات منطقه‌ای و جهانی و تأثیرات اجتماعی، سیاسی، فرهنگی و... آن و نیز شناخت ابعاد و اهداف انقلاب کاربرد دارد. همچنین نقش و کارکرد رهبران، افراد مؤثر و گروه‌ها و دسته‌ها و احزاب و سازمان‌های موافق و مخالف و عوامل داخلی و خارجی دخیل در آن را هدف توجه و بررسی قرار می‌دهد. در حالی که تاریخ شفاهی به کنش‌های کنشگران در وقایع گوناگون این رخداد بدون تحلیل و سوگیری می‌پردازد. اینان نه از ابتدا تا انتها را بلکه تنها مقطع حضور خود را بیان می‌کنند و صرفاً به نقاط تلاقی و تقاطع با رخدادها و افرادی که با آنان در ارتباط بوده‌اند، اشاره می‌کنند.

ابوالفتح مؤمن

تاریخ شفاهی به‌عنوان روشی برای پژوهش و گردآوری داده‌ها ابتدا در غرب شکل گرفت، اما در ایران با فرمان امام‌خمینی(ره) در ۲۵ دی ۱۳۶۷ و تأسیس مرکز اسناد انقلاب اسلامی برای تدوین تاریخ انقلاب با تکیه بر اسناد، فیلم، صوت و روایت‌های مردمی آغاز شد. از همان ابتدا، تدوین تاریخ انقلاب با تاریخ شفاهی پیوند خورد و خاطرات انقلابیون از طریق مصاحبه، پس ‌از پیاده‌سازی و راستی‌آزمایی، به‌عنوان داده‌های تاریخی در کنار سایر منابع قرار گرفت. این روش به تکمیل خلأهای موجود در اسناد کمک کرد. در نتیجه، میان تاریخ شفاهی و مطالعات انقلاب اسلامی رابطه‌ای دوسویه شکل گرفت که به گسترش این روش در حوزه‌هایی مانند دفاع مقدس و نیز ورود آن به دانشگاه‌ها انجامید.

ابوالفضل حسن‌آبادی

یکی از دلایل اصلی شکل‌گیری و گسترش تاریخ شفاهی در ایران ضرورت مستندسازی تاریخ انقلاب اسلامی بوده است. بررسی آثار چاپ شده در زمینه انقلاب اسلامی نشان می‌دهد که بسیاری از آن‌ها یا بر مبنای مصاحبه‌های تاریخ شفاهی تدوین شده و یا داده‌های تاریخ شفاهی یکی از منابع اصلی مورد استفاده بوده است. این موضوع مانند شمشیر دو لبه در پژوهش‌های تاریخی انقلاب اسلامی عمل کرده است، زیرا تکیه بر تاریخ شفاهی صرف بدون استفاده از اسناد مکمل می‌تواند زمینه تحریف در وقایع تاریخی مرتبط با انقلاب را فراهم نماید.

شفیقه نیک‌نفس

این پرسش، یک بحث مهم در مورد تاریخ شفاهی در ایران را مطرح می‌کند. تاریخ شفاهی در ایران با وقوع انقلاب اسلامی ارتباط مستقیم دارد. یک دلیل آن تغییر نگرش نسبت به جایگاه اجتماعی افراد و کم‌رنگ شدن نگرش طبقاتی به جامعه بود که فرصت درخشانی را برای نگارش خاطرات و نیز ضبط و ثبت تجربه‌های فردی ایجاد کرد. پس از انقلاب تلاش‌های متعددی از سوی نهادها، مراکز آموزشی و‌ پژوهشی و حتی افراد با انگیزه‌های مختلف در کشور و خارج از آن صورت گرفت تا تجربه‌های زیسته مبارزان و افراد مؤثر در تاریخ برهه زمانی اواخر قاجار و‌ دوران پهلوی ثبت شود. یادآوری چند نکته در این باره ضروری است: ۱. دست‌اندرکاران این پژوهش‌ها باید نسبت به ساخت آرشیو قابل دسترس و ایمن برای این منابع منحصر به فرد اقدام کنند. ۲. نسبت به حقوق فردی مصاحبه‌شوندگان و مصاحبه‌کنندگان باید رعایت اصول صورت گیرد. ۳. در تهیه طرح‌های تاریخ شفاهی انقلاب اسلامی باید نسبت به ضبط و ثبت خاطرات و دیدگاه‌های "مردم" توجه بیشتری صورت بگیرد؛ کسانی که انقلاب را به پیروزی رساندند اما در پژوهش‌های تاریخ انقلاب اسلامی کمتر مورد توجه قرار گرفته‌اند.

حمید قزوینی

تاریخ شفاهی کوششی با هدف تولید منابع پژوهشی برای رشته‌های مختلف علمی مانند تاریخ، علوم سیاسی، اقتصاد، علوم اجتماعی و دیگر رشته‌هاست. بالطبع گونۀ پژوهشی برای پژوهشگرانی که مطالعات انقلاب اسلامی را در دستور کار دارند، منبعی مهم به شمار می‌آید. در حقیقت تاریخ شفاهی انقلاب اسلامی که روایت مستقیم کنش‌گران و شاهدان این رویداد بزرگ معاصر است، می‌تواند اطلاعات مهمی از ویژگی‌های انقلاب و رهبران و فعالان حاضر در آن و همچنین چرایی و چگونگی شکل‌گیری و پیروزی و مراحل پس از آن و جایگاه مردم و رهبران آن به همۀ مخاطبان ارائه نماید. اساساً مطالعات انقلاب اسلامی بدون مراجعه و بهره‌برداری از تاریخ شفاهی ناقص و ناتمام خواهد بود.

هوش مصنوعی

تاریخ شفاهی انقلاب اسلامی و مطالعات انقلاب اسلامی رابطه‌ای مکمل و دوسویه دارند. تاریخ شفاهی با ثبت تجربه‌های زیستة کنشگران، لایه‌های پنهان، عاطفی و روزمرة انقلاب را آشکار می‌کند و داده‌های دست‌اول در اختیار پژوهشگران می‌گذارد. در مقابل، مطالعات انقلاب اسلامی با بهره‌گیری از چارچوب‌های نظری، این داده‌ها را تحلیل، تبیین و در بسترهای سیاسی، اجتماعی و فرهنگی معناپردازی می‌کند. بدون تاریخ شفاهی، مطالعات انقلاب با کمبود شواهد میدانی و جزئیات انسانی مواجه می‌شود؛ بدون تحلیل‌های نظری، روایت‌های شفاهی پراکنده و تفسیرناشده باقی می‌مانند. بنابراین، این دو حوزه در تعامل، به فهمی عمیق‌تر و چندلایه از انقلاب می‌انجامند.



 
تعداد بازدید: 160


نظر شما

 
نام:
ایمیل:
نظر:
تصویر امنیتی (5 + 2) :
 
نظریه‌هایی درباره تاریخ شفاهی به روایت هوش مصنوعی

نظریه اول: «دوگانگی ساختاری فرصت-تهدید در ورود دولت به تاریخ شفاهی»

این نظریه بر مبنای پاسخِ 14 متخصص تاریخ شفاهی به پرسش «آیا ورود سازمان‌های دولتی به روند تولید آثار تاریخ شفاهی، فرصت است یا تهدید؟» به دست آمده است.