گزارش پانزدهمین همایش تاریخ شفاهی؛ دین و فرهنگ -3
اهمیت انضمامِ اصلِ مصاحبهها بر آثار تاریخ شفاهی
مریم اسدی جعفری
10 تیر 1405
به گزارش سایت تاریخ شفاهی، پانزدهمین همایش تاریخ شفاهی ایران با موضوع «دین و فرهنگ»، صبح پنجشنبه (21 خرداد 1405) با مشارکت انجمن تاریخ شفاهی ایران، سازمان اسناد و کتابخانه ملی ایران، بنیاد پژوهشهای اسلامی آستان قدس رضوی و مرکز اسناد انقلاب اسلامی قم، در هتل فدک این شهر برگزار شد.
شیوه صحیح نقد آثار تاریخ شفاهی
بخش پایانیِ این همایش، با محوریت «روایت تجربه زیسته و نقد آثار تاریخ شفاهی» با مدیریت «دکتر ابوالفضل حسنآبادی» و «دکتر محسن کاظمی» تشکیل شد. محسن کاظمی در آغاز این بخش، به گستردگی موضوع تاریخ شفاهی، دین و فرهنگ و محدود شدن آن بر اساس موضوعات مقالههای ارسالی به همایش، اشاره کرد و در برشی از سخنانش، به تشریح اهداف برگزاری «همایش تاریخ شفاهی فرهنگ و دین» پرداخت و گفت: «یکی از هدفهای ما «تبیین جایگاه تاریخ شفاهی در مطالعه دین و فرهنگ» بود که ظرفیتهای روش تاریخ شفاهی را برای مطالعه پدیدههای دینی و فرهنگی روشن میسازد. بسیاری از تجربههای دینی، آیینها و فعالیتهای نهادهای مذهبی، در اسناد رسمی ثبت نشدهاند و تنها از طریق روایتهای تاریخ شفاهی، قابل بازیابی هستند. این همایش میتواند نشان دهد که تاریخ شفاهی، چگونه به فهم لایههای پنهان و زیسته آن در جامعه کمک میکند. «بررسی مبانی نظری روششناسی»، «بررسی چالشهای روش شناختی ثبت تجربههای دینی» و «شیوههای معتبرسازی روایتها» نیز به ارتقای استانداردهای پژوهش در تاریخ شفاهی کمک خواهند کرد. هدف بعدی، «مستندسازی تاریخ نهادها» بود که در مقالات شاخص دکتر حسنآبادی، خانم کشتیآرا و دکتر آذری خاکستر، به آن پرداخته شد. بخش مهمی از مقالات نیز به مساجد، حوزههای علمیه، اماکن متبرکه و مراکز مذهبی اختصاص داشت. بنابراین یکی از اهداف همایش میتواند، بر اهمیت ثبت و مستندسازی تاریخ این نهادها از طریق روایتهای شفاهی تأکید کند.»

دکتر ابوالفضل حسنآبادی نیز در باب نقد آثار تاریخ شفاهی اظهار داشت: «نقد تاریخ شفاهی با نقد دیگر آثار تاریخی، تفاوت دارد. چون در تاریخ شفاهی، تدوینگر، تولیدکننده نیست. وقتی یک کتاب تاریخ شفاهی را نقد میکنید، آیا مصاحبهشونده را نقد میکنید؟ یا کسی که کتاب را تدوین کرده است؟ چون تدوینکننده، چیزی از خودش در این کتاب ننوشته و تنها مجموعه تجربه زیسته یک فرد درباره یک دوره تاریخی را در چارچوب یک سلیقه، به صورت کتاب به شما ارائه کرده است. پس یک علامت سؤال بزرگ، در زمینه نقد تاریخ شفاهی، همین است که آیا شما تجربه زیسته فرد را نقد میکنید یا آن فردی که اثر را تدوین کرده؟ در حوزه نقد سخت کتاب، که شامل جلد، نحوه تدوین و گویاسازی است، بحث دیگری وجود دارد. اما در هر حالت، اصل محتوای تاریخ شفاهی، روایت آن فردی است که خاطراتش را بیان کرده است.»
آیا میتوان، روایت یک فرد را به تاریخ شفاهی یک نهاد، تعمیم داد؟
سپس مینا معینی، مقاله خود با عنوان «نقد کتاب تاریخ شفاهی حوزه علمیه نجف؛ اندیشهها، جریانها و رخدادها» را ارائه کرد که گزیدهای از آن را در ادامه خواهید خواند: «بسیاری از تحولات فکری، سیاسی و اجتماعی تاریخ حوزه علمیه نجف، در ذیل تجربه کسانی است که در آنجا زیسته و فعالیت کردهاند. از این منظر، کتاب «تاریخ شفاهی حوزه علمیه نجف» اهمیت پیدا میکند. چون روایت یکی از چهرههای فعال و ماندگار حوزه علمیه نجف را ثبت کرده و آیتالله آصفی، شخصیتی است که در عرصههای علمی - اجتماعی و سیاسی حضور داشته است. این کتاب، مجموعهای از مصاحبههای محمدجواد صاحبی با آیتالله محمدمهدی آصفی است که به کوشش سعید روستا آزاد تدوین شده و توسط مؤسسه بوستان کتاب قم به چاپ رسیده است. در این اثر، از تجربیات و مشاهدات ایشان در باب ابعاد مختلف حیات علمی و فکری حوزه علمیه نجف سخن گفته شده است. این کتاب از نظر فنی و ظاهری، اثر با کیفیت و حرفهای محسوب میشود که تمام استانداردهای نشر؛ از طراحی جلد و چاپ تا ویراستاری، به خوبی در آن رعایت شده است. متن کتاب، روان و دقیق و به دلیل تسلط علمی پدیدآورنده بر روش تحقیق، مطالب با نظم و دقیق تدوین شده و خواندن آن را برای مخاطبان آسان کرده است. اما جای خالیِ یک نتیجهگیری نهایی در پایان کتاب، احساس میشود. همچنین نبودِ اطلاعات شفاف درباره آرشیو فایلهای صوتی مصاحبه، دیده میشود. نویسنده و تدوینگر، به آرشیو فایلهای صوتی مصاحبهها اشاره نکرده و تقریباً پژوهشگران، دسترسی به این فایلها پیدا نمیکنند. اما در مجموع، چاپ این اثر توسط یک ناشر معتبر مثل مؤسسه بوستان کتاب قم، نشاندهنده دقت علمی و نظارت چندمرحلهای بر محتوای کتاب است. از جمله برخی ضعفهای کتاب میتوان به طولانی بودنِ برخی پاسخها، انباشت موضوعات متنوع در یک فصل، تداخل بین خاطره، تحلیل یا درسگفتارِ علمی، آمیختگی لحن توصیفی – تحلیلی با متنهای تحلیلی اشاره کرد. جا داشت که تدوینگر کتاب، از تیترگذاریهای فرعی بیشتری در کتاب استفاده کند. از نظر تاریخ شفاهی نیز این کتاب را باید یکی از نمونههای پژوهش در حوزه تاریخ شفاهی حساب کنیم که بر پایه گفتوگوهای مستقیم با آیتالله آصفی شکل گرفته و تاریخ شفاهی حوزه نجف را از زاویههای تجربه شخصی و زیسته این شخص در نجف، روایت کرده است. مصاحبهکننده با طرح پرسشهای دقیق تلاش کرده، تا جزئیات تاریخی را از حافظه راوی، استخراج کند و روایتِ زندگیِ فردیِ آن را در بستر تحولات فکری و سیاسی حوزه نجف، مورد بررسی قرار دهد. در نهایت این اثر، از نظر محتوای تاریخی، منبع بسیار ارزشمندی در زمینه شناخت تحولات حوزه علمیه نجف در دوره معاصر به شمار میرود و اطلاعات دست اول و کمنظیری در کتاب آمده که بسیار حائز اهمیت است».

محسن کاظمی که تمام مقالات ارائه شده در پانزدهمین همایش تاریخ شفاهی را نقد کرده و مشروح آن در کتاب همایش منتشر خواهد شد، در برشی از سخنانش، اینگونه به نقد مقاله مینا معینی پرداخت: «این مقاله، از نظر حجم و ادبیات علمی، جزو پُرکارترین مقالات بود. اما همین امر باعث نمیشود که ما چند مسأله اساسیِ روششناختی و مفهومی را نبینیم. مهمترین نکته این است که مقاله در ظاهر، نقد کتاب است. اما در عمل، بیشتر به شرح و بازگویی مفصل محتوای کتاب پرداخته است. نسبتِ نقد و تحلیل با توصیف، چندان متوازن نیست. همچنین این پرسش بنیادین بر متن، سایه افکنده که آیا روایتهای یک فرد را میتوانیم، تاریخ شفاهی حوزه نجف بنامیم؟ هم در عنوانِ کتاب و هم در تحلیل مقاله، این روایت به گونهای طرح شده که گویا راوی، نماینده تاریخ شفاهی حوزه علمیه نجف است. این تعمیم مفهومی، محل تأمل جدی دارد. بزرگترین چالش این کتاب هم همین است. زیرا تاریخ شفاهیِ یک نهادِ علمی- اجتماعیِ پیچیده، مثل حوزه علمیه نجف، مستلزم مجموعهای گسترده از روایتهای متنوع از بحثها، جریانها و موقعیتهای مختلفی است که آمدهاند و رفتهاند. اتکا به روایت یک فردِ هر چند مهم و اثرگذار، به تنهایی نمیتواند، نماینده تاریخ شفاهی یک نهادِ چندصدساله باشد. بلکه یک سلول است از یک شبکه».
ابوالفضل حسنآبادی نیز اظهار داشت: «تقریباً از 10 سال پیش، بحث تأثیرگذاریِ تفکرِ پسینی، در روایات اولیه در دنیا مورد مناقشه بوده و فعالان تاریخ شفاهی دنیا این پرسش را مطرح میکردند که چگونه یک فرد، در جایگاه فعلی خود میتواند به موقعیت 40 یا 50 سال قبل برود و درباره آن شروع به صحبت کند؟ چون بدون اینکه خودش را از نگاه امروز جدا کند، کار بسیار دشواری است. البته همیشه تأکید بر این بوده که مصاحبه در بافت و زمان و مکان خودش انجام شود. اما اخیراً در دنیا پذیرفته شده که دو نوع روایت از تاریخ شفاهی، در زمان ضبط ارائه شود. یک روایت، روایت پیشینی است که در زمان خودش گرفته میشود. یک روایت هم روایتِ امروزِ فرد از گذشته است. این شیوه، بر اصل محتوا خدشهای وارد نخواهد کرد و نگاهی که امروز از یک واقعه در زمان خودش ارائه میدهد، نگاه تحلیلی است که در پی یک تجربه زیسته در ذهنش ایجاد شده و الان در دنیا پذیرفته شده است. در نهایت، توصیه این است که هر دو روایت را ضبط کنیم».

لزوم دسترسی، به اصل مصاحبهها برای نقد آثار تاریخ شفاهی
مقاله بعد با عنوان «تاریخ شفاهی مسجد چهارمردان قم و نقش آن در تحولات اجتماعی و انقلابی معاصر» توسط «دکتر سید حسن قریشی» ارائه شد. این مقاله، مروری بر ساخت این مسجد و کارکردهای آن از دهه 30 شمسی تا پیروزی انقلاب اسلامی، جنگ تحمیلی و پس از آن، بر اساس مصاحبههای تاریخ شفاهی داشت.
آخرین مقاله با عنوان «نقد کتاب آقای معلم: خاطرات استاد حسین نوروزیان» توسط «سمیرا مسیبی» ارائه شد. گزیدهای از آن، در ادامه آمده است: «این کتاب، به همت علی محمدی منتشر شده است. ایشان، هر سه نقشِ مصاحبهکننده، تدوینکننده و نویسنده را برعهده داشته است. این کتاب، به زندگی و فعالیتهای هنری و تجربه زیسته یکی از کنشگران فرهنگی شهر قم میپردازد. از آنجا که تاریخ شفاهی، بر حافظه و روایتهای فردی تکیه دارد، باعث میشود درباره اعتبار و سوگیری، نقدهای علمی مطرح شود. به خاطر همین، پرسش اصلی من در این بررسی، این بود که کتاب «آقای معلم» تا چه اندازه، با معیارهای روششناختیِ تاریخ شفاهی، انطباق دارد؟ این کتاب، حاصل 6 جلسه مصاحبه با حسین نوروزیان و مصاحبه با 7 نفر از نزدیکان اوست و در زمره آثار تاریخ شفاهی قرار میگیرد. انتخاب سوژه هوشمندانه و کمتر پرداختهشده[راوی، معلمِ موسیقی و خط بودهاند]، انسجام روایی کتاب[از کودکی شروع میشود و به صورت پیوسته پیش میرود]، عدم وجود فصلبندی، گسست روانی نثر و توجه به مخاطب عام، از ویژگیهای این کتاب است. زبان کتاب، ساده و روان است. نویسنده از اصطلاحات پیچیده، پرهیز کرده و در جاهایی که لازم به توضیح اضافه بوده، در پاورقی مطالبی را ذکر کرده است. به نظر میرسد علی محمدی از الگوی مصاحبه باز و بسته پرسشی باز استفاده کرده باشد. ساختار پرسشها در این کتاب، کامل حذف شده که این نقص نیست. این یک انتخاب آگاهانه، در تدوین کتابهای شخصیتمحور است. اما به عنوان یک پژوهشگر، انتظار داشتم در مقدمه کتاب، توضیحی درباره بسته پرسشی ارائه میدادند. دوم اینکه آرشیو صوتی مصاحبهها در مرکز اسناد انقلاب اسلامی قم وجود دارد. انتظار میرود در کتاب، فهرستی از جلسات مصاحبه، اعم از مدت زمان مصاحبهها و... ذکر شود. نکته بعدی درباره تصاویر بسیار زیادی است که در کتاب منتشر شدهاند. حدود 100 صفحه عکس در کتاب، چاپ شده که بسیار ارزشمند است. اما باید ذکر میشد که منبع این تصاویر کجاست؟ چون هیچ ارجاعی به تصاویر داده نشده است».
کاظمی در بخشی از نقد مقاله سمیرا مسیبی گفت: «این مقاله از حیث آگاهی نظری، ساختاری منظم دارد و از نظر توجه به استانداردهای روششناختی، اثری قابل دفاع در سطح متوسط رو به بالاست. اما نقد آن، بیشتر جنبه شرح انتقادی دارد تا تحلیلِ عمیق. مقاله، ظرفیت نظری خود را به طور کامل، بالفعل نکرده و میتوانست با تحلیل مصداقی، چند بخش از روایت کتاب را نشان دهد که اثر مورد بررسی، در کدام نقطه از طیف خاطرهنگاری یا تاریخ شفاهی تحلیلی قرار میگیرد. در نهایت، ارزش این مقاله بر این است که باب گفتوگو درباره معیارهای علمی تاریخ شفاهی را باز میکند و نشان میدهد که نقد آثار این حوزه، بخشی از فرآیند تولید دانش تاریخی است».
دکتر حسنآبادی نیز تصریح کرد: «از وقتی که تاریخ شفاهی در ایران شروع شده، بنا بر انتشار مکتوب بوده است. اما وقتی در دنیا پروژههای بزرگ انجام میشود، بلافاصله روی سایت گذاشته میشود. زمانی که اصل صوتِ پروژههای تاریخ شفاهی، روی سایت گذاشته میشود، خیلی از این مباحث، دیگر مطرح نمیشود. چون اصل مطلبِ خام را در اختیار داریم. زمانی که تدوین میشود، خیلی از این مسائل مطرح میشود. وقتی میخواهید، اصل مصاحبه تاریخ شفاهی را بررسی کنید، مصاحبهکننده، نوع سؤالات، هدف از ارائه پرسش و فضای مصاحبه را بررسی میکنید. خیلی از منابع ما به خاطر نگاه مکتوبگرایی، در دسترس نیست. قبلاً پیشنهاد کرده بودیم که سیدی مصاحبه، ضمیمه کتاب شود تا منتقدان، امکان بررسی اصل مطلب با کتاب را داشته باشند».
در ادامه پانزدهمین همایش تاریخ شفاهی ایران، «سید محسن محسنی» عضو بنیاد قمپژوهی، «دکتر رنجبر» پژوهشگر حوزه تاریخ شفاهی فرش قم و «رضا کوچکزاده» پژوهشگر حوزه تعزیه و تاریخ شفاهی قم، به تشریح فعالیتهای خود در زمینه تاریخ شفاهی پرداختند.
در پایان، میزگرد و جمعبندی همایش، توسط دکتر محسن کاظمی و دکتر ابوالفضل حسنآبادی برگزار شد.
گزارش پانزدهمین همایش تاریخ شفاهی؛ دین و فرهنگ -1
گزارش پانزدهمین همایش تاریخ شفاهی؛ دین و فرهنگ -2
تعداد بازدید: 45
آخرین مطالب
پربازدیدها
100 سؤال/37
آیا تاریخ شفاهی میتواند همۀ ابعاد واقعه را پوشش دهد؟پاسخ به این پرسش را میتوان از دو منظر بررسی کرد. نخست، زمانی که امکان مصاحبه با چندین شاهد یک واقعه وجود داشته باشد و هر یک بخشی از آن را روایت کنند. در این حالت، با کنار هم قرار دادن روایتهای مختلف، مانند قطعات یک پازل، میتوان ابعاد گوناگون واقعه را بازسازی و ثبت کرد. به بیان دیگر، مطالعات میدانی و دسترسی به اسناد و مدارک مرتبط، از طریق تعدد روایتها، به فهمی جامعتر از واقعه منجر میشود.






