خاطرات حسین‌علی نجفیان


09 شهریور 1405


حسین‌علی نجفیان، داماد دکتر محمدعلی ابوترابی، مهمان دویست‌وهشتادوهشتمین برنامه شب خاطره (بهمن 1396) بود. او درباره حمله ساواک به منزل دکتر محمدعلی ابوترابی در 11 محرم 1357 و اوج قیام مردم نجف‌آباد خاطره گفت. نجفیان گفت: «با آقای دکتر تماس گرفتند و گفتند مجروحان بسیاری را به بیمارستان آورده‌اند. آقای دکتر به بیمارستان رفت. حدود 15 نفر در منزل دکتر بودند. در بین آن 15 نفر، کسانی بودند که با خانواده دکتر هیچ نسبتی نداشتند. فقط مجروحان را به خانه دکتر آورده بودند. چون شهر شلوغ بود، از خانه بیرون نرفته بودند. دکتر آنها را به زیر‌زمین خانه هدایت کرده بود. در حیاط هم درختان کاج و پیچک وجود داشت که عده‌ای پشت آنها پنهان شده بودند. پس از رفتن دکتر، دو نفر آمدند و در زدند. چون کسی در را برای‌شان باز نکرد، در را به رگبار گلوله بستند و به همه‌جا شلیک کردند. همسر دکتر را ‌ترساندند. اسلحه را روی سینه این زن گذاشتند و گفتند: بگو شوهرت کجاست؟ فرزند کوچکِ دکتر؛ مجید، خودش را روی سینه مادر انداخت و گفت: من را بکشید. با مادرم کاری نداشته باشید. یکی از آنها تفنگ را بلند کرد و گفت: می‌خواهم خانه را آتش بزنم! به سمت کرسی شلیک کرد و با این که چند نفر زیر کرسی بودند، گلوله‌ها به کسی اصابت نکرد. بخاری نفتی را روی کرسی وارونه کرد و آن را آتش زد. همین کار باعث شد همه از زیر کرسی بلند شوند و فرار کنند. در همین حین دو کپسول گاز را باز کرد که کل خانه منفجر شود. مادر مجید می‌گوید مجید به سمت آشپزخانه دوید و شیرهای هر دو کپسول گاز را بست. با این آتش‌سوزی، سیم‌های برق اتصالی کردند و برق منزل قطع شد. مردم، وحشت‌زده از خانه خارج شدند. بچه‌های کوچکی که در زیرزمین بودند، همه تیمم کرده و می‌خواستند زمانی که توسط گاردی‌ها کشته می‌شوند، با وضو باشند».

در ادامه، این روایت را ببینیم.

تاکنون 381 برنامه شب خاطره دفاع مقدس از سوی مرکز مطالعات و تحقیقات فرهنگ و ادب پایداری و دفتر ادبیات و هنر مقاومت حوزه هنری برگزار شده است. برنامه آینده پنج‌شنبه 5 شهریور ۱۴۰۵ برگزار می‌شود.

آرشیو

 



 
تعداد بازدید: 44


نظر شما

 
نام:
ایمیل:
نظر:
تصویر امنیتی (4 + 6) :
 
پاسخ کارشناسان به سؤالات تاریخ شفاهی

100 سؤال/45

آیا پرداختن به شکست‌ها و تلخی‌ها در تاریخ شفاهی ضرورت دارد؟
در تاریخ شفاهی نمی‌توانیم فقط وقایع و رویدادهای مثبت را در قالب پیروزی‌ها ثبت کنیم زیرا مخاطب انتظار دارد وقایع را آنگونه که اتفاق افتاده بیاوریم و تفاوتی نمی‌کند حاصلِ روایت، مثبت باشد یا منفی؛ زیرا مورخ شفاهی خود را موظف به بازنماییِ بی‌پرده تجربه راوی می‌داند، نه داوری درباره خوبی یا بدیِ آن واقعه.