هنگ سوم: خاطرات یک پزشک اسیر عراقی-51

در یکی از خطوط مقدم این جبهه فاصله بین نیروهای ما و نیروهای ایرانی حدود 300 متر بود. به همین خاطر نیروهای ما به راحتی سروصدای ایرانی‌ها را می‌شنیدند. دیگر این که هر گونه تحرک و یا رفت و آمد، به هنگام روز دشوار بود. جالب این که برخی از افراد نماز خوان هنگ ما با صدای مؤذن ایرانی که به طور واضح و بدون بلندگو مقابل هنگ ما اذان می‌گفت نماز می‌خواندند.

سردبیری که معلم بود

روز اول که احد گودرزیانی را دیدم، قرار بود اسم و عناوین سایت تاریخ شفاهی را به زبان عربی برایش ببرم تا ببیند ترجمه صحیح است یا خیر. می‌خواستیم زبان سوم سایت را راه‌اندازی کنیم که به تعویق افتاد. او در طبقه سوم حوزه هنری، اتاق شیشه‌ای کنار آسانسور که مثل خودش آرام و ساکت بود، می‌نشست.

به راحتی نرسید آنکه زحمتی نکشید

آهنگِ تغییر و نو شدن طبیعت از هر سو به گوش می‌رسد و بهار، زیبایی‌هایش را به نمایش می‌گذارد. ‌مردم ایران، این روزها غریبه‌ای ناخوانده میان خود دارند که موجب رنج و غم آنان شده است؛ این مسافر شوم، تلاش می‌کند بهار را تحت تأثیر قرار داده و سبزی و خرمی را از آن دور کند. به همین علت، نوروز امسال، رنگ و بویی دیگر دارد.

از ری تا شام

کتاب «از ری تا شام» روایت ناتمام تاریخ شفاهی سردار شهید مدافع حرم احمد غلامی است که به کوشش علی مژدهی و نظارت علمی و محتوایی یدالله ایزدی توسط مرکز اسناد و تحقیقات دفاع مقدس به چاپ رسیده است. آن‌چنان که در مقدمه این کتاب می‌خوانیم، این اثر ماحصل 18 جلسه گفت‌وگوی علی مژدهی با سردار احمد غلامی یکی از فرماندهان جنگ است.

خبرهای ماه؛ اسفند 1398

کتاب‌‌های تاریخ شفاهی؛ راه انتقال تجربه

به گزارش سایت تاریخ شفاهی ایران، «خبرهای ماه» عنوان سلسله گزارشی در این سایت است. این گزارش‌ها نگاهی دارند به خبرهای مرتبط با موضوع سایت در رسانه‌های مکتوب و مجازی. در ادامه خبرهایی از اسفند 1398 را می‌خوانید.

خاطرات مجید عبدالعظیمی

مجید عبدالعظیمی، بازیگر و آزاده دوران دفاع مقدس، مهمان صدونهمین برنامه شب خاطره (4 مهر1381) بود. او درباره روز آغاز جنگ و انفجار در پایگاه هوایی دزفول در 31 شهریور 1359 خاطره گفت. این روایت‌‌ را ببینیم.

تاریخ شفاهی؛ نیازمندِ همترازی با اسناد است

در تاریخ شفاهی و خاطره در ریختار تاریخ، متن پایه و مبنا روایتِ یادگزار و اظهارکننده است؛ چرا که مورخ شفاهی در مواجهه با مرجع روایت/ مصاحبه‌شونده، به روند تکوین خاطره در ذهن و زبان خاطره‌دار توجه دارد ـ یا باید داشته باشد. از این‌روست که مورخ شفاهی در گفت‌وگو با خاطره‌مند و مرجع روایت پیش از و همزمان با خاطره‌ی/ خاطرات راوی با «خاطر» گزارنده و گوینده کار خود را آغاز می‌کند و پیش می‌بَرَد.

هنگ سوم: خاطرات یک پزشک اسیر عراقی-50

به گفته برخی از سربازان هنگ، سربازان تیپ 48 با فرار از صحنه درگیری در همان ساعات اولیه حمله، روحیه نیروهای ما را نیز ضعیف کردند. آنها فریاد می‌زدند: شما محاصره شده‌اید... نیروهای ایرانی پشت سر شما قرار گرفته‌اند... همین مساله ترس و وحشت را به دل نیروهای ما ریخت. مصیبت‌بارتر این که نیروهای ما به سوی هم آتش گشودند و خود را به یکدیگر تسلیم می‌کردند.

سندشناسی و تاریخ شفاهی

خاطره‌گفته‌ها/ خاطره‌گفته‌های نوشته‌شده/ خاطره‌پرسیده‌ها‌ی مکتوب‌شده/ خاطره‌نگاری‌ها و خاطره‌نویسی‌ها و آنچه غالباً به «تاریخ شفاهی» شهرت یافته است. مسئله این است که این از یادبرآمده‌های ذهنی زبانی/ خاطرات، ـ و آنچه تاریخ شفاهی فرض می‌شود ـ در ترازوی تاریخ‌سنجی چگونه و تا کجا اعتبار دارند و در تطابق و مقارنه با اسناد چه وضعیتی را فراروی محقق می‌گشایند و به وجود می‌آورند.

خاطرات حمید عباسی

حمید عباسی، آزاده دوران دفاع مقدس، مهمان صدونهمین برنامه شب خاطره (4 مهر1381) بود. او درباره روزهای 9 سال اسارت در اردوگاه عراقی و ایستادگی اسرا خاطره گفت. این روایت‌‌ را ببینیم.
 

هنگ سوم: خاطرات یک پزشک اسیر عراقی-51

در یکی از خطوط مقدم این جبهه فاصله بین نیروهای ما و نیروهای ایرانی حدود 300 متر بود. به همین خاطر نیروهای ما به راحتی سروصدای ایرانی‌ها را می‌شنیدند. دیگر این که هر گونه تحرک و یا رفت و آمد، به هنگام روز دشوار بود. جالب این که برخی از افراد نماز خوان هنگ ما با صدای مؤذن ایرانی که به طور واضح و بدون بلندگو مقابل هنگ ما اذان می‌گفت نماز می‌خواندند.