سردبیری که معلم بود

روز اول که احد گودرزیانی را دیدم، قرار بود اسم و عناوین سایت تاریخ شفاهی را به زبان عربی برایش ببرم تا ببیند ترجمه صحیح است یا خیر. می‌خواستیم زبان سوم سایت را راه‌اندازی کنیم که به تعویق افتاد. او در طبقه سوم حوزه هنری، اتاق شیشه‌ای کنار آسانسور که مثل خودش آرام و ساکت بود، می‌نشست.

سیصد و یازدهمین شب خاطره –3

زیر آتش تهیه دشمن با حاج قاسم شوخی می‌کردیم!

در زمان برگشتنم به ایران، خواستم سوار هواپیما بشوم و البته بارهایم را هم تحویل دادم. در درونم احساس کردم که دوستانم می‌خواهند در سوریه بمانم و با آنها همکاری کنم. آن زمان هم حاج قاسم سلیمانی و بچه‌های دیگر از گروه نیز به سوریه آمدند و در آنجا مستقر شده بودند. بر روی صندلی هواپیما نشستم و هواپیما آماده پرواز شد که اعلام کردند هواپیما با تأخیر پرواز می‌کند. هواپیما را نگه داشتند و ...

سیصد و یازدهمین شب خاطره -2

خاطرات روزهای زندگی

زمانی که عملیات در آبادان شروع ‌شد، دشمن آبادان را بمباران ‌کرد. به اتفاق چند خانواده که با هم یک جا زندگی می‌کردیم، به اهواز رفتیم. می‌گفتند آنجا امنیت بیشتری دارد چون اگر اتفاقی برایمان می‌افتاد به منصور و هم‌رزمانش نزدیک‌تر بودیم و آنها در جریان قرار می‌گرفتند. دیگر منصور را ندیدم تا زمانی که مرحله اول عملیات انجام شد.

سیصد و یازدهمین شب خاطره -1

قوطی‌های کنسرو پر از خاک

زمانی که بُستان در حال سقوط بود و هویزه در محاصره قرار داشت، مردم برای کمک در صحنه حضور یافتند. به چشم دیدم که 35 تن از بانوان جوان بُستان با کوکتل مولوتف و ساده‌ترین ابزارهای مقابله با دشمن که در اختیار داشتند، 48 ساعت بُستان را نگه داشتند؛ آن هم جلو دشمنی که تا بن دندان، مسلح بود.

سیصدودهمین برنامه شب خاطره- 3

روایتِ سوریه

روش عملیاتی داعش اینطور بود که با انتحاری عملیات می‌کردند؛ یعنی می‌زدند و جایی را باز می‌کردند. اگر فیلم شهید حججی را دیده باشید، مشخص است وقتی ماشین با پنج مواد منفجره می‌آید و منهدم می‌کند، تا 500 متر فاصله مغز انسان را از کار می‌اندازد. این موج انفجار جوری کار می‌کند که انسان امکان تمرکز هم ندارد. ما دور تا دور این نیروگاه را مواد منفجره گذاشته بودیم که نتوانند وارد شوند.

سیصدودهمین برنامه شب خاطره-2

بُعد فرهنگیِ حاج‌قاسم

عرض کردم که من کتاب‌ها را می‌خوانم، اگر رد کردنی بود که خودم رد می‌‌کنم و آنهایی را هم که قبول کردم چاپ شود، برای شما می‌نویسم. گاهی من برای اینکه یک روی جلد کتاب را خدمت حاج‌قاسم نشان دهم، یک طرح روی جلد کتاب را برمی‌داشتم، اینجا سوار هواپیما می‌شدم، کرمان نزد حاج‌قاسم می‌رفتم.

سیصدودهمین برنامه شب خاطره-1

جانش را فدای انقلاب، اسلام و ملت ایران کرد

جمهوری اسلامی، ارزش‌ها و ولایت فقیه میراث امام خمینی‌اند

به گزارش سایت تاریخ شفاهی ایران، سیصدودهمین برنامه شب خاطره دفاع مقدس عصر پنجشنبه سوم بهمن 1396 در سالن سوره حوزه هنری برگزار شد. در این برنامه حجت‌الاسلام‌والمسلمین علی شیرازی، مرتضی سرهنگی و مجید یوسف‌زاده به بیان خاطرات خود از حاج‌قاسم سلیمانی و دفاع در سوریه پرداختند.

خاطره یک ژاپنی از مشاهده عکس امام خمینی در روزنامه کیهان

تا شهریور 1357 هیچ نشریه‌ای، خبر و تصویری از امام خمینی چاپ نکردند. اما این ممنوعیت سرانجام روز 7 شهریور 1357 با انتشار عکس و خبری از امام خمینی در نیم‌تایِ کامل بالای صفحه اول روزنامه کیهان به پایان رسید و بایکوت خبری امام درهم شکست.

روایتی از عامه خاموش

تصویر شاه در ذهن عامه مردم ایران

فروریختن جایگاه محمدرضا پهلوی در مقام شاه ایران در ذهن مردم و تغییر عمیق نگاه مردم نسبت به آن، از جمله عواملی است بسیاری از انقلاب‌پژوهان و جامعه‌شناسان ایران عصر پهلوی به خصوص ایام منتهی به پیروزی انقلاب اسلامی، آن را در سرنگونی رژیم مؤثر می‌شمارند.

سیصدونهمین شب خاطره – 3

نقش پررنگ منافقین در لو رفتن عملیات کربلای4

مهم‌ترین عملیات ما که فتح‌المبین بود، شش روز طول کشید؛ از دوم فرودین تا هشتم فرودین. جلسات گلف تشکیل شد و یگان‌ها و وضعیت بررسی شد، آقای هاشمی رفسنجانی گفت دو هفته فرصت دارید که منطقه را آماده کنید و وارد عمل شوید. یگان‌ها آماده کار بودند، اما ما باید یک شبیه‌سازی می‌کردیم.
1
...
 

هنگ سوم: خاطرات یک پزشک اسیر عراقی-51

در یکی از خطوط مقدم این جبهه فاصله بین نیروهای ما و نیروهای ایرانی حدود 300 متر بود. به همین خاطر نیروهای ما به راحتی سروصدای ایرانی‌ها را می‌شنیدند. دیگر این که هر گونه تحرک و یا رفت و آمد، به هنگام روز دشوار بود. جالب این که برخی از افراد نماز خوان هنگ ما با صدای مؤذن ایرانی که به طور واضح و بدون بلندگو مقابل هنگ ما اذان می‌گفت نماز می‌خواندند.