گفت‌وگو با توران قربانی صادق درباره کتاب‌هایش

باید راوی را خوب شناخت و به خاطره وفادار ماند

خاطره‌نویسی کار سختی است. باید به خاطره وفادار ماند و باید راوی را خوب شناخت. برای نوشتن تاریخ شفاهی و خاطره نمی‌شود کتاب‌سازی کرد. برای مجموعه‌ای که به تازگی نوشته‌ام با اعضای خانواده‌ شهدا صحبت کردم و حتی با آنها اشک ریختم و بعد خاطرات‌شان را نوشتم.
گفت‌وگو با اعظم پشت‌مشهدی درباره تازه‌ترین کتاب‌هایش

آدم‌ها می‌روند و خاطرات‌شان را می‌برند

اگر خاطره‌نگار خودش را فقط به روایت راوی محدود کند، پس نسبت به این موضوع که گذر زمان فراموشی می‌آورد بی‌توجه است. تاریخ، بزرگ‎ترین وقایع را دقیق و با جزئیات ثبت می‌کند و خاطره‌نگار باید این را جست‌وجو کند. در واقع اثر من، من را معرفی می‌کند که با تحقیق و پژوهش کار کرده‌ام یا فقط براساس گفته‌ها و شنیده‌های راوی متن را نوشته‌ام.
خدیجه عابدی از نخستین ماه‌های جنگ تحمیلی گفت

سفر فراموش‌نشدنی دختران خرمشهر

مکتب قرآن خرمشهر، اولین مرکز فرهنگی تأسیس شده برای بانوان در خرمشهر است و سابقه فعالیت آن به قبل از پیروزی انقلاب اسلامی برمی‌گردد. بعد از پیروزی انقلاب اسلامی و شروع جنگ تحمیلی عراق علیه ایران، بانوان این مکتب، در روزهای اول جنگ نقش مهمی در پشتیبانی از نیروهای مدافع و خدمت‌رسانی به آنها داشته‌اند. برای آشنایی بیشتر با فعالیت‌های این مکتب در آن دوران با خانم خدیجه عابدی، مؤسس و مدیر سابق مکتب به گفت‌وگو نشسته‌ایم.

به زبان خودشان؛ تاریخ شفاهی کارگران مزرعه

تامپسون در کتاب جدید خود، به نام «به دنبال خرمن: کارگران مهاجر در کشاورزی کالیفرنیا» تاریخ شفاهی 17 تن از کارگران مزرعه را از زبان خودشان و از زمان تولد تا به ‌امروز روایت کرده است. این که آنها چگونه به ایالات متحده آمده‌اند و این که زندگی آنها از آن زمان تاکنون چگونه گذشته است. با تامپسون در مورد کتاب جدیدش، ترسی که در میان کارگران مزرعه در دولت ترامپ وجود دارد و آنچه او را امیدوار می‌سازد، صحبت کردیم.
درباره یکی از جلسات قرآنی دهه‌های گذشته در شهر اراک

یک سبک کاملاً سنتی

جلسه مقبره یک جلسه کاملاً سنتی بود، یعنی این‌طور نبود که از استان‌های دیگر هم در این جلسه شرکت کنند. این جلسه کاملاً بومی بود و از خیابان‌ها و محله‌های اطراف می‌آمدند. جلسه مقبره حکایت از یک قدمت زیاد داشت، یعنی نشان می‌داد که سال‌های زیادی است که اینجا دایر است.
گفت‌وگو با کاترین هولمز، استاد رشته تاریخ

درک احساسات در تاریخ شفاهی

دوره‌های تاریخی متعددی هستند که احساسات و عواطف خاصی را به همراه داشته‌اند. بسته به فصل مصاحبه، وضعیت احساسی و عاطفی مصاحبه نیز متفاوت خواهد بود. در این میان، پیوندهای عاطفی و احساسی مردم به زمین یا منطقه یا بخش یا مکانی خاص نیز وجود دارند.

تاریخ شفاهی و مصاحبه‌شوندگانی که به شوخی متوسل می‌شوند

درباره مصاحبه‌های تاریخ شفاهی، تأمل بر استفاده از شوخی به من آموخته است هنگامی که مردم در حین مصاحبه می‌خندند یا به شوخی متوسل می‌شوند، پرداختن به دلیل چنین واکنشی از اهمیت بسزایی برخودار است. تلاش کنیم بفهمیم که در این قالب چه مطلب دیگری نهفته است و راوی تلاش می‌کند چه چیزی را منتقل کند.

خلق یک «روبات پدر» با استفاده از تاریخ شفاهی

یک شرکت ساخت عروسک با هوش مصنوعی، برنامه‌ای ساخته است که اجازه می‌دهد کسی مانند من که اساساً هیچ پیش‌زمینه­‌ای درباره برنامه‌نویسی ندارد، بتواند یکی از این شخصیت‌های سخن‌گوی کنش‌گر را طراحی کند. خب، درست همان موقع‌ها بود که بیماری وحشتناک پدرم را تشخیص دادند و بعد یک طرح متعارف تاریخ شفاهی را آغاز کردم که سپیده دم آغاز شد و من ‌توانستم یک کار دیگر انجام دهم و آن ساختن این بات بود.
سفر به گذشته‌ها با خاطرات اصغر نمازیان

پروازهای ترابری هوایی، در جنگ و بعد از جنگ

در مرداد سال 1369 وقتی آزادگان به وطن بازگشتند، مأموریت رساندن این عزیزان به شهرهای‌شان با یگان C130 بود. در کرمانشاه این عزیزان را سوار می‌کردیم و با آن شور و هیجان خاصی که در کشور بود، آنها را به شهرهای‌شان منتقل می‌کردیم...
خاطرات اشرف بهارلو از مجروحان جنگ

زندگی در آبادان و امدادگری در بیمارستان طالقانی

تعدادی از مردم عادی هم که هنوز توی آبادان مانده بودند، از مجروحان بودند. یک‌بار پشت بیمارستان را زدند و تعدادی پیر و جوان را منتقل کردند. بین مجروحان، زنی بود که شاید بالای صد سال سن داشت. کسی جرأت نمی‌کرد به او آمپول تزریق کند...
1
...
 

سال‌های تنهایی - 18

هنگامی که ما را به این آسایشگاه می‌آوردند، نگهبان‌ها برخورد خوبی با ما نداشتند و ما را حَرَس خمینی صدا می‌زدند. البته این مسئله باعث افتخار و سربلندی بود که دشمن، ما را معتقد و وابسته به حکومت اسلامی و امام بداند، گرچه موجب می‌شد که به ما اهانت کنند و برما سخت بگیرند. از جمله این ‌که مدت یک سال و اندی، حتی برای چند لحظه، ما را جهت استفاده از نور مستقیم خورشید و هواخوری، از اتاق خارج نکردند!