سیصد و بیست و یکمین برنامه شب خاطره - 2

شکنجه‌گران راستگو!

در سال 1355 حکومت تصمیم گرفت مبنای تقویم را از هجری به شاهنشاهی تغییر دهد. از آن‌جا که روال بر این بود که هر سازمانی در انتهای هر سال تقویم سال آینده را برای خود چاپ می‌کرد؛ من هم یک تقویم با دوازده برگ طراحی کردم و در هر برگ از آن یک آیه از قرآن متناسب با اتفاقات آن ماه قرار دادم. به طور مثال برای اسفندماه که سال‌روز تأسیس حزب رستاخیز بود، آیه معروف غلبه حزب‌الله[1] را گذاشته بودم؛ در ابتدای تقویم هم بزرگ نوشته بودم سال 1355 هجری شمسی (به جای 2535 شاهنشاهی).

بایکوت

حربه سازمان مجاهدین خلق در مقابل مخالفان

سیصد و بیست و یکمین برنامه شب خاطره، در دوم بهمن 1399 به صورت برخط در وب‌سایت آپارات برگزار شد. در این برنامه، «محمدرضا علی‌حسینی» و «داوود اسعدی خامنه» خاطرات خود را بیان ‌کردند. در این برنامه که ویژه سالگرد پیروزی انقلاب اسلامی بود، داود صالحی به عنوان مجری حضور داشت.

گفت‌وگوی فرهنگی (قسمت اول)

نقش‌های مغفول مانده زنان در ادبیات دفاع مقدس

تقریباً دو دهه است که موضوع نقش زنان در دفاع مقدس به طور جدی مطرح می‌شود. با مطالعاتی که درباره این موضوع داشته‌ام و مصاحبه‌هایی که در این رابطه انجام داده‌ام می‌توانم بگویم که در کارهای اولیه‌ای که در این باره انجام شده بیشتر به خاطرات بانوانی توجه شده است که در خطوط مقدم حضور داشتند، مثل امدادگر‌ها، پرستارها و کسانی که به طور داوطلبانه در مسیرهای منتهی به مناطق جنگی در رفت وآمد بودند...

چریک پاک‌باخته و دلباخته به اسلام و امام‌خمینی

نقش تاریخ شفاهی در ساخت مستند زندگانی شهید محمود کاوه، فرمانده تیپ ویژه شهدا

شهید محمود کاوه فرمانده تیپ ویژه شهدا از جمله فرماندهانی است که تاکنون نوشته‌های بسیاری درباره‌اش به رشته تحریر درآمده است؛ اما در دنیای تصویر چندان به روایت زندگانی وی از تولد تا شهادت توجهی نشده است. آقای علی حمید در ساخت یکی از قسمتهای مجموعه مستندهای «فرماندهان» به وی توجه کرده و احوال او را در قالب ۲۵ دقیقه روایت کرده ‌است.

رهبر در مسجد کرامت

مسجد کرامت مشهد در نزدیکی حرم مطهر امام رضا(ع) قرار دارد و آیت‌الله خامنه‌ای از آذر تا اسفند 1352 به عنوان پیش‌نماز ثابت این مسجد شناخته می‌شدند. در دوره‌ای که ایشان پیش‌نماز مسجد کرامت بودند، با اهتمام به نکاتی به ظاهر ساده، نماز جماعت را تبدیل به خاطره‌ای به یادماندنی برای نمازگزاران کرده بودند. آن‌چه در ادامه می‌خوانید، روایت‌های شفاهی است از این دوره زمانی که از کتاب «مسجد رهبر» تاریخ شفاهی مسجد کرامت برداشت شده است.

سیصد و بیستمین برنامه شب خاطره -2

اقتدار سردار سلیمانی در عین مردمی بودنش

در آن سال دکتر رمضان عبدالله سفری به ایران داشت و نیروی قدس از من خواسته بودند که ایشان را به خاطر درد پایشان ویزیت کنم. وقتی من برای ویزیت ایشان رفتم، دیدم حاج قاسم نیز آن‌جا تشریف دارند و دوستان، من را به ایشان معرفی کردند...

سیصد و بیستمین برنامه شب خاطره -1

تخریب و انفجار در سوریه و عراق

سیصد و بیستمین برنامه شب خاطره، در چهارم دی‌ 1399 به صورت برخط در وب‌سایت آپارات برگزار شد. در این برنامه، «مهدی زمردیان» و «دکتر فنی» خاطرات خود را از مبارزه در کنار سردار شهید حاج قاسم سلیمانی بازگو ‌کردند. در این برنامه، داود صالحی به عنوان مجری حضور داشت.

بانوی چریک

تاریخ شفاهی و روایت تصویری زندگانی فاطمه‌سادات نواب‌ صفوی

مستند، براساس تاریخ شفاهی و بیان خاطرات به صورت اول شخص و سیر زندگانی او شکل گرفته و تدوین یافته ‌است. هرچند در لابه‌لای تصاویر، دقایقی اندک، چند نفر مقابل دوربین حاضر می‌شوند و به خاطره‌گویی می‌پردازند...

سیصدونوزدهمین برنامه شب خاطره -1

روایت یک پزشک از روزهای جنگ

سیصد و نوزدهمین برنامه شب خاطره در روز پنج‌شنبه 6 آذر 1399 با محوریت پزشکیِ جنگ به صورت برخط (آنلاین) در پایگاه اینترنتی آپارات پخش شد. در این برنامه دکتر ایرج محجوب و امیرسرتیپ غلامحسین دربندی به بیان خاطرات خود پرداختند.

کتاب‌های تاریخ شفاهی با محوریت شهید طهرانی مقدم

از خط مقدم تا فاتح قدس

در روز بیست و یکم آبان سال 1390، سردار حسن طهرانی مقدم، پدر موشکی ایران در پادگان شهید مدرس بر اثر انفجار زاغه مهمات به شهادت رسید. در این نوشتار سعی شده به معرفی برخی از کتاب‌های تاریخ شفاهی که با محوریت زندگی این سردار دفاع مقدس به رشته تحریر درآمده است پرداخته شود.
1
...
 

بر فراز میمک – 9

خاطرات ستوان دوم خلبان احمد کروندی
هلی‌کوپتر از سلامت کامل برخوردار بود جز اینکه شیشه‌های کابین جلو در جای خود نبود. امکان ادامه عملیات با آن وضع وجود نداشت. برای همین، همراه دو فروند دیگر ـ با سرعتی کم ـ به سوی پایگاه به راه افتادیم. با این حال تحمل فشار باد در جلو برای من بسیار سخت بود. با دیدن پرسنل فنی در پایگاه، دستهایم را به علامت سلام بالای سرم بردم.