خاطرات عباس جهانگیری

مهندس عباس جهانگیری، رزمنده دوران دفاع مقدس، مهمان دویست‌وهشتادوهفتمین برنامه شب خاطره (دی 1396) بود. او درباره عملیات والفجر 2 و دوستان مدرسه مفید خاطره گفت. جهانگیری گفت: «پدر و مادرم اجازه نمی‌دادند به جبهه بروم. یک روز به مادرم گفتم به مشهد می‌رویم.

خاطرات سارو یعقوبیان

سارو یعقوبیان، از اقلیت ارامنه و رزمنده دفاع مقدس، مهمان دویست‌وهشتادوهفتمین برنامه شب خاطره (دی 1396) بود. او درباره دوران اسارت خاطره گفت. یعقوبیان گفت: «برادرم سال 1364 به خدمت رفت. من هم سال 1365 اعزام شدم. برادرم در جزیره مینو، در ژاندارمری خدمت می‌کرد.

خاطرات محمد‌علی شعبانی

محمد‌علی شعبانی، کارگردان مستند «انحصار ورثه» درباره شهید سیدمرتضی آوینی، مهمان دویست‌وهشتادوششمین برنامه شب خاطره (آذر 1396) بود. او درباره تأثیر سه شخص در زندگی خود گفت. شعبانی گفت: «می‌خواهم از سه عزیز که تأثیر بسیاری در زندگی من داشتند، یاد کنم. اول؛ محمد‌رضا آقاسی بود که در کودکی، دکلمه‌های او را می‌خواندم و با آن دکلمه‌ها شهرت نسبی به دست آوردم.

خاطرات مسعود ده‌نمکی

مسعود ده‌نمکی، نویسنده و کارگردان سینما، مهمان دویست‌وهشتادوششمین برنامه شب خاطره (آذر 1396) بود. او درباره پدرش و دوران انقلاب اسلامی خاطره گفت. ده‌نمکی گفت: «پدر من ژاندارمِ زمان شاه بوده است. او آن‌قدر به قسم نظامی‌اش وفادار بود که وقتی بچه بودیم، اگر عکس شاه در تلویزیون پخش می‌شد، باید می‌ایستادیم و احترام نظامی ‌می‌گذاشتیم.

خاطرات مرتضی سرهنگی

مرتضی سرهنگی، از مؤسسان دفتر ادبیات و هنر مقاومت حوزه هنری، مهمان دویست‌وهشتادوششمین برنامه شب خاطره (آذر 1396) بود. او درباره چگونگی طرح برنامه «شب خاطره» در اوایل کار حوزه هنری خاطره گفت. سرهنگی گفت: «زمانی که ما 29 سال پیش به حوزه هنری آمدیم، یک پوشه در دست‌ داشتیم و در آن نوشته بودیم چه کارهایی باید انجام بدهیم. قبل از آن در روزنامه جمهوری اسلامی، خبرنگار جنگ بودیم...

خاطرات ماشاءالله آخوندی

حاج ماشاءالله آخوندی، از مؤسسان واحد تخریب در یگان‌های سپاه پاسداران خراسان، مهمان دویست‌وهشتادوششمین برنامه شب خاطره (آذر 1396) بود. او درباره سنگر پلنگ‌ها و مین کپسولی خاطره گفت. آخوندی گفت: «سنگر ما، سنگر پلنگ‌ها نام داشت، زیرا از چند بچه شرّ و بَلا با ظاهری بی‌نظم و لااُبالی تشکیل شده بود. من قبل از جنگ، درگیر کارهای فنی بودم. ما بسیجی‌های کوچه‌بازاری بودیم و آموزش نظامی ندیده بودیم.

خاطرات علی‌اصغر جهان‌بخش

علی‌اصغر جهان‌بخش، خلبان دوران دفاع مقدس، مهمان دویست‌وهشتادوپنجمین برنامه شب خاطره (آبان 1396) بود. او درباره یکی از مأموریت‌های هوایی خاطره گفت. جهان‌بخش گفت: «ما تمام محاسبات را انجام داده بودیم. سرعت موشکی که برای انهدام میگ ‌25 قرار می‌‌دادیم، باید با سرعت هواپیما یکی بود. در غیر این صورت، هدف رد می‌شد و موشک به آن نمی‌خورد.

خاطرات علی‌‌محمد سوزن‌چی

علی‌‌محمد سوزن‌چی، خلبان دوران دفاع مقدس، مهمان دویست‌وهشتادوپنجمین برنامه شب خاطره (آبان 1396) بود. او درباره مأموریت 3 فروردین 1361 خاطره گفت. سوزن‌چی گفت: «سوم نوروز (فروردین) 1361 مأموریت پرواز با هواپیمای سی _130 داشتیم. این هواپیما کار رادار و شنود را انجام می‌داد، آن روز پرواز ما در مسیر گرماب، بیجار و تبریز بود.

خاطرات جواد پویانفر

سید جواد پویانفر، سرتیپ خلبان و جانباز دفاع مقدس، مهمان دویست‌وهشتادوپنجمین برنامه شب خاطره (آبان 1396) بود. او درباره عملیات هوایی و اسارت در زندان بالغرفه خاطره گفت. پویانفر گفت: «27 شهریور 1359، چهار روز قبل از آغاز جنگ، ما باید می‌رفتیم و هدف‌مان را می‌زدیم. دلیل حمله ما در آن روز این بود که ارتش دولت وقت عراق سنگرهایی را کنده بود، مقداری از خاک ما را گرفته و از مرزهای ما گذشته بود.

خاطرات رحیم افشار

رحیم افشار، رزمنده دفاع مقدس و راوی کتاب «سایه تاک»، مهمان دویست‌وهشتادوچهارمین برنامه شب خاطره (مهر1396) بود. او درباره پاتک دشمن در سالگرد تأسیس حزب بعث عراق خاطره گفت. نبوی گفت: «بنده حقیر، یادگار یازده نفر از مجموعه پرسنلی هستم که 1362 وارد دسته خمپاره 120 میلی‌متری شدند و 1367 که جنگ تمام شد، دو نفر از جمع یازده نفر باقی مانده بودیم.
1
...
 
نظریه‌هایی درباره تاریخ شفاهی به روایت هوش مصنوعی

نظریه پنجم: وضعیت مرزیِ منبع در تاریخ شفاهی

تاریخ شفاهی، نه مطلقاً منبع دست اول است و نه مطلقاً دست دوم، بلکه در «وضعیت مرزی» میان این دو قرار می‌گیرد. از یک سو، به دلیل هم‌زمانی راوی با رویداد و دسترسی مستقیم به تجربه زیسته، قابلیت منبع اول بودن را دارد، از سوی دیگر، دخالت حافظه، فاصله زمانی، سوگیری راوی و ...