خاطرات عبدالله سعادت


03 خرداد 1401


دکتر عبدالله سعادت، امدادگر و از مدافعان خرمشهر، مهمان صدوشصتمین برنامه شب خاطره بود. او درباره آمدنش از بهبهان به اهواز خاطره گفت. او گفت: با کت و شلوار سفید و پیراهن یقه آهاری و کیف سامسونت عازم تهران بودیم که یک اتفاقاتی در اهواز افتاد و با مینی‌بوس به خرمشهر ‌رفتم. گفتم از خرمشهر به تهران می‌روم. نزدیک مسجد جامع پیاده شدم. خمپاره زدند... مجسم کنید با کت و شلوار در منطقه جنگی بدون نامه و حکم. دومین خمپاره را که زدند یک دست قوی من را با کیف و عینک پرت کرد. این روایت‌‌ را ببینیم.

تاکنون 334 برنامه شب خاطره دفاع مقدس از سوی مرکز مطالعات و تحقیقات فرهنگ و ادب پایداری و دفتر ادبیات و هنر مقاومت حوزه هنری برگزار شده است. برنامه آینده 5 خرداد 1401 برگزار می‌شود.

آرشیو



 
تعداد بازدید: 4663


نظر شما

 
نام:
ایمیل:
نظر:
تصویر امنیتی (2 + 6) :
 
نظریه‌هایی درباره تاریخ شفاهی به روایت هوش مصنوعی

نظریه پنجم: وضعیت مرزیِ منبع در تاریخ شفاهی

تاریخ شفاهی، نه مطلقاً منبع دست اول است و نه مطلقاً دست دوم، بلکه در «وضعیت مرزی» میان این دو قرار می‌گیرد. از یک سو، به دلیل هم‌زمانی راوی با رویداد و دسترسی مستقیم به تجربه زیسته، قابلیت منبع اول بودن را دارد، از سوی دیگر، دخالت حافظه، فاصله زمانی، سوگیری راوی و ...