گفت‌وگو با کارول مک‌کیبن، استاد دانشگاه استنفورد

چرا تاریخ شفاهی صدای جامعه است؟

کلودیا ملندز سالیناس[1]
ترجمه: نرگس صالح‌نژاد

21 تير 1396


درباره تصویر: کارول مک کیبن[2] در محل کارش در اتاق آرشیو که به مخزن نیز معروف است، در کتابخانه استین‌بک[3] در سالیناس.[4] مک‌کیبن هدایت طرح تاریخ سالیناس که تاریخ به‌روز سالیناس محسوب می‌شود را بر عهده دارد. (عکس از ورن فیشر[5] مونتری هرالد[6])

 

درباره تصویر: دست‌نویس صورت‌جلسه‌های جلسات شورای شهر سالیناس در سال ۱۸۹۸. کارول مک‌کیبن در بخشی از طرح تاریخ سالیناس به بررسی این صورت جلسه‌ها می‌پردازد. (عکس از ورن فیشر، مونتری هرالد)

 

هنگامی که کارول مک‌کیبن مورخ قصد داشت کتابی در مورد شهر ساحلی سی‌ساید[7] بنویسد دریافت که رشته‌های پیوند میان مردم برای ایجاد یک تصویر قوی، چندان آشکار نبودند. روایت‌های بسیاری در مورد درگیری‌های نژادی وجود داشت، اما حضور نظامیان قوی‌ترین پیوند میان ساکنان سی‌ساید بود. این مسئله انگیزه او برای نوشتن کتاب «پایگاه نژادی: تنوع و دموکراسی در یک شهر نظامی»[8] و تبدیل به یک موضوع مطالعاتی برای شهرهای نظامی و نحوه تفسیر و تکامل شهر‌ها در بافت [تاریخی] جنبش‌های حقوق مدنی شد.

مک‌کیبن، استاد تاریخ ایالات متحده در دانشگاه استنفورد، در حال حاضر مشغول طرح‌ دیگری با موضوعات بسیار متنوع است. این طرح، تاریخ سالیناس است؛ وی از ماه نوامبر 2016 تحقیقاتش را شروع کرد، اما طرح از ماه آوریل 2017 به‌طور رسمی آغاز به کار کرده است. مک‌کیبن در مورد سفرش به‌عنوان یک دختر کالیفرنیایی و مورخ، رویکردش به تحقیق و نوشتن در تاریخ و در مورد اهمیت این مسئله که چرا تاریخ صدای جامعه است، در نشستی با مانتری هرالد به گفت‌وگو پرداخت. مصاحبه پیش‌رو برای فهم آسان‌تر ویرایش شده‌ و قدری از آن کاسته شده است.

شما کجا بزرگ شده‌اید؟

خانواده من در لوس‌آلتوس[9] زندگی می‌کردند. مادربزرگم مزرعه‌ای در گیلروی[10] داشت. من با هرس‌کردن درختان و جمع‌کردن آلوچه و زردآلو بزرگ شدم. تاریخ کالیفرنیا در قلب من است، من دختر کالیفرنیا هستم. در کالج به تاریخ علاقه‌مند شدم، تاریخ‌محبوب‌ترین رشته من بود و استادان بزرگی داشتم. برای دوره لیسانس به دانشگاه واشنگتن رفتم؛ من واقعاً عاشق تاریخ شدم. یکی از استادانم در آن زمان می‌گفت: «شما قرار است فارغ‌التحصیل شوید و بعد مدرک دکترا بگیرید.» من کم‌سن بودم و در فکرم این ایده «عالی به نظر می‌رسید.» برای مدرسه حقوق درخواست دادم و موفق شدم به دانشگاه برکلی[11] راه پیدا کنم که بهترین دپارتمان تاریخ در آمریکا در سال ۱۹۷۹ را داشت.

چگونه موضوع تاریخی که می‌خواهید مطالعه کنید، انتخاب می‌کنید؟

در آن زمان، تاریخ استعمار به معنای سواحل شرقی بود و من به ‌عنوان دختری از کالیفرنیا به آن اعتراض داشتم. من بیشتر به کالیفرنیای قرن هفدهم علاقه‌مند بودم و این امر برای من بسیار قانع‌کننده به نظر می‌رسید. در عین حال، من به مسائل و موضوعات مهاجرتی نیز علاقه یافتم، زیرا در آن زمان نوشتن بویژه روی مهاجران ایتالیایی و مکزیکی متمرکز بود؛ افرادی که (به نظر می‌رسید) به دلیل رنگ پوست‌شان به‌عنوان گروه‌های «مهاجر شکست‌خورده» خوانده می‌شدند و نحوه معرفی زنان در کتاب‌های تاریخی آن روزها توهینی به من و تمام چیزهایی بود که شناخته بودم.‌ بنابراین تصمیم گرفتم پایان‌نامه‌ام را در این حوزه انجام دهم. من در کنار زنان جوان بسیاری بودم که این کار را انجام داده بودند. آنها به اطراف نگاه کرده و گفتند: ‌«یک چیزی در این حرفه و رشته اشتباه است. مردم در این بین گم شده‌اند» و ما شروع به جست‌وجو در منابعی غیر از منابع معمول (روزنامه‌ها و دیگر منابع چاپی) کردیم وکار روی تاریخ شفاهی را آغاز کردیم.

شما طرح تاریخ سالیناس را از نوامبر شروع کردید و تاکنون ۲۰ صفحه ابتدایی آن را نوشته‌اید. تاکنون به چه چیزهایی دست یافته‌اید؟

من راه خود را از طریق جلسات شورای شهر می‌یابم. آنچه آنها در فاصله سال‌های ۱۸۶۶ تا ۱۸۹۰ به من نشان داده‌اند، برخی «ارتباطات مالی» است که به‌طور مستقیم با سانفرانسیسکو مرتبط است. اینها فقط یک جمعیت کوچک اسپانیایی نبودند که در طول زمان تکامل یافته و چرخش جمعیتی داشته باشند. این مکان به دست سفیدپوستانی تأسیس شد که اهل کالیفرنیا نبودند. تمام آنها مهاجر بودند. بسیاری از آنها از کنفدراسیون جنوب، اما از طریق مسیر گلد راش [جویندگان طلا][12] به سانفرانسیسکو آمده بودند، بنابراین آنها ‌بر خلاف مردمان سی‌ساید (بویژه آنان که در مانتری بودند) ریشه‌های عمیق مشترکی با دولت مکزیک نداشتند. این مکان به شکل طبیعی رشد نکرده بود، بلکه نقشه آن از ابتدا به دست مردمی که ارتباطات مالی با سانفرانسیسکو داشتند و به دست نخستین مهاجران سفید‌پوست طراحی شده بود.

در شروع طرح در ماه آوریل، شما بیان کردید، فرضیه کار شما بر این پایه است که «بدون در نظر گرفتن هویت قومی یا طبقه اجتماعی- اقتصادی ساکنان سالیناس، وجه مشترک آنها در بیش از دو قرن تمایل‌شان به نوآوری و خطرپذیریِ پایدار بوده است.» بعد از ارائه ۲۰ صفحه آغازین این کار برای گروهی از اعضای این جامعه، آیا هنوز هم به این باور اعتقاد دارید و این نکته را مشاهده می‌کنید؟

چشم‌اندازی که از سانفرانسیسکو قرن نوزدهم وجود دارد، همانند چشم‌انداز مونته‌ری به‌ عنوان گامی در نزدیکی لس‌آنجلس نیست. در مسیر خط راه‌آهن، توسعه در مانتری به اندازه توسعه در سالیناس مشاهده نمی‌شود. این نخستین چیزی بود که من دریافتم و می‌بینیم که با گذشت قرن بیستم مرا به کجا می‌برد. این موضوع چالش‌هایی را در مورد مطالب پیشین نوشته شده از این مکان برای من ایجاد کرد. آنچه پیش‌تر نوشته شده بود روی بخش روستایی، یا همان بخش طبیعی تمرکز داشت. من نمی‌گویم این امر اشتباه است، فقط اعتقاد دارم کافی نیست. اگر شما به سالیناس امروز نگاهی بیندازید، درخواهید یافت رشته ارتباط همان سیلیکون ولی[13] است و این همان رشته است. این رشته از کجا شروع می‌شود؟ من ریشه‌های آن را در قرن نوزدهم می‌بینم.

شما بر این موضوع که این طرح «یک پروژه اجتماعی» است بسیار اصرار دارید. چرا این مسئله تا اندازه مهم است؟

بسیاری از پژوهش‌های تاریخی به دست مورخانی هدایت می‌شوند که خود موضوعات‌شان را انتخاب می‌کنند و هر کسی به رنگ پوست یا موضوع زنان علاقه‌مند نیست. من اعتقاد و باور دارم که همه ما بازیگران تاریخ هستیم و همه ما چیزی برای بیان کردن در مورد گذشته داریم. من این مسئولیت را در خود احساس می‌کنم که باید این صداها را تا حد امکان در یک قالب ریخته و ارایه کنم، بدون آن که برای کسی صحبت کنم. به همین دلیل است که تاریخ شفاهی مهم است و باز هم به همین علت است که تحقیقات مبتنی بر جامعه [قومی] از اهمیت برخوردار است. اگر کسی (به جلسات جامعه [قومی]) بیاید و بگوید: «پس فیلیپینی‌ها چه؟ چرا از آنها نگفتی»، خب، من فلیپینی نیستم، شاید آن را از قلم انداخته باشم؛ ‌بنابراین من برای پر کردن چنین شکاف‌هایی به کمک جامعه [قومی] متکی هستم. ما همه بازیگران تاریخ هستیم، نه فقط آنها که شهردار‌ هستند. اگر فقط به یک منبع نگاه کنید، مثل دست نوشته‌های جلسات شورای شهر یا روزنامه‌ها، تنها یک روزنه باریک پیش روی خود دارید. مهم است که بتوانیم همه چیز را بررسی کنیم.

 


[1]. Claudia Meléndez Salinas

[2]. Carol McKibben

[3]. Steinbeck Library

[4]. Salinas

[5]. Vern Fisher

[6] . Monterey Herald

[7]. Seaside

[8]. Racial Beachhead: Diversity and Democracy in a Military Town

[9]. Los Altos:

 لُس‌آلتوس شهری در انتهای جنوبی شبه جزیره سانفرانسیسکو در جنوب منطقه خلیج سانفرانسیسکو است. این شهر در شهرستان سانتا کلارا در ایالت کالیفرنیا و در ایالات متحده آمریکا واقع شده ‌است.

[10]. Gilroy

[11]. Berkeley grad school

[12]. Gold Rush

[13] Silicon Valley

 


مانتری هرالد
 
تعداد بازدید: 391


نظر شما

 
نام:
ایمیل:
نظر:
 

سال‌های تنهایی - 18

هنگامی که ما را به این آسایشگاه می‌آوردند، نگهبان‌ها برخورد خوبی با ما نداشتند و ما را حَرَس خمینی صدا می‌زدند. البته این مسئله باعث افتخار و سربلندی بود که دشمن، ما را معتقد و وابسته به حکومت اسلامی و امام بداند، گرچه موجب می‌شد که به ما اهانت کنند و برما سخت بگیرند. از جمله این ‌که مدت یک سال و اندی، حتی برای چند لحظه، ما را جهت استفاده از نور مستقیم خورشید و هواخوری، از اتاق خارج نکردند!