هنگ سوم: خاطرات یک پزشک اسیر عراقی-5

مجتبی الحسینی
ترجمه: محمدحسین زوارکعبه

31 فروردين 1398


کوچ اجباری شیعیان به ایران

رژیم بعث عراق در سال 1980 هزاران خانواده عراقی را به بهانه اینکه اصلیت آنان ایرانی است و مسئول انجام بسیاری از عملیات خرابکارانه در عراق می‌باشند، به ایران تبعید کرد. این تبعید با قساوت و ددمنشی کم‌نظیری انجام گرفت. عده کثیری از افراد بی‌گناه دستگیر و روانه زندان شدند. و اموال منقول و غیرمنقولشان مصادره گردید. سپس زنان، پیرمردان و کودکان به وسیله چند دستگاه خودرو نظامی به مرزهای ایران انتقال یافته و مجبور شدند با پای پیاده به داخل ایران حرکت کنند. جوانان آنها نیز روانه زندان‌ها شدند. به این ترتیب برخی از اعضای خانواده‌ها در عراق و برخی دیگر در ایران ماندگار شدند. در آن موقع مجله عفلقی «الفباء» این تیتر درشت را چاپ کرد: «اقدام انسانی انقلاب در تبعید اتباع ایرانی»! پدران و نیاکان این «اتباع ایرانی»‌ده‌ها سال قبل در عراق به دنیا آمدند، آن هم در روزهایی که دولتی به نام عراق وجود نداشت، بلکه سرزمینی بود که گاهی زیر سلطه صفویان و گاهی زیر سلطه عثمانی‌ها اداره می‌شد. و امروز این «اتباع ایرانی»‌دارای هویت و شناسنامه عراقی هستند، اما فرزندانشان در عراق زندانی می‌شوند و یا اینکه راهی جبهه‌های نبرد با ایران می‌گردند. به‌طوری که بسیاری از آنها در اردوگاه‌های اسرای عراقی در ایران و خانواده‌های تبعید شده‌شان در شهرهای ایران [هستند].

در مقابل، رژیم بعثی به آن دسته از یهودیان عراقی‌الاصلی که 4 سال پیش ناخواسته کشور خود را ترک کردند تا در ساختن دولتی به نام اسرائیل بر روی جمجمه‌های ملت فلسطین ـ که صدام و حزب او بر مظلومی‌شان اشک تمساح می‌ریزد ـ سهیم باشند، اجازه داد مجدداً به عراق مراجعت کنند. از طرفی املاک و دارایی‌های این یهودیان تا به امروز در عراق تحت نظر «اداره اموال راکد» محفوظ مانده و کسی حق خرید یا فروش آنها را ندارد. اما دارایی‌های عراقی‌های شیعه مذهب، دستخوش تاراج بعثی‌ها قرار گرفته است. متأسفانه این جنایت و جنایاتی از این قبیل در برابر دیدگان جهان عقب‌مانده و در حال احتضار، و سازمان‌های به اصطلاح بشردوست و مدافع حقوق بشر رخ می‌دهد. البته این سکوت و بی‌تفاوتی مجامع بین‌المللی جای هیچ‌گونه تعجبی ندارد، زیرا این جنایات با طراحی و دستور مستقیم غرب که صاحب و مالک این سازمان‌هاست واقع شد و هدف، صرفاً سرکوب شیعیان عراق و ایجاد مشکلات اجتماعی و اقتصادی برای ایران و ارعاب شهروندان عراقی به واسطه تبعید آنان به ایران به خاطر جبهه‌گیری‌شان در برابر رژیم بوده و هست.[1]

جنگ تبلیغاتی و روانی علیه انقلاب اسلامی

این مأموریت به وزارت تبلیغات که بر کلیه فعالیت‌های رسانه‌های تبلیغاتی کشور اعم از نشریات، رادیو ـ تلویزیون، انتشارات، تئاتر و سینماها نظارت می‌کند، محول گردید. در عراق صدایی به‌جز صدای بعث در صحنه تبلیغاتی و سیاسی به گوش نمی‌رسد. شخص صدام ضمن توجه خاص، بودجه کلانی به این وزارتخانه اختصاص داد تا از این طریق اهداف سیاسی رژیم را بیش از پیش محقق سازد. گفتنی است که این وزارتخانه‌ نقش فعالی در فریب افکار عمومی ایفا کرده و کادر وسیعی از نویسندگان، روزنامه‌نگاران، هنرمندان و شعرا تشکیل داده و آ‌نها نیز در مقابل دریافت مبالغ هنگفت، امکانات خودشان را در خدمت به اهداف رژیم بسیج کرده‌اند. محور فعالیت این مزدوران تمجید از صدام و معرفی او به عنوان تنها شخصیت برازنده رهبری و سمبل شجاعت و میهن‌پرستی است که عراق بدون حضور او نمی‌تواند ادامه حیات دهد. بارزترین فعالیت‌های وزارت تبلیغات را می‌توان به شرح زیر خلاصه نمود:

الف‌ـ سرودها و ترانه‌ها

با مشارکت شعرا و هنرمندان محلی و خارجی سرودها و ترانه‌هایی در تمجید صدام به تصنیف درآمد. عده‌ای در مدح صدام به غزل‌سرایی پرداخته و عده‌ای دیگر او را به مقام الوهیت رسانیدند! تا جایی که رادیو از نظر زمانی گنجایش کافی برای پخش تمامی سرودها و ترانه‌های مربوط به صدام را نداشت.

ب‌ـ تهیه فیلمی در مورد زندگی صدام

فیلمی در مورد زندگی صدام از زمان تولد تا به قدرت رسیدن او تهیه گردید. این فیلم که براساس سناریوی یک فرد بعثی به نام «تحسین معله» تحت عنوان «روزهای طولانی» ساخته شد، از امکانات مادی گزاف و همکاری رسانه‌های تبلیغاتی برخوردار گردید و در کلیه سینماهای عراقی به نمایش درآمد. براساس بخشنامه‌ای که از سوی حزب منتشر شد، بعثی‌ها ملزم شدند برای تماشای این فیلم به سینماها بروند. همچنین فیلم دیگری تحت عنوان «قادسیه» ساخته شد. این فیلم نبرد قادسیه را که طی آن مسلمانان صدر اسلام، سرزمین‌های فارس را به تصرف درآوردند به تصویر می‌کشید، ولی حوادث را به‌گونه‌ای نشان می‌داد که انگار جنگ بین اعراب و ایرانی‌ها واقع شده و اعراب در مقابل حریف خود به پیروزی دست یافته‌اند. این جعل تاریخی از سوی مورخین عرب و بنا به درخواست صدام صورت گرفت و رسانه‌های تبلیغاتی با تهیه این قبیل فیلم‌ها که میلیون‌ها دینار عراقی هزینه در بر داشت، سعی کردند احساسات قومی ملت عراق را تحریک نمایند. هدف اصلی از ساختن این فیلم‌ها تمجید از صدام به عنوان یک رهبر عرب و زنده کردن حس برتری نژادی نسبت به ایرانی‌ها بود.

ادامه دارد
 

هنگ سوم: خاطرات یک پزشک اسیر عراقی-4


[1]. امویان نیز پس از شهادت امیرالمؤمنین(ع) حدود 150 هزار شیعه را از کوفه به خراسان تبعید کردند که آثار و نشانه‌های آنان هنوز در اطراف شهر مقدس مشهد وجود دارد.



 
تعداد بازدید: 1183


نظر شما

 
نام:
ایمیل:
نظر:
 

هنگ سوم: خاطرات یک پزشک اسیر عراقی-9

جاده خاکی ناهمواری را طی کرده و پس از 40 دقیقه به نزدیکی نقطه مرزی رسیدیم. در 3 کیلومتری نوار مرزی بین دو کشور نشانه‌های استقرار نیروهای مهاجم را پیش از حمله مشاهده کردم. هنگام عبور از منطقه، با یک ستون زرهی مواجه شدیم.