نگاهی به کتاب «تاریخ شفاهی ۴۰ ساله ...»
غلامرضا عزیزی
عضو هیئت علمی (بازنشسته) پژوهشکده اسناد، پژوهشگر تاریخ شفاهی
17 دی 1404
■ تاریخ شفاهی ۴۰ ساله: تاریخچه آموزش زرهی «سپاه پاسداران انقلاب اسلامی دانشکده علوم و فنون زرهی نزسا».
■ تألیف و تدوین حسن یزدانی، محمدامین شفیعی.
■ ناظر تخصصی خسرو کوهمرئی.
■ ویراستار ساختاری محمدامین شفیعی.
■ شیراز: بنیاد حفظ آثار و نشر ارزشهای دفاع مقدس، ادارهکل حفظ آثار و نشر ارزشهای دفاع مقدس استان فارس، ۱۴۰۳. ص ۱۲۴.
یکی از فرضیههای اصلی در خصوص چرایی رشد و گسترش تاریخ شفاهی در دوران جدید به این مسئله بازمیگردد که تاریخ شفاهی بهترین ابزار برای پرداختن به موضوعهای کمتر شناخته شده تاریخ معاصر است. موضوعهایی که بهویژه به دلیل آنکه اطلاعات چندانی از آنها در دست نیست کمتر بدانها پرداختهشده است. با اتکا پذیرش و اتکا به این فرض، تاریخشفاهی میتواند ابزار و روشی مناسب برای ورود به بحث تاریخنگاری نظامی باشد. شاید از این روست که پرداختن به تاریخ دفاع مقدس (جنگ هشت ساله عراق با ایران) با روش تاریخ شفاهی و مصاحبه با شاهدان عینی، با اقبال خوب و گستردهای در جامعه علمی مواجه شده و آثار نسبتاً قابلتوجهی با این روش منتشر شده است.
همانگونه که خوانندگان محترم مستحضرند آثاری که به روش تاریخ شفاهی در ایران منتشر شده است را میتوان در دو وجه غالب آثار فردی و گروهی قرار داد (در اینجا به تقسیمبندیهای دیگر نمیپردازیم).
مصاحبههای فردی همانگونه که از نامشان پیداست، مصاحبههایی هستند که با یک فرد انجام شده و بهنوعی وجه غالب آن «مصاحبه تاریخ شفاهی، در قالب زندگینامهای» است. اینگونه مصاحبهها معمولاً از تولد فرد شروع شده و با تحصیل و فعالیتهای سیاسی-فرهنگی-اجتماعی و شغلی و حرفهای و داستان زندگی وی تا روزگار معاصر ادامه مییابد و معمولاً در چارچوب و زمینهای که معرف شخصیت و موقعیت مصاحبهشونده است، تمرکز یافته و بدان نام نیز شهره میشود.
مصاحبههای دسته دوم با گروهی از شاهدان عینی انجام میشود که در یک رویداد و واقعه، یا یک جریان شغلی و حرفهای، شاهد، ناظر، آمر یا عامل بودهاند. این گروه از آثار معمولا به دو صورت منتشر شدهاند. در وجه اول، این مصاحبهها به تفکیک موضوع «پشت سر هم» قرار داده میشوند و روایتی از واقعه و رویداد را ارائه میدهند. در وجه دوم، تدوینگر گام را فراتر نهاده و در قامت مورخ دست به «تاریخنگاری شفاهی» میزند. در این حالت «مورخ شفاهی» الزامی به استفاده از آنچه در مصاحبهها گردآورده نداشته و در عوض، اطلاعات حاصل از مصاحبهها را دستهبندی و طبقهبندی کرده، آنها را از طریق نقد درونی و نقد بیرونی آزموده و به قولی ارزیابی و راستیآزمایی کرده و در نهایت از آنها همچون فیشهای تحقیق خود (و در کنار سایر منابع تاریخنگاری) استفاده کرده است.
یکی از نقاط قوت اثر در همین روشی است که مولفان محترم اثر در پیش گرفتهاند. کوششی که نوید گذار از انتشار مصاحبه (اطلاعات تک بُعدی)، به تاریخنگاری شفاهی و بررسی 360 درجهای سوژه را میدهد. از این منظر این کتاب در شمار معدود آثاری میباشد که در مراکز پژوهشی نظامی به این روش انتشار یافته است.
استفاده مناسب از عکس در جای جای کتاب و نیز استفاده همزمان در پیوست، یکی دیگر از اقدامهای خوب در این اثر است.
معرفی مصاحبهشوندگان در قسمت منابع (هر چند بسیار مختصر) به خواننده این امکان را میدهد که تناسب اطلاعات ارائهشده را با جایگاه شغلی و زاویه دید مصاحبهشونده و زمان روبهرو شدن او با واقعه (ولو اندکی) دریابد.
با این مقدمه نگاهی بیندازیم بر کتاب «تاریخ شفاهی ۴۰ ساله». برای معرفی و نقد این کتاب بهتر است آن را از دریچههای محتوایی، روشی، ویرایشی و شکلی مورد بررسی قرار داد.
از منظر روشی به نظر میرسد بتوان این کتاب را در زمره آثار «تاریخنگاری شفاهی» قرار داد (در برابر کتابهایی که امروزه وجه قالب در انتشار آثار تاریخ شفاهی را به خود اختصاص دادهاند و در اصل انتشار «مصاحبه تاریخ شفاهی» هستند).
یکی از ویژگیهای تاریخ شفاهی، استفاده محقق (مصاحبهکننده یا مورخ شفاهی) از گفتوگوی فعال است که مصاحبه را تبدیل به گفت و گو، دیالوگ و سخن گفتنِ دوطرفه میکند. بر خلاف خاطرهگویی که تکگویی است و ماهیت فردی و یکطرفه و مونولوگ دارد. در این اثر رد و نشانی از مصاحبه دیده نمیشود. به عبارت دیگر، یکی از مختصات روشی کتاب، استفادهنکردن مولفان از «نقل قول مستقیم» در کتابشان است (هرچند برخی عبارات و جملات شائبه نقل قول مستقیم از راوی را به همراه دارد). این امر به «شفاهیت» اثر لطمه وارد ساخته است. به نحوی که تنها ارتباط متن با تاریخ شفاهی (در هر رویکرد آن) به صورت ارجاع به راوی و زمان مصاحبه نمود یافته است. به عبارت دیگر از این کتاب نمیتوان مرز بین خاطرهنویسی و مصاحبه فعال را در گفتوگوی راویان دریافت. زیرا خواننده بههیچروی و در هیچ قسمتی رنگ و رویی از مصاحبه فعال (مثلاً از طریق نقل قول مستقیم) را دریافت نمیکند.
افراط در تبدیل نقلقولهای مستقیم به غیرمستقیم از یک سو، و از سوی دیگر برداشتن پرسشها بهطور کامل، ارتباط بین اثر و موثر و به عبارت دقیقتر بین مورخ پُرسا[1] و شاهدعینی (در مقام راوی) را از بین برده است.
یکی دیگر از مسائل روشی (که میتوان از آن به عنوان نقطه ضعف اصلی اثر یاد کرد) استفاده نکردن مولفان از اسناد و مدارک مربوط به سوژه است. بهجز استفاده از اسناد تصویری (عکس) و مراجعه و وامگیری از «آلبوم مصور دانشکده» مدرکی دال بر استفاده از اسناد موجود نیست. برای نمونه در صفحه 21 از «حکم تأسیس مرکز آموزش زرهی شیراز» سخن به میان آمده و در صفحه 24 نیز به شماری از اسنادی که میتوانست در کتاب مورد استفاده قرار گیرد، بدین صورت اشاره شده است: «پیگیری اسناد و نقشههای اماکن و تأسیسات و اعتبارات ساخت و ساز ...».
این امر از دو جنبه به اثر لطمه وارد ساخته است. یکی از منظر تطبیق گفتهها با اسناد، و دیگری از منظر تکمیل اطلاعات. نباید فراموش کرد که یکی از کارکردهای مصاحبههای تاریخ شفاهی، گویاسازی اسناد و مدارک است. افراد حاضر در صحنه و در زمان تولید اسناد، اطلاعاتی را که الزاماً در اسناد ثبت نمیشوند (از قبیل چرایی و چگونگی تهیه و تولید آنها) را به سند اضافه کرده و / یا سند را شرح داده و / یا ابهامات موجود در آن را توضیح میدهند.
از سوی دیگر وجود اسناد میتواند امکان تطبیق و بررسی تقاطعی گفتهها را با اسناد (بهعنوان «شواهد کتبی تولید شده در زمان وقوع») فراهم آورد.
ارجاع به مصاحبهها نیز از روشی واحد تبعیت نکرده است و نمونههای زیر در ارجاعات دیده میشود:
- سرخیلی، 1399 (ص13)
- رجایی مصاحبه، 1399 (ص49)
- پهلوانشریف، مصاحبه، 1400 (ص70)
- یزدانی، مصاحبه؛ 1401 (ص83)
- یزدانی، مصاحبه؛ مهر ماه 1400 (ص59)
- حسن یزدانی، مصاحبه؛ مهر ماه 1400 (ص58).
از منظر محتوایی کتاب «تاریخ شفاهی 40 ساله؛ تاریخچه آموزش زرهی سپاه پاسداران انقلاب اسلامی دانشکده علوم و فنون زرهی نزسا» پس از پیشگفتار، در سه فصل و یک پیوست ساماندهی شده و در پایان نیز فهرست منابع قرار داده شده است. فصل اول به «آموزش زرهی قبل از سال 1362» پرداخته و فصل دوم به معرفی مرکز آموزش زرهی حمزه سیدالشهدا (س) شیراز اختصاص یافته و در فصل سوم نیز دانشکده علوم و فنون زرهی نزسا معرفی شده است.
حجم و نوع اطلاعات ارائه شده، تصویری از فعالیتها و کوششهای سپاه برای راهاندازی واحد زرهی و بهویژه آموزش زرهی در این نهاد را به نمایش گذاشته است. هرچند به نظر میرسد میشد اطلاعات بیشتر و دقیقتری در کتاب عرضه کرد (از قبیل تعداد دورهها و تنوع دورههای برگزار شده داخلی، تعداد آموزش دیدگان در دورهها، افراد موثر در تدوین دستورالعملها و راهنماها، آموزش در رزم) اما خب جنس اطلاعات نظامی و بهویژه ارائه آمار، محذوریت و محدودیت و ممنوعیتهایی دارد که میتواند دست نویسندگان را در تشریح و توضیح و توصیف بیشتر مسئله بسته باشد. اما آوردن فعالیتهای مهم هر فرمانده دانشکده در برخی قسمتها اثر را به گزارش کار تبدیل کرده است و اطلاعاتی نه چندان مهم و ضروری را به متن افزوده است. مثل تکمیل «سرویس دستشویی» (ص76) هر چند وجودش در هر مرکزی لازم است اما حضورش در کتاب شاید چندان ضروری نبود.
از منظر ویرایشی لغزشهایی در متن دیده شد که زیبنده این اثر نیست.
به کار بردن جملههای نسبتاً بلند، گاه سببشده که فعل و فاعل جمله با هم قرابت معنایی نداشته باشند؛ یا زمان فعل اصلی و فعل کمکی همخوانی نداشته باشد؛ یا حرف اضافه به کار رفته متناسب با فعل نباشد. برای مثال:
- «توانست ضمن اجرای ماموریت خود ... به امر آموزش پرداخت». (ص75) بهجایِ: «توانست ضمن اجرای ماموریت خود ... به امر آموزش بپردازد».
- «در دهه هشتاد و نود» (ص77) بهجایِ: «در دهههای هشتاد و نود»
- «به تامین وسایل کمک آموزشی .... آماده نمود» (ص77) بهجایِ: «وسایل کمک آموزشی .... را تامین کرد».
- «از نزاجا اساتیدی همچون .... سرهنگ خالقیان درس پدافند کمک گرفته شد» (ص52). بهجایِ: «از اساتید نزاجا همچون .... سرهنگ خالقیان برای درس پدافند کمک گرفته شد».
اشتباهات و لغزشهای نگارشی نیز در اثر دیده میشود. مواردی نظیر: «برگزار دورههای» (ص 73؛ بهجایِ: «برگزاری دورههای»)، «بنام دانشگاه» (ص74؛ بهجایِ: «به نام دانشگاه»)، «نیرو انسانی» (ص76؛ بهجایِ: «نیروی انسانی»)، «در روسیه و چین به پس از روسیه ...» (ص79؛ بهجایِ: «در روسیه و چین، پس از روسیه ...»)، «فنآوری» (مثلاً در صفحه 45؛ بهجایِ: «فناوری»)، تأسیس (ص22)، کلاسداری (ص33)، دانشکدهاز (ص124)، حمزه سید اشهداء (زیرنویس عکس شماره 7)
خطای دستوری (استفاده از حروف اضافه نهچندان مرتبط، که شاید ناشی از مختصات گویشی باشد) نیز دستکم در دو مورد زیر در متن دیده میشود:
- «از پیشروی گسترده متوقف نماید» (ص7) بهجایِ: «پیشروی گسترده را متوقف نماید»
- «تامین آب اولویت اول قرار داشت» (ص24) به جای: «تامین آب در اولویت اول قرار داشت»
استفاده از به (حرف اضافه)، در مقام و بهجایِ: بای تاکید و بای زینت در متن دیده میشود. برای نمونه: بکارگیری (بهجایِ: بهکارگیری)، بنظر (ص20) بصورت (ص29).
استفاده از ی به جای کسره اضافه در متن رواج دارد.
نام شهر «دورود» لرستان، در صفحه 79 بهصورت «درود» نوشته شده است.
عکسهایی که درون متن و پس از عکسهای شماره 47، 50، 51، 52 و 64 آورده شدهاند، فاقد شماره و توضیح هستند.
سه رده فرماندهی؟!! (ص38)
حشو و تکرار بیجا؛ قاعدتاً مواردی که در مثالهای زیر توپر (Bold) شدهاند، باید به قرینه مواردی که زیرشان خط کشیده شده حذف میشد.
- «سالیان سال توانست علم و سرمایه علمی مورد نیاز آموزش زرهی را .... تامین و تغذیه علمی نماید. (ص43).
- «اقدام به ایجاد و فراهم نمودن زیرساختهای لازم .... اقدام نمود». (ص51).
«در راستای تکمیل آموزش زرهی ... نیاز به مکانی خارج از شهر ضروری به نظر میرسید» (ص53)
گویاسازی نشدن اسامی به کار رفته در متن (حتی در حد تکمیل نام) یکی دیگر از نقاط ضعف اثر میتواند تلقی شود مثلاً:
«کاظمی زاده، چشمی و شامی» (ص16). یا در موردی دیگر دو نام تقریباً مشابه در متن موجود است که خواننده نا آشنا به مرکز نمی تواند متوجه شود که آیا «برادر پاسدار علی ایزدی» (ص23) اشاره به «علیرضا ایزدی» است یا فرد دیگری میباشد.
از منظر شکلی
قالب کتاب و حجم آن با اطلاعات ارائه شده و سوژه مورد بررسی همخوانی و تناسب دارد. مولفان بهخوبی از زیادهگویی پرهیز کرده و سوی دیگر، اقتصاد کلام را به سمت و سویی پیش نبردهاند که مخل آشنایی خواننده با موضوع مورد بررسی شود.
کتاب فاقد نمایه است. وجود نمایه نوعی ارزش افزوده برای بازیابی اطلاعات کتاب محسوب میشود.
بهطور کلی زبان متن هر چند روان است اما قوی نیست و از این رو، کتاب «تاریخ شفاهی 40 ساله؛ ...» با همه نقاط قوتی که دارد، (بهویژه پیشگامی در «تاریخنگاری شفاهی نظامی»)، علاوه بر ویراستار ساختاری، نیاز به ویراستار سجاوندی و ادبی نیز دارد که انشاءالله در چاپ بعدی موارد گفته شده (آنها که از دید نویسندگان محترم به ثواب هستند) اصلاح شوند و امکان بهرهگیری و بهرهبرداری روشیِ بیشتر و بهتر را برای سایر پژوهندگان مباحث تاریخنگاری شفاهی فراهم آورند.
[1]- این اصطلاح را از دوست خوبم استاد علیرضا کمری وام گرفتهام.
تعداد بازدید: 71
آخرین مطالب
پربازدیدها
100 سؤال/13
پیش از ارزیابی روایت، باید احتمال سوگیری راوی سنجیده شود؛ زیرا پشیمانی از مدیریت گذشته، فراموشی، تغییر جایگاه اجتماعی یا میل به اثبات خود میتواند روایت را جهتدار کند. برای جلوگیری از تحریف، روایت باید مدیریت شود. راهکارها: ایجاد اطمینان خاطر درباره تصمیمهای زمان واقعه، اصلاح خطاهای حافظه با گفتوگو و اطلاعات درست، یادآوری منزلت گذشته به فردی که اکنون جایگاه بالاتری دارد، توضیح بیطرفی کار برای کسی که جایگاهش کاهش یافته است...





