آیا تاریخ شفاهی از جنس هنر است؟

یکی از پرسش‌های پیشِ روی محققان در طول زمان این بوده که آیا تاریخ، علم است یا پدیده‌ای از جنس هنر؟ پرسشی که پاسخ‌های فلسفی مختلفی برای آن مطرح است. استاد مطهری در طرح این پرسش می‌گوید: «کتاب‌های تاریخ دو عیب دارند. یکی اینکه اکثر مورّخین اجیر قدرت‌های وقت بودند، در نتیجه تاریخ را به نفع آن‌ها نوشته‌اند. دوم اینکه مورّخین دچار یک تعصب ملی، مذهبی یا هرچیز دیگر بودند که وقایع را مطابق با عقایدشان می‌نوشتند، بدون اینکه دروغ بنویسند.

پیشگیری از حواس‌پرتی در مصاحبه تاریخ شفاهی

یکی از چالش‌های پیش روی پژوهشگران تاریخ شفاهی، حواس پرتی (distractibility) و عدم تمرکز کافی از سوی مصاحبه‌شونده است. این وضعیت که گاهی همراه با توجه به مسائل و موضوعات غیر مرتبط است، نه تنها موجب ضعف روایت می‌شود که به موقعیت راوی نزد مصاحبه‌گر و بهره‌برداران از مصاحبه هم آسیب می‌زند. برای حل این مشکل یا کاهش آسیب‌های ناشی از آن چه اقداماتی را باید در دستور کار قرار داد؟

حریم خصوصی و ظرائف آن در تاریخ شفاهی

حفظ حریم خصوصی (Privacy) در فرآیند ضبط و انتشار خاطرات، مسئله‌ای است که در سال‌های اخیر با گسترش فعالیت افراد و گروه‌های خاطره‌نگار، مورد توجه فعالان این حوزه و علاقه‌مندان مباحث حقوقی قرار گرفته است. مصاحبه‌های تاریخ شفاهی در بردارنده روابط نزدیک و شخصی میان مصاحبه‌گران، راویان و حامیان سازمانی آنهاست. این رابطه برای تمام گروه‌ها مهم است. مصاحبه‌کنندگان نسبت به افرادی که به آن‌ها اجازه داده‌اند از نگرش‌ها و احساسات آن‌ها سند و گزارش تهیه کنند، احساس تعهد می‌کنند.

راوی خاطرات جمع‌گرایانه و بدور از تنش‌های سیاسی بی‌فایده

سید محمود دعایی چهره آرام و متین و متواضعِ عرصه رسانه، در 81 سالگی بعد از چند دهه فعالیت فرهنگی و سیاسی از دنیا رفت. او از سال‌های جوانی و تحصیل در حوزه علمیه قم به نهضت روحانیت پیوست و از میانه‌های دهه 1340 شمسی با هجرت به شهر نجف در زمره نزدیکان امام خمینی قرار گرفت.

بهاریه

فکر، آن باشد که بگشاید رهـی

طبیعت در مسیر کمال و نوجویی، به بهار رسید و آدمی را غرق در امید و نشاط نمود. اهل معنا که چشم بر اغیار می‌بندند و بر معشوق می‌گشایند؛ نظر به حقیقت هستی دارند و جان را از فکرِ تن خالی می‌کنند تا شایستۀ رزق اجــلالی شوند و جهان را فرصتی برای نزدیکی به مطلق وجود می‌بینند. اکنون تلاقی شعبان‌المعظم و رمضان‌المبارک با آغاز سال نو، بهار جسم و جان و ماده و معنا را با هم محقق ساخته است، پس باید از این فرصت نهایت بهره را جست.

روش تاریخ شفاهی چه تأثیری در «تغییر روایت» از جنگ دارد؟

موضوع روایت از جنگ، وقایع و رخدادهای جنگ است، زیرا درون‌مایه روایت، واقعه است که موجب شکل‌گیری طرح کلی از آغاز، ادامه و پایان آن می‌شود. وقایع تاریخی، در آثار پژوهشی بر پایه اسناد و با استفاده از استدلال مورد بررسی قرار می‌گیرد، در حالی‌که در تاریخ شفاهی، وقایع بر اساس حافظه تاریخی، یا دست‌نوشته‌های مکتوب روایت می‌شود؛ با این تفاوت مهم که راوی واقعه، مشاهدات یا نقش خود را در واقعه، محور قرار داده...

بهاریه

مرید بهار مرده نماند

با رسیدن بهار و آغاز ماه فروردین، سال گذشته با همۀ شادی‌ها و تلخ‌کامی‌ها به خاطره‌ها پیوست و بخشی از تاریخ شد. تأمل درباره بهار، یادآور حقایقی از هستی است که وجود انسان بسترِ دریافت آن است. گویی آفریدگار جهان، انسان را آفرید تا همین حقایق را درک کند. اکنون این ما هستیم و بهاری دیگر که در قرابتی لطیف با ماه شعبان- ماه بخشش و مهربانی- فرصتی برای پاکیزگی دل و دوری از هواهای بدسرشت فراهم آورده است.

نقدی بر تاریخ شفاهی جنگ؛ بازبینی تجربه یک گفت‌وگو

در منابع فارسی، تاریخ شفاهی بیشتر به اعتبار روش شفاهی و تمایز آن با تاریخ مکتوب، مورد توجه و تأکید قرار گرفته و در بیشتر موارد با روش مصاحبه، یکسان تصوّر شده است. در منابع خارجی، متأثر از نظرات فلسفی که در این زمینه وجود دارد، از نظر روش‌شناختی نظرات دیگری وجود دارد که در تاریخ شفاهی جنگ، چندان مورد توجه قرار نگرفته است. در این یادداشت، تجربه تاریخ شفاهی با سردار غلامعلی رشید را بازبینی خواهم کرد.

دل‌نوشته همکاران

«خنجرِ خاطره خط می‌اندازد روی همه چیز زندگی»

اتاق ۳۱۹ طبقه سوم حوزه هنری خیابان سمیه پذیرای رفت و آمدها و نشست و خاست‌های همکاران سختکوش و دلسوز مرکز مطالعات بوده است. این اتاق، «وامدار خاطرات» احد گودرزیانی و مهدی خانبانپور متعهد، خوش‌رو و صبوری بود که بی‌ادعا به کار مشغول بودند.

ظرفیت‌های تاریخ شفاهی

در چند دهه اخیر تاریخ شفاهی تنها به‌عنوان «خاطره‌گیری» از افراد حاضر در یک واقعه و رویداد به کار رفته است؛ بدین‌گونه که به‌سوی شاهدان یک رخداد خاص می‌رویم. خاطرات آنان را جمع می‌کنیم و سپس با تدوینی خاص منتشر می‌کنیم. در این میان ظرفیت‌های دیگر تاریخ شفاهی به حاشیه رفته‌اند.
1
...
 

اسرار جنگ تحمیلی به روایت اسرای عراقی-34

یک روز سرهنگ مقدم حسن فرمانده تیپ 9 به افراد دستور داد همه اهالی آن قریه را دستگیر کنند و به تیپ بیاورند. عده‌ای از نظامیان مسلح به طرف قریه رفتند و بعد از ساعتی اهالی را آوردند. اهالی دستگیر شده حدود سی نفر می‌شدند که ده زن هم در میان آنان بود. سرهنگ حسن دستور داد زنها را جدا و رها کنند که به خانه‌هایشان برگردند اطفال و مردها را نگه دارند. بچه‌ها گریه‌کنان به دنبال مادرانشان می‌دویدند و جدا کردن آنها از مادرانشان کار بس دشواری بود. بالاخره نظامیان ما با دردسر فراوان زنها را جدا کردند و به قریه فرستادند.