فرزندی از نسل سلمان

معرفی کتاب «ردّ پای مه»

«ردّ پای مه» خاطرات علی پرشکوهی است که توسط میرعمادالدین فیاضی برای دفتر فرهنگ و مطالعات پایداری استان گیلان تدوین شده و در 1399 انتشارات سوره مهر در 360 صفحه و شمارگان 1250 نسخه منتشر کرد. کتاب با یادداشت نسبتاً کوتاهی از حوزه هنری گیلان شروع می‌شود و ابتدا به طور مجمل به سوریه و اهمیت قرار گرفتن این کشور در یکی از حساس‌ترین و پرآشوب‌ترین مناطق جغرافیایی دنیا اشاره می‌کند.

رصد تحولات دو فضای متفاوت از دل خاطرات

نگاهی به کتاب «سرگروهبان»

«سرگروهبان» خاطرات شفاهی کاظم نظری است که کار گفت و گو و نگارش آن به همت محمود رنجبر انجام گرفته و چاپ نخست آن در 1399 زیرنظر حوزه هنری استان گیلان، انتشارات نکوآفرین، در 123 صفحه و شمارگان 500 نسخه و با قیمت 30000 تومان راهی بازار شده است. یادداشتی از حوزه هنری گیلان، مقدمه، دیباچه، متن خاطرات، صفحات مربوط به تصاویر و نمایه پایانی، مندرجات کتاب حاضر را تشکیل می دهند.

معرفی کتاب ملازم اول؛ غواص

«ملازم اول؛ غواص» عنوان کتاب خاطرات محسن جام‌بزرگ است که توسط محسن صیفی‌کار تدوین شده و توسط انتشارات سوره مهر و با همکاری حوزه هنری استان همدان در سال 1398 منتشر شده است. محسن جام بزرگ، از غواصان واحد اطلاعات عملیات لشگر ۳۲ انصارالحسین(ع) همدان بود که از طرف آموزش و پرورش همدان به جبهه اعزام ش.

نگاهی به دو کتاب منتشر شده از خاطرات حاج صادق آهنگران

یک راوی، دو متن

تاریخ شفاهی و در بیشتر موارد خاطره‌نگاری شفاهی که این روزها تب آن بسیاری از ناشران و مؤسسات فرهنگی و پژوهشی را فرا گرفته است، به همان اندازه که در شمار کارهای مهم فرهنگی و پژوهشی به شمار می‌آید، به همان اندازه در مواردی موجب نگرانی و تأسف است. برای روشن شدن موضوع و بدون مقدمه‌چینی طولانی، به دو اثر اشاره می‌کنم که اخیراً از سوی دو ناشر مختلف و بر اساس خاطرات یک نفر منتشر شده است.

معرفی کتاب «از گدار تختی تا رمادیه»

خاطرات جنگ بد و تلخ است؛ آنها را دفن کنید و نگویید!

خاطرات آزاده‌ای از تبار عشایر ایل بهمئی

رفتار دژبان‌های عراقی و شکنجه‌هایشان را که می‌دیدیم بازگشت به وطن برایمان مثل رؤیا و خواب بود تا اینکه خبر پذیرش قطعنامه را شنیدیم. با هم‌اتاقی‌هایم حرف می‌زدم و آنها هم امیدوار به آزادی بودند. یک شب افسر عراقی به دژبان ما دستور داد اسرا را در محوطه اردوگاه جمع کند. جمع شده و شروع به سخنرانی کرد.

معرفی کتاب جهان‌آرا

«جهان‌آرا» جستارهایی است از زندگی و خاطرات شهید سیدمحمدعلی جهان‌آرا که علی‌اکبر مزدآبادی از همسر، هم‌رزمان، روزنویس‌ها، مصاحبه‌ها و یادداشت‌های این شهید گردآوری کرده و توسط انتشارات یازهرا(س) در سال 1398 منتشر شده است. کتاب، با یادداشتی سرراست و قابل فهم از مؤلف آغاز می‌شود که در آن از روند شکل‌گیری و تولید این اثر گفته است.

معرفی کتاب

امدادگر کجایی؟

کتاب «امدادگر کجایی؟» خاطرات «علی عچرش» امدادگر سال‌های دفاع مقدس در منطقه خوزستان است که با قلم معصومه رامهرمزی منتشر شده است. دقت نظر و حساسیت نویسنده بر مستند بودن خاطرات، جمع آوری اطلاعات از منابع موجود و انجام کار پژوهشی و همچنین انجام مصاحبه‌های هم‌عرض، شفافیت تاریخ شفاهی کتاب را دو چندان می‌کند.

معرفی کتاب

طبیب زندان دولَتو

«طبیب زندان دولَتو» عنوان کتاب تاریخ شفاهی دفاع مقدس به روایت سیدمسعود خاتمی است که به کوشش محمدرضا باقری و توسط مرکز اسناد و تحقیقات دفاع مقدس در سال 1399 منتشر شده است. این کتاب شامل چهارده گفت‌وگو است که اولینِ آن درخصوص تولد راوی تا زمان انقلاب اسلامی است. در این گفت‌وگو، دکتر خاتمی درخصوص خاستگاه خانوادگی خود توضیحاتی داده و به معرفی خانواده‌اش پرداخته است.

معرفی کتاب

سرودهای بی‌تکرار

«سرودهای بی‌تکرار» عنوان کتابی‌ است که خاطرات شاعران انقلابی کردستان را در خود جای داده است. این کتاب به قلم شیلان اویهنگی در سال 1398 توسط انتشارات سوره مهر به چاپ رسیده است. این اثر در دو فصلِ «خاطرات شاعران پایداری کردستان» و «جستاری مختصر بر زندگانی شاعران مرحوم انقلابی کردستان» به رشته تحریر درآمده است.

معرفی کتاب

مسجد رهبر

تاریخ شفاهی مسجد کرامت

«مسجد رهبر» عنوان کتاب تاریخ شفاهی مسجد کرامت است که در واحد تاریخ شفاهی جبهه فرهنگی انقلاب اسلامی تهیه شده است. پژوهش و مصاحبه‌های این اثر توسط احمد عسگری، سیدمحمدامیر احمدی طباطبایی و حسین سلطانی انجام پذیرفته و نگارش آن برعهده مرتضی انصاری‌زاده بوده است. این کتاب نخستین مجموعه از کتابهای مساجد انقلاب است و در سال 1399 توسط انتشارات راه‌یار روانه بازار نشر شده است.
1
...
 

بر فراز میمک – 12

خاطرات ستوان دوم خلبان احمد کروندی
بالاخره توانستیم ـ با اصرار ـ دو دستگاه جیپ از او بگیریم. وارد جادۀ اصلی شدیم و مسیر میمک را در پیش گرفتیم. بخشی از جاده آسفالت بود و ما توانستیم با سرعت زیادی آن را طی کنیم. اما از زمانی که وارد جادۀ خاکی شدیم، حرکتمان کند شد. تقریباً بی‌خیال مسیر را طی می‌کردیم که ناگهان جاده زیر آتش سنگینی قرار گرفت.