پاسخ کارشناسان به سؤالات تاریخ شفاهی

100 سؤال/17


21 بهمن 1404


از چند پژوهشگر و فعال حوزه‌ تاریخ شفاهی خواستیم دیدگاه خود را دربارۀ سؤالات تاریخ شفاهی بیان کنند. نام هر یک از شرکت‌کنندگان در ابتدای پاسخ‌ آنها آمده و متن تمام پاسخ‌ها تا پایان هفته در همین‌ درگاه منتشر خواهد شد. هدف از این طرح، گشودن دریچه‌های جدید به یک مسئله و ارتقای گفت‌وگوهای علمی در حوزۀ تاریخ شفاهی است.

در این طرح، شنبۀ هر هفته یک پرسش مطرح می‌شود و از کارشناسان می‌خواهیم تا پایان هفته دیدگاه خود را در قالب متنی کوتاه (حدود ۱۰۰ کلمه) ارائه کنند. تمامی پاسخ‌ها در کنار یکدیگر منتشر خواهند شد تا مخاطبان بتوانند دیدگاه‌ها را مقایسه و تحلیل کنند.

مطالب، نظرات فرستادگان است و لزوماً نظر سایت تاریخ شفاهی نیست. هرچند قرار است پاسخ‌ها بر اساس حدود ۱۰۰ کلمه باشند، اما برای رعایت ادب و ناقص نماندن بحث، در مواردی پاسخ‌های بیش از این اندازه نیز پذیرفته می‌شود.

این بار از کارشناسان تقاضا کردیم پاسخ سؤال را تا یکشنبه شب ارسال فرمایند تا همۀ پاسخ‌ها روز سه‌شنبه منتشر شود.

سؤال 17:

تاریخ شفاهی، چگونه می‌تواند به تاریخ فرهنگی کمک کند؟

____________________________________________

پاسخ به سؤال 17:

محمدمهدی عبدالله‌زاده

از دغدغه‌های اصلی مورخان شناخت و فهم درست تاریخ بوده است. در این فرایند، به جهت توسعۀ دانش و تکثر موضوعات مورد مطالعۀ آن‌ها در دهه‌های اخیر، رویکرد «تاریخ فرهنگی» مطرح شد. در این شیوه بین‌رشته‌ای، از یافته‌ها و روش‌های علوم مرتبط به تاریخ استفاده می‌شود. این شاخه از دانش، به تاریخ و فرهنگ از پایین و دور از نخبگی سنتی می‌پردازد. پس تاریخ فرهنگی تاریخ فکر و اندیشه نیز هست و سبب می‌شود مورخ، تاریخ را از دید مردم همان زمان بفهمد.

در تاریخ شفاهی که شالودۀ آن بر اساس مصاحبه قرار دارد، فقط در مواردی که حداکثر مربوط به صد و هشتاد سال قبل است، می‌تواند برخی از داده‌های مورد نیاز را برای تاریخ فرهنگی فراهم کند.

حسن بهشتی‌پور

برای پاسخ‌دادن به این پرسش اساسی، پیش از هر چیز لازم است روشن کنیم منظور از تاریخ فرهنگی چیست. زیرا بدون تعریف دقیق تاریخ فرهنگی، نسبت این دو حوزه یا مبهم می‌ماند یا به سطح مثال‌های پراکنده فروکاسته می‌شود.

در منابع دانشگاهی، تاریخ فرهنگی شاخه‌ای از تاریخ‌نگاری معرفی شده است که به مطالعه شیوه‌های معناسازی انسان‌ها در بسترهای تاریخی مشخص می‌پردازد. بر اساس این تعریف، تمرکز تاریخ فرهنگی بر باورها، ارزش‌ها، نمادها، زبان، عادت‌ها، احساسات، آیین‌ها و شیوه‌های زندگی است.

از همین‌جا می‌توان کمک‌های تاریخ شفاهی به تاریخ فرهنگی را شناسایی کرد. تاریخ شفاهی، با ثبت روایت‌ها و تجربه‌های زندگی افراد معمولی، یکی از مهم‌ترین ابزارهای دسترسی به داده‌هایی است که تاریخ فرهنگی به آن‌ها نیاز دارد. دسترسی به لایه‌های ناپیدای فرهنگ، برقراری پیوند میان حافظۀ جمعی، هویت و فرهنگ جامعه از مهم‌ترین کمک‌های تاریخ شفاهی به تاریخ فرهنگی به شمار می‌رود.

غلامرضا آذری خاکستر

بخش عمده‌ای از تعاملات مردم در بستر فرهنگ شکل می‌گیرد و تاریخ فرهنگی نیز از گذشته تاکنون عمدتاً بر روایت‌ها و نقل‌های سینه‌به‌سینه استوار بوده است. این روایت‌ها بازتاب‌دهندۀ زیست فرهنگی انسان‌ها در قالب هنر، موسیقی، آداب و رسوم، فولکلور، باورها و آیین‌ها هستند. در این میان، تاریخ شفاهی به‌عنوان رویکردی علمی و نظام‌مند، نقش مهمی در ثبت و مستندسازی لایه‌های غیررسمی تاریخ فرهنگی ایفا می‌کند.

در جهان معاصر و با توجه به سرعت بالای تحولات فرهنگی و تغییر سبک‌های زندگی، اهمیت تاریخ شفاهی بیش از پیش افزایش یافته است. ثبت و تحلیل روایت‌های شفاهی می‌تواند به حفظ حافظۀ جمعی، شناخت بهتر تجربه‌ها و تقویت هویت فرهنگی جوامع کمک کند و پیوندی میان گذشته، حال و آیندۀ فرهنگی برقرار سازد.

ابوالفضل حسن‌آبادی

تاریخ فرهنگی به مطالعه معناها، نمادها، باورها، ارزش‌ها، شیوه‌های زیست، عادات، آیین‌ها و الگوهای تفکر انسان‌ها در بستر زمان می‌پردازد. در این رویکرد، تاریخ نه صرفاً روایت رویدادها و تحولات سیاسی و اقتصادی، بلکه بررسی چگونگی درک، تفسیر و تجربۀ جهان زیستۀ انسان‌ها در دوره‌های مختلف تاریخی می‌باشد. تاریخ شفاهی به تاریخ فرهنگی در بازسازی این تجربۀ زیسته کمک می‌کند. روایت‌های شفاهی نشان می‌دهند که افراد یک جامعه چگونه پدیده‌های فرهنگی را در زندگی روزمرۀ خود تجربه و تفسیر کرده‌اند. این روایت‌ها به تاریخ فرهنگی امکان می‌دهد از سطح توصیف ساختارها فراتر رفته و چگونگی اندیشیدن انسان‌ها در مواجهه با تغییرات اجتماعی و فرهنگی را تجزیه‌وتحلیل نماید.

شفیقه نیک‌نفس

تاریخ فرهنگی با الهام از انسان‌شناسی بر جنبه‌های اجتماعی، فکری، هنری و روزمره در تاریخ زندگی یک قوم یا ملت تمرکز دارد. تاریخ فرهنگی علاوه بر آثار نخبگان فکری، مردم عادی را نیز در نظر گرفته و آیین‌ها، باورها، هنر، ادبیات، زبان، تجربه‌های زندگی روزمرۀ آنان و لباس و غذا را نیز شامل می‌شود. تاریخ شفاهی با رویکرد تاریخ خرد، منبعی غنی از این مؤلفه‌ها و عجین با روحیات راوی و ویژگی‌های فرهنگی جامعه است. تاریخ شفاهی زمینه‌ای پویا برای آن است که بدانیم جامعه متأثر از کدام سنت ملی و فرهنگی بوده و کدام اندیشه و هنر و کدام شیوه زندگی و حالات ذهنی و روحی آن را به چیزی که هست بدل کرده است.

ابوالفتح مؤمن

تاریخ فرهنگی به‌عنوان یکی از شاخه‌های پژوهشی تاریخ، با تاریخ شفاهی که روشی برای گردآوری داده‌های تاریخی است، ارتباطی معنادار دارد. در گذشته بسیاری از عناصر تاریخ فرهنگی مانند آداب‌ورسوم و سنت‌ها به‌صورت شفاهی منتقل می‌شد. امروزه این انتقال می‌تواند به‌صورت روش‌مند از طریق مصاحبه‌های تاریخ شفاهی با فعالان فرهنگی، اداری و هنری انجام شود. تاریخ شفاهی امکان دسترسی به داده‌های متنوع تاریخ فرهنگی، از جمله تجربه‌ها و خاطرات اقشار فرودست جامعه را فراهم می‌کند که معمولاً در اسناد رسمی دیده نشده‌اند. همچنین این روش در ثبت و انتقال تجربیات نهادها و برنامه‌ریزی فرهنگی آینده نقش مهمی ایفا می‌کند.

حمید قزوینی

تاریخ فرهنگی کوشش می‌کند گذشته را از طریق جامعه، فرهنگ، سیاست، ادبیات و هنر مورد مطالعه قرار دهد. در این فرایند، زندگی انسان (از هر طبقه و موقعیت اجتماعی) در تمام بخش‌های فردی و اجتماعی و حتی عواطف و احساسات از اهمیت برخوردار است. از این جهت، تاریخ فرهنگی پیوندی عمیق با انسان‌شناسی دارد. با این مقدمه باید گفت تاریخ شفاهی از امکان بالایی برای تهیۀ مواد خام و مورد نیاز مورخان فرهنگی برخوردار است؛ چرا که انسان به‌عنوان اصلی‌ترین کنشگر جامعه می‌تواند از خودش و تجربه‌هایش و اهداف و آرمان‌هایش و احساسات و عواطفش و آیین‌هایی که به آن‌ها پایبند بوده است و ده‌ها موضوع دیگر، بدون واسطه سخن بگوید و مورخ فرهنگی را به تصویری دقیق از گذشته رهنمون شود.

سیدمحمد صادق فیض

اگر تاریخ شفاهی دست از سر تاریخ رسمی بردارد و یا دست‌کم خود را رقیب تاریخ رسمی نداند و راه خود را برود؛ لاجرم به سراغ تاریخ فرهنگی هم خواهد رفت و کمک کار آن هم خواهد شد.

می‌دانیم که تاریخ‌ محلی و منطقه‌ای و نیز تاریخ سازمانی و موضوعی مکمل تاریخ کلی و رسمی است. چنانچه مورخ تاریخ شفاهی خود را درگیر سنن و نمادهای فرهنگی کوچک، منطقه‌ای و محلی کند، خواهد توانست سهمی بزرگ در نمایان‌سازی تاریخ کلی کشور ادا کرده باشد. هنوز زوایای نا مکشوفی از فرهنگ و هنر این سرزمین وجود دارد که به مرور زمان روبه فراموشی و نابودی می‌رود و مورخ شفاهی باید برای تأخیر انداختن در مرگ حتمی آن‌ها دست به‌کار شود.

هوش مصنوعی

تاریخ شفاهی با ثبت خاطرات، تجربیات و دیدگاه‌های افراد، نقش بسزایی در غنا بخشیدن به تاریخ فرهنگی ایفا می‌کند. این روش به ویژه برای حفظ صداهای به حاشیه رانده شده یا آن‌هایی که در اسناد رسمی کمتر حضور دارند، حیاتی است. تاریخ شفاهی به مورخان فرهنگی امکان می‌دهد تا جزئیات زندگی روزمره، باورها، سنت‌ها، ارزش‌ها و خرده‌فرهنگ‌ها را که در اسناد مکتوب کمتر یافت می‌شوند، کشف کنند. این خاطرات شخصی، تصویری عمیق‌تر و چندوجهی از چگونگی درک و تجربه فرهنگ توسط مردم عادی ارائه داده و شکاف‌های موجود در تاریخ‌نگاری سنتی را پر می‌کنند. همچنین، این داده‌ها به درک بهتر میراث ناملموس و تحولات فرهنگی کمک شایانی می‌نمایند.



 
تعداد بازدید: 23


نظر شما

 
نام:
ایمیل:
نظر:
 
پاسخ کارشناسان به سؤالات تاریخ شفاهی

100 سؤال/17

از دغدغه‌های اصلی مورخان شناخت و فهم درست تاریخ بوده است. در این فرایند، به جهت توسعۀ دانش و تکثر موضوعات مورد مطالعۀ آن‌ها در دهه‌های اخیر، رویکرد «تاریخ فرهنگی» مطرح شد. در این شیوه بین‌رشته‌ای، از یافته‌ها و روش‌های علوم مرتبط به تاریخ استفاده می‌شود. این شاخه از دانش، به تاریخ و فرهنگ از پایین و دور از نخبگی سنتی می‌پردازد.