خاطرات رحیم افشار


18 خرداد 1405


رحیم افشار، رزمنده دفاع مقدس و راوی کتاب «سایه تاک»، مهمان دویست‌وهشتادوچهارمین برنامه شب خاطره (مهر1396) بود. او درباره پاتک دشمن در سالگرد تأسیس حزب بعث عراق خاطره گفت. نبوی گفت: «بنده حقیر، یادگار یازده نفر از مجموعه پرسنلی هستم که 1362 وارد دسته خمپاره 120 میلی‌متری شدند و 1367 که جنگ تمام شد، دو نفر از جمع یازده نفر باقی مانده بودیم. نفر دیگر، مرحوم محمد پورعلی رفیعی بود که 1378 بر اثر عوارض مجروحیت شیمیایی به رحمت خدا رفت و جزو شهدا محسوب نشد. کمتر یادی از دلاوری‌های 450 هزار نفر از پرسنل ارتش و نیروی زمینی ارتش که 18 ماه قبل از جنگ در جبهه حضور داشتند، می‌شود و امروز نیز در سوریه و نقاط مرزی کشور حاضرند. 26 تیر 1366 در تپه 402 در منطقه سومار، دشمن پاتک زد. آن موقع ما حدود 9 ماه بود که در خط مقدم بودیم و برای این که اندکی استراحت کنیم، گردان ما را چند وقت به عقب آوردند و یک گردان تازه نفس را به تپه 402 فرستادند. آن روزها با نوزدهمین سالگرد تأسیس حزب بعث عراق مصادف بود و صدام اعلانی به فرماندهانش داده بود که چنانچه نیرویی بتواند تپه 402 را از دست ایرانی‌ها خارج کند، به همان تعداد ماشین بنز به آنها خواهد داد. فرمانده سپاه چهارم عراق این مسئولیت را پذیرفت. 26 تیر 1366، آن عملیات با پنج لشکر در مقابل گردان 191 لشکر زاهدان که جایش را با ما عوض کرده بود، اتفاق افتاد. آن‌چنان آتشی ریختند که اگر آن سنگرها نبود، حتی مورچه‌ای زنده نمی‌ماند.

ساعت یازده‌ونیم شب به گردان 146 دستور دادند که به جای قبلی‌اش بازگردد. تا نیروها جابه‌جا شوند، ساعت پنج صبح بیست‌وهفتم تیر بود. عراق به تپه مسلط شده و به پایین آمده بود. آن تپه، تپه‌ای بود که اگر بر بالای آن می‌ایستادی، کل خاک عراق زیر نظرت بود. تا ساعت پنج بعدازظهر همان روز، با تلفات 70 تا 80 نفره، گردان 146 این تپه را از دست عراقی‌ها خارج کرد. در تاریخ بیست‌ونهم تیر، دو گردان هوابرد 126 و 135 یک تک نفوذی به داخل نیروهای عراقی کردند. این تک باعت دست‌پاچگی آنها شد و صدام گفت که شما قول دادید که آن تپه را بگیرید، پس باید بگیرید و در غیر این صورت اعدام خواهید شد. نقطه حساسی در انتهای سمت چپ تپه بود. شیاری شبیه ناودان در آنجا بود که وقتی به نیروهای عراقی فشار می‌آمد، برای پناه گرفتن به داخل آن تنگه می‌آمدند. سرباز دیده‌بانی داشتیم به نام شکرالله علی‌پور که شمالی بود. من به او گفتم تا زمانی که نیرویی وارد منطقه نشده که ارزش شلیک کردن داشته باشد، از من گلوله درخواست نکند. عملیات مجدداً ساعت 22:30 دوم مرداد اتفاق افتاد. هم‌زمان با اولین گلوله‌های عراق، اولین گلوله‌های ما نیز شلیک شدند و اجازه ندادیم همان کار را دوباره تکرار کنند».

در ادامه، این روایت را ببینیم.

تاکنون 378 برنامه شب خاطره دفاع مقدس از سوی مرکز مطالعات و تحقیقات فرهنگ و ادب پایداری و دفتر ادبیات و هنر مقاومت حوزه هنری برگزار شده است. برنامه آینده پنج‌شنبه 7 خرداد ۱۴۰۵ برگزار می‌شود.

آرشیو

 



 
تعداد بازدید: 15


نظر شما

 
نام:
ایمیل:
نظر:
تصویر امنیتی (5 + 9) :
 
پاسخ کارشناسان به سؤالات تاریخ شفاهی

100 سؤال/33

خصوصیات فردی راوی چه تأثیری بر روایت دارد؟
از آنجا که راوی، ستون فقراتِ روایت در تاریخ شفاهی محسوب می‌شود، خصوصیات فردی او تعیین‌کننده‌ترین لایۀ معنایی اثر نهایی محسوب می‌شود. این خصوصیات که نقش محوری در چگونگی شکل‌گیری خاطره و انتقال آن دارند، به اختصار عبارتند از: پیشینه و جایگاه اجتماعی، باورها و ارزش‌های شخصی، حافظه و توانایی بازگویی...