پاسخ کارشناسان به سؤالات تاریخ شفاهی

100 سؤال/40

مرز میان خاطره‌گویی و تاریخ شفاهی چیست؟


30 تیر 1405


از چند پژوهشگر و فعال حوزه‌ تاریخ شفاهی خواستیم دیدگاه خود را دربارۀ سؤالات تاریخ شفاهی بیان کنند. نام هر یک از شرکت‌کنندگان در ابتدای پاسخ‌ آنها آمده و متن تمام پاسخ‌ها تا پایان هفته در همین‌ درگاه منتشر خواهد شد. هدف از این طرح، گشودن دریچه‌های جدید به یک مسئله و ارتقای گفت‌وگوهای علمی در حوزۀ تاریخ شفاهی است.

در این طرح، شنبۀ هر هفته یک پرسش مطرح می‌شود و از کارشناسان می‌خواهیم تا پایان هفته دیدگاه خود را در قالب متنی کوتاه (حدود ۱۰۰ کلمه) ارائه کنند. تمامی پاسخ‌ها در کنار یکدیگر منتشر خواهند شد تا مخاطبان بتوانند دیدگاه‌ها را مقایسه و تحلیل کنند.

مطالب، نظرات فرستادگان است و لزوماً نظر سایت تاریخ شفاهی نیست. هرچند قرار است پاسخ‌ها بر اساس حدود ۱۰۰ کلمه باشند، اما برای رعایت ادب و ناقص نماندن بحث، در مواردی پاسخ‌های بیش از این اندازه نیز پذیرفته می‌شود.

این بار از کارشناسان تقاضا کردیم پاسخ سؤال را تا یکشنبه شب ارسال فرمایند تا همۀ پاسخ‌ها روز سه‌شنبه منتشر شود.

از درهم‌تنیدگی این پاسخ‌ها با بهره‌گیری از هوش مصنوعی، به نظریه‌هایی درباره تاریخ شفاهی رسیده‌ایم که در آینده‌ای نزدیک منتشر خواهد شد.

سؤال 40:

مرز میان خاطره‌گویی و تاریخ شفاهی چیست؟

____________________________________________

پاسخ به سؤال 40:

حسن بهشتی‌پور

مرز این دو با هم بسیار ژرف و کاملاً ملموس است. خاطره‌گویی بیان شخصی یک فرد از تجربه‌های زیسته خود درباره یک یا چند موضوع به صورت آزاد است. اما تاریخ شفاهی استفاده روش‌مند از روایت‌های مستندی است که به منظور تولید محتوای تاریخی گردآوری و تنظیم می‌شود. بنابراین اگر منظور از مرز، تفاوت این دو باهم باشد، باید گفت مرز میان این دو را بیش از هر چیز روش‌مندی، پرسش‌گری، و روایت‌گری تاریخ شفاهی، تعیین می‌کند. علاوه بر این باید توجه داشت ماهیت خاطره متکی بر یک فرد یا یک جمع است که می‌توانند هر موضوعی (تاریخی یا غیر تاریخی) را به هر شکل که می‌خواهند برای ما روایت کنند. تاریخ شفاهی هرچند می‌تواند بر خاطرات نیز تکیه کند، اما این خاطرات را به شیوه‌ای نظام‌مند راستی‌آزمایی کرده و با معیارهای علمی می‌سنجد تا به پاسخی برای یک مسئله یا پرسش تاریخی دست یابد؛ درحالی‌که خاطره‌گویی صرفاً در پی بازنمایی تجربه‌ی شخصی است، نه کشف حقیقتی تاریخی.

غلامرضا آذری خاکستر

یکی از چالش‌های بنیادین پژوهشگران، تشخیص مرز میان «خاطره» و «تاریخ شفاهی» است؛ چه‌بسا بسیاری از مصاحبه‌شوندگان، روایت‌های ذهنی خود را با تاریخ شفاهی یکی می‌پندارند. خاطره، بازتابی شخصی‌ست که از واقعیت بیرونی فاصله می‌گیرد و تحت تأثیر سوگیری‌های ارادی و ناخواسته، رنگی شبیه به قصه پیدا می‌کند. اما تاریخ شفاهی، نظامی پژوهشی و هدفمند است که در پی کشف «چگونگی» و «چرایی» رخدادها برمی‌آید. برای گذر از لایه‌ی خاطره و دستیابی به تاریخ شفاهی، پژوهشگر باید با شناختی دقیق از جایگاه، مشرب و سطح آگاهی راوی، او را به چالش کشد تا رویدادها را فراتر از تمایلات شخصی بازگو کند. خاطره، محدود به آنچه در ذهن می‌گذرد، اما تاریخ شفاهی با پرسشگری تحلیلی و سنجش روایت‌ها با اسناد و مدارک، به بازسازی علمی وقایع می‌پردازد. در حقیقت، روش‌مندی در پرسش و تحلیل، همان مرزِ گوهرینی است که خاطره را از تاریخ متمایز می‌کند و به پژوهشگر امکان می‌دهد تا از روایت‌های پراکنده، داده‌هایی استوار و معتبر فراهم آورد.

محمدمهدی عبدالله‌زاده

برای تولید یک اثر تاریخ شفاهی، مصاحبه‌کننده نقشی فراتر از یک پرسشگر ساده دارد؛ او پژوهشگری است کارآزموده که با دانش و مهارت‌های لازم در این حوزه، گام‌به‌گام پیش می‌رود. نخست، با غور در ادبیات تحقیق، راوی و موضوع را می‌شناسد و براساس آن، پرسش‌های اصلی پژوهشی را طراحی می‌کند و برای هر یک، سؤال‌های فرعیِ پرسشنامه‌ای می‌سازد. در جلسات مصاحبه، با تکیه بر این چارچوب و نیز پرسش‌های اقتضایی، ذهن راوی را به چالش می‌کشد تا وقایع را با همه جزئیات و عمق بازگوید. پس از پیاده‌سازی دقیق گفت‌وگو، متن را به شیوه‌ای علمی تدوین و مبهمات را روشن می‌کند. حاصل این فرایند، متنی است با اعتباری استوار و پشتوانه‌ای پژوهشی. در مقابل، خاطره‌نگاری چه خودنوشت باشد و چه روایت برای دیگران، همواره محوریت با «منِ» راوی است و به دلیل وابستگی به حافظه، انگیزه و موقعیت او، به‌عنوان منبعی ثانویه با اعتباری سیال و تغییرپذیر شناخته می‌شود.

ابوالفتح مؤمن

درست است که بن‌مایه تاریخ شفاهی و خاطره‌گویی هر دو بر یاد استوارند، اما تفاوت در روش و هدف، مرز مشخصی میان آن دو ترسیم می‌کند. در تاریخ شفاهی، کنشگر اصلی مورخ پرساست که با تکیه بر اسناد و مدارک، به واکاوی چرایی رخدادها و نقش عوامل مختلف می‌پردازد و با پرسش‌های دقیق خود، راوی را چون گواهی تاریخی به سخن درمی‌آورد. در مقابل، خاطره‌گویی بازتاب ذهنیت فردی راوی از یک واقعه است، بی‌آنکه الزاماً پای پژوهش یا راستی‌آزمایی در میان باشد. تاریخ شفاهی برآیند گفت‌وگو با مجموعه‌ای از درگیرشدگان در یک رویداد و حافظه‌ای جمعی است که فرایندی پژوهشی و نظام‌مند را طی می‌کند؛ حال آنکه خاطره، روایتی شخص‌محور، تک‌سوژه و خطی‌ست. نقش فعال پرسشگر، پرسش‌های هدفمند و تبدیل گفت‌وگو به داده‌های تاریخی، مرزهایی است که این دو حوزه را از یکدیگر متمایز می‌کند و درون‌مایه‌ای پویا به تاریخ شفاهی می‌بخشد.

سید محمدصادق فیض

تاریخ شفاهی، اعم از خاطره‌گویی است. در خاطره، به صورت اول‌شخص مفرد، تجارب و دریافت‌های شخصی با تحلیل‌های درون‌متنی بیان می‌شود. اما در تاریخ شفاهی باید ضمن رعایت اصول پژوهشی، به سراغ سایر ابزار پژوهشی رفت. برای صحت‌سنجی و تکمیل داده‌های راوی اقدام کرد و خاطره را در دل تاریخ  شفاهی جای داد. به نظر می رسد بحث تفکیک خاطره از تاریخ شفاهی به‌ویژه پس از این همه سال و پرسش‌های این مجموعه، نیازمند باز تعریف و تأکید بر انفکاک این دو از هم نداشته باشد و پرداختن به چنین موضوعاتی، چه‌بسا تکرار مکررات و اطناب ممل باشد.

حمید قزوینی

مرز خاطره‌گویی و تاریخ شفاهی را باید در زمینه‌ها و چگونگی شکل‌گیری آن‌ها جست‌وجو کرد. خاطره‌گویی مبتنی بر تشخیص و مسئله‌مندی راوی است و تاریخ شفاهی از دلِ مسئله‌مندی جامعه و پرسش مبتنی بر آن ظهور می‌کند. خاطره‌گویی برای معرفی، دفاع و تبیین گذشته خود است، اگر چه با نوعی دغدغه اجتماعی، فرهنگی و سیاسی همراه است. اما تاریخ شفاهی سعی در تبیین گذشتۀ جامعه از منظر کنش یا مشاهده راوی، ذیل پرسش‌های پژوهشگر است. به همین علت خاطره‌گویی رفتاری کاملاً شخصی است و تاریخ شفاهی، کنشی اجتماعی است. همین‌جا محل جداییِ خاطره‌گویی و تاریخ شفاهی است. اگرچه در هر دو گونۀ روایت‌نگاری، جامعه از  آن‌ها بهره خواهد برد.

جعفر گلشن

مصاحبه فعال و تخصصی در باب زندگانی و فعالیت‌های افراد صاحب اثر شامل دیده‌ها، شنیده‌ها، احساسات و... را می‌توان مرز تاریخ شفاهی با خاطره‌گویی دانست. خاطره‌گویی می‌تواند به خواسته و ارادۀ راوی(صاحب خاطره) شکل بگیرد. اما یقیناً تاریخ شفاهی حاصل درخواست فردی متخصص و کاربلد به نام مصاحبه‌کننده است که از راوی(صاحب خاطره) با طرح پرسش‌های دقیق، می‌خواهد سخن بگوید و آنچه را دیده، شنیده، لمس و احساس کرده است مبتنی بر زمان و مکان بیان کند. از وقایع، حوادث و احوال افراد سخن بگوید. آنچه را که می‌توان «یادمانده‌های ذهنی» نامید، بیرون بریزد. با علاقه‌مندان دانایی به‌خصوص تاریخ معاصر به اشتراک بگذارد. شاید به عبارت دیگر بتوان گفت: خاطره‌گویی، خودخواسته است و تاریخ شفاهی، دیگرخواسته!

هوش مصنوعی

مرز میان خاطره‌گویی و تاریخ شفاهی در هدف، روش و کاربرد آنهاست. خاطره‌گویی، روایتی شخصی، خودمحور و احساسی از گذشته است که بدون پرسش‌گری نظام‌مند، برای حفظ تجربه‌های فردی بیان می‌شود. اما تاریخ شفاهی، فرآیندی پژوهشی، پرسش‌محور و مستندسازی‌شده است که با مصاحبه‌های هدفمند، راویان متعدد، نقد سند و مقایسه روایت‌ها، به بازسازی وقایع تاریخی می‌پردازد. به‌عبارتی، خاطره ماده‌خام تاریخ شفاهی است؛ اما تاریخ شفاهی با تحلیل، بافت‌یابی و اعتبارسنجی، آن را به منبعی تاریخی تبدیل می‌کند و از کلی‌گوییِ احساسی فراتر می‌رود. (deepseek)

**

خاطره‌گویی بیان تجربه‌ها، احساسات و برداشت‌های شخصی افراد از رویدادهای گذشته است و معمولاً ساختاری آزاد و ذهنی دارد. در مقابل، تاریخ شفاهی روشی پژوهشی برای ثبت و مستندسازی گذشته از طریق مصاحبه‌های هدفمند، ضبط، پیاده‌سازی، راستی‌آزمایی و تحلیل روایت‌هاست. در تاریخ شفاهی، مصاحبه‌گر با طرح پرسش‌های دقیق، اطلاعات را در بستر تاریخی بررسی و با منابع دیگر مقایسه می‌کند تا اعتبار آن افزایش یابد. بنابراین، هر خاطره‌گویی می‌تواند بخشی از تاریخ شفاهی باشد، اما تنها زمانی که با روش علمی، مستندسازی و ارزیابی انتقادی همراه شود، به تاریخ شفاهی تبدیل می‌شود و ارزش پژوهشی پیدا می‌کند. (chatgpt)



 
تعداد بازدید: 34


نظر شما

 
نام:
ایمیل:
نظر:
تصویر امنیتی (6 + 8) :
 
پاسخ کارشناسان به سؤالات تاریخ شفاهی

100 سؤال/40

مرز میان خاطره‌گویی و تاریخ شفاهی چیست؟
مرز این دو با هم بسیار ژرف و کاملاً ملموس است. خاطره‌گویی بیان شخصی یک فرد از تجربه‌های زیسته خود درباره یک یا چند موضوع به صورت آزاد است. اما تاریخ شفاهی استفاده روش‌مند از روایت‌های مستندی است که به منظور تولید محتوای تاریخی گردآوری و تنظیم می‌شود.