از تاریخ شفاهی نظامی تا تاریخ شفاهی جنگ

دکتر ابوالفضل حسن‌آبادی

11 مرداد 1405


مقدمه

تاریخ شفاهی در دهه‌های اخیر به یکی از مهم‌ترین روش‌های پژوهش تاریخی تبدیل شده است. روشی که با تکیه بر روایت‌های انسانی تجربه‌های زیسته و حافظه فردی، امکان بازسازی لایه‌هایی از گذشته را فراهم می‌کند که در اسناد رسمی ثبت نشده‌اند. در میان شاخه‌های مختلف تاریخ شفاهی، دو حوزه تاریخ شفاهی نظامی و تاریخ شفاهی جنگ جایگاه ویژه‌ای دارند. هرچند این دو حوزه در ظاهر مشابه‌ هستند، اما در ادبیات پژوهشی بین‌المللی تفاوت‌های مفهومی، روشی و کاربردی مهمی میان آن‌ها وجود دارد. جنگ تحمیلی یکی از حوادث مهم تاریخ معاصر در ایران است که پیامدهای آن بسیاری از شئون زندگی مردم را تحت تأثیر خود قرار داده و اثرات مختلف سیاسی، اجتماعی، فرهنگی و اقتصادی داشته است. در بررسی این تأثیرها سؤالاتی مطرح می‌شوند: تاکنون به چه جنبه‌هایی از جنگ بیشتر توجه شده است؟ چه ابعادی از آن مهم‌تر است؟ جنبه نظامی جنگ مهم‌تر است یا فرهنگی و اقتصادی؟ چه کسانی باید تاریخ جنگ بنویسند؟ دانشگاه‌ها، مراکز نظامی یا پژوهشگران مستقل؛ کدام‌یک در اولویت هستند؟

یکی از مهم‌ترین ابزار مستندسازی تاریخ جنگ، تاریخ شفاهی است. ضرورت ثبت و ضبط خاطرات جنگ، یکی از مهم‌ترین انگیزه‌های شکل‌گیری و گسترش تاریخ شفاهی در ایران بوده است. امروزه در حوزه تاریخ شفاهی مراکز نظامی و دولتی بیشترین فعالیت را انجام می‌دهند. بررسی مراکز درگیر تاریخ شفاهی دفاع مقدس نشان می‌دهد  بیشتر فعالیت‌ها توسط مراکز نظامی و زیرمجموعه‌های آن‌ها مانند سازمان اسناد و مدارک دفاع مقدس، بنیاد حفظ آثار و ارزش‌های دفاع مقدس، مرکز مطالعات و تحقیقات جنگ سپاه پاسداران انقلاب اسلامی، ارتش، برخی لشگرهای نظامی و کنگره‌های شهدا در حال انجام است.

بعد از چند دهه فعالیت در زمینه تاریخ شفاهی جنگ وقت آن رسیده است به مبانی نظری توجه بیشتری شده و مرزبندی میان حوزه‌های پژوهشی مرتبط با آن پررنگ‌تر شود. یکی از موضوع‌های مهم که در این زمینه باید مورد توجه جدی قرار گیرد، تفاوت مؤلفه‌های هویتی و شاخصه‌های روش‌شناسی بین تاریخ شفاهی نظامی با تاریخ شفاهی جنگ است که در ادامه بیشتر بررسی خواهد شد. علاوه بر آن درگیر شدن کشور در دو جنگ در یک سال گذشته، ضرورت توجه به  موضوع تاریخ شفاهی نظامی، تاریخ شفاهی جنگ و لزوم تبیین مرزهای آن را پررنگ‌تر ساخت. این مقاله با هدف تبیین این تفاوت‌ها و ارائه چارچوبی نظری برای تحلیل آن‌ها نگاشته شده است.

 

تاریخ شفاهی نظامی

تاریخ شفاهی نظامی[1] شاخه‌ای تخصصی از تاریخ شفاهی است که بر ثبت و تحلیل روایت‌های نیروهای نظامی، فرماندهان، کارکنان یگان‌ها و افراد مرتبط با ساختارهای نظامی تمرکز دارد. کافمن تاریخ شفاهی نظامی را ابزاری برای فهم تصمیمات فرماندهی، عملیات‌ها و ثبت تجربه حرفه‌ای نیروهای نظامی می‌داند. تاریخ شفاهی نظامی از جنگ جهانی دوم آغاز شد. زمانی که ارتش‌های آمریکا و بریتانیا برای ثبت تجربه‌های سربازان و فرماندهان، واحدهای ضبط خاطرات، ایجاد کردند.کافمن نشان می‌دهد که ارتش آمریکا از ۱۹۴۰ تاریخ شفاهی را به ‌عنوان ابزار تحلیل عملیات به کار گرفت. در این روشِ تاریخ شفاهی، از مصاحبه‌های ساختاریافته با فرماندهان و نیروهای نظامی، تحلیل عملیات‌ و تصمیمات، استفاده از اسناد رسمی برای تکمیل روایت‌ها، توجه به سلسله‌مراتب، محرمانگی اطلاعات و جزئیات فنی، تاکتیکی و عملیاتی استفاده شد.  (Coffman, 1998 )

 تاریخ شفاهی نظامی به‌عنوان یک حوزه مستقل پس از جنگ جهانی دوم گسترش زیادی یافت. زمانی که ارتش‌ها و دانشگاه‌ها دریافتند بخش مهمی از تجربه‌های جنگی در اسناد رسمی ثبت نشده و تنها در حافظه سربازان و فرماندهان باقی مانده است، دانشگاه کلمبیا پروژه‌های گسترده‌ای برای ثبت روایت‌های جنگی آغاز کرد و تاریخ شفاهی را به‌عنوان یک روش علمی تثبیت کرد. (Thompson, 2000)

از زمان شکل‌گیری تاریخ شفاهی نظامی از ابتدا بر این فرض استوار بود که «تجربه زیسته» می‌تواند شکاف میان اسناد رسمی و واقعیت میدانی را پر کند. زیرا اسناد نظامی معمولاً روایت‌های رسمی، سلسله‌مراتبی و کنترل‌شده‌اند و ترکیب تاریخ شفاهی با منابع اسنادی، درک غنی‌تری از تاریخ نظامی را ارائه می‌دهد. زیرا روایت‌های صریح، توضیحات و یادآوری‌هایی را در بر دارد که به‌ندرت در اسناد نظامی ثبت شده‌اند. علاوه بر این، تاریخ شفاهی می‌تواند فضای یک رویداد یا دوره خاص را به شکلی ترسیم کند که در اسناد رسمی امکان‌پذیر نیست. در واقع، دانش جنگ، شامل فهم عملیاتی، تاکتیکی، سازمانی و تجربی میدان نبرد، یکی از عناصر بنیادی تاریخ شفاهی نظامی است که ابتدا در مراکز دانشگاهی[2] و تحقیقاتی و سپس با تخصصی‌شدن تاریخ‌نگاری نظامی و شکل‌گیری رشته‌های مرتبط، به‌صورت حرفه‌ای‌تر به کار گرفته شد. حرفه‌ای‌گرایی در زمینه تاریخ‌نگاری جنگ به نوعی رویکردهای استفاده از تاریخ شفاهی را نیز تخصصی‌تر کرد. تاریخ شفاهی از این منظر، صرفاً برای گردآوری اطلاعات نظامی استفاده نمی‌شود بلکه یک روش کاربردی برای تحلیل و بازفهم تناقض‌ها و کشف و بهبود است. از نمونه‌کارهای حرفه‌ای می‌توان به دست‌نامه راهنمای تاریخ شفاهی نیروی زمینی آمریکا  اشاره کرد که طی چند شماره در سایت تاریخ شفاهی ترجمه و منتشر شد.[3]

تاریخ شفاهی جنگ

تاریخ شفاهی جنگ[4] حوزۀ گسترده‌ای است که علاوه بر نیروهای نظامی، شامل روایت‌های غیرنظامیان، زنان، کودکان، مهاجران، امدادگران، پزشکان، خبرنگاران و همه افرادی است که جنگ را تجربه کرده‌اند. تاریخ شفاهی جنگ از دهه ۱۹۶۰ با گسترش جنبش‌های اجتماعی و مطالعات فرهنگی توسعه یافت. تارکل تأکید می‌کند که در تاریخ شفاهی جنگ، علاوه بر عملیات، به ثبت تجربه‌های انسانی، اجتماعی و داستان‌های همه گروه‌های درگیر در آن باید پرداخته شود. (Terkel,2004)

راینر در مطالعات خود نشان می‌دهد که پس از جنگ جهانی دوم، پژوهشگران به ثبت روایت‌های غیرنظامیان، زنان و اقلیت‌ها توجه کردند. وی همچنین در مطالعات خود درباره کهنه‌سربازان، تأکید می‌کند روایت‌های جنگ در گذر زمان به سمت تجربه‌های روانی، هویتی و اجتماعی حرکت کرده‌اند.  (Raynor,2022) در تاریخ شفاهی جنگ با استفاده از ظرفیت مصاحبه‌های نیمه‌ساختاریافته یا  باز  و تمرکز بر تجربه‌های زیسته انسانی تلاش می‌شود با توجه به تنوع روایت‌ها (زنان، کودکان، غیرنظامیان) و تحلیل فرهنگی، اجتماعی و روان‌شناختی ابعاد مختلف موضوع بررسی شود. از فواید تاریخ شفاهی جنگ می‌توان به تحلیل حافظه  و هویت جمعی، بررسی پیامدهای روانی جنگ، ثبت تجربه‌های اقشار مختلف، مقابله با تحریف تاریخی و تولید روایت‌های چندصدایی از جنگ اشاره کرد.

دقیقاً مشخص نیست از چه زمانی در دنیا سمت و سوی تاریخ شفاهی نظامی و جنگ از هم جدا شده است. اما قطعاً در ابتدا ماهیت این دو از هم مجزا نبوده و در پروژه‌های تاریخ شفاهی نظامی، همه ابعاد در نظر گرفته می‌شده است تا اینکه به‌ تدریج با تخصصی شدن مراکز تاریخ شفاهی نظامی و گسترده شدن دامنه فعالیت مراکزی که در زمینه مطالعات اجتماعی و فرهنگی جنگ  مشغول به کار بودند، زمینه‌های کاری از هم جدا شدند. از مهم‌ترین دلایل این تبیین مرزها می‌توان به محرمانگی اطلاعات نظامی، محدودیت دسترسی به فرماندهان، سوگیری سازمانی، روایت‌های رسمی‌شده و کنترل‌شده، حذف یا سانسور برخی جزئیات عملیاتی، روایت‌های خطی و مبتنی بر ساختار و مصاحبه سازمان‌محور در تاریخ شفاهی نظامی اشاره نمود. در حالی‌که در تاریخ شفاهی جنگ تأکید بر پررنگ شدن تجربه زیسته انسانی، روایت‌های باز و غیرخطی و مصاحبه‌های انسان‌محور است. پیش از جدایی، کارشناسان تاریخ شفاهی مانند الساندرو پورتلی[5] به مباحثی در حوزه تاریخ جنگ با استفاده از تاریخ شفاهی پرداختند که در زمره آثار شاخص تاریخ جنگ محسوب می‌شود. پورتلی در روایت خود به نقش تاریخ شفاهی در ایجاد هویت جمعی و پیوندهای اجتماعی  اشاره می‌کند و با تأکید بر معنا در تاریخ شفاهی معتقد است که مصاحبه تاریخ شفاهی جنگ باید از سطح پرسش و پاسخ‌های معمولی عبور ‌کند و به یک فرایند مشترکِ تولید معنا؛ جایی که راوی و مصاحبه‌کننده هر دو در حال ساختن تاریخ هستند، برسد. امری که زمینه خلق روایت‌های جدید را فراهم می‌کند.

جدول شماره1 : مقایسه تاریخ شفاهی نظامی و تاریخ شفاهی جنگ

جدول شماره 2: تفاوت ماهیت تاریخ شفاهی نظامی و تاریخ شفاهی جنگ

تاریخ شفاهی نظامی و تاریخ شفاهی جنگ در ایران

پس از تعاریف فوق، این سؤال پیش می‌آید که نسبت میان تاریخ شفاهی نظامی و تاریخ شفاهی جنگ در ایران چگونه است و مرزهای آن تا چه اندازه تعریف شده است. دفاع مقدس یا جنگ یکی از مهم‌ترین مؤلفه‌های شکل‌گیری و گسترش تاریخ شفاهی در ایران بوده است. بررسی کلی فعالیت‌های انجام‌شده در این زمینه نشان می‌دهد طی بیش از سه دهه فعالیت تاریخ شفاهی، سمت و سوی فعالیت‌ها به سمت تخصصی شدن پیش رفته است. به‌ویژه در زمینه تاریخ شفاهی نظامی با ایجادِ مراکزی مانند مرکز اسناد و تحقیقات دفاع مقدس، ارتش جمهوری اسلامی ایران، مرکز مطالعات و تحقیقات سپاه پاسداران، بنیاد حفظ آثار و ارزش‌های دفاع مقدس بستر کار فراهم شده و برخی آثار مانند شیوه‌نامه بازخوانی، بازنویسی و انتشار اسناد دفاع مقدس تهیه شده است. (عزیزی،1397) علاوه بر مراکز نظامی برخی مراکز آرشیوی مانند سازمان اسناد و کتابخانه ملی، مرکز اسناد آستان قدس نیز به صورت پروژه‌ای در زمینه تاریخ شفاهی جنگ فعالیت می‌کنند. نهادهایی مانند حوزه هنری و انتشارات سوره مهر در زمینه نشر ادبیات تاریخ شفاهی  جنگ فعالیت دارند. در ظاهر نوعی تقسیم کار بین مراکز نظامی و غیر نظامی در این حوزه ایجاد شده است اما در محتوا نمی‌توان اظهار نظر قطعی داشت. زیرا هنوز استانداردهای مشخصی برای کار تعریف نشده است و مراکز دانشگاهی به دلیل عدم تبیین مرزهای تاریخ شفاهی نظامی و سیطره تفکر نظامیان بر تاریخ شفاهی جنگ تمایل چندانی برای حضور مؤثر در این زمینه ندارند. با توجه به برگزاری چند همایش از جمله آسیب‌شناسی تخصصی تاریخ شفاهی دفاع مقدس در چهارمین همایش ملی تاریخ شفاهی و مقاومت (1403) به نظر می‌رسد آشنایی اولیه با مسائل و مشکلات این دو حوزه وجود دارد. اما باید به منظور رفع نگرانی نهادهای نظامی از تحریف و سوگیری در برداشت از دفاع مقدس و مشارکت فعال مراکز غیر نظامی، نشست‌های تخصصی بیشتری در این زمینه برگزار شود و محتوای علمی مورد نیاز از دل این نشست‌ها و بررسی تجربه‌های جهانی تهیه و در قالب مقالات و کتاب‌هایی ارائه گردد. در کنار آن باید در تعریف رشته‌های دانشگاهی مرتبط با ماهیت هر دو حوزه از هم جدا شده و زمینه برای انجام پژوهش‌های بیشتر به‌ویژه در حوزه تاریخ شفاهی جنگ فراهم شود. مسئله‌ای که با اتفاقات یک سال اخیر (جنگ تحمیلی دوم و سوم)، از اهمیت بیشتری برخوردار شده است و جا دارد آگاهانه‌تر به آن پرداخته شود.

 

منابع

عزیزی، غلامرضا، شیوه‌نامه بازخوانی، بازنویسی و انتشار اسناد دفاع مقدس، تهران، بنیاد حفظ آثار و نشر ارزش‌های دفاع مقدس، 1387.

 

Coffman, E. M. (1998). The War to End All Wars: The American Military Experience in World War I. University Press of Kentucky.

Terkel, Studs (2004) The Good War: An Oral History of World War II, The New Press.

Raynor, sharon (2022). Practicing Oral History With Military and War Veterans, Taylor & Francis Group.

https://oral-history.ir/show.php?page=post&id=2355

 

[1]-  Military Oral History

[2] - https://www.loc.gov/collections/veterans-history-project-collection/serving-our-voices/

[3] - https://oral-history.ir/show.php?page=post&id=2355

[4] - War Oral History

[5] - Alessandro Portelli, The Death of Luigi Trastulli and Other Stories: Form and Meaning in Oral History (Albany, NY: SUNY Press, 1991)



 
تعداد بازدید: 13


نظر شما

 
نام:
ایمیل:
نظر:
تصویر امنیتی (9 + 6) :
 
پاسخ کارشناسان به سؤالات تاریخ شفاهی

100 سؤال/41

نوستالژی (احساس عاطفیِ دلپذیر همراه با نوعی دلتنگی نسبت به موقعیتی در گذشته) چه تأثیری بر تداعی خاطرات و شکل‌گیری روایت دارد؟
در مصاحبه‌های تاریخ شفاهی، نوستالژی نقش کلیدی در زنده کردنِ خاطرات و فعال‌سازی حافظه بلندمدت ایفا می‌کند. یادآوری گذشته معمولاً بازگویی احساسات و تجربه‌های عاطفی را همراه دارد. گاهی پرسش‌های مصاحبه‌کننده سبب برانگیخته شدن خاطرات و احساساتی می‌شود که ممکن است خوشایند یا آزاردهنده باشند.