پاسخ کارشناسان به سؤالات تاریخ شفاهی
100 سؤال/44
تاریخ شفاهی امروز ایران با چه خلأهای نظری مواجه است؟
27 مرداد 1405
از چند پژوهشگر و فعال حوزه تاریخ شفاهی خواستیم دیدگاه خود را دربارۀ سؤالات تاریخ شفاهی بیان کنند. نام هر یک از شرکتکنندگان در ابتدای پاسخ آنها آمده و متن تمام پاسخها تا پایان هفته در همین درگاه منتشر خواهد شد. هدف از این طرح، گشودن دریچههای جدید به یک مسئله و ارتقای گفتوگوهای علمی در حوزۀ تاریخ شفاهی است.
در این طرح، شنبۀ هر هفته یک پرسش مطرح میشود و از کارشناسان میخواهیم تا پایان هفته دیدگاه خود را در قالب متنی کوتاه (حدود ۱۰۰ کلمه) ارائه کنند. تمامی پاسخها در کنار یکدیگر منتشر خواهند شد تا مخاطبان بتوانند دیدگاهها را مقایسه و تحلیل کنند.
مطالب، نظرات فرستادگان است و لزوماً نظر سایت تاریخ شفاهی نیست. هرچند قرار است پاسخها بر اساس حدود ۱۰۰ کلمه باشند، اما برای رعایت ادب و ناقص نماندن بحث، در مواردی پاسخهای بیش از این اندازه نیز پذیرفته میشود.
این بار از کارشناسان تقاضا کردیم پاسخ سؤال را تا یکشنبه شب ارسال فرمایند تا همۀ پاسخها روز سهشنبه منتشر شود.
از درهمتنیدگی این پاسخها با بهرهگیری از هوش مصنوعی، به نظریههایی درباره تاریخ شفاهی رسیدهایم که در آیندهای نزدیک منتشر خواهد شد.
سؤال 44:
تاریخ شفاهی امروز ایران با چه خلأهای نظری مواجه است؟
____________________________________________
پاسخ به سؤال 44:
غلامرضا آذری خاکستر
تاریخ شفاهی در ایران با دو مسئله اساسی مواجه است. نخست، فعالان این حوزه، تاریخ شفاهی را به شیوهای تجربی و بر پایه تجربه انجام میدهند. دوم، نظریهپردازی در این حوزه کمتر برآمده از تجربههای بومی و بیشتر متأثر از ترجمه و اقتباس نظریههای تولیدشده در خارج از ایران است. در نتیجه، میان شفاهیکاران تجربی و نظریهپردازان دانشگاهی شکافی شکل گرفته است. از سوی دیگر، مباحث نظری در مراکز علمی شکل میگیرند، اما ضعف این ساختارها سبب شده نظریه و تجربه فاصله بگیرند. همچنین، نظریههای غربی با توجه به شرایط اجتماعی و سیاسی جوامع غربی تدوین شدهاند و الزاماً با ویژگیهای جامعه ایران و تجربه مصاحبهشوندگان ایرانی تناسب ندارند. بنابراین، تدوین نظریههای بومی و مبتنی بر تجربههای میدانی ایران ضروری است.
حسن بهشتیپور
مهمترین خلاء نظری تاریخ شفاهی ایران، تبیین این واقعیت است که افزایش تعداد مصاحبهها نباید ملاک باشد. نظریهپرداز باید بگوید چگونه از انباشت روایت به تولید دانش تاریخی برسیم. تاریخ شفاهی باید از تلقی مصاحبه بهعنوان «سند» فراتر رود، حافظه را فرایندی پویا مطالعه کند، مصاحبه را رابطهای تعاملی و برساختی تحلیل کند، مناسبات قدرت و حذف را ببیند و نظریههای موجود را در زمینه تاریخی ایران انتقادی به کار گیرد. در نظریهپردازی تاریخ شفاهی، پاسخ نمیدهیم که آیا روایت شفاهی را برای بازسازی گذشته استفاده کنیم یا خودِ روایت را بهعنوان موضوع تاریخی مطالعه کنیم. رویکرد بازسازی گذشته بر تحلیل روایت دردسرساز است. کدام نظریه توضیح میدهد چرا رویکرد مصاحبه بهمثابه سند منسوخ شده و باید به مصاحبه بهمثابه روایت نگریست؟
ابوالفتح مؤمن
تاریخ شفاهی یکی از روشهای نوین جمعآوری دادههای تاریخی است و متولیان بسیاری دارد، که هم میتواند فرصت باشد هم تهدید. ما در رشته تاریخ از نظریهپردازی داخلی برخوردار نیستیم، به همین دلیل نظریهپردازی یکی از مشکلات تاریخ شفاهی است. راه رسیدن به نظریهپردازی، دقت در متن مصاحبهها با صنوف و حوزههای مختلف است، که میبایست استادان و دانشجویان در آن غور کرده و آن را پرورش دهند. بنابراین نظریهپردازی در گام نخست نیازمند تجمیع مستندات و تجربیات است. گام دوم، ورود مراکز دانشگاهی به این عرصه است تا با مطالعه و پژوهش به نظریه برسیم. امید است با گذر از تولید و انباشت مصاحبههای متعدد، با اجماع مراکز مرتبط و مشارکت اندیشمندان به این مهم دست یافت.
محمدمهدی عبداللهزاده
بنا به ضرورت پس از دو واقعۀ مهم پیروزی انقلاب اسلامی و دفاع مقدس در کشورمان تعداد قابل توجهی از افراد در حیطه تاریخ شفاهی فعال شدند تا بتوانند این وقایع را ثبت و ضبط کنند؛ در حالی که با مبانی نظری پژوهش، پژوهش در تاریخ و تاریخ شفاهی آشنا نبودند. افرادی که در این حیطه فعال هستند از مدرسین، مدیران و مجریان بایست تا حدودی به مبانی پژوهش در علوم رفتاری بهویژه تاریخ و تاریخ شفاهی آشنا باشند و از آنجا که این علم بین رشتهای است باید با نظریههای مرتبط در حوزههای روانشناسی، روانشناسی اجتماعی و جامعهشناسی نیز آشنا باشند.
حمید قزوینی
چارچوبهای نظری به صورتبندی مسائل کمک کرده و راهنمای عمل خواهند بود و فعالان تاریخ شفاهی و پروژههای تحقیقاتی را از تکرار و باری به هرجهت بودن نجات خواهند داد. به گمان من مهمترین خلأهای نظری این است که تاریخ شفاهی چیست، حدود آن کجاست و جامعه ایرانی چه نیازی به آن دارد. البته این مسئله تابع نظریهپردازی در دو حوزه علم تاریخ و نسبت آن با جامعه ایرانی است. در واقع تاریخ شفاهی زمانی امکان رفع نواقص نظری دارد که خلأ نظری در نسبت تاریخ و جامعه ایرانی بر طرف شده باشد. آنچه امروز بیشتر مطرح است روشهای اجرای تاریخ شفاهی است که از دانش نظری کافی و عمیق برخوردار نیست و متکی به تجربه فعالان این بخش است.
غلامرضا عزیزی
پاسخ، درون پرسش نهاده شده است. بزرگترین خلأ نظری تاریخ شفاهی ایران، فقدان نظریه و نظریهپردازی است. اگر نهضت ترجمه را پیشفرض مراحل کسب دانش بدانیم، طرح مباحث مرتبط با آن دانش در بستر فرهنگ خود، سپس تجزیه و تحلیل مباحث و کشف روابط و در نهایت استحصال نظریه از مطالعات، نشان میدهد مطالعات تاریخ شفاهی در ایران هنوز به میزان کافی از مرحله نخست، یعنی مطالعات بیرونی، بینیاز نشده است. عمده مباحث نظری که هنوز بهقدر کافی بدانها پرداخته نشده عبارتند از: ساختارهای فکری و نظری تاریخ شفاهی، روابط تاریخ شفاهی با روانشناسی اجتماعی و جامعهشناسی تاریخی، نسبت آن با شرححالنویسی، خاطرهنگاری و تاریخ روایی، مباحث حافظه، اعتبار و جامعهشناسی روایت، روشها و فنون سنجش مصاحبه و نقش عوامل زمانی و محیطی بر مصاحبه.
سید محمدصادق فیض
شاید مهمترین خلأ یا نقیصه، فقدان آموزش آکادمیک در میان فعالان این رشته باشد. چراکه تاریخ شفاهی نیز بیمقدمه وارد کشور شد. این رشته نیز ابزارها و الزاماتی دارد که عمدتاً نادیده گرفته میشوند. آن ابزارها و الزامات هم نیازمند فراگیری آموزش و دانش مخصوص به خود است و چنانچه از میانه راه و به دور از مراحل فراگیری وارد شویم، نقایص کار تا به انتها همراه خواهد بود.
آموزشهای میانمدت و بلندمدت شبه آکادمیک که در برخی کشورها، مراکز دانشگاهی و دانشکدهها در این زمینه رواج دارد و نیز آموزشهایی که در مقاطع دبیرستانی عرضه میشود، نیازها و خلأهای علمی این حوزه را مرتفع میکند.
هوش مصنوعی
تاریخ شفاهی ایران با وجود رشد کمی، با خلأ نظری جدی مواجه است. مهمترین چالش، کمتوجهی به مبانی هستیشناختی، معرفتشناختی و روششناختی آن در فضای دانشگاهی است که باعث غفلت از تفاوتهای بنیادین در مفاهیمی چون جایگاه حافظه و تفسیر شده است. این شکاف نظری، اعتبار این حوزه را تهدید کرده و آن را از جایگاه یک دانش بینارشتهای با رویکردهایی مانند کارکردگرایی و ساختارگرایی دور ساخته است. (deepseek)
تاریخ شفاهی امروز ایران، بیش از آنکه با کمبود داده مواجه باشد، با کمبود نظریهپردازی و روششناسی منسجم روبهروست. نخست، هنوز درباره تعریف و جایگاه تاریخ شفاهی، مرز آن با خاطرهنگاری و نسبتش با تاریخنگاری سنتی اجماع کافی وجود ندارد. دوم، روشهای تحلیل، اعتبارسنجی و مقایسه روایتها بهصورت نظاممند توسعه نیافتهاند. سوم، نقش مصاحبهگر، قدرت، حافظه، فراموشی و بازسازی روایت در تولید داده کمتر نظریهپردازی شده است. همچنین غلبه موضوعات سیاسی، انقلاب و جنگ، موجب کمتوجهی به زندگی روزمره، جنسیت، اقوام، طبقات اجتماعی و مطالعات میانرشتهای شده است. (chatgpt)
تعداد بازدید: 19
آخرین مطالب
پربازدیدها
100 سؤال/44
تاریخ شفاهی امروز ایران با چه خلأهای نظری مواجه است؟تاریخ شفاهی در ایران با دو مسئله اساسی مواجه است. نخست، فعالان این حوزه، تاریخ شفاهی را به شیوهای تجربی و بر پایه تجربه انجام میدهند. دوم، نظریهپردازی در این حوزه کمتر برآمده از تجربههای بومی و بیشتر متأثر از ترجمه و اقتباس نظریههای تولیدشده در خارج از ایران است. در نتیجه، میان شفاهیکاران تجربی و نظریهپردازان دانشگاهی شکافی شکل گرفته است.






