پاسخ کارشناسان به سؤالات تاریخ شفاهی
100 سؤال/45
آیا پرداختن به شکستها و تلخیها در تاریخ شفاهی ضرورت دارد؟
03 شهریور 1405
از چند پژوهشگر و فعال حوزه تاریخ شفاهی خواستیم دیدگاه خود را دربارۀ سؤالات تاریخ شفاهی بیان کنند. نام هر یک از شرکتکنندگان در ابتدای پاسخ آنها آمده و متن تمام پاسخها تا پایان هفته در همین درگاه منتشر خواهد شد. هدف از این طرح، گشودن دریچههای جدید به یک مسئله و ارتقای گفتوگوهای علمی در حوزۀ تاریخ شفاهی است.
در این طرح، شنبۀ هر هفته یک پرسش مطرح میشود و از کارشناسان میخواهیم تا پایان هفته دیدگاه خود را در قالب متنی کوتاه (حدود ۱۰۰ کلمه) ارائه کنند. تمامی پاسخها در کنار یکدیگر منتشر خواهند شد تا مخاطبان بتوانند دیدگاهها را مقایسه و تحلیل کنند.
مطالب، نظرات فرستادگان است و لزوماً نظر سایت تاریخ شفاهی نیست. هرچند قرار است پاسخها بر اساس حدود ۱۰۰ کلمه باشند، اما برای رعایت ادب و ناقص نماندن بحث، در مواردی پاسخهای بیش از این اندازه نیز پذیرفته میشود.
این بار از کارشناسان تقاضا کردیم پاسخ سؤال را تا یکشنبه شب ارسال فرمایند تا همۀ پاسخها روز سهشنبه منتشر شود.
از درهمتنیدگی این پاسخها با بهرهگیری از هوش مصنوعی، به نظریههایی درباره تاریخ شفاهی رسیدهایم که در آیندهای نزدیک منتشر خواهد شد.
سؤال 45:
آیا پرداختن به شکستها و تلخیها در تاریخ شفاهی ضرورت دارد؟
____________________________________________
پاسخ به سؤال 45:
حسن بهشتیپور
در تاریخ شفاهی نمیتوانیم فقط وقایع و رویدادهای مثبت را در قالب پیروزیها ثبت کنیم زیرا مخاطب انتظار دارد وقایع را آنگونه که اتفاق افتاده بیاوریم و تفاوتی نمیکند حاصلِ روایت، مثبت باشد یا منفی؛ زیرا مورخ شفاهی خود را موظف به بازنماییِ بیپرده تجربه راوی میداند، نه داوری درباره خوبی یا بدیِ آن واقعه. سکوتها، مکثها، انکارها و بغضها، بخشی از سند تاریخیاند. روایتی صاف و بدون درد، نهتنها ناقص، بلکه گاهی غیرصادقانه است. اگر هدف واقعی این حوزه «بازگرداندن تاریخ به مردم» است، باید پذیرفت تاریخ سرشار از شکست و تلخی است و روایتِ همین تلخیها، نه حاشیهای بر کار مورخ، بلکه وظیفه اصلی اوست.
محمدمهدی عبداللهزاده
گفته شده است: «تاریخ نه خوشآمد محض است و نه بدآمد صرف؛ نمیتوان بخش اول را پذیرفت و بخش دوم را کنار گذاشت؛ زیرا در این صورت، تاریخ به ابزاری تبدیل میشود برای ثبتِ «آنچه ما میپسندیم» و پوشاندن «آنچه ما نمیپسندیم». در حالی که تلخیها و شیرینیهای زندگی درهمتنیده شده است و هدف از علم تاریخ، دستیابی به حقایقی از گذشته است؛ زیرا گذشته علت حال است و آن در نهایت به آینده ختم میشود. بنابراین نمیتوان و نباید گزینشی عمل کرد. از سویی، تجارب و عکسالعمل افراد در شکستها و تلخیها اهمیت ویژه دارد و میتواند برای بقیه الهامبخش باشد.
حمید قزوینی
شکستها و تلخیها بخشی از زندگی فرد و جامعه هستند. اگر هدف تاریخ شفاهی بازروایی وقایع، ثبت و ضبط آنها به منظور زندگینامهنویسی، عبرت گرفتن از تاریخ، هویتبخشی یا پاسخ به پرسشهای رشتههای مختلف علمی و مواردی از این دست است، پس باید به همة ابعاد آنها پرداخت. اینکه فقط پیروزیها، شادیها و شیرینیها دیده شود یا حتی شکستها نوعی پیروزی جلوه داده شود، گویی کسانی در زندگی خود هیچ شکست و تلخکامی نداشتهاند، تصویری ناقص و ناتمام از آنها ارائه خواهد شد. بازروایی شکستها انسان و جامعه را با واقعیت آشنا میکند و او را در قضاوت از دیروز، شناخت اکنون و ارزیابی فردا از نگاه متوهمانه خارج میکند.
ابوالفتح مؤمن
در تاریخ شفاهی، مورخ موظف است تمام خاطرات راوی را بگیرد؛ اعم از شکستها و تلخیها و موفقیتها، بهویژه اگر آرشیو روایتها در اولویت باشد. موفقیتها، شکستها و ناشادمانیها جزئی از رخدادهای واقعه محسوب میشوند. البته امکان دارد بر حسب موضوع، مصاحبهشونده به این مسائل نپرداخته یا توجه نشود. از آنجا که دادههای تاریخی برای حل مشکل حال و آینده است، بررسی ناکامیها و تلخیها میتواند برای موفقیت در آینده و جلوگیری از تکرار آنها تأثیرگذار باشد. چهبسا در یک رویداد، همین شکستها و تلخیها در تعیین مسیر مؤثر بوده باشند. پس خاطرات راوی اعم از پیروزی و ناشادمانی بااهمیت هستند و میبایست با جزئیات استخراج و حفظ شوند.
غلامرضا عزیزی
در واقع یکی از جنبههای یکتای پژوهشهای تاریخ معاصر مبتنی بر روش تاریخ شفاهی در این است که منبع (سوژه) ما ناطق است و میتوان با رویکردهای متنوع و متعدد از او درباره گذشتهای که در آن بهعنوان شاهد بلاواسطه یا فرد فعال در رخداد و حتی ایجادکننده آن، نقش داشته است، سؤال کرد. قطعاً یکی از این جنبهها، پرسیدن از آنچه از نظر ما یا او (و یا هر دو) شکست و تلخی (یا بالعکس) تلقی میشود است. ویژگی ناطق بودن منبع در تاریخ شفاهی از این هم فراتر رفته و امکان پرسش از احساسات (شادکامی و تالمات روحی) را هم به متن میافزاید.
غلامرضا آذری
بخشی از دادههای تاریخ شفاهی در مصاحبهها به رخدادهای زندگی و زمانه راوی اختصاص دارد. شکستها و تلخیها نیز بخش جداییناپذیر این روایتها هستند؛ چهبسا همین تجربهها مسیر زندگی مصاحبهشونده را تغییر داده و به یکی از سرفصلهای مهم زندگی او تبدیل شده باشند. شکستها و تلخیها معمولاً با از دست دادن، ناکامی و تجربههای دشوار همراهند و میتوانند تأثیر عمیقی بر نگرش و تصمیمهای فرد بگذارند. ازاینرو، ثبت و ضبط این تجربهها در مصاحبههای تاریخ شفاهی اهمیت ویژهای دارد؛ زیرا روایت چنین فراز و نشیبهایی، علاوه بر بازتاب زندگی فرد، میتواند بخشی از واقعیتهای اجتماعی و تاریخی یک دوره را نیز آشکار و ماندگار کند.
سید محمدصادق فیض
تلخکامیها و شکست، همچون پیروزیها و موفقیتها، جزئی از زندگی و تاریخ است. حذف یکی و تکیه بر دیگری، هم تناقض است، هم کتمان حقیقت و هم غیراخلاقی. مثال روشن آن در تاریخ شفاهی جنگ است، هرچند در سایر موارد نیز صدق میکند. هیچ لشکری در هیچ دورهای پیروز مطلق نبوده و هر پیروزی، حاصل تجربیاتی از جمله شکستهای پیشین است. به صف بلند نامزدان انتخابات گوناگون، نه تنها در ایران که در سایر کشورها بنگرید. اغلب برای پیروزی، چندین بار طعم شکست چشیدهاند و باز هم زنبیل خود را از صف انتخابات برنداشتهاند، به امید روزی که شاید طعم پیروزی را بچشند. پس اینها نباید راوی تاریخ شفاهی باشند؟!
ابوالفضل حسنآبادی
از کارکردهای تاریخ شفاهی، بیان احساسات و ناگفتههای غیررسمی و شخصی است که در منابع نوشتاری قابل انتقال نیست. مستندسازی شکستها، ناکامیها و تجربههای دردناک، از مزیتهای تاریخ شفاهی است. موضوعاتی مانند تعطیلی یک مرکز، مهاجرت اجباری، از دست رفتن شغل، ناکامی جنبش اجتماعی، اختلافات درون سازمانی یا شکست پروژه علمی که گاهی ممکن است به تروما تبدیل شود، در این چارچوب قابل دستهبندی است. افراد و جامعه علاقه کمی به پرداختن به شکستها دارند، اما جامعه فقط پیروزیها را به یاد نمیآورد؛ گاهی یک شکست یا حادثه تلخ، بیشتر از یک موفقیت در حافظه جمعی میماند و تاریخ شفاهی امکان شنیدن صدای تجربهشده شکست را فراهم میکند.
هوش مصنوعی
پرداختن به شکستها و تلخیها در تاریخ شفاهی نهتنها ضرورت، بلکه رسالت اخلاقی آن است. تاریخ شفاهی بدون ثبت رنجها، به تبلیغاتِ خوشنما بدل میشود. این روایتها، درسهای ناگفتهی تابآوری، خطاهای انسانی و پیچیدگیهای زیستمشترک ما هستند. نادیدهگرفتن آنها، به نسلهای آینده خیانت است؛ چراکه آنان را از درک عمیقِ علتهای فروپاشیها و مسیرهای نرفته محروم میکند. حقیقت، هرچند تلخ، تنها سرمایۀ اصیل برای پرهیز از تکرار خطا و ساختن فردایی آگاهانهتر است. (deepseek)
بله، پرداختن به شکستها و تلخیها در تاریخ شفاهی ضرورت دارد؛ زیرا تاریخ فقط مجموعهای از پیروزیها و اتفاقات شیرین نیست. بیان شکستها باعث میشود نسلهای آینده از اشتباهات گذشته درس بگیرند، واقعیتهای تاریخی را بهتر بشناسند و از تکرار آنها جلوگیری کنند. همچنین بیان تلخیها به حفظ تجربهها و خاطرات انسانهایی کمک میکند که خود شاهد آن رویدادها بودهاند. البته این مطالب باید با صداقت، دقت و بدون تحریف بیان شوند. (chatgpt)
تعداد بازدید: 25
آخرین مطالب
پربازدیدها
100 سؤال/45
آیا پرداختن به شکستها و تلخیها در تاریخ شفاهی ضرورت دارد؟در تاریخ شفاهی نمیتوانیم فقط وقایع و رویدادهای مثبت را در قالب پیروزیها ثبت کنیم زیرا مخاطب انتظار دارد وقایع را آنگونه که اتفاق افتاده بیاوریم و تفاوتی نمیکند حاصلِ روایت، مثبت باشد یا منفی؛ زیرا مورخ شفاهی خود را موظف به بازنماییِ بیپرده تجربه راوی میداند، نه داوری درباره خوبی یا بدیِ آن واقعه.






