تولید اصطلاحنامه از واژگان رایج جنگ جهانی دوم
چکیده: امروزه بسیاری از نهادها و مؤسسات تفسیری، توجه خود را غالباً بر روایات، داستانگویی، و تجارب شخصی شخصیتهای تاریخی و معمولیِ جامعه معطوف ساختهاند. یکی از راههای سودمند و منحصر به فردی که برای انتقال این روایات به جامعه و علاقمندان اندیشیدهاند فراهمسازی امکان دسترسی به تواریخ شفاهی از طریق واژگانی است که داستانها و تجربیات مورد نظر را توصیف میکند. مقالة حاضر از سنخ مطالعات موضوعی است که به ایجاد واژگان بازبینیشده برای مجموعههای تاریخ شفاهی در موزة ملی جنگ جهانی دوم میپردازد.
کلیدواژهها: واژگان بازبینیشده، موزة ملی جنگ جهانی دوم، جنگ جهانی دوم
شهر نیواورلئان آمریکا در سال 2000 شاهد افتتاح موزة ملی جنگ جهانی دوم بود. از آن زمان تا به امروز داستانگویی همواره محور اصلی فعالیتهای این موزه را، که به عنوان موزة «روز معرکه» (D-DAY)(1) شناخته شده است، تشکیل میدهد. مأموریت موزه، روایت خاطرات آمریکائیانی است که با شرکت خود در جنگ جهانی دوم سرنوشت دنیا را تغییر دادند. نسلهای امروز باید علت ورود آمریکا به نبرد، نحوة پیروزی، و معنای حوادث آن دوره را در زمانة کنونی بدانند تا بفهمند آزادی امروزشان به چه بهایی فراهم آمده و از آموختههایشان الهام و انگیزه بگیرند. کنگرة آمریکا در سال 2003 موزة روز معرکه را به عنوان موزة جنگ جهانی دوم برگزید. به افتخار میراث بنیانگذار موزه، استیفن آمبزوزه(2)، که عمر خود را وقف گردآوری و انتشار خاطرات و تجربیات سرباز-شهروندان(3)، اعم از زن و مرد، نمود، مؤسسه از روایتهای شخصی، مواد و مطالب اوتوبیوگرافیک(4)، و تواریخ شفاهی برای انجام مأموریتش سود میبرد.
مساحت موزه از یک ساختمان به چند ساختمان گسترش یافته و تا تابستان سال 2016 چهار برابر خواهد شد. مجموعة فزایندهای از مصنوعات(5)، تصاویر، اسناد، و افزون بر چند هزار تاریخ شفاهی در قلب موزه نگهداری میشوند. ما علاوه بر برگزاری نمایشگاه در گالریهای موزه، اقدامات دیگری بدین قرار انجام میدهیم: دایر کردن نمایشگاههای سیار(6)، برگزاری همایش، هدایت گردشهای علمی(7)، تولید فیلمهای مستند و چاپ و انتشار کتاب و مقاله در دو حوزة عمومی و تخصصی. حفاظت و صیانت از مصنوعات، آرشیوها، و تواریخ شفاهیِ سپردهشده به ما از سوی اهداکنندگان جزءِ وظایف اصلی ما تعریف شده است؛ اما همواره در تلاشیم تا به شیوههای نوین و ابتکاری به این امانتها زندگی ببخشیم. جذب اقشار مختلف جامعه و گشودن مسیرهای تازه برای ارتباط با دانشجویان، پژوهشگران، خانوادهها، عموم علاقمندانِ جنگ جهانی دوم، و بازدیدکنندگان اتفاقی را در سرلوحة اهداف خود ترسیم کردهایم تا بدین ترتیب ضمن حفظ دوستان قدیمیمان بتوانیم مخاطبان جدیدی را به خود علاقمند سازیم.
از هفت هزار قلم تاریخ شفاهی در موزه، نزدیک به یکسوم آنها ویدئویی، یکسوم در قالب نوارهای کاست، و یکسوم نیز متن مکتوب هستند. وجود چنین گنجینة عظیمی معرف گسترة متنوع تجربیات و خاطرات جنگ جهانی دوم است که با تأکید و تکیه بر داستانهای رزم برای استفاده در نمایشگاههای آتی گردآوری و آرشیو شدهاند. منتخبی از مصاحبهها را در بسیاری از برنامهها و نمایشگاههای موزه برای مخاطبان و بازدیدکنندگان پخش میکنند، اما بخش اعظم مصاحبههای موجود در موزه هنوز به سمع و نظر عموم نرسیده است.
موزه ملی جنگ جهانی دوم در سال 2009 با برخورداری از بودجة اهدایی مؤسسة خدمات موزهای و کتابخانهای (IMLS) و با هدف کشف شیوههای ابتکاری در راستای سایتپیمایی(8)، توصیف، معرفی و عرضه تواریخ شفاهی دست به اجرای پروژة بلندپروازانهای زد. پروژة «پژوهانة رهبران ملی»(9) که نام «دمیدن روح تازه به کالبد تواریخ شفاهی: آزادسازی قدرت کلام شفاهی»(10) را برای آن برگزیده بودند، دو شریک دیگر هم داشت که عبارتند از تشکیلات موسوم به «همقطاران رَندفورس»(11) و برنامة روز ملی تاریخ (NHD).(12) ما به کمک این پروژه قصد داشتیم دسترسی گسترده و هدفمند پژوهشگران، دانشجویان و دانشآموزان مقاطع مختلف تحصیلی را به مجموعة تاریخ شفاهی موزه میسر سازیم و ابتدا نیز 150 تاریخ شفاهی ویدئویی موزه را از طریق اینترنت برای همه قابل دسترسی ساختیم.
موزة ما شهرت جهانی داشت، با این وجود، جای خالی یک واژهنامة جامع که تواریخ شفاهی را در این پروژه توصیف نموده و شرح دهد، به خوبی احساس میشد. واژگان رایج در میان مردم قابلیت هماوردی با دامنه و سطح توصیف مورد نظر مؤسسة ما را نداشت، زیرا میخواستیم که مردم و کارمندان خودمان با سایتپیمایی از میان داستانهای شخصیِ موجود بتوانند مجموعهها را جستجو و زیر و رو کنند. به جای دسترسی به مصاحبهها از طریق جستجوی متنِ پیادهشدة مصاحبههای تاریخ شفاهی، تلاش میکردیم تا این دسترسی را از طریق بخشهای کوچکی از کل ویدئوها فراهم سازیم، بدین نحو که هر بخش را نیز به کمک واژگانِ اختصاصیِ تدوینشده برای این مجموعهها نمایهگذاری کرده بودیم. سه هدف جامع برای پروژة پژوهانه موزه بدین قرار تعریف شده بود:1-چارچوبی طراحی شود که موزهها و کتابخانهها در بستر آن قادر باشند واژگانی هدفمند را برای مجموعههای تاریخ شفاهی وضع کنند به نحوی که پرس و جو و کاوش مشروح و مفصل را امکانپذیر سازد؛2-مدلی برای کاربران طراحی شود که با انعطافپذیری و تعامل مطلوب در محیط وِب-0/2 (Web 2.0)(13) بتوانند به مجموعههای تاریخ شفاهی دسترسی پیدا کنند؛3-تعامل و مراودة موزه و کتابخانه با مؤسسانش را بهبود بخشد.
وضع واژگان تنها یکی از جنبههای پروژه را تشکیل میداد. در سطور زیر گامهایی را که موزه برای اطمینان خاطر از موفقیت پژوهانه برداشت، بیان کردهایم:
1-طراحی ماتریسی برای مشخص نمودن تنوع و گسترة نقلها و روایتها که بدین ترتیب 150 قلم تاریخ شفاهی برای انتشار در اینترنت اولویتبندی شدند.
2-انتخاب یک نرمافزار برای تقطیع(14)، حاشیهنویسی(15)، و نمایهگذاری(16). ما از یک نرمافزار «منبع باز»(17) موسوم به «میزکارگاهی حاشیهنویس»(18) که در دوران خود برای استفاده در «موسیقیشناسی اقوام»(19) نوشته شده بود، کمک گرفتیم.
3-ایجاد واژگان آزمایشیِ مختصِ مجموعههای تاریخ شفاهی برای توصیف صحیح و شایستة روایتهای جنگ جهانی دوم.
4-تعیین معیارهایی برای تقطیع و حاشیهنویسی، و همچنین تهیة کتابچهای حاوی دستورالعملهای اجرای مراحل تئوری و گردش کار(20) پروژه.
5-تقطیع، حاشیهنویسی و نمایهگذاری150 قلم تاریخ شفاهی (حدود 300 ساعت ویدئو).
6-تشکیل گروههای متمرکز(21) با مشارکت معلمان و دانشآموزان برنامة روز ملی تاریخ به منظور ارزیابی واژگان و وبسایت.
7-طراحی میانجی(22) وبسایت، راهاندازی «پایگاه دادههای خادم»(23)، انتخاب قطعههای ویدئویی و تهیة دستورالعملهای «شبکة توزیع محتوا».(24)
8-تهیه و تولید هزاران کتاب مرجع معلم با همکاری برنامة روز ملی تاریخ که طرحهای درسی متنوعی را برای «مقطع تحصیلی ابتدایی تا متوسطه»(25) بر پایة وبسایت و تواریخ شفاهی موزه در اختیار آنان قرار میدهد..
9-بررسی مشکلات در جلسات کارگاههای پیشگفته.
وبسایت پروژة موزه به آدرس http:ww2online.org امکان برچسبگذاری(26)، درج نظر و ایجاد مجموعههای مخصوص به خود را برای کاربران فراهم میسازد. امیدواریم کاربران وبسایت ما فرصت تعامل با قطعات ویدئویی منتخب را مغتمم شمرده و ارتباط فکری و عاطفی قویتری با تواریخ شفاهی موزه برقرار نمایند. کامنتها و برچسبهای مورد استفادة کاربران، قالب شخصیتری به ویدئوهای بارگذاریشده میبخشد و نوعی شرح یا توصیف بومی را برای آفرینش یک محیط منعطف و تعاملیِ وب-0/2 به وبسایت اضافه میکند.
تدبیری به نام واژگان جنگ جهانی دوم
مجموعههای عظیم و مضمونمحور دائماً در مؤسسه افزایش مییابند؛ این پدیده موجب شده تا واژگان بازبینیشدة(27) استاندارد، مانند سرعنوانهای موضوعی کتابخانة کنگره (LCSH)(28) یا اصطلاحنامة مصالح گرافیکی (TGM)،(29) نتوانند به نقاط دستیابی مشخصتری که مؤسسه مایل به فراهمسازی آنهاست، متصل شوند. لازم است این نوع واژگان و سایر واژگانهای استاندارد، امکان دستیابی به مجموعههای عظیم و به مؤسسات متعدد و متنوع را برای کاربران و علاقمندان به وجود بیاورند. معذلک، این اصطلاحات غالباً به آن سطح از وضوح معناییِ مورد نیاز برای توصیف رویدادها یا تجربیات تکراری که برای هر مؤسسهای اهمیت دارد، نمیرسد. هماکنون در بسیاری از مؤسسات، تهیة واژگانهای استاندارد با استفاده از اصطلاحات بومی به امر رایجی تبدیل شده است، اما موزه کوشید تا علاوه بر ایجاد ابزارهای دستیابی معمول، واژگانی منحصر به روایاتِ شاهدان جنگ جهانی دوم و زیستگان در آن مقطع نیز ابداع نماید. در این راه، مشاوران پژوهانه یعنی تیم همقطاران رَندفورس در آفرینش واژگان جدید، و هیئت مشورتی پژوهانه در تعریف و تعیین اهداف پروژه به ما یاری رساندند.
آنچه که موزه را با چالش مواجه میساخت در واقع ایجاد امکان دسترسی به خاطرات و تجربیات بود. ابداع واژگانی برای توصیف تواریخ شفاهیِ تجربهمحور در قیاس با واژگانی که برای توصیف مصنوعات یا چیزهای دیگر ابداع شدهاند، چالشهای متفاوتی را به وجود میآورد. جای توصیف دقیق و صحیح از طریق کاربرد اصطلاحات استانداردِ واژگان، کاملاً خالی بود، زیرا مصاحبهشونده غالباً دربارة یک موضوع یا آیتم به شکلی بحث نمیکند که گویی دارد آن را از روی عکس یا تصویر معرفی مینماید. لازم بود تا واژگان مورد نظر ما بیش از هر چیز به ویژگیهای روایت نزدیک باشد تا به موضوعات ایستا. پس میبایست الحاق کلمات و افعال کُنشی، مانند تجربه، تعامل، و نظارت به اصطلاحات واژگان را مد نظر قرار میدادیم. در اینجا آنچه که در جستجوها وارد میشود تجربه است، نه موضوع. پژوهشگر به کمک این اصطلاحات قادر است به موضوع مورد نظر خود نزدیکتر شود و دستیابی او به مجموعه روایات موزه نیز با سرعت بیشتری صورت گیرد.
فرایند ایجاد واژگان و توصیههای مربوط به آن
با وجودی که موزه برای فراهمسازی امکان دسترسی به تواریخِ شفاهیِ تقطیعشده اقدام به ایجاد، و به عبارتی، ابداع واژگان در این زمینه نمود، اما هر مؤسسهای که علاقمند به تولید و استخدام واژگان بومی برای فایلهای ویدئویی مختلف و متنوع میباشد میتواند از فرایند پیشنهادی ذیل استفاده کند. مضاف بر اینکه کاربرد پیشنهادهای ما برای مجموعههای تقطیعنشدة تاریخ شفاهی یا ویدئوهای مرتبط با موضوعاتی غیر از تاریخ شفاهی نیز مناسب است بیآنکه به کارایی آن خدشهای وارد شود. نمونة این حوزهها عبارت است از ضبط موسیقیشناسی اقوام در صحنه یعنی در حین تحقیقات میدانی. آرزو داریم فرایند پیشنهادی ذیل بتواند برای همه مؤسساتِ علاقمند به نمایهگذاری ویدئو، صرفنظر از موضوع آن، سودمند واقع شود.
مؤسسات لازم است در فرایند ابداع و تولید واژگانِ منحصر به فرد تشکیلاتشان، آگاهی کاملی از مخاطبان خود داشته باشند. تیم مسئول این حوزه نیز در خلال نخستین گامهای تولید واژگان باید نسبت به جایگاه کاربران خود و شیوة مورد علاقة آنان برای دسترسی به مجموعه از دید جامعی برخوردار باشد. کاربران ما عبارتند از: کارمندان موزه، دانشآموزان پیشدبستانی تا انتهای متوسطه، اعضای موزه، پژوهشگران حوزة جنگ جهانی دوم، و خانوادههای اهداکنندگان یادگاریها. از نوآموزان تا کارشناسان سطح بالا در ردیف مخاطبان موزه قرار میگیرند، لذا اصطلاحات واژگان باید برای همه گروههای سنی و جویندگان علمی، قابل فهم باشد.
در نمودار 1 فرایند اقدامات موزه در ابداع و تولید واژگان بازبینیشدة مختص مجموعة تاریخ شفاهی ما ترسیم شده است. هدایت تیم تولید واژگان را آرشیویست موزه برعهده داشت. یک مورخ شفاهی، یک موزهدار و همچنین کلیة کارکنان واحد تاریخ شفاهی نیز در این زمینه با وی صمیمانه همکاری کردند. مورخان شفاهی موزه که بخش اعظم مصاحبهها را انجام دادند آشنایی عمیق و گستردهای با مجموعهها به دست آورده بودند؛ از این رو مشارکت آنان برای حصول به شناخت صحیح از دامنه و عمق مصالح کار بسیار حائز اهمیت و بلکه اساسی قلمداد میشود.
نمودار 1:
مراحل ابداع و تولید واژگان بازبینیشده
| ۱ | بازنگری واژگان موجود |
| ۲ | بازبینی چند نمونه از ویدئوهای موجود در مجموعه و حاشیهنویسی برای آنها |
| ۳ | شناسایی درونمایهها و تجربههای اصلی ارائهشده در ویدئوها |
| ۴ | ایجاد اصطلاحات واژگان بر اساس تجربهها و درونمایههای اصلی |
| ۵ | توزیع اصطلاحات واژگان در ساختار سلسلهمراتبی |
| ۶ | بازبینی چندین بارة ویدئوها و کاربرد اصطلاحات واژگان |
| ۷ | بحث و تبادل نظر پس از کاربرد اصطلاحات واژگان و ارزیابی آنها در این فرایند |
| ۸ | نخستین مجموعة کامل واژگان |
| ۹ | بازنگری مستمر واژگان |
1-بازنگری در واژگان موجود
تیم ابداع واژگان با برخورداری از نظارت و راهنماییهای مشاوران پژوهانه، ابتدا به سراغ مرور و بازنگری مجموعهواژههای تولیدشده در سایر مناطق رفت. آنان در این مرحله علاوه بر واژههای جنگ جهانی دوم حتی واژههای نامرتبط با آن جنگ را نیز از قلم نینداختند، خصوصاً واژههای تولیدشده در روند سایر پروژههای پژوهانة مؤسسة خدمات موزهای و کتابخانهای. موزه بیش از هر چیز توجه خود را روی یک «چارچوب رمزگذاری»(30) که توسط شبکة تلویزیون آموزشی آرکانزاس (AETN) (31) برای پروژهای به نام «در کلام آنان»(32) (http://www.intheirwords.org) تولید شده بود، معطوف نمود. تیم ما بسیاری از اصطلاحات مورد استفاده در این پروژه را نپذیرفت، معذلک اتفاق نظر داشتیم که کاربرد چنین اصطلاحاتی نه برای توصیف اشیاء بلکه برای توصیف تجربهها بسیار حیاتی است. مثلاً تیم واژهسازی ما به نسخهای از اصطلاحات ابداعشده توسط شبکة تلویزیون آموزشی آرکانزاس به نام «تعامل با خانواده/دوستان» توجه ویژهای مبذول داشت و بعدها نیز همان را اقتباس نمود. تلاش میکردیم توجهمان صرفاً به توصیفاتی از همین نوع محدود شود که از این حیث تأثیر مثبت آن را در نظریهپردازی مراحل واژهسازی موزه نیز شاهد بودیم.
2-بازبینی چند نمونه از ویدئوهای موجود در موزه و حاشیهنویسی برای آنها
تیم ابداع واژگان در مرحلة بعد به تماشای چند نمونه از ویدئوهای متعلق به کلیه واحدهای نظامی و همچنین میادین نبرد، از جمله فیلمهای مربوط به فعالیتهای پشت جبهه، نشست تا بخش عمدة درونمایههای گردآوریشده توسط موزه را مورد بازنگری قرار دهد. هر یک از اعضای تیم در این تلاش موفق به کشف مضامین و تجربههای مشترکی شدند که در کلیت همه مصاحبهها تکرار میشد. سپس برای استخراج درونمایهها و بررسی شباهتهای بین مدخلهای نهایی قلمشان را به سمت حاشیهنویسی چرخاندند که بدین ترتیب شواهد متنی مفیدی برای استفاده در بحثهای آینده فراهم آمد.
3-شناسایی درونمایهها و تجربههای اصلیِ ارائهشده در ویدئوها
تیم ابداع واژگان در این قسمت تحشیههای خود را با یکدیگر مقایسه و مطابقت نموده نقاطی را که در حاشیهنویسیهایشان به موضوعات مشابهی رسیده بودند، پیدا میکردند.آنان در این قسمت برای تشخیص بسامد برخی درونمایهها، همکاری تنگاتنگی با مورخان شفاهی کردند. سطح بالای علمی مورخان شفاهی و شناخت عمیق آنان از محتوای مجموعهها امتیازی بود که به آنان امکان میداد دربارة مفیدیت کاربرد تجربهها در قالب اصطلاحات واژگان موزه، نظر کارشناسانة صائبی ابراز کنند؛ به عنوان مثال میتوان از اصطلاح «اختلال اضطرابی پس از فاجعه»(33) نام برد.
یک اصل خوب در این مرحله، تعریف مفاهیمِ «خیلی جزئی» و «خیلی کلی» بود؛ به عبارت دیگر، مشخص میشد که با توجه به اهداف پروژه، کدام اصطلاحات در دلالت معنایی خود حاوی جزئیات ریزتری هستند و کدامیک از آنها جنبه عامتری دارند. بدین ترتیب اصطلاحاتی با ویژگیهای مذکور را از دایرة گزینههای واژگان کنار میگذاشتند. یکی از شیوههایی که به تیم ما کمک کرد تا تفاوت اصطلاحات جزئی و کلی را بفهمند تشخیص این مطلب بود که بعضی از تجربهها هر چند در سطح مصاحبه میتوانستند مفید باشند اما چنین خاصیتی را در مرحلة تقطیع از دست میدادند. مثلاً اصطلاح «جنگ اقیانوس آرام»(34) دلالت معنایی وسیعی داشت، و یکی از اصطلاحات نیروی دریایی به نام «انباردار درجة 2»(35) بیش از حد به جزئیات میپرداخت. لازم بود تا همکاران ما اصطلاحاتی را پیدا کنند که با بسیاری از قطعات انتخابشده از مجموعهها تناسب داشته باشند.
4-ایجاد اصطلاحات واژگان بر اساس تجربهها و درونمایههای اصلی
تیم ابداع واژه پس از تعیین چارچوب زیربنایی درونمایهها، فعالیت خود را روی اصطلاحات متمرکز کردند. آنان کوشیدند تا اصطلاحِ جستجویشان به جای آنکه توصیفگر موضوعات ایستا باشد مطلقِ تجربهها را در جستجوهای اینترنتی به متقاضیان ارائه دهد که غالباً شامل افعال میشد مانند لفظ «مجروح شدن».(36) سپس تمام اصطلاحات را برای بازبینی و بررسی آنها روی جدول آوردند. این فرایند را در خلال مراحل اولیة پروژه بارها و بارها تکرار کردند، تا اینکه سرانجام مخزنی از اصطلاحات منطبق با ترتیب زمانی تجربههای واحدها و یگانهای شاخص و دیگر درونمایههای برجستة جنگ شکل گرفت. در هر جلسهای با اتفاق نظر اعضای تیمِ ابداع واژه، مضامین جدیدی به مخزن افزوده و یا مضامین نامناسب از آن حذف میگردید.
5-توزیع اصطلاحات واژگان در ساختار سلسلهمراتبی
هسته اصلی اعضای تیم ابداع واژه سپس اصطلاحات تولیدیِ مندرج در مخزن را در یک آرایش سلسلهمراتبی توزیع نمود. ترسیم عینی این آرایة سلسلهمراتبی میتوانست کمک بسزایی به فهم جلوة کار و رفع ایرادات آن بنماید، لذا تیم ما نخست برخی از اصطلاحات را که روی یک مقوای بزرگ یادداشت شده بود، بریده و آنها را روی میز به شکل مرتب چیدند به نحوی که گروههایی از اصطلاحات را زیر اصطلاحات عامتر قرار دادند و در این روند واژههای «بینَسَب»(37) (مانند آب و هوا) و اصطلاحاتی که خیلی همارز بودند (مانند مکاتبه و نامه) را نیز شناسایی نمودند. چنین تمرینی در تشخیص ساختار و قالبی که واژگان ما به طور طبیعی به خود گرفته بود، بینهایت سودمند واقع شد.
تیم واژهپرداز، در این مقطع، سلسلهمراتب اصطلاحات را در کنار هم چید و آن را به شکل یک «نقشة واژگان» درآورد، که بدان وسیله میشد ساختار سلسلهمراتبیِ نهایی را از روی یک ساختار اسکلتی و البته به شکل تصویری توضیح داد. اکنون برای افراد ناآشنا با فهرستنویسی و واژگان بازبینیشده شیوهای طراحی شده بود تا عینی، تصویری و دیداری بتوانند با سامانة جدید مورد استفادة خود ارتباط برقرار کنند و از آن سر دربیاورند. سودمندی و ارزش نقشة مذکور برای کارمندانی که اصطلاحات واژگان را برای تقطیعات به کار میبردند، قابل توصیف نیست زیرا بدین طریق و با «خواندن نقشه» میتوانستند خود را بیش از پیش با ساختار یادشده مأنوس کنند.
6-بازبینیِ چندین بارة ویدئوها و کاربرد اصطلاحات واژگان
پس از تهیة نزدیک به صد اصطلاح به نظر میآمد که پروژه به مرحلة تکمیل رسیده است. سپس تکتک اعضای تیم واژهپرداز، تقطیعات ویدئویی را بازبینی نموده و همزمان برای آنها حاشیه مینوشتند و اصطلاحات را نیز به کار میبردند. بازنگریها و حذف و اضافاتی در این مرحله صورت میگرفت، اما اعضای تیم عقیده داشتند که این یک چارچوب مقدماتی خوب است زیرا از پیچیدگی کافی برای توصیف صحیح مجموعههای ما برخوردار است و برای معرفی به تازهکاران و حتی گسترش دامنة آن نیز اندازة کوچکی دارد.
7-بحث و تبادل نظر پس از کاربرد اصطلاحات واژگان و ارزیابی آنها در این فرایند
در صورتی که اکثریت اعضای تیم از اصطلاح واحدی برای یک تقطیع مشخص استفاده میکردند، معلوم میشد که در این باب اتفاق نظر حاصل شده است. سپس تمام اصطلاحات را در بحثهای گروهی با هم مقایسه نموده و برگزیدههای نهایی را منطبق با کاربرد هر یک در محیط و بستر مورد نظرشان رسمیت میبخشیدند. هر گاه اصطلاحی در معنا یا بستر نادرستی به کار میرفت یا با اصطلاح دیگری خَلط میشد، آن را مورد بازنگری قرار میدادیم تا نهایتاً به درونمایه مشخصشدهاش نزدیک شود. درونمایههای مشترکی که در تجزیه و تحلیلهای گروه ما برای آنها اصطلاح مناسبی پیدا نشده بود را با ابداع یا تولید اصطلاح دیگری جبران میکردیم اما مطمئن میشدیم که قابلیت کاربرد در چند تاریخ شفاهی را داشته باشد.
8-نخستین مجموعة کامل واژگان
در این مقطع، نخستین مجموعة واژگان شکل گرفت و به الگوی کاری ما برای بازبینیهای فشرده در چندین ماه بعد تبدیل شد که طی این مدت تواریخ شفاهی متنوعتری را وارد فعالیتهای خود کردیم. این حجم جدید و متنوع، محدودیتهای مجموعة اولیه را در بوتة آزمایش قرار داد و فرصت مغتنمی برای تیم فراهم ساخت تا زیرمجموعههای کوچکِ تجربیات گوناگون را در چارچوب مجموعة تاریخ شفاهی فراگیرترمان (مانند سربازان متحدین-دولتهای محور(38)) مورد بحث و برسی قرار دهیم. موزه همچنان به مجموعههایش میافزاید و درونمایههای تازهای برای آنها مشخص میسازد که گام نهم و در واقع نهایی در تولید واژگانِ بازبینیشده محسوب میشود و همزمان نیز واژگان تولیدی به طور پیوسته مورد بررسی و بازنگری قرار میگیرد.
تیم واژهپرداز با تکمیل مرحلة نهایی اصطلاحات، برای هر یک از آنها تعریف روشنی نوشت و آن را نیز در فهرستی گذاشت تا از ناحیة قضاوتهای شخصی یا کاربرد غلط آسیبی نبینند. آنان به کمک چنین لغتنامهای ضمن درج تعریف مشخص برای کلیة اصطلاحات توانستند نحوة استفاده از هر یک در توصیف تجربیات مختلف را نیز پیشبینی کنند. مثلاً لفظ غذا/شلختگی برای تمام تجربیات مرتبط با خوردن یا آشپزی قابل اطلاق بود. پس اکنون میبینیم که اصطلاحات انتخابشده چگونه توسط کنشها تعریف میشوند بیآنکه «فعلی» در کنارشان نشسته باشد، یعنی به کمک «فعل» اجرا شوند. ارزش چنین لغتنامههایی برای آموزش نمایهگذاران تازهکار در پروژهها توصیفناپذیر است.
در گام بعدی، نتایج اقدامات معلمان و دانشآموزانِ گروههای متمرکزِ(39) برنامة روز ملی تاریخ مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت تا واژگان ابداعی موزه را با واژگانی که توسط برنامة روز ملی تاریخ از کلیپهای همان تواریخ شفاهی تهیه و ارائه شده بود، مقایسه نمایند. همکاران پروژه را دانشآموزان سرآمد مدارس مقطع راهنمایی و متوسطه تشکیل میدادند که در خلال رویدادهای برنامة روز ملی تاریخ با میل و رغبت در جلسات آن شرکت کردند. ما در هر دو جلسه از دانشآموزان خواستیم تا اصطلاحاتی را که توصیفکنندة یک سلسله کلیپهای مصاحبه است، فهرست کنند. قصدمان این بود تا واژگان حرفهای خود را با واژگانِِ ارائهشده توسط کاربران مقایسه نماییم تا از میزان توفیق پوشش یا جامعیت واژگان خودمان به یک ارزیابی برسیم. ما در تجزیه و تحلیل نتایج به دنبال چند دسته از اصطلاحات کاربردی بودیم. دادههایی به دستآمد که درصد اصطلاحات موجود در هر طبقه را بدین قرار نمایش میداد: 1-خطاها؛ 2-فهرستنویسی خیلی کلی/در سطح مصاحبه؛ 3-تأئیدشده به کمک واژگان ابداعی موزه؛ 4-خیلی جزئی/قیدشده در تحشیهها؛ 5-دارای ارزش برای تولید اصطلاحات جدید. پیش میآمد که دانشآموز از لفظی برای توصیف کسی در نیروی دریایی استفاده میکند در حالی که آن فرد در نیروی زمینی خدمت میکرد. اصطلاحاتی مانند جنگ جهانی دوم و دیگر اقلام قابل کاربرد برای همه مصاحبهها در ردیف واژههای خیلی کلی دستهبندی شدند. آن دسته از اصطلاحات ویژه و تخصصی مانند مسلسل کالیبر50 ام-2 برانینگ را در ردیف اصطلاحات خیلی جزئی طبقهبندی کردند و سایر درونمایههایی که در مدت تحقیقات تیم واژهپرداز به آنها پرداخته نشده بود نیز به عنوان اصطلاحات بالقوه جدید ذخیره گردیدند. همچنین آن دسته از اصطلاحاتی که در آنها نسبت و ارتباط نزدیکی با واژگان ابداعیِ موزه دیده شده بود در طبقة «برابرهای موفق» جای گرفتند.
گامهای بعدی و آیندة پروژه
اکنون که کار تهیة واژگان بازبینیشده به سرانجام رسیده است، دستاندرکاران پروژه به افقهای آینده چشم دوخته و قصد دارند به موضوعات متنوع و تازهای بپردازند که شامل این موارد هستند: ضروریات گردآوری اطلاعات در برابر مدیریت مراحل فعالیت، به کارگیری اصطلاحات عاطفی و ذهنی، ایجاد امکان جستجوهای متقاطع، و نقش هیئت مشورتی.
گردآوری اطلاعات در برابر مدیریت مراحل فعالیت: با توجه به کهولت سن کهنهسربازان جنگ جهانی دوم و فوت عدة زیادی از آنان، موزه توجه خود را به شدت روی مسئلة گردآوری دادهها متمرکز نموده است. همین واقعیت تلخ موجب شد تا غالباً مصاحبهها به سرعت انجام و برای پردازش و فهرستنویسی در آینده، ذخیره شوند. اکنون با اتخاذ رویکردی جدید و متفاوت سعی شده است تا تمرکز فعالیتها از صِرفِ گردآوری مصاحبهها به سمت مدیریت و فراهمسازی امکان دسترسی به آنها گسترش یابد. تغییر همواره دشوار است، اما اتخاذ رویکردی خلاقانه و نو به مرحلة دسترسی از این هم دشوارتر و پیچیدهتر بود، معذلک پاداشهای خوبی نصیب ما کرد.
اصطلاحات عاطفی و ذهنی(40): لازم بود تکلیف دامنه یا محدودة صراحت و وضوح توصیف هر اصطلاح به درستی مشخص شود. این اقدام منجر به تمرکز فعالیتها بر ابعاد عینی قضیه شد، و اصطلاحاتِ منتسب به عواطف را به خاطر چالشهای حوزة ذهنی کنار گذاشتند. در طی مراحل اجرای پروژه و همچنین به واسطة حرکات و تمایلات گروههای متمرکز پی بردیم که بینندگان، شنوندگان و خوانندگان تواریخ شفاهی و حتی کارمندان خودِ ما گرایش عجیبی به قطعات عاطفی دارند و ویدئوها را با استفاده از درونمایههای ذهنی و عاطفی نظیر ترس و شجاعت جستجو میکنند. تیم واژهپرداز عقیده داشت که اصطلاحات تخصصی باید مطلقاً بر واقعیتها مبتنی باشند، لذا در خلال اجرای مراحل تولید واژگان مصمم بود تا الفاظ عاطفی مانند ترسیدن یا ناامید شدن را در انتخابهای خود نگنجانَد. وبسایت پروژه، برچسبهای عاطفی و ذهنی توصیهشده از سوی کاربران را برای استفادة احتمالی در پروژههای آینده ذخیره خواهد کرد.
جستجوی متقاطع در مجموعهها(41): پژوهانة موردِ بحث ما زمینة دیجیتالی شدنِ(42) مابقی مجموعههای موجود و دسترسی به آنها را بدین شیوه فراهم ساخت. ارمغان مهم پروژة موزة ما کشف یک راه حل نهادی برای ایجاد امکان جستجوی متقاطع در مجموعهها بر مبنای واژگانی بود که به روایتها و نقلهای بایگانیشده در موزه اختصاص یافته بود و میخواستیم راه انتقال آنها به مردم بدین طریق باز شود. مأموریت موزه نَقل ماجراها و خاطرات سربازان آمریکا در جنگ جهانی دوم است که بدین منظور همة مجموعههای موجود را برای پشتیبانی از این هدف به صف کردهایم؛ از این رو، بسیاری از یادگاریها و مجموعههای آرشیوی ما را میتوان به کمک همین واژگانِ ابداعی، توصیف نمود. با طراحی یک نظام نوین مدیریت مجموعهها امکان کاربرد واژگان برای همة مجموعهها و جستجوی متقاطع در آنها فراهم میشود.
واژگان جدید هماکنون یکی از ابزارهای اساسی برای فهرستنویسی و شناساییِ درونمایههای اصلیِ موزه محسوب میشود. مثلاً، اصطلاح «تجربة آتش دشمن» را میتوان برای قطعهای از تاریخ شفاهیِ افسری که حملة دشمن را توصیف میکند به کار برد، اما همین اصطلاح برای توصیف گلولهای در کلاهخود، گزارش تاکتیکهای آتشباری دشمن بعد از عملیات، یا حتی فیلمهای کشورهای مهاجم از سلاحهای شلیکشده در جنگ نیز قابل استفاده است. در صورتی که واژگان ابداعیِ موزة جنگ جهانی دوم با سایر حیطههای فهرستنویسیِ سطح بالا، مانند میدان نبرد و یگان نظامی/غیر نظامی(43) به طور توأمان استفاده شود و در جستجوهای اینترنتیِ پیچیده از میان تجربیات مردم سراسر دنیا عبور نماید، نتایج حیرتانگیزی به بار میآورَد. با این وجود، گسترش کاربرد واژگان در قسمتهای مختلف مؤسسه میطلبد که کاربرد و همچنین نظارت دقیق بر دامنه و اهداف آن حتی بیش از پیش مورد بازنگری و حک و اصلاح قرار گیرد.
هیئت مشورتی: موزه در راه خود برای ایجاد یک نظام جدید، ثابتقدم و استوار گام برمیدارد، اما در این مسیر سؤالات جدیدی نیز پیش میآید که برای پاسخ به آنها تلاش میکنیم و تجربیات تازهای به آموختههای موجودمان میافزاییم. شرکاء، مشاوران و هیئت مشورتی ما که برای تقویت علمی مسیر اجرای پروژه و نیل به دستاوردهای سازنده شکل گرفتند در افزایش بار علمی جنبههای مختلف پروژه بسیار سودمند واقع شدند. ما تا پیش از اجرای پروژه کنونی تماس چندانی با متخصصان و کارشناسان تاریخ شفاهی نداشتیم، اما پروژة جدید همچون آذرخشی بود که محیط بحث و تبادل نظر با اساتید و شرکاء را روشنی بخشید و فرصتهای فراوانی را برای همکاری به ارمغان آورد. امید داریم حتی پس از اتمام پژوهانه نیز چنین همکاریهایی همچنان ادامه یابد.
موزة جنگ جهانی دوم امیدوار است در افقهای دوردست بتواند پرچمدار شناساییِ جریانهای ملی با محوریتِ استفاده از واژگانِ بازبینیشدة بومی و مرتبط با جنگ جهانی دوم باشد و نیز آرزو دارد مبحثی را بگشاید که اعضای جامعه تاریخ شفاهی را از طریق این مطالعة موضوعی با هم پیوند دهد. گرایش بسیاری از موزهها به برگزاری نمایشگاههایِ مبتنی بر روایت، داستانگویی، و تجربیات شخصی در حال گسترش است، لذا برخورداری از امکان فهرستنویسیِ مجموعهها به منظور پشتیبانی از چنین ایدههایی ضرورت تامه یافته است، و یکی از بهترین ابزار اصلی دسترسی به این فرآوردهها ابداع واژگان مخصوص است.
1. در اینجا مقصود روز 6 ژوئن 1944 است که ارتش متفقین نیروهای خود را در فرانسه پیاده کرد.
2. Stephen Ambrose
3. citizen-soldier؛ (militia)- به آن دسته از نیروهای نظامی گفته میشود که از شهروندان عادی تشکیل شده باشند. هدف از شکلگیری چنین نیروهایی دفاع یا اجرای قوانین اضطراری یا خدمات شبه نظامی در مواقع خاص و بحرانی میباشد.
4. autobiographical materials
5. artifacts
6. travelling exhibitions
7. educational tours
8. navigating
9. -National Leadership Grant گرانت بودجهای است که به نهادها، موسسات، شرکتها یا افراد اعطا میشود. اغلب گرانتها برای انجام کار یا پروژه خاصی داده میشوند و درجاتی از گزارشدهی را نیاز دارند. انواع پروژهها (پروژههای عمرانی، فرهنگی، بهداشتی، آموزشی، پژوهشی و... ) را میتوان با حمایت گرانتها انجام داد. به عنوان مثال «گرانت پژوهشی»، گرانتی است که برای انجام طرح پژوهشی اعطا میشود. معادل فارسی «گرانت پژوهشی»، کلمهٔ «پژوهانه» میباشد. کلمهٔ پژوهانه، واژهٔ مصوب فرهنگستان و به معنای حقالتحقیق است. در گرانتهای پروژهای، متقاضی (حقیقی یا حقوقی) پروپوزال (proposal) خود را تسلیم نهاد بودجهدهنده میکند. ایدهٔ اولیة این پروپوزال ممکن است از جانب متقاضی باشد و یا متقاضی پروپوزال را در پاسخ به یک RFP تهیه کرده باشد. گرانتهای غیر پروژهای برای موارد خاص اعطا میشوند؛ مثل کمک به بازماندگان بلایای طبیعی، جویندگان کار، کمکهزینهٔ تحصیلی به دانشجویان و ... .
گرانتدهندگان گوناگون و متنوعاند؛ مثل: دولتها و نهادها و سازمانهای دولتی، صنایع و شرکتهای خصوصی، نهادها و سازمانهای بینالمللی، NGOها و نیز بنیادهای خیریه. البته افراد حقیقی نیز میتوانند به عنوان گرانتدهنده مطرح باشند.
بانک اطلاعات گرانتها: پایگاههای اطلاعرسانی گوناگونی وجود دارند که به عنوان ابزار جستجوی گرانتها مورد استفاده قرار میگیرند.
10. Bringing Oral Histories to Life: Unlocking the Power of the Spoken World
11. The Randforce Associates-این تشکیلات توسط پروفسور مایکل فریش (Michael Frisch)، مدرس تاریخ و مطالعات آمریکا در دانشگاه بوفالو، راهاندازی شد. هدف وی از این کار، توسعه و گسترش فعالیتهای علمی در زمینة تاریخ شفاهی در عصر دیجیتال میباشد. مؤسسة رندفورس از سال 2002 تاکنون از ابزارهای رسانهای دیجیتالی جدید برای بازگرداندن کلام شفاهی به آغوش تاریخ شفاهی، بهرهگیری از توان عظیم صدا و تصویر در حوزة کاربردهای تخصصی، نهادی، اجتماعی، خانوادگی و پژوهشی استفاده نموده است. این تشکیلات به متقاضیان کمک میکند تا از ابزارهای دیجیتالی و شیوههای نمایهگذاری به خوبی بهره بگیرند. بدین ترتیب دسترسی مستقیم به قطعههای صوتی و تصویری و متنی فراهم میشود؛ جستجو و کند و کاو در فضای مصاحبه با سهولت بیشتری صورت میگیرد؛ و صدا و بیان وارد عرصة پژوهش، آموزش، و محیطهای چندرسانهای میشوند.
12. -National History Dayاین عنوان مربوط به یکی از برنامههای علمی-تحقیقاتی بسیار معتبر و مشهور برای دانشآموزان مقطع راهنمایی و متوسطه میباشد. هر ساله بیش از 500 هزار دانشآموز از سراسر آمریکا به تشویق معلمانشان در مسابقة «روز ملی تاریخ» شرکت میکنند. نحوة کار بدین صورت است که آنان موضوعاتی تاریخی را انتخاب میکنند و سپس با مراجعه به موزهها، کتابخانهها، آرشیوها، مکانهای تاریخی و مصاحبههای تاریخ شفاهی وارد یک حرکت پژوهشی گسترده میشوند. دانشآموزان پس از تجزیه و تحلیل و تفسیر منابع مورد استفاده و جمعبندی دربارة اهمیت موضوعشان در تاریخ، محصول نهایی خود را در قالب مقاله، وبسایت، اجرای نمایش، برگزاری نمایشگاه، و تولید فیلمهای مستند عرضه میکنند. آثار آنان در سطح محلی، استانی و کشوری توسط اساتید و متخصصان تاریخ مورد ارزیابی قرار میگیرد. این برنامه علاوه بر آشناسازی دانشآموزان با وقایع گذشته، به آنان مهارت تفکر انتقادی و حل مسئله، مطالعه و پژوهش، ارتباطات کلامی و مکتوب، عزت نفس، حس مسئولیتپذیری و مشارکت در فرایندهای دموکراتیک را نیز میآموزد.
13. فناوری وِب-0/2 (Web 2.0) در اصل سیستمی است که بر مبنای آن نسل دوم اینترنت و خدمات وابسته به آن در اختیار کاربران قرار میگیرد و از بخشهای اصلی آن میتوان به سایتهای ویکی(Wiki)، وبلاگها، سیستمهای بهاشتراکگذاری تصاویر و شبکههای اجتماعی با محوریت فضای اجتماعی اشاره کرد. در فضای کنونی که شبکههای اجتماعی مانند Face-book و Twitter بسیار محبوب شدهاند به نظر میرسد که 02-Web به فضایی محبوب و کاربردی برای کاربران تبدیل شده است.
14. segment
15. annotation
16. indexing
17. open source
18. Annotator's Workbench
19. ethnomusicology
20. workflow- گردش کار یا همان Workflow را روش و نرمافزاری برای «خودکارسازی فرآیندهای کسب و کار» تعریف کردهاند که در آن، اسناد، دادهها و وظایف-بر اساس رویهها یا مقرراتی از پیش تعیینشده- از جایی به جای دیگر جریان مییابد. گردش کار یعنی پاسخ به این سوالات که چه کسی، روی چه موضوعی، در چه حوزهای و در چه زمانی مشغول فعالیت است. از جمله مزایای گردش کار میتوان به موارد ذیل اشاره کرد:
کاهش حجم کاغذبازی اداری و کارهای روزمرهای که باید به طور دستی انجام شود
تسهیل و تسریع ارتباطات سازمانی و انسانی
کاهش اشتباهها و در نتیجه افزایش صحت دادهها
تقویت امنیت سازمان
افزایش کارایی از طریق خودکار کردن پردازشهای تجاری و حذف مراحل غیر ضروری
بهبود مدیریت پردازشهای تجاری از طریق شیوههای کاری استاندارد و توانایی بازرسی بهتر
بالا رفتن سطح انعطافپذیری در سازمان
بهبود پردازشهای تجاری از طریق سادهسازی آنها
ایجاد زمان مطمئن برای تحویل کالا یا سرویس تولیدی
کاهش انبارداری به حداقل
بهبود خدماترسانی به مشتریان
گفتنی است گردش کار، در حوزهها و صنایع مختلفی کاربرد دارد که از آن جمله میتوان به دانشگاهها، حوزههای بهداشتی و پزشکی، موسسات مالی و بانکها، صنایع و نهادهای دولتی اشاره کرد.
به هنگام پرداختن به موضوع گردش کار اغلب چند اصطلاح به گوش میخورد:
1.مدیریت گردش کار (Workflow Management)؛ به معنای مدیریت جریان کار در سازمان به لحاظ این که کار با افراد مناسب و در زمان مناسب انجام شود.
وظیفه اصلی مدیریت گردش کار، ارسال کارهای روزانه سازمان به اشخاص مناسب و در زمان معین است که از قابلیت پیگیری نیز برخوردار میباشد.
2.سیستم گردش کار (Workflow System)؛ سیستمی است که از طریق اجرای فرآیندهای رایانهای تعریفشده در سازمان، از گروهی از فرآیندهای کسب و کار پشتیبانی میکند.
3.موتور گردش کار (Workflow Engine)؛ یک سیستم گردش کار از چندین موتور تشکیل شده است که تمام یا قسمتی از سیستم کنترلی گردش کار را در دست دارد.
یک مثال ساده برای تشریح کارکرد گردش کار:
فرض کنید نیروی فنی یک شرکت، نامه درخواست مرخصی خود را به مدیر ارسال کرده است. مدیر پس از بررسی شرایط، مرخصی وی را تایید میکند. در مرحله بعد مسئول کارگزینی، مرخصی درخواستی را ثبت و در سیستم حضور و غیاب کارمندان لحاظ مینماید. اکنون فرض کنید که در این سازمان دو قانون جاری است: اول این که سقف مرخصیها، دو روز در ماه است و دوم این که برخی کارشناسان ارشد از این قانون مستثنی هستند. اکنون مدیر مربوطه باید اولاً تعداد مرخصیهایی را که این کارشناس قبلاً مورد استفاده قرار داده شمارش کند و ثانیاً قانون دوم را نیز پردازش نماید. در صورتی که تعداد پرسنل درخواستکننده مرخصی زیاد باشد، مدیر مجبور است زمان زیادی را برای پردازشهای بالا اختصاص دهد، در صورتی که با استفاده از یک سیستم هوشمند میتوان این قوانین را با صرف زمانی بسیار اندک و به صورت خودکار به سامان رساند.
21. focus group
22. interface
23. back-end-در برنامة کاربردی سرویسگیرنده و سرویسدهنده، بخشی از برنامه را میگویند که بر روی سرویسدهنده اجرا میشود.
24. content delivery
25. K-12-نام اختصاری نظام آموزش و پرورش از پیشدبستانی تا سال 12 متوسطه در کشورهایی مانند آمریکا، کانادا، ترکیه و ...
26. tag
27. controlled vocabulary-همچنین وازگان ساختاریافته، واژگان مقید: سیاهة ثابتی از اصطلاحات به منظور ذخیرهسازی و بازیابی اطلاعات، همراه با قواعدی برای گزینش این اصطلاحات و افزودن واژههای جدید به آن که در نمایهسازی پیشینهها به کار میرود.
28. Library of Congress Subject Headings
29. Thesaurus of Graphic Materials
30. coding framework
31. Arkansas Educational Television Network
32. In Their Words
33. Post-Traumatic Stress Disorder
34. Pacific War
35. Storekeeper 2nd Class
36. being wounded
37. orphan term-همچنین واژة یتیم، واژه تنها-یعنی واژههای بدون پدرواژه
38. The Axis
39. focus group
40. Emotional and Subjective terms
41. Cross-Collection Searching
42. digitization
43. branch of service/civilian
44. senior archivist
45. curator
46. content specialist
لیندسی بارنز، سربایگان(44) و مدیر پروژههای دیجیتالی موزة ملی جنگ جهانی دوم، مدرک کارشناسی ارشد خود را در رشتة علوم کتابداری و اطلاعرسانی از دانشگاه ایالتی لوئیزیانا اخذ نموده است.
E-mail: Lindsey.Barnes@nationalww2museum.org
کیم گایز، موزهدار(45) و متخصص محتواشناسی(46) در موزة ملی جنگ جهانی دوم نیز مدرک کارشناسی ارشد خود را در رشتة علوم کتابداری و اطلاعرسانی از دانشگاه ایالتی لوئیزیانا اخذ نموده است.
E-mail: Kimberly.Guise@nationalwww2museum.org
لیندسی بارنز و کیم گایز
Lindsey Barnes & Kim Guise
مترجم: علی فتحعلی آشتیانی
تعداد بازدید: 4752
آخرین مطالب
پربازدیدها
100 سؤال/30
چگونه میتوان اعتبار روایتهای متعارض در تاریخ شفاهی را سنجید؟یکی از مباحث مهم تاریخ شفاهی اعتبار روایتها است. اینکه پژوهشگر تاریخ شفاهی چگونه و یا از چه روشی به درستی آن پی ببرد، موضوع قابل تأملی است. معمولاً در بین مصاحبههای تاریخ شفاهی گاهی پژوهشگران با روایتهای متعارض برمیخورند که چالشی فرا روی آنهاست. در این مواقع اگر پژوهشگر به موضوع احاطه داشته باشد...






