نگاهی به کتاب «تاریخ شفاهی دفاع مقدس روایت احمد فتوحی»

بسیج در لشکر 17 علی بن ابی‌طالب(ع)

فریدون حیدری مُلک‌میان

13 شهریور 1401


«ما امروز هم مدام می‌گوییم که کار را مردمی کنید و بر عهدۀ آن‌ها بگذارید؛ مردمی که معتقد به اصل ادای تکلیف باشند، نه دنبال سهم‌خواهی. البته در دفاع مقدس هم سهم‌خواهی بود، اما سهم‌خواهی آخرتی بود! در آن دوره، کارها دلی و اعتقادی بود و همه به دنبال گمنامی بودند. خیلی‌ها امروز می‌گویند که ما نتیجه‌محوریم، نه وظیفه‌محور. آن‌ وقت که بحث تکلیف و وظیفه بود، کسی که ادای تکلیف می‌کرد، بهترین نتیجه را هم می‌گرفت و خدا به آن برکت می‌داد. کوچک و بزرگ، تحصیل‌کرده و بی‌سواد، شهری و روستایی، غنی و فقیر و همۀ اقشار به دنبال این بودند که وظیفه‌شان را انجام بدهند. امروز حلقۀ مفقودۀ ما همین است.»

سادگی، صراحت و صمیمیتی که در لحنِ متنِ منتخب برای پشت جلد کتاب دیده می‌شود، بر نگاهی تأکید دارد که در تصویر روی جلد (چهره و حالت معصومانۀ راوی) نیز به‌خوبی منعکس است. و این به‌راستی حکایت همۀ آن کسانی است که در دوران دفاع مقدس، نام و نشان را در گمنامی خویش می‌جستند و خود را تنها موظف به ادای تکلیف می‌دانستند.

پس از صفحات عنوان، فیپا و شناسنامه (که با هم در یک صفحه آمده‌اند) و فهرست جامع کتاب، پیشگفتار مرکز اسناد و تحقیقات و مقدمۀ مصاحبه‌کننده و تدوین‌گر کتاب قرار دارد. در ادامه، هجده جلسه گفت‌وگو با احمد فتوحی هجده فصلِ متنِ این روایت را تشکیل می‌دهد که راوی خاطراتش از جنگ را در آن بازمی‌گوید. بعد از آن، بخش تصاویر عمدتاً رنگی و بعضاً سیاه و سفید با کیفیت مطلوب می‌آید (ضمن اینکه در جای‌جای متن نیز به اقتضای مطلب و موضوع آن، عکس‌های قابل توجه و چشمگیری گنجانده شده) و آخرین صفحات نیز مطابق معمول به نمایه اختصاص دارد.

جلسۀ اول

«اولین اقدامات پس از انقلاب» موضوع جلسۀ اول گفت‌وگو با احمد فتوحی (راوی) است. در آغاز دربارۀ آموزش نظامی نیروهای مردمی در مساجد قم پس از پیروزی انقلاب بحث می‌شود. در ادامۀ جلسه نیز دربارۀ موضوعاتی مانند تشکیل کمیته‌های انقلاب اسلامی، تشکیل سپاه قم و ورود بخشی از نیروهای کمیته به سپاه پاسداران، عضویت در سپاه قم و محافظت از امام خمینی(ره) پس از اقامت موقت ایشان در قم و همچنین حفاظت از شخصیت‌های سیاسی-مذهبی در قم و پایان دادن به غائلۀ حزب خلق مسلمان در قم و... گفت‌وگو می‌شود.

جلسۀ دوم

در این جلسه، راوی از «آزادسازی سنندج؛ تجربه‌ای ماندگار» سخن می‌گوید؛ وقایعی که در روزهای آغازین انقلاب در قم اتفاق افتاد و مسئولیت‌های خاص سپاه قم در آن دوره شروع می‌شود. ضمن تشریح ماجرای حضور گروهک‌ها در قم و یارگیری آن‌ها، به اقدامات دیگر سپاه اشاره می‌شود و نهایتاً از غائلۀ کردستان و آزادسازی سنندج سخن به میان می‌آید.

جلسۀ سوم

در سومین جلسه، راوی به «آغاز جنگ تحمیلی و اعزام نیروهای قم به جبهه‌های جنوب» اشاره می‌کند؛ دوره‌ای که برای تکمیل آموزش‌های چتربازی به شیراز اعزام شده بود. سپس دربارۀ اتفاقاتی که بعد از شروع جنگ تحمیلی و بازگشت به قم رخ داد سخن می‌گوید. وی همچنین در ادامۀ جلسه، مأموریت گروه تحت فرماندهی‌اش در جبهۀ دارخوین و خط کوت‌شیخ خرمشهر را تشریح می‌کند و به دیدارش با جهان‌آرا در خرمشهر و دیدار با سیدیحیی رحیم صفوی در دارخوین و حضور در عملیات‌های فرماندهی کل قوا، ثامن‌الائمه، طریق‌القدس، فتح‌المبین و بیت‌المقدس اشاره می‌کند و دربارۀ آن‌ها توضیحاتی می‌دهد.

جلسۀ چهارم

این جلسه مربوط می‌شود به «بسیج؛ محور اصلی گسترش سازمان رزم سپاه». راوی به چگونگی واگذاری تیپ 17 علی بن ابی‌طالب(ع) به منطقۀ 1 سپاه شامل استان‌های مرکزی، زنجان و سمنان می‌پردازد و افزایش توان رزم سپاه را مرهون حضور نیروهای بسیجی در میدان‌های سخت عنوان می‌کند. در ادامه، پس از تشریح سازمان جدید تیپ 17، به حضورش در خط پدافندی پاسگاه زید به عنوان فرماندۀ گردان امام محمدتقی(ع) اشاره می‌کند. سپس دربارۀ عملیات محرم و به عهده گرفتن سِمَت جانشینی فرماندۀ تیپ 17 توضیح می‌دهد. وی در انتها درخصوص نقش روحانیت در تقویت ساختار لشکر 17 و توجه زین‌الدین به کادرسازی توضیحاتی ارائه می‌دهد.

جلسۀ پنجم

«دوران دفاع مقدس؛ تجلیگاه شایسته‌سالاری» مبحثی است که در پنجمین جلسه به آن پرداخته می‌شود. در ابتدای جلسه، دربارۀ گسترش سازمان رزم سپاه با حضور مردم و همچنین شایسته‌سالاری واقعی در دوران دفاع مقدس سخن گفته می‌شود؛ اینکه مجموعۀ سپاه و به‌خصوص یگان‌ها، متناسب با اوضاع، نیاز خودشان را خودشان تشخیص می‌دادند. حتی می‌شد واقعاً شایسته‌سالاری را به نحو عالی در دوران دفاع مقدس در انتصابات دید. در ادامۀ این جلسه، دربارۀ مباحثی مانند یگان‌های فرمانده‌محور در سپاه، حضور میدانی فرماندهان در مراحل آماده‌سازی یگان و رشد عملی و تجربی فرماندهان لشکر در حین جنگ گفت‌وگو می‌شود.

جلسۀ ششم

این جلسه به مسئلۀ «انعطاف سازمانی در سپاه پاسداران» اختصاص دارد. ابتدا به موضوعاتی چون ارتقای سازمان رزم سپاه و ارتقای تیپ 17 علی بن ابی‌طالب(ع) به لشکر و مراحل توسعۀ این یگان پرداخته می‌شود. سپس راوی با تشریح وضعیت به وجود آمده در جبهه‌ها پس از ایجاد ساختار تیپی و لشکری، به انعطاف‌پذیری سازمان رزم سپاه اشاره می‌کند. همچنین خلاقیت در ساختارسازی، نقش نیروهای مردمی در سازمان رزم سپاه، اقدامات لشکر 17 در عملیات والفجر مقدماتی و خاطراتی از شهیدان حسن باقری، امیرحسین ندیری و حسین ساعدی از دیگر موضوعاتی است که در این جلسه به آن‌ها پرداخته می‌شود.

جلسۀ هفتم

موضوع این جلسه «تغییر منطقۀ نبرد» است که با بحث دربارۀ ایجاد مقدمات لازم برای اجرای عملیات والفجر 3 و 4 شروع می‌شود. راوی سپس به همراهی علمای قم، اصناف و مسئولان استان‌ها با لشکر 17 علی بن ابی‌طالب(ع) اشاره می‌کند و در مقایسه بین حضور نیروهای مردمی در ارتش بعث و حضور نیروهای مردمی ایران در جبهه‌ها توضیح می‌دهد. در ادامۀ این جلسه، دربارۀ ویژگی‌های اجرای عملیات در منطقۀ جنوب، غرب و شمال غرب و همچنین تفاوت‌های عملیات در این مناطق بحث می‌شود.

جلسۀ هشتم

«عملیات والفجر 4؛ تجربه‌ای دیگر» موضوع گفت‌وگوی جلسۀ هشتم است. راوی ابتدا به تشریح عملیات والفجر 4 می‌پردازد و در ادامۀ بیان تفاوت‌های اساسی رزم در منطقۀ جنوب و شمال غرب، عنوان می‌کند که مشکلات ناشی از تغییر منطقۀ نبرد، با انعطاف‌پذیری نیروهای سپاه حل شد. در ادامۀ جلسۀ هشتم، به موضوعاتی چون سختی‌های جنگ در منطقۀ عملیاتی والفجر 4 و نیاز به آموزش متناسب با منطقۀ عملیاتی پرداخته می‌شود.

جلسۀ نهم

در این جلسه، «عملیات خیبر؛ مظهر نوآوری در جنگ» موضوع روایت است. راوی جلسه را با توضیح دربارۀ انعطاف‌پذیری ساختار و سازمان لشکر 17 علی بن ابی‌طالب(ع) آغاز می‌کند و در ادامه، به تشریح شناسایی‌های قبل از عملیات خیبر و کسب آمادگی برای این عملیات می‌پردازد. او همچنین دربارۀ اعزام بسیجیان پیش از عملیات خیبر، در قالب «طرح لبیک یا امام» و چالش‌های به‌کارگیری این نیروها توضیحاتی می‌دهد و نیز به شهادت یاران مهدی زین‌الدین و تنهایی او در عملیات خیبر اشاره می‌کند. در ادامۀ جلسه، وی درخصوص ایجاد پایه‌های یگان دریایی در لشکر 17 در عملیات خیبر و نوآوری و خلاقیت سپاه در این عملیات سخن می‌گوید و به ماجرای مجروحیتش در این عملیات می‌پردازد. عزیمت به سفر معنوی حج، لشکرکشی به جبهۀ شمال غرب، شهادت زین‌الدین و معرفی غلامرضا جعفری به عنوان فرماندۀ لشکر 17 از موضوعات دیگر این جلسه است.

جلسۀ دهم

در دهمین جلسه، راوی به «فرماندهان جوان در صحنۀ نبرد» می‌پردازد. بدین ترتیب، روش‌های فرماندهی در دوران دفاع مقدس، ویژگی‌های فرماندهان جوان در صحنۀ نبرد و رشد سازمانی افراد در سازمان رزم سپاه، موضوعات این جلسه را تشکیل می‌دهند. از جمله راوی دربارۀ شیوۀ فرماندهی مهدی زین‌الدین و نوع تعاملات او با مسئولان استان‌های پشتیبانی‌کننده توضیحاتی ارائه می‌دهد.

جلسۀ یازدهم

در این جلسه، راوی روی «تعامل نیروها با فرماندۀ جدید لشکر 17 علی بن ابی‌طالب(ع)» متمرکز می‌شود. با توجه به فرمانده‌محور بودن یگان‌های سپاه و محبوبیت و مقبولیت مهدی زین‌الدین در بین رزمندگان لشکر 17 علی بن ابی طالب(ع)، تشریح وضعیت این لشکر بعد از شهادت او از جمله مباحث اصلی این جلسه است. در ادامه، درخصوص چگونگی معرفی فرماندۀ جدید لشکر صحبت می‌شود و اینکه در ابتدا از پذیرش سِمَت جانشینی فرماندۀ لشکر امتناع می‌کند و بعد از جلسه‌ای که با حضور مسئولان لشکر و سپاه قم  برگزار می‌شود، این مسئولیت را می‌پذیرد.

جلسۀ دوازدهم

موضوع «نقش لشکر 17 علی بن ابی‌طالب(ع) در عملیات بدر» در جلسۀ دوازدهم مورد بررسی قرار می‌گیرد. راوی دربارۀ رزم بی‌امان لشکر 17 علی بن ابی‌طالب(ع) در انتهای عملیات بدر سخن می‌گوید و اولین تجربۀ عملیاتی لشکر 17 با فرماندۀ جدید را تجربه‌ای موفقیت‌آمیز  می‌خواند و این یگان را یگانی خط‌شکن و پیروز در عملیات بدر معرفی می‌کند. به اعتقاد او، به‌رغم عدم موفقیت کامل عملیات بدر، لشکر 17 توانست در این عملیات اهدافش را تأمین کند و به موفقیت برسد. در ادامه، وی به نبرد تن با تانک در جزیره اشاره و عنوان می‌کند که لشکر 17 در عملیات بدر عقب‌نشینی نکرد، بلکه تمام شد، زیرا سنگین‌ترین نبرد زرهی در خط این لشکر اتفاق افتاد و رزمندگان لشکر حماسه‌ای بی‌نظیر خلق کردند. موضوع بازسازی ساختار لشکر بعد از عملیات بدر، مدیریت انقلابی آن و تشکیل یگان «ش. م. ه.» از مباحث بعدی جلسۀ دوازدهم است. تشریح اقدامات لشکر 17 علی بن ابی‌طالب(ع) برای کسب آمادگی برای اجرای عملیات در فاو، رعایت اقدامات تأمینی در ابتدای آماده‌سازی یگان، تغییرات پی‌درپی در مأموریت لشکر 17 و فریب دشمن در عملیات والفجر 8، از دیگر موضوعات مطرح شده در این جلسه است.

جلسۀ سیزدهم

راوی از «اوج غافلگیری دشمن در عملیات والفجر 8» در این جلسه می‌گوید و دربارۀ کسب آمادگی لشکر 17 علی بن ابی‌طالب(ع) و آموزش‌های خاص آن برای شرکت در عملیات والفجر 8 و مانور یگان مزبور در این عملیات بحث می‌کند. وی همچنین به تبیین چگونگی مشارکت لشکر 17 علی بن ابی‌طالب(ع) در طرح‌ریزی عملیات والفجر 8 و بیان نکاتی دربارۀ فرماندهانی که همپای رزمندگان در صحنۀ نبرد حضور داشتند، می‌پردازد و فضای لشکر 17 را در آستانۀ عملیات والفجر 8 ترسیم می‌کند. پشتیبانی در وضعیت متفاوت منطقۀ عملیاتی والفجر 8، غافلگیری دشمن در منطقۀ عملیاتی لشکر 17، نبرد سنگین با لشکر گارد ریاست جمهوری عراق در منطقۀ فاو و غلبۀ رزمندگان بر نیروهای دشمن، از مباحث دیگر این جلسه است. راوی همچنین دربارۀ مجروحیتش در دو مرحله سخن می‌گوید و از بیسیمچی‌اش، شهید علی خوش‌لهجه، روایتی شنیدنی بیان و به مستجاب‌الدعوه بودن او اشاره می‌کند. وی در پایان به معرفی شهید عباس میرهادی، فرماند‌ۀ گردان روح‌الله، می‌پردازد و دربارۀ مأموریت گردان امام حسن(ع) در عملیات والفجر 8 سخن می‌گوید.

جلسۀ چهاردهم

موضوع این جلسه «شکست استراتژی دفاع متحرک ارتش بعث در مهران» است. در ابتدای جلسه، از انتقال لشکر 17 علی بن ابی‌طالب(ع) از مقر اصلی‌اش یعنی «انرژی اتمی» در 35 کیلومتری آبادان به پادگان شهید زین‌الدین در منطقۀ عمومی اندیمشک سخن به میان می‌آید. راوی دربارۀ نحوۀ ساخت این پادگان با مشارکت مردم قم و استان مرکزی و تلاش‌های شبانه‌روزی نیروهای مهندسی و حضور مداوم و روحیه‌بخش پدر شهید زین‌الدین در مراحل ساخت پادگان و زحمات او، توضیحاتی ارائه می‌دهد. دفاع متحرک ارتش بعث، عملیات کربلای 1 و نقش پررنگ لشکر 17 علی بن ابی‌طالب(ع) در آزادسازی مهران، موضوعات دیگری است که راوی به آن‌ها می‌پردازد. وی در انتهای جلسه و در حین تشریح عملیات کربلای 1، به آفتاب شدید روز عملیات و تشنگی رزمندگان اشاره می‌کند.

جلسۀ پانزدهم

در این جلسه به مبحث «سال سرنوشت» پرداخته می‌شود. ابتدا به جمع‌بندی عملیات آزادسازی مهران پرداخته می‌شود و سپس دربارۀ وضعیت لشکر 17 علی بن ابی‌طالب(ع) پس از عملیات کربلای 1 و چگونگی تشکیل گردا‌ن‌های پدافندی قائم(عج) سخن می‌گوید. اینکه در سال 1365، به منظور اجرای عملیات‌های پدافندی و کمک به نیروهای رزمی سپاه، گردان‌های قائم(عج) در نواحی و پایگاه‌های سپاه شهرستان‌ها و استان‌ها شکل گرفتند و در دوره‌ای، در مناطق پدافندی جبهه‌ها فعال بودند. در ادامۀ جلسه، راوی دربارۀ عملیات سرنوشت‌ساز، سال سرنوشت و جهاد مالی در سال 1365 به نکات جالبی اشاره می‌کند و... تشریح چگونگی به‌کارگیری سپاهیان حضرت محمد(ص) به وسیلۀ لشکر 17 علی بن ابی‌طالب(ع) پایان‌بخش مباحث جلسۀ پانزدهم است.

جلسۀ شانزدهم

«بسیج؛ معجزۀ امام خمینی(ره)» مبحثی است که در جلسۀ شانزدهم بدان پرداخته می‌شود. راوی ابتدا وضعیت یگان‌ها و جبهه‌های جنگ را در سالی که به سال سرنوشت معروف شد، تشریح و عنوان می‌کند که در آن سال، تغییر معناداری که متناسب با سال سرنوشت باشد، در یگان‌های رزم اتفاق نیفتاد. از نظر او، طرح این موضوع، بیشتر جنبۀ سیاسی داشت تا اینکه بخواهند امکانات لازم برای اجرای یک عملیات تعیین‌کننده را تأمین کنند. در ادامه نیز دربارۀ اهمیت منطقۀ عمومی شلمچه و تدابیر تاکتیکی لشکر 17 در عملیات کربلای 4 بحث می‌شود. راوی با اشاره به سختی‌های زمین منطقۀ عملیاتی کربلای 4 برای جنگیدن، به مقاومت نیروهای بسیجی برای اجرای عملیات در این منطقه اشاره می‌کند و عملکرد بسیجیان در گردان‌های خط‌شکن لشکر را تشریح  و بسیج را خالق حماسه در صحنه‌های سخت معرفی می‌کند.

جلسۀ هفدهم

این جلسه به «شکستن دژ مستحکم دشمن در شلمچه» اختصاص دارد. راوی ابتدا به تشریح عملیات کربلای 5 می‌پردازد و درخصوص تفاوت خط‌شکنی در شلمچه و فاو توضیحاتی می‌دهد. وی با توضیحاتی دربارۀ وضعیت سخت یگان‌ها در این عملیات، دربارۀ دیدگاه‌های تاکتیکی لشکر 17 علی بن ابی‌طالب(ع) و چگونگی انتقال این دیدگاه‌ها به فرماندهی سپاه سخن می‌گوید. تلفات سنگین دشمن در شلمچه و فشارهای مضاعفی که بر یگان‌های خودی در این منطقه وارد شد، بخش دیگری از صحبت‌های راوی دربارۀ عملیات کربلای 5 بود. وی به موضوعات سیاسی آمیخته با مسائل جنگ در این بازۀ زمانی نیز اشاره می‌کند و به تشریح تأثیر برخوردهای خاص بر روحیۀ رزمندگان می‌پردازد.

جلسه هجدهم

موضوع آخرین جلسۀ این گفت‌وگو «لشکرکشی به شمال غرب» بوده و راوی با اشاره‌ای کوتاه به عملیات کربلای 8، به تشریح وضعیت لشکر 17 علی بن ابی‌طالب(ع) بعد از عملیات کربلای 5 می‌پردازد. وی در ادامۀ جلسه، درخصوص حضور مجدد لشکر در فاو برای اجرای عملیات در سال 1366 و منتفی شدن این عملیات توضیحاتی می‌دهد و دربارۀ دلایل لشکرکشی به شمال غرب و حضور لشکر 17 در این منطقه سخن می‌گوید. عملیات والفجر 10، تفکیک لشکر 17 علی بن ابی‌طالب(ع) و گسترش مجدد سازمان رزم سپاه در انتهای جنگ، کناره‌گیری احمد فتوحی (راوی) از سمت جانشینی فرمانده لشکر در سه ماه پایان جنگ و جایگاه بسیج در دوران دفاع مقدس، موضوعات دیگری است که در این جلسه به آن‌ها پرداخته می‌شود.

«تاریخ شفاهی دفاع مقدس روایت احمد فتوحی» که به کوشش یحیی نیازی فراهم آمده، چاپ اول آن در 1400 توسط مرکز اسناد و تحقیقات دفاع مقدس در 432 صفحه و شمارگان 1000 نسخه با جلد سخت در قطع وزیری با قیمت 136000 تومان منتشر و راهی بازار کتاب شده است.



 
تعداد بازدید: 693


نظر شما

 
نام:
ایمیل:
نظر:
 

اسرار جنگ تحمیلی به روایت اسرای عراقی-25

نیروهای ما در منطقه موسیان مستقر بودند. روزی سربازی شتابزده پیش من آمد و گفت «یک استوار و پنج سرباز، یک زن و شوهر جوان روستایی را گرفته‌اند و نسبت به آنها سوءنیت دارند.» بلافاصله با جیپ به آن نقطه رفتم. استوار را می‌شناختم. او بعثی بود. می‌خواست بعد از تیرباران شوهر به زن تجاوز کند که من بعد از کشمکش زیاد مانع شدم و آن زن و شوهر بیچاره را که به شدت ترسیده بودند و گریه می‌کردند از دست آنها خلاص کردم.