مصائب زیستن در تاریخ(موانعی که بر سر راه سینمای حاتمی وجود داشت)

علیرضا نادری - فیلمنامه نویس


کوچه ای دراز، راهی به سوی روبه رو؛ راهی به سوی پشت سر «گذشته»، کوچه ی دراز وا پس می رود تا ابد، و کوچه پیش رو پیش می رود تا «آینده»، این دو راه، با هم مخالفند، ولی هردو به «ابدیت» می پیوندند.
هنرمندان در هر سرزمین و زیستگاهی، چه در «وطن»، چه «غربت»، در «سفر» یا در «حضر»، به یکی از این سه برهه می پردازند، «گذشته،حال»؛ آینده. علی حاتمی -که به فرمان مرک اکنون در «گذشته» ی ماست- در لحظه ی زندگی، اغلب درباره یر«گذشته» نوشته است! «خانه، خاطره و زبان»، در «گذشته» ساخته می شوند، توأمان حیرتی عمیق است، در لحظه زیستن و به خاطرات اندیشیدن، خاطرات ساختنف با خاطرات زیستن!
این نوشته می باید درباره ی مادر می بود که نیست، درباره ی حاتمی و ارزش خاطرات او نیز نیست، درباره ی «دیگران» است گه با حاتمی همکاری کردند.
حاتمی در شرایطی به تأتر، فیلم و ادبیات پرداخت که نهادها و تأسیسات فرهنگی حکومت پیشین با همه طول و عرض بوروکراتیک و ساختگی شان، در شعبه توسعه ای هذیان آور به نوسازی و آینده ی سرزمین فکر می کردند؛ حال آن که حاتمی هم زمان در گذشته ای نه چندان دورغرق بود و در خاطرات خود به دنبال نقاطی برای تولید اثری هنری جست و جو می کرد، چیزی در حد نزاع بی پایان با آنچه حکومت به دنبال آن بود!
ناگفته پیداست این گذشته ی مورد علاقه ی حاتمی، همانی بود که حکومت مستقر با تمام قدرتش در نابودی آن کوشش ها کرده بود! حتماً می دانید پهلوی ها با چه اراده ای قاجار و رخوت آن را از سر راه مردم ایران برچیده بودند و به آن می بالیدند! هنرمندی حاتمی و راز پیروزی او در این نزاع، هرچه بود آن بود که از آن «گذشته» تصویری ارائه کرد که کماکان و هنوز که هنوز است، بسیاری، ادبیات و مناسبات مردم در دوران های دور را با میلی عمیق و آمیخته به تأسف در اعماق دل آه می کشند، دورانی را که در آن روزنامه نیست، سیستم حکومتی متکی به پادشاهی عقب مانده و نادان، درباریانی دست چین شده از میان مردمان سفله و دون همت و اندرونی ای پر از چرک و عفونت است، اما... حاتمی حدیث گذشته و قاجار را با چنان مهارتی در هم می در هم پیچید و از شاه نمونه ای اعلا از حکومتگری ساخت و پرداخت که تنها خطایش فرمان مرگ امیر است و الی آخر...
ادبیات پیشینیان، تاریخ، متون، قابل اعتنا و یا برخی روزنگاری ها، اشیا، بناها و هرچه که متعلق به گذشته است، همگی برای حاتمی، درخشیدن گرفته بودند؛ حال آنکه اصولاً هنر آن دوران، به کل، در مسیر تجدد و نوگرایی، هرچیز قدیمی را کدر و کهنه می دید، آن را دور می انداخت و پس می زد! انگشت اشاره ی من در این نوشته ی مختصر، به سوی مدیران باهوش و ذوق آن دورانی است که حاتمی را درک کردند!
آنها که اولویت هایشان را بخش نامه های مقامات، معلوم  نمی کرد؛ آنها که شاید ریسک می کردند و با موافقت با افکار و دغدغه های حاتمی، سلطان صاحبقران و ... راه را بر جوانی باز کردند که به دو ابدیت «گذشته و آینده» راه می برد، گذشته را انتخاب کرده بود، حال آنکه رژیم مستقر، می کوشید «لحظه»ی مردم را پر کند و یا دست بالا می خواست آنها را در اوهام آینده ای دروغین غرقه کند! کجایند مدیران باهوشی که در «لحظه» دریافتند، حاتمی در جست و جوی «گذشته» چه «آینده»ای خواهد داشت!


ویژه نامه سینمایی همشهری ماه(24)، شماره58، صفحه 87، آبان 1389


 
تعداد بازدید: 4689


نظر شما

 
نام:
ایمیل:
نظر:
تصویر امنیتی (4 + 5) :
 
نظریه‌هایی درباره تاریخ شفاهی به روایت هوش مصنوعی

نظریه دوم: بحران مشروعیت مرزیِ تاریخ شفاهی در نظام دانشگاهی

این نظریه بر مبنای پاسخِ ۱۳ متخصص تاریخ شفاهی به پرسش «علت عدم استقبال دانشگاهیان از تاریخ شفاهی چیست؟» به دست آمده است.