تاریخ شفاهی در جنوب شرق آسیا-11


ایده‌لوژی و نهادهای تاریخ شفاهی در جنوب شرق آسیا

تولید و گردآوری مصاحبه به عنوان منبع تاریخی بوسیلة مؤسسات آرشیوی، در جنوب شرق آسیا به زمان خیلی دور باز نمی‌گردد.

ساماندهی کنفرانس 1978 در Penang بود که آرشیویست‌ها و فعالان تاریخ شفاهی منطقه را برای تبادل تجربیاتشان در خلال گفت‌وگو راجع به تلاش‌ها و سمت و سوی کارشان، تا آن روز، گردهم آورد.

در بخش گزارش‌های مؤسسه و کشور در کنفرانس، آرشیویست‌های تاریخ شفاهی فیلیپین و اندونزی طرح‌های قابل توجه‌ای ارائه کردند که می‌تواند در نوع خود مرحله جدید و بالقوه عظیمی باشد، در حالی که مالزی، سنگاپور و تایلند، پس از آن و تاکنون، برنامه‌های آرشیوی خاصی در تاریخ شفاهی ملی‌شان دایر نکرده‌اند.

نسبت نوزاد دادن به این کوشش‌ها، دلمشغولی عمده شرکت‌کنندگان را قابل درک می‌کند. و این‌که آنان بلافاصله شروع به ترسیم چارچوب برای اجرایی کردن برنامه تاریخ شفاهی و پروژه‌های آرشیوی نمودند.

از این‌رو گفت‌وگو درباره این که چطور انتخاب داده و اجرای مصاحبه شود و نیز تحریر آن و فهرست و تعمیم داده‌ها، کاری که با «منوئل تاریخ شفاهی» WilliamMoss بر پایه گفت‌وگو شکل گرفت.

با تعریف کارکردی که او از تاریخ شفاهی، اختیار کرده بود: تاریخ شفاهی نوار ضبط صوت‌ای از خاطرات راجع به راوی است. کسی که می‌تواند از معلومات دست اول حرف بزند.

و این به‌طور کلی با دو نقشی که تاریخ شفاهی به عهده داشت، موافق بود: اطلاعات معتبر تاریخی که بوسیله شخصیتی کلیدی که خود مستقیماً درگیر آنها بوده روایت می‌شود؛ و آوردن مردم معمولی به تاریخ آن‌چنان که تاریخ‌‌شان باعث دوام حیات ایشان شود . در این دو شاهد مثال، روایت تاریخ شفاهی اطلاعاتی را حفظ می‌کند که تاریخ عرفی قادر به انجام آن نیست .شرکت‌کنندگان در کنفرانس، درگیر پرسش‌هایی که بوسیله R.Grele در کتاب Envelopes of soud در سال 1975 مطرح شده بود و بیانگر طبیعت بغرنج (و غیرقابل پیش‌بینی) تاریخ شفاهی بود، نشدند؛ یعنی تنش بین مطالب مندرج در پرسش‌های مصاحبه کننده و آن چه در روایات مصاحبه شونده است.

شخصیت برجسته دیگری که در مقالات کنفرانس اطلاعی از او نیست (به احتمال زیاد در آن زمان در دسترس نبود) مورخ سوسیالیست انگلیسی Paul Thompson نویسنده Voices of Past در سال 1978 است؛ که بحث می‌کند از این‌که: «فضیلت تاریخ شفاهی به این نیست که ملزم به اتخاذ این یا آن موضع سیاسی باشد؛ مورخان باید این نکته را در نظر بگیرند که فعالیت آنان به نحو اجتناب‌ناپذیر در چارچوب تعقیب یک زمینه اجتماعی با مفهوم ضمنی سیاسی است.»

او وقتی خودش دید که غنی‌ترین امکانات در طرفداری تاریخ شفاهی به مثابه فریبی در چارچوب توسعه بیشتر به لحاظ آگاهی اجتماعی و تاریخ دموکراتیک است، به این تشخیص و نتیجه رسید که فقط، موضع محافظه‌کارانه است که می‌تواند کاربرد تاریخ شفاهی را اعتلاء ببخشد و همچنین از ارزش و غنای سرشار سنّت محافظت کند.

این فصل حاوی آن دست گفت‌وگوهایی است که فهم‌شان بطور خاص وابسته به نوع شرکت‌کنندگان‌شان، در اقدام مهم کنفرانس Penang هستند، که بطور گسترده از منتخبان دانشگاه‌ها، محققان مراکز تاریخی و آرشیوها بــودند که برای جمع‌آوری اطلاعات شفاهی که آنان احساس می‌کردند در برخورد با تعدادی پژوهش بدست می‌آورند و ممکن است مورد استفاده کاربران باشد، مسئولیت داشتند.

بدون درکی از خود آگاهی انتقادی، و تا آن‌جا که به خودشان مربوط است، داشتن شانس بیشتر در کاربرد محدود اطلاعاتی که بوسیله مؤسسات تولید شده است و آن چیزی که Grele در نوشته خود، نسبت به تلاش‌های بدون مقصود و یا بی‌معنی آمریکائیان نخستین بدان اشاره می‌کند: «...یک جنبش بدون هدف.»

مبنای تعریف و نقشی که آنان برای تاریخ شفاهی مشخص کردند و برخی مشکلات که شرکت‌کنندگان در کنفرانس پیش‌ کشیدند، بیشتر در چارچوب عملی، فنی و اجرایی بود تا جنبه تئوری یا روش‌شناسی. از آن جمله بحث گذر بالقوه و تلویحی مصاحبه شوندگان در تعقیب زندگی گذشته، بود و نقص خاطره از وقایعی که راویان از آن‌جان سالم بدر برده [شاهد آن نبوده‌اند]اند.

دوم کمبود مصاحبه‌کنندگان بود، کسانی که نه فقط در حرف از زیر زبان مصاحبه شوندگان بیرون کشیدن خبره باشند بلکه در جوامع چند زبانه مثل مالزی و سنگاپور متخصص بیش از یک زبان (یا گویش محلی) و در برخورد با مردم از نژاد و مذهب مختلف و پیشینه اجتماعی و اقتصادی متفاوت، دقیق و حساس باشند.هر دو اینها در قالب مشکلات اولیه بودند. با گذشت زمان هرسال، مورخان شفاهی، درخواست انجام تحقیق، جمع‌آوری تجربیات داشته‌اند و باضافه آموزش زبان که انتظار می‌رود این امر بتواند موجب تشخیص و برخورد مناسبی با مصاحبه شونده‌ها و حساسیت و دقت‌نظر در اجرای جلسات مصاحبه شود.

از مشکلات دیگری که مورد شناسایی قرار گرفت، سوءظن اشخاص راوی در نزدیک شدن به طرح و مشارکت آنان در پروژه‌های تاریخ شفاهی بود.

اما اگر آنان می‌ترسیدند از این‌که ممکن است از کلماتشان برعلیه خودشان استفاده شود، می‌توانستند از این که مورد مصاحبه قرار گیرند، ابراز بی‌میلی کنند!

از این‌رو آرشیوکاران اصرار داشتند، عملیات تبلیغی جدّی در تشریح کلیه رشته‌های تاریخ شفاهی راه‌اندازی شود؛ و از آن مهم‌تر این که روی نقش مهمی که بالقوه راویان در توسعه تاریخ‌نگاری کشورشان دارند، تأکید شود:

«در حــالی که شناخت‌شناسی نگران این موضوع است که در گواهی دادن‌ها بی‌طرف باشد؛ جدی‌ترین مسئله‌ای که تاریخ شفاهی با آن روبروست، ارتباط ماهیت موضوع با خودش است.

از آن‌جا که واقعیت وجود (عینیت) مشخصه اساسی تاریخ است، و وجود این خصلت در تاریخ شفاهی تردید بسیار دارد. و به‌طور مثال خاطرنشان می‌شود که راویان تاریخ شفاهی با برشمردن وقایع چندین سال بعد، در واقع شانس دومی در صحت پیام و نقش‌شان در روایت خواهند داشت.»

در برابر این اصل بدیهی، بحث می‌شود از این که گزارش‌های مکتوب نیز همین‌‌طورند و تماماً قابل اعتماد نیستند. مورخ باید به همان درجة نوارهای ضبط شده تاریخ شفاهی، اسناد مقاله معمول این یا آن شخص را تجزیه و تحلیل انتقادی می‌کند.

می‌توان پی برد که زمینه اصلی تمامی گفت‌وگوهای کنفرانس 1978 این باور بود که تاریخ شفاهی یک وسیله‌ای است که قابلیت حفظ اطلاعاتی را دارد که ما را قادر می‌سازد رخنه‌های معرفت‌مان پیرامون آن چه درگذشته اتفاق افتاده است را، پرکند و به این ترتیب است که آن چهره واقعی می‌تواند خود را نشان دهد.

تاریخ شفاهی می‌تواند نوعی طرز نگریستن، که به معنی رنگ‌زدن یا تغییر رنگ دادن است باشد و این اقدام وقــتی صورت می‌گیرد که به نظر می‌رسد سطوح، رنگ‌ و رو باخته‌اند و فراتر از آن باید از این وضع نجات یابند. یا به سادگی متن نانوشته،‌ رها شوند؛ و حتی ممکن است پوشش دادن با رنگ برای پنهان کردن رنگ و بافت اصلی فرشینه تاریخ باشد.

بویژه از لحاظ اقناع کنندگی، مصاحبه با نخبگان باید مورد بررسی قرار گیرد.

از این‌رو شخصیت‌های اصلی که در داستان آنان روایت می‌شود باید قادر باشند با قرار دادن گزارش مستقیم در جای خود، پشت پرده افکار و عمل‌شان را، چنان که شکل‌دهنده وقایع تاریخی هستند و مضمون داستان را چنان که اتفاق افتاده است، آشکار کرده و به ما ارائه کنند.

ایـــن شوا‌هد که بخشی از میراث ملی جوامع است وقتی با قصد درست در پــایان دوره ممنوعیت‌شان روی نوار ضبط می‌شوند، به نسل آینده فهمی از تاریخ خود را ارائه می‌کنند که متحمل است نسل حاضر را با دست یافتن به آن‌ چنان که مورد قضاوت قرار گرفته، حساس کند.اشاعه نوارهای ضبط شده، ایجاد یک رابطة نزدیک به واسطه پل زمان است که به مــورخ آینده اجازه می‌دهد خاطرات و واکنش‌های سازندة تاریخ گذشته را با سایرین قسمت کند و مایه اعتماد بنفس آنان شود . یک ارتباط اغلب مستقیم بین گذشته و آینده، راوی و شنونده برقرار می‌شود، که زندگی‌نامه خود نوشت نمی‌تواند در استقبال از نشر به‌مثابه پاسخ‌ها ـ عکس‌العمل‌های عمومی، چنان که مصاحبه‌ها و گفت‌وگوها با شایستگی و خطاهایشان می‌توانند، با آن رقابت کند.

نوشته: هُنگ‌لایزا
ترجمه: مهدی فهیمی


روزنامه اطلاعات سه شنبه 22دی 1388، شماره 24662


 
تعداد بازدید: 4608


نظر شما

 
نام:
ایمیل:
نظر:
تصویر امنیتی (2 + 3) :
 
نظریه‌هایی درباره تاریخ شفاهی به روایت هوش مصنوعی

نظریه دوم: بحران مشروعیت مرزیِ تاریخ شفاهی در نظام دانشگاهی

این نظریه بر مبنای پاسخِ ۱۳ متخصص تاریخ شفاهی به پرسش «علت عدم استقبال دانشگاهیان از تاریخ شفاهی چیست؟» به دست آمده است.