تاریخ شفاهی در جنوب شرق آسیا-13
ایدئولوژی و نهادهای تاریخ شفاهی در جنوب شرق آسیا
برای اطمینان از حداکثر بُردی که موضوعات فرعی به آن اشاره دارند، فهرست کاملی طراحی شده و دیگر این که مصاحبهکننده باید تحقیق بسندهای در موضوع انجام دهد آن چنان که روایت بدانند وقتی ادعایی را اقامه کنند در آن تردید میشود؛ وقتی این اتفاق افتاد، اگر مطلب واقع امر بود باید با سایر منابع چک شوند و اگر نقطه نظری بود که اصالت ندارد، باید با مجموعهای از پرسشهای وابسته بهم وارسی شوند و با تناقضاتی که در گواهی دادن ظاهر میشوند، برملا گردند.
روششناسی شرح داده شد البته عملاً لحن عیب جویانه داشت اما وقتی با چشمانداز مثبت تاریخ جفت شوند، بین دو رویکرد میتوان جمع بست. اول ارزش نوار پر کردن است که قضاوت را به دنبال خود خواهد داشت.
ممکن است این وضع پیش بیاید که راوی در قضاوتش مرتکب اشتباه شود؛ به عنوان مثال ممکن است او در تعیین هویتاش خود را از طبقه متوسط قلمداد کند، اما پرسشهای مربوط به کار، محل سکونت، وسیله تفریح و روابط اجتماعیاش نشان بدهد که این طور نیست. و بدتر از آن این که راوی امین نباشد.
او ممکن است در جنگ جهانی دوم با ژاپنیها همکاری پنهان ـ محرمانه داشته، در حالی که سعی میکند روی این حقیقت در مصاحبه سرپوش بگذارد.
با این که پرسشها بالنسبه ایجاد میکند اشخاص در حال و هوای حاکم بر محیط زندگیشان که به طور خاص این یا آن نژاد از مردم از سر گذراندهاند، راحت باشند، چنین نیست. موقعیت سیاسی و اقتصادیشان در پایینترین سطح اشاره به همکاری مخفیانه با دشمن دارد.
چنــین است کـه صحت نوار پر شده به طور بدیهی با شکست روبرو میشود. و استفاده از گفتن عبارت: واقعاً اتفاق افتاده؟ از باب سنجش، مــیتواند در پی بردن به ارزش انتقاد جدی در برخورد با تعدادی از گروههایی که هنوز نسبت به همکاری با دشمن تعلق خاطر دارند و عمق و بدبختی و ضرر و زیان کسانی که بیشترین صدمات را در این دوره از این حیث متحمل شدهاند کمک باشد.
اما ممکن است حتی درستی و صحت نوار ضبط شده چنان که مورخان میگویند، همیشه ضروری نباشد. یک منطق پایدار در روایت برای خروج وجود دارد که کاربر میتواند براساس آن ساختار روایت را از آن چه راوی واقعاً به ما میگوید بنابراین تمییز دهد:
«به ما راجع به وقایع، نسبت به معانیشان، کمتر گفته میشود(...) عنصر منحصر بفرد و با ارزشی از منابع تاریخ شفاهی پیش روی مورخ قرار میدهند که سایر منابع در همبستگی، سطح خاصی از ذهنیت گوینده را در اختیار ندارند (...) تاریخ شفاهی بما فقط نمیگوید مردم چه کردند بلکه میگوید چه میخواستند بکنند؛ اعتقاد به انجام چه نوع کاری داشتند و حالا فکر میکنند که چه کار کردهاند.»
در سمیناری که A.Portelli مورخ حضور داشته، از انواع اشتباه راجع به مرگ «تراچسون» که یک کارگر صنایع فولاد ایتالیایی برای او در مصاحبه روایت کرده گفتوگو میکند و میگوید: اگر یک نفر داستانی را بگوید که به طرق گوناگون اتفاق افتاده است، سعی او ممکن است بطور ناخودآگاه متوجه چیزی باشد که او هوی و هوس آن را داشته و بنابراین عمل او بر مبنای آن صورت گرفته است.
طبعاً نتیجه آن هرگز یک واقعیت تاریخی نخواهد بود؛ با این وجود بایدناخودآگاه چیزی در رفتار او باشد که برای بدست آوردنش هدفگیری کند، پس او از آن یک افسانه میسازد، برای این که هیچ وقت در حقیقت به آن نمیرسد، اما لابد او میداند که بما القاء میکند که جاهطلب بوده است.
Ronald Grele مصاحبه تاریخ شفاهی را، روایت محاورهای مینامد. محاوره بخاطر رابطه بین مصاحبهکننده و مصاحبه شونده، و روایت بخاطر شکل توضیح و نقل حکایت. رویکردی مصاحبه کننده را وادار به سعی در کشاندن مصاحبه به طرف مکشوف ساختن فضای فرهنگی اطلاعات او از طریق بیان از آن پردهبرمیدارد، میسازد.
تغییر شکل دادن یک داستان منفرد به سمت روایت فرهنگی، (...) درحالی که این امر فقط میتواند در یک کنش متقابل از دریافتهای متفاوت از گذشته که در اختیار دو طرف مصاحبهکننده و مصاحبه شونده است، صورت پذیرد؛ استنباطهای ایدئولوژیکی خاص مصاحبهکننده نباید ساختار مفصلبندی آن واقع شود.
پیروی از این امر که برای کاربران بالقوه این مهم است که نوارهای ضبط شده محتوی روایت [حتیالمقدور] بوسیله خود راوی و آن چه در نظرش خیلی مهم و کم و بیش مشتمل بر عمیقترین احساسات بسیار تاثیرگـذار اوست، پیریزی شده باشد. و تنها در چنین زمان و موقعیتی است که مورخ میتواند شروع به نوشتن «تاریخ از پایین» کند؛ به کـارگیری تاریخ شفاهی منهای منابع نخبـه.
هرچــند به سیاهه کردن این یا آن؛ و بارور کـردن رسالـت بازیابی بیطرفانه داشتن گذشـته، چنـان که حقیقتاً اتفاق افتاده است، و خدمت به بزرگترین گروه از کاربران ممکن مصاحبه کننده آرشیوی حرفهای.
آگاهانه یک نوع اولویتی از وقایع تاریخی را از تحقیق این یا آن شخص اخذ کردن. و این اتفاق آنگاه درمصاحبه میافتد که بناست گزارشی از جلــسهای تهیه شود.
همان جا که مصاحبه شــونده در آن سؤال پیچ میشود و ارزشش به این است که آنان چه جوری میتوانند پاسخ پرسشهای صــریح اختصاصی را، به خاطر بیاورند وقتی مجموعه اطلاعات جــمعآوری شدند و این طور به نظر رسید که به احــتمال زیاد کافی باشند، مســایل افزوده به مصاحبه واقعاً نباید چیزی برآن چه از این پیش معلوم شده بود اضافه کند. و پرونده پروژه باید بسته شود.
قلمرو چنین مجموعهای از واقعیت، تلقی فردی از سوابق مصاحبهشونده و نقش آنها را به مقدار زیادی در تهیه حکایت تنزل میدهند؛ و رنگ بومی که تصویر قابل مشاهده و آرایههای معمولی صدای شخص را بدست میدهد، حفظ میکند؛ در حقیقت این صدا با زیاد شدن فریاد جمعیت به هیچ وجه ممکن نیست شنیده شود.
مجموعه گواهیهای شفاهی، که موادش برای تحقیق فاضلانه و بیشتر معیار عمل جامعه شناسان و انسانشناسان است، در طول جریان خلق و گردآوری، تغییر این مواد و اطلاعات، بوسیله محققان غیرقابل پیشبینی نیست.
وقتی گنجینهسازان ملی روی آن کار انجام میدهند و کار ابعاد بزرگی پیدا میکند، باید آن را در نظر بگیرند.
انسانشناس برای اثبات یا عدم اثبات تز یا طرح پیشنهادی که دارد، پرسشها را مطابق چارچوبش از اطلاعات محض بیرون میکشد و سپس استنباطی را که از پاسخهای شخص دارد با در نظر گرفتن هدف؛ از آن ابراز میکند.
او از پرسشهایی که پاسخ داده نشده رها میشــوند آگاه اســت. نزد او این فقط بعد از یک محدودیــت روایت در مصاحبه فرد از حیث نظری است که میتواند ایجاد شود.
تاریخ شفاهی این یا آن فرد ممکن است در تولید، به نیازهای معيّن افرادی خاص کمک کند و بسا که برای سایر محققان مفید نباشد، کسانی که بخواهند سؤالات متفاوتی از مصاحبه شوندگان بپرسند.
در مورد گنجینه نوارهای ضبط شده تاریخ شفاهی، این فضیلت که بهرهمند امروز آن، همان کسی نیست که در آن زمان حضور داشته است، سبب ساز است.
اما سه لایه متفاوت از زمان درهم پیچیده هستند: گذشتهای که روایت میشود؛ زمانی که روایت اتفاق افتاده است؛ و زمان به معنی وقتی که بوسیله سوم شخص از نوار ضبط شده استفاده میشود.
کاربر که از متن گذشته دور است، نه فقــط شروع به خوشهچینی و گفتن راجع به گذشته بلکه همچنین با فاصله دارای ترتیب تاریخ از زمان روایت متن و با طرح انواع پرسشها به كُنه تاریخ از خود نوار پی میبرد.
این وجود سطح بندی خوشبینانه از زمان، البته از دیدگاه تاریخ قابل توجیه نیست.
نه فقط شروع به خوشه چینی با جمع شدن هر سه زمان در لایه اول حادثه، چنان که واقــعاً اتفاق افتاده، فهم دشوار روایت که حاصل کار نوارهای ضبط شده است، بعد از گزارش شدن بوسیله یادآوری هر فرد، شروع به کاهش میکند.
در آینده، خواننده مجهز به آگاهی، با قطعی انگاری سازمان یافتگی نوار اشخاص، با مشکل دســت و پاگیری که مصاحبه کننــده مثــبت نگر با دسترسی به شخص راوی به او تحمیل کرده، با همــه انسانیتاش، بــه سخــتی دستاورد علمی پیدا خواهدکرد.
امکان ضعیفی هست که مصرفکننده نوار ـ کاربر، ناگفــتههای محــتمل، نمادین، تلویــحی و ایــهامدار روایـت را کشف کند.
با این وجود در بین مجموعه شواهد آرشیویکال، وجود مستقل تاریخ شفاهی، با دراختیار قرار دادن یک سطح وسیع از روایات و عقاید تاکنون توانسته است. بهترین مروج فهم از گذشته با در نظر گرفتن نسلهای آینده باشد.
تاریخ شفاهی کثرت دیدگاه هایی را که در دسترس قرار میدهد، یا امکانات دموکراتیکی فراهم کند که محقق را از محدودیتهایی که بوسیله تعاریف سیاسی و سنتی که تاریخ و منابع تاریخی بوجود میآورند و به او تحمیل میکنند، آزادکند.
علاوه بر این تاریخ شفاهی به ما فرصت میدهد بارها و بارها به گذشتهمان برگردیم؛ مادامی که آنها هنوز زنده هستند و زندگی میکنند، و از آنها بخواهیم بما بیشتر و بیشتر بگویند. و مهمتر آن که موقعیت تاریخی از اساس متفاوت در بحبوحه حکایتشان تسخیر شدنی است.
و این آزادی مورخ از استبداد آفریدن است ـ که زمینهساز تولید نوار ضبط صوت [و تصویر] است.
مصاحبه میتواند بوجودآورندة یک مجموعه هماهنگ از موضوعات با فاصله منظم باشد، آن چنان که تعدادی از فرآوردهها را میآفریند. و حاصل کار در بهترین شرایط این است که نه فقط ارائه دیدگاه هایی راگوناگون گروههای مختلف را امکانپذیر میکند، بلکه در جای خود به مختلف بودن همان اشخاص نیز اشاره دارد.
نوشته: هُنگلایزا - ترجمه: مهدی فهیمی
روزنامه اطلاعات، سه شنبه 29دی 1388- شماره 24668
تعداد بازدید: 4192
آخرین مطالب
پربازدیدها
نظریه دوم: بحران مشروعیت مرزیِ تاریخ شفاهی در نظام دانشگاهی
این نظریه بر مبنای پاسخِ ۱۳ متخصص تاریخ شفاهی به پرسش «علت عدم استقبال دانشگاهیان از تاریخ شفاهی چیست؟» به دست آمده است.





