تاریخ شفاهی در جنوب شرق آسیا-15
ایدئولوژی و نهادهای تاریخ شفاهی در جنوب شرق آسیا
تاریخ شفاهی، از نظر روششناسی و ابزار تحقیق در سنگاپور، به جای دانشگاه ها از آرشیوها و مراکز پژوهش، نظیر ؛ مؤسسات مربوط به مرکز تاریخ شفاهی، مؤسسه مطالعات تاریخ شفاهی جنوب شرق آسیا و شاخة میراث نظامی وزارت دفاع پیروی میکند.
در این بخش من از روششناسی طرز استعمال تاریخ شفاهی از نقطه نظر گنجینة مرکز تاریخ شفاهی بحث میکنم.
مرکز تاریخ شفاهی یک مخزن عمومی است که امر حفاظت از مجموعه اسناد و اشاعه خاطرات تاریخ شفاهی را به عنوان پیشینة ملی عهدهدار است. از اینرو گفت وگوی روششناسی، محققین روایت فردی را برنمیتابد؛ کسی که برای خودش شیوهای در گردآوری تاریخ شفاهی دارد و یا کسانی که از مخازن گردآوری شده تاریخهای شفاهی در تحقیق خود استفاده میکنند.
محققین خودشان اصولاً نسبت به استفاده محرمانه و خصوصی از گزارش های شفاهی گردآوری شده توجیه هستند و این که این اسناد موضوعی نیستند که مردم بتوانند از نزدیک آن را مورد بازبینی و استفاده قرار دهند.
اگرچه اهداف آرشیوی مرکز تاریخ شفاهی در روششناسی بسیار شفاف هستند، اما آن چه من آرزو میکنم تأکید روی خلاقیت و گردآوری سوابق با استفاده از تکنیک مصاحبه در پژوهش شفاهی است. ساختار مصاحبه به علاوه ایدئولوژی، دینامیک اجتماعی اوضاع و احوال پشت سر مصاحبه باید مورد بازبینی قرار گیرد.
ساختار مصاحبه دو جور میتواند مورد شناسایی واقع شود؛ کانون توجه بودن موضوع مصاحبه و مورد بررسی قراردادن شرح حال و جایگاه شخصی وابسته به جامعه و موقعیت تاریخی. نمونههایی از شرح حال که میتواند مورد استفاده قرار گیرد، در این فصل نشان داده شده است.
روایت تاریخ شفاهی، چنان که Grele به نحو متقاعدکنندهای از آن بحث میکند، صُنع مشترک مصاحبهکننده و مصاحبهشونده است. مصاحبهکننده با پرسشهایش و علائم سکوتش، سهمی در ماهیت روایت و پاسخهای مصاحبهشونده دارد.
هرمونوتیک فلسفی در تشخیص هماهنگی بین مصاحبهکننده و مصاحبهشونده، هر دو و مذاکره آنان بر سر تلقی از نوع گفت و گو، علاوه بر نحوه کارکرد روابطی که در حین مصاحبه رخ میدهد، بما کمک میکند. اگرچه این پروسه، یک تجربة شخصی است با این همه توسط مصاحبهکننده به گزارشی همگانی تغییرشکل پیدا میکند.
رهیافت درک روایت را میتواند به ساختمان یک قیف تشبیه کرد؛ درحالی که در چارچوب یک مصاحبه و در نتیجة سایر مصاحبهها و با رشته گستردهای از پرسشها که در لایهای كُر نولوژیکال و اسلوب مربوط به موضوع و مضمون، پرسیده میشوند، بطور روزافزون، ایجاد اطلاعات میکنند.
مصاحبههای مربوط به شرح حال که مرکز تاریخ شفاهی انجام میدهد فینفسه در جهت روایاتی نیستند که «زندگینامههای خود نوشت» هستند؛ و نه جلسات صرفاً پرسش و پاسخ؛ بلکه این جا برای ساختن متن به این ترتیب که مصاحبهکننده سئوال بپرسد و مصاحبهشونده بخاطر بیاورد، افکارش را سازماندهی کند و با پاسخش در جواب سئوالات بازتاب دهد، بین مصاحبهکننده و مصاحبه شونده، نوعی فعل و انفعال در گفتگو مطرح است.
برای این که یک متن در حیطه تاریخ شفاهی بتواند ساخته شود، چند چیز ضروری است: در درجه اول، راوی باید دارای تجربه یا خاطره مرتبط با پیشینة همگانی باشد؛ دوم آن که مصاحبهکننده دارای چارچوب ذهنی – و تجزیه و تحلیلی در شیوة مصاحبه باشد.
رهیافت مصاحبه موشکافانه [عمیق و دقیق] اصولاً شباهت با یک قیف را میپذیرد: من آن را با یک مثال از مصاحبهای که با راوی – سیدعیسی المنار در پروژه «جامعه سنگاپور» انجام شده، توضیح میدهم، از او راجع به درگیریاش با سازمان خیریه، جامعه میسیونری All – Malaya پرسوجو شدهاند:
در این سازمان من عضو کمیته بودم، اما خیلی راضی نبودم، زیرا احساس میکردم، جز پنج یا ده نور چشمی، سایر اشخاصی که تفکیک شده و بیرون از سازمان بودند، شانسی برای مشارکت نداشتند. من به آنان گوشزد کردم که این نکته بسیار مهم است و البته ایشان از گفته من ناراحت نشدند(...) بهرحال این امر به قدر کافی حقیقت دارد که صاحب منصبان قدیمی را بیرون میانداختند و نیروهای جدید را جایگزین میکردند؛ با این وصف این جایگاه [و در] بروی هرکس که داخل میشد باز بود. اکنون سازمان با داشتن چندین مرد بزرگ خیلی مشهور است و شرایط بهتری را نیز پیش رو دارد.
ـ مصاحبهکننده:چطور این بده بستان پنج – ده نفره سازمان را کنترل و مسئولان را توجیه میکردند؟
ـ مصاحبهشونده: آنان میتینگ منظم نداشتند و صرفاً مردم طرفدار خودشان را دعوت میکردند و به این ترتیب بود که طبعاً میتوانستند مقام ریاست یا معاون رئیس یا عضویت در کمیته را برای خودشان حفظ کنند.
ـ مصاحبهکننده: پس وقتی بحث تغییر رهبری برای بهتر شدن اوضاع سازمان پیش میآمد به چه نحو به این امر رسیدگی میشد؟
مصاحبه شونده: خوب با بیرون رانده شدن تمامی آن 10 نفر که ذکر شد، خون جدید و ایدة تازه بر این اندام وارد شد. افکار نو و بیش از همه بخشهای مختلف کمیتهها گسترش یافت و آنان بیش از پیش فعال شدند. و امروز آنان به همه جور امور اجتماعی اشتغال دارند.
برای نمونه ایشان دپارتمان حقوقی – شرعی و حتی پزشکی دارند.
ـ مصاحبه کننده: وقتی هنوز تصدی امور به عهده رهبر قدیمی بود، چه نوع فعالیتهایی (و تلاش اطلاعاتی) را سازماندهی میکرد؟
ـ پاسخدهنده: چیزی نبود که خیلی راجع به آن صحبت بشود، به جز این که کتابخانهای بود که میتینگشان را آن جا برگزار میکردند و البته از آموزههای مذاهب این جا و آن جا پرس و جو میشدند. از مردم دعوت به عمل میآوردند، مهمانی میدادند و [به این ترتیب] رهبران مسلمان در آن جا شأنشان تنزل مییافت.
از نمونه فوق، به نظر میرسد مصاحبهکننده میتواند با درخواست اطلاعات، روشنگری و توجیه بیشتر جزئیات بطور فعالانه در ساختن روایت به مصاحبهشونده، کمک کند.
نوشته: هُنگلایزا ـ ترجمه: مهدی فهیمی
روزنامه اطلاعات، سه شنبه 6 بهمن 1388 ـ شماره 24674
تعداد بازدید: 4188
آخرین مطالب
پربازدیدها
نظریه دوم: بحران مشروعیت مرزیِ تاریخ شفاهی در نظام دانشگاهی
این نظریه بر مبنای پاسخِ ۱۳ متخصص تاریخ شفاهی به پرسش «علت عدم استقبال دانشگاهیان از تاریخ شفاهی چیست؟» به دست آمده است.





