تاریخ شفاهی در جنوب شرق آسیا-17
تاریخچة زندگی رهیافت
بعضی مطالعات موردی در توضیح این که چگونه از چهار یهودی مهاجر با استفاده از روش قیفی، خاطرات شخصی و تجربیات درونخودیشان در قالب اطلاعات جمعآوری و تقویت شد، میتواند محلتوجه قرار گیرد.
آلبرت للاح که یک یهودعراقی است و سال 1919 با پدرش که دستفروش دورهگرد بود، وارد سنگاپور شد، نقل میکند که: جامعه یهودیان در محله یهودی خیابان «بن کولن» زندگی میکردند؛ یک جامعه قومی ـ خویشاوندی، در موقعیت مکانی سخت بهم پیوسته و چسبان. او میگوید: وقتی مادرم در سنگاپور زایمان کرد، به سختی میتوانست برای بچهاش شیر بخرد. آن روزها شیر بصورت تغلیظ شده بود. و عموزاده من عادت کرده بود که به آشپزخانه برود و بخشی از شیر متعلق به خودش را بیاورد و برای مصرف در اختیارمادر من قرار دهد.
تصویری از جامعه یهودیان که به تدریج در حال گسترش است بواسطه للاح ارائه شده: بله، آنان معمولاً میآیند این جا و دوستان دیگر آنان لحن خاصی دارند. «شما ببین آن چیز واقعاً مال من است.» آنان اغلب عربی حرف میزنند و در همین حوالی زندگی میکنند؛ فقط یک خیز، پنج یارد، 20 یارد، در همین حدود. بنابراین همه وقت میآیند، حرف میزنند: بغداد چطور است؟ فامیل چه کار میکنند؟ تو آقای ... را میشناسی؟ فلانی را چطور؟ و آنان از این و آن خانواده میپرسند (...) و به این ترتیب تمامی اوقات از حرف زدن لذت میبرند.
همینطور للاح در روند مصاحبه از طرز عمل زندگی یک دستفروش ارائه آگاهی میکند، او شرح میدهد که چطور دستفروشهای یهودی به مثابه یک گروه در حال رقابت با سایرینی که در مقابلش هستند در حراج خیابانی باید جدیت بخرج میداد: گروههای 15 ـ 10 نفره دستفروش یهودی اگر در قالب یک گروه کاری با هم متحد نشوند در رقابت خود را از دست رفته میبینند. برای این که آنان (از طریق حراج) قیمتها را بالا میبرند و اجازه خرید به تو نمیدهند بنابراین ما بالاخره ناگزیر از همپیمانی میشویم.
یک مصاحبه برای گردآوری تجربیات وسیع از مهاجران یهودی بسنده نیست، برای توسّع دادن به حوزه گردآوری خاطرات، مصاحبههای بیشتری باید انجام شود.
دو مصاحبه مفصل بواسطه Frederick و Felice راجع به سبک زندگی یهودیان، مذهب یهود و آیین و مراسم و سبک برگزاری جشنهایشان صورت گرفته است. مذهب یک عامل منحصر به فرد در تعریف هویت بود؛ چون که جهود را از سایر گروه های قومی در سنگاپور تمییز میداد.
نکتهای که Jacob Ballas دربارهاش بطور مفصل و به نحو متفکرانهای اظهارنظر کرده توجهی است که او به نفوذ منفی مذهب [یهود] داشته است: «از آنجا که آنان بسیار مذهبی بودند و سخت علاقمند به حفظ مذهبشان؛ به خاطر تعطیلات بیش از اندازه، به مناسبت روزهای خاص مذهبی، آنان ناگزیر نمیتوانستند کار و کسب داشته و خصوصاً از این حیث با چینیها رقابت و همچشمی داشته باشند.» «للاح» علاوه بر این نسبت به ساختار طبقاتی جامعه، بینشی را مطرح میکند: «در خیابان «واترلو» «سایناگوگا»، در قسمت سمت چپ، جهودان ثروتمند اجتماع میکردند؛ فروشندگان و تاجران کوچک در سمت چپ و فقرا در پشت سر ایشان».
این میتواند بعداً موردبحث قرار گیرد که تاریخ شفاهی صرفاً بازگرفتن روایاتی از خاطرات گذشته نیست. با یادآوری کردن و به عبارتی وجود مصاحبهکننده روایتها میتوانند فکور و مفسّر باشند؛ چنان که «بالاس» وضع وخیم تاجران کوچک [خردهپا] را تحلیل کرد.
با شواهد مثالی که در مصاحبهها نقل شد، معلوم میشود معانی روایات در خارج از زندگی آنان خلق میشوند؛ جایی که اعضای جامعه اقلیت، هویتشان بوسیله نسبت و عضویتشان در جامعه جهودان تعریف و توضیح داده میشود.
روششناسی تحول زندگی قادر به نقل تجربیات درونخودی [ذهنی ـ نفسانی] مصاحبه شنوندهها و این که آنان هویتشان را چگونه میبینند نیست. گروههای گویش محلی چینی و پروژههای جامعه سنگاپور، هر دو دادههای اجتماعی و تاریخی مهاجرت و هویت را در سنگاپور گردآوری کردهاند. موزائیک مصاحبههای ارائه شده، تصویر پیچیدهای از عوامل عقب راندن و جلوکشیدن مهاجرت، سازوکارهای مهاجرت چینیها، مصالحه بر سر طرز شکلگیری کار، قومیت، خویشاوندی، فعالیتهای فرهنگی، تعیین هویت و واکنش نسبت به دولت و ملت سنگاپور بدست میدهد.
قبلاً نشان داده شده است که روششناسی شرح حال چطور میتواند این مضامین را بیان کند، من مایلم روابط بین قومیت، تشابه قرابت، موقعیت مطلوب از حیث فضا و مکان، وضع کار اکثریت چینی جامعه سنگاپور را مانند پدیدهشناسی تجربیات گروههای اقلیت جهود را به تصویر بکشم.
هو.بی.سوید هوکین از ایالت Hui Ann چین، توضیح میدهد که چگونه گروه های چینی مختلف در موقعیتهای مکانی، با فاصله از هم ساکن شدند:
«من وقتی بزرگ شدم پی بردم به این که ساکن ... هستیم. ما با پیوندهای نیرومند طایفهای تربیت شدیم بنابراین باید در همان محدوده منطقه... میماندیم؛ بدون ترکیب شدن با این یا آن خانواده یا سایرین» [...]هویت با مهاجرت و مرارت به دست آوردن کار در پیوند بود.
«لیم چویی» به خاطر میآورد که آنان رویهمرفته در جستجوی یک شغل که بدون کمک قوم خویشها به سختی پیدا میشد، به سنگاپور آمدند. «هنس» صاحب چراغ کاری از ایالت «تونگ آن» رسم داشت که از میان خویشاوندانش نیروی کمکی جدید استخدام کند. وقتی یک چراغ جدید آماده استفاده میشد، صاحب کار آن را برای بستگانش به چین میفرستاد.
تا این اندازه، باید نشان داده شده باشد که چگونه روششناسی سبک زندگی در گردآوری دادههای تاریخی و جامعهشناختی مفید است.
این یک رهیافت روششناختی در تجربیات مرتبط مردم با تاریخ اجتماعی مهاجرت و هویت در پروژههای چندفرهنگی است. بخش دوم این فصل به مدیریت یا موجبات روش مصاحبه میپردازد. اذعان به این که مصاحبهکردن یک بحث« هرمونو تیکال» بین مصاحبه کننده و مصاحبه شونده است که به آگاهی از طُرُق بیرون کشیدن خاطرات و محدودیتهایشان کمک میکند.
Grele گفته است که در مصاحبه یک محتوای ایدئولوژیکی وضع میشود که آن را کنترل میکند؛ مصاحبهکننده با پرسشهایش و مصاحبهشونده با روایتاش.
من دلم میخواهد اضافه کنم که وضع [جوّ] مصاحبه هم بر این روایت حکومت میکند.
این جا چند عامل است که میتواند در بحث یک مصاحبه نافذ باشد. قومیت یکی از آن عوامل است که میتواند باعث شود مصاحبهکننده و مصاحبهشونده با احساس خرسندی از یکدیگر و تفاهم ضروری مقدمه یک مصاحبه خوب را فراهم آورند.
اگر مصاحبهکننده قادر باشد به همان زبان ـ یا گویش مصاحبه شونده تکلم کند، جوّی از اعتماد بوجود میآید که عبور از محدودیتهای قومی را امکانپذیر میسازد.
اختلاف سن جدّی بین مصاحبهکننده و مصاحبهشونده، قبل از آن که مصاحبهکننده فرصت پیدا کند خود را شایسته اطمینان و مستعد مصاحبه نشان دهد، باعث تشویش میشود.مصاحبهشوندههای زن مخصوصاً وقتی روایت شخصی در جزئیاتی مثل عادت ماهانه یا زایمان باشد، بسا که ارتباط آسانتری بگیرند.
قادر بودن به درک حالت روحی مصاحبه شونده، یکی دیگر از مهارتهاست. وقتی یک مصاحبه شونده گرفتار است یا حوصله پرسشهای عمیق را ندارد باید با او مدارا کرد.
بعضی از مصاحبهشوندگان اگر پی ببرند که مصاحبهکننده به همان طبقه اجتماعی خودشان تعلق دارد یا در گذشته او همداستان هستند، احساس راحتی بیشتری میکنند، مشکلات قومیت، سن، زبان، جنسیت و طبقه در پویاییشناسی مصاحبه اجتماعی همیشگی هستند و در تنظیم چند فرهنگی که اغلب در مصاحبه جوامعی چون سنگاپور با آن مواجه هستیم مورد تأکید قرار میگیرند.
مایه تحرک اجتماعی و فرهنگی مصاحبه کننده و این که چگونه مصاحبه شونده ممکن است به او عکسالعمل نشان دهد، فضایی از نگرانی در ایجاد توازن را در پروژههای تاریخ شفاهی دامن میزند.
تجربة مرکز تاریخ شفاهی مخصوصاً در طرح و برنامههای مقیاس بزرگ این بوده است که بین مصاحبهکننده و مصاحبهشونده تا آنجا ممکن است رقابت ایجاد کند و جایی که این رقابت ممکن نیست، مصاحبهکننده باید در نهایت قادر باشد به همان زبان یا لهجه با مصاحبه کننده، تکلّم و از مهارتهای اجتماعی در افزایش دادن تفاهم فیمابین استفاده کند و به قدر کفایت مطالعه و برای مصاحبه آمادگی داشته باشد.
علیرغم آن چه راجع به پویایی اجتماعی مصاحبه گفته شد، مصاحبهکنندگانی هستند که نسبت به تقاضای مصاحبه با ایشان انعطافپذیرند و به مسئوليّتشان در پرسیدن پرسشهای در خور، آگاهند و از این رو مصاحبهکنندگان را در نایلشدن به مقصودشان مطمئن میکنند.
روششناسی آرشیوی مرکز تاریخ شفاهی، بعد از شیوه کار موزه جنگ سلطنتی انگلیس، در توأم کردن ژرفا و گستره در پروژه ها، حفظ سطح فکر بالقوه کاربران، چون موزهها، گروههای نمایشی، ژورنالیستها، دانشگاهها و ناشران، نمونه است.
ضبطکردن نوار اولیه، به عنوان وسیله بیان همان قدر مهم است که دستنوشت، به خاطر استفادههای مختلفی که از این مواد میشود. البته اینجا بحث تأثیر ثانویه در خواندن متن و شنیدن نوار ضبط شده مطرح هستند. متن مصاحبه، از آن جایی که خواننده محتوای اطلاعات آن را کپی میکند، سودمند است. در حالی که وضعیت و صورت صرفی اجتماعی و فرهنگی مصاحبه نیازمند صدای ضروری ضبط شده هستند.
Grele توضیح داده است که در ایالات متحده، این کتابخانهها و آرشیوها هستند که مجموعههای تاریخ شفاهی را ایجاد میکنند و نه دپارتمان های دانشگاهی، چنان که در سایر نقاط جهان مثل انگلیس، مکزیک و استرالیا، و در منطقه بودجه دولت مالزی و اندونزی، نیروی محرکه برنامه پروژههای مستندسازی تاریخ شفاهی بودهاند.
به این ترتیب به نظر میرسد که یکی از توانهای تاریخ شفاهی خواستگاه آرشیوی آن باشد. تاریخ حرفهای چنان که Thompson خاطرنشان میکند به دلایل فنی و ایدئولوژیکی بنا دارد به تاریخ شفاهی به دیده شک و تردید بنگرد.
در این جا، و در سنگاپور معلوم میشود، رشد تاریخ شفاهی بیشتر در تجربة آرشیوی ریشه دارد، تا فعالیتهای محققان یا دانشگاه ها، و همین امر باعث کار بست روش مصاحبه در تحقیقات تاریخی و یا گردآوری تاریخ شفاهی مورداستفاده خودشان میشود.
در این جا بعد از قابل طرح بودن مسئولیت سنگین مؤسسانی مثل مرکز تاریخ شفاهی، اطمینان خاطر از روششناسی تاریخ شفاهی به معنی موشکافی عملی است؛ تحقیق دقیق و نتیجهگیری از نوارهای ضبطشده و نسخههای شایسته محافظت و اسناد که یک مصاحبه خوب عهدهدار آن است.
نوشته: دانیل جو ـ ترجمه: مهدی فهیمی
روزنامه اطلاعات، سه شنبه 13بهمن 1388 ـ شماره 24680
تعداد بازدید: 4163
آخرین مطالب
پربازدیدها
نظریه دوم: بحران مشروعیت مرزیِ تاریخ شفاهی در نظام دانشگاهی
این نظریه بر مبنای پاسخِ ۱۳ متخصص تاریخ شفاهی به پرسش «علت عدم استقبال دانشگاهیان از تاریخ شفاهی چیست؟» به دست آمده است.





