خاطرات محمدکاظم تقوی
28 اردیبهشت 1405
سرتیپ دوم پاسدار محمدکاظم تقوی، جانشین فرماندهی مرزبانی نیروی انتظامی جمهوری اسلامی ایران (ناجا)، مهمان دویستوهشتادوسومین برنامه شب خاطره (شهریور 1396) بود. او درباره عملیات فتحالمبین خاطره گفت. او گفت: «در دوران دبیرستان، به عنوان بسیجی به جبهههای نبرد رفتم. توفیق حضور در عملیات فتحالمبین را داشتم. شهر شوش در تیررس مستقیم عراقیها بود و با خمپاره و انواع سلاحها، شهر را به آتش میکشیدند. جز رزمندگان، هیچ سکنه دیگری در شهر نبود. بیستونهم اسفند 1360 بود. برآورد اطلاعاتی که دشمن داشت، حکایت از عملیات قریبالوقوع داشت. شب بیستونهم اسفند، عراق برای این که بتواند نیروهای ایرانی را به شکلی پراکنده کند، اجرای تک کرد تا برنامهریزی فرماندهان دفاع مقدس را دچار مشکل کند، اما با کمک خدا شب دوم فروردین 1361 عملیات فتحالمبین شکل گرفت. یکی از گروهانهای عمل کننده، گروهانی بود که ما در آن حضور داشتیم و وابسته به تیپ 17 قم بود که بعدها لشکر علیبنابیطالب(ع) شد. طبق رسم رزمندگان همگی وصیت و خداحافظی کردند. قرار بود ما در محاصره عراقیها قرار بگیریم تا رزمندگان بتوانند خطوط را راحتتر بشکنند. تا حدودی این فرضیه موفق شد. یک گروهان از ارتش جمهوری اسلامی نیز حضور داشت. نمازمان را در حال حرکت خواندیم. در مسیر یک لحظه متوجه شدم که یک نفر در کنارم افتاده است. او من را شناخت و به اسم صدایم کرد. گفت: تیر خوردهام. میخواستم برای انتقال به عقب، به او کمک کنم، اما اجازه نداد و گفت که به راهم ادامه بدهم. الحمدلله مأموریت به درستی انجام شد و رزمندگان شاهد پیروزی بودند. چند روز بعد به شهرک ابوذر در هفتتپه منتقل شدیم. نگران سلامتی آن عزیز بودم و نمیدانستم بهبود پیدا کرد یا شهید شد. شب بود. دیدم او با حالت خمیده وارد محل اسکان ما شد. از سلامتی او خوشحال شدم. پرسیدم چرا با این وضعیت برگشته است؟ گفت: من را برای معالجه به تهران بردند و چند روز به من رسیدگی کردند، اما چون توفیق شهادت نداشتم، نمیتوانستم از جبهه دل بکنم، به همین دلیل خواستم با همین وضعیت، مرخصم کنند تا به جمع رزمندگان بپیوندم. من شاهد عینیت این قضیه در مرزبانی هم بودم. یکی از فرماندهان خوب و شجاع ما در اواخر سال گذشته، وقتی وارد یک منطقه آلوده به مین شد، خواست جلوتر از بقیه حرکت کند. متأسفانه روی مین رفت و پایش را از دست داد. در اولین موقعیتی که میتوانستیم با او تلفنی صحبت بکنیم، گفت: دعا کنید که من زودتر بتوانم برگردم و در جمع عزیزان باشم».
در ادامه، این روایت را ببینیم.
تاکنون 378 برنامه شب خاطره دفاع مقدس از سوی مرکز مطالعات و تحقیقات فرهنگ و ادب پایداری و دفتر ادبیات و هنر مقاومت حوزه هنری برگزار شده است. برنامه آینده پنجشنبه 7 خرداد ۱۴۰۵ برگزار میشود.
تعداد بازدید: 24
آخرین مطالب
پربازدیدها
100 سؤال/30
چگونه میتوان اعتبار روایتهای متعارض در تاریخ شفاهی را سنجید؟یکی از مباحث مهم تاریخ شفاهی اعتبار روایتها است. اینکه پژوهشگر تاریخ شفاهی چگونه و یا از چه روشی به درستی آن پی ببرد، موضوع قابل تأملی است. معمولاً در بین مصاحبههای تاریخ شفاهی گاهی پژوهشگران با روایتهای متعارض برمیخورند که چالشی فرا روی آنهاست. در این مواقع اگر پژوهشگر به موضوع احاطه داشته باشد...






