نشست میز تخصصی تاریخ شفاهی کشور -1

بازنمایی لایه‌های راهبردی دفاع مقدس؛ با اولویت‌بندی علمی تاریخ شفاهی

تهیه و تنظیم: مریم اسدی جعفری

03 خرداد 1405


به گزارش سایت تاریخ شفاهی، «اولین نشست میز تخصصی تاریخ شفاهی کشور؛ با رویکرد پایداری، دفاع مقدس و مقاومت»، شامگاه چهارشنبه 30 اردیبهشت 1405، به همت معاونت علوم، تحقیقات و فناوری ارتش جمهوری اسلامی ایران و با همکاری بنیاد حفظ آثار و نشر ارزش‌های دفاع مقدس، با هدف ایجاد هم‌افزایی و انسجام فعالان حوزه تاریخ شفاهی کشور در راستای ارتقای تاریخ شفاهی پایداری، تاب‌آوری، دفاع مقدس و مقاومت و همچنین تسهیل مدیریت دانش‌های میان‌رشته‌ای در جنگ تحمیلی دوم و سوم، به صورت برخط برگزار شد.

«دکتر رضا جهانفر»، مدیر دانش و تولید علم معاونت عتف آجا و دبیر این نشست، مدیریت جلسه را برعهده داشت. وی پس از خوشامدگویی به حاضران در میز تخصصی تاریخ شفاهی کشور، به بیان انتظارات بنیاد حفظ آثار و نشر ارزش‌های دفاع مقدس از معاونت علوم، تحقیقات و فناوری آجا به عنوان ستاد تخصصی تاریخ شفاهی ارتش پرداخت و گفت: «برابر امریه ستاد کل نیروهای مسلح، چهار اقدام مهم؛ برگزاری پنجمین دوره ملی و اولین دوره همایش بین‌المللی تاریخ شفاهی دفاع مقدس و مقاومت، راه‌اندازی میز تخصصی تاریخ شفاهی کشور توسط معاونت عتف آجا [با توجه به تجربیات معاونت عتف آجا در خصوص میزهای تخصصی ناشران، مدیریت دانش و اثرگذاری فراسازمانی و ملی میزهای یاد شده]، برگزاری نشست ملی تاریخ شفاهی ورزش کشور، راه‌اندازی رشته تحصیلی تاریخ شفاهی در یکی از دانشگاه‌های آجا در مقطع ارشد یا دکتری توسط ارتش، با محوریت آجا انجام خواهد شد».

ورود جنگ‌ 12 و 40 روزه به «همایش تاریخ شفاهی»

سپس «دکتر غلامرضا عزیزی» دبیر علمی پنجمین دوره ملی و اولین دوره بین‌المللی همایش تاریخ شفاهی دفاع مقدس و مقاومت، به ارائه گزارش درباره این همایش‌ها پرداخت و اظهار داشت: «پس از آن‌که عنوان «مقاومت» به نام بنیاد حفظ آثار و نشر ارزش‌های دفاع مقدس افزوده شد، مقرر شد تا پنجمین دوره همایش تاریخ شفاهی دفاع مقدس و مقاومت، به صورت «بین‌المللی» برگزار شود تا محور مقاومت را دقیق‌تر و گسترده‌تر پوشش دهد. همچنین موضوعات مبتلابه تاریخ شفاهی حوزه مقاومت، به‌ویژه از منظر تاریخ‌نگاری نظامی و تاریخ‌نگاری جنگ را به این رخداد علمی و پژوهشی بیفزاید.

از سوی دیگر، در پی جنگ تحمیلی 12 روزه، مباحث نوینی همچون «تاریخ شفاهی بحران» و «تاریخ شفاهی در زمان بحران»، به موضوع‌های همایش اضافه شد. جنگ تحمیلی 40 روزه نیز عرصه مورد کاوش پژوهشگران را فراتر بُرد و مقاومت، پایداری و تاب‌آوری را به محورهای همایش افزود.

برای این دوره از همایش تاکنون، نشست‌ها و کارگاه‌های مختلفی برگزار شده است. از جمله چند کارگاه در دانشگاه هوایی شهید ستاری برگزار شده و بخش دوم نشست امشب که به سخنرانی اساتید پیشکسوت و صاحب‌قلم اختصاص دارد، در همین راستا برنامه‌ریزی شده‌اند.

در شرایطی که کشور عزیزمان در معرض حملات و جنایات دشمن قرار گرفته، امیدواریم که بتوانیم از تاریخ شفاهی، به‌عنوان ابزاری برای فهم گذشته، درک شرایط امروز و ساخت آینده بهتر، بهره ببریم.

همچنین در تلاشیم، برای تربیت نسل جدید مورخان شفاهی، سازوکار راه‌اندازی رشته تحصیلی تاریخ شفاهی با تأکید بر دفاع مقدس را در مقطع کارشناسی ارشد بررسی، و توسط مراجع ذیربط، پیگیری کنیم. قبل از برگزاری همایش و در نشست‌های بعدی، به تاریخ شفاهی نظامی و تاریخ شفاهی ورزش در جنگ خواهیم پرداخت».

 سلیقه‌ فردی در تاریخ شفاهی، جایگزین ضرورت‌های تاریخی نشود

«حجت‌الاسلام سعید فخرزاده»، مدیر دفتر ثبت و تدوین دستاوردهای انقلاب اسلامی حوزه هنری نیز به بیان «ضرورت اولویت‌بندی و سیاست‌گذاری در انتخاب موضوعات تاریخ شفاهی دفاع‌ مقدس» پرداخت و در گزیده‌ای از سخنانش، این‌گونه تصریح کرد: «ما چگونه انقلاب‌مان را در جنگ، به جهان صادر کردیم؟ سازوکارش چگونه بود؟ ابزارهایش چه بود؟ افرادی که در این فرآیند نقش داشتند، باید خاطراتشان را بگویند که این خاطرات، نیست. ما ابهت دو ابرقدرت شرق و غرب را شکستیم. اصلاً بودجه‌ها در زمان جنگ، چطور تأمین می‌شد؟ تجهیزات، در حالی که در تحریم بودیم، چگونه خرید می‌شد؟ مایحتاج مردم، در حالی که در دریا جنگ بود، چگونه تأمین می‌شد؟ آیا کشتیرانی کالاهای تجاری، در زمان جنگ نفتکش‌ها هم درگیر جنگ بود؟ تا حالا هیچ اطلاعاتی در این‌باره به مردم داده نشده است. حتی در حوزه نفت، خاطرات خیلی زیادی داریم که می‌خواستند، شریان نفت را متوقف کنند تا به این صورت، به کشور فشار بیاورند. بارها و بارها خطوط لوله ما را مورد حمله و آسیب قرار دادند. اما ظرف کمتر از 24 یا 72 ساعت، تعمیر می‌شد و به چرخه فعالیت برمی‌گشت. ما هرگز در طول جنگ 8 ساله، احساس کمبود بنزین و نفت نکردیم. در حالی که بارها و بارها پالایشگاه‌های ما را زدند. به این روایت‌ها، کمتر پرداخته شده است. دستاوردهای علمی و فناورانه نظامی و زیربناهای خودکفایی صنعتی در جنگ، پایه‌ریزی شده‌اند. زیرساخت بسیاری از دستاوردهای حوزه صنعت یا مهندسی رزمی، در دوران دفاع مقدس شکل گرفته است. این اتفاقات، برای فهم عمیق جنگ و انتقال تجربیات مدیریت علمی، بسیار مهم است. اگر برای ثبت این تجربیات، برنامه‌ریزی نکنیم، فرصت تولید دانش از دستمان می‌رود. به هر حال، اگر نگاه‌مان صرفاً به روایت‌ها عاطفی و احساسی باشد، تاریخ‌نگاری شفاهی از سطح خاطره‌نگاری شفاهی فراتر نمی‌رود و به منبع تولید دانش تاریخی تبدیل نمی‌شود. به نظر من تاریخ شفاهی زمانی می‌تواند جامعه را یاری کند که انتخاب موضوعات، بر پایه اولویت‌های پژوهشی و نیازهای دانشی صورت گیرد. در غیر این صورت، فعالیت‌های سلیقه‌ای فردی، جایگزین ضرورت‌های تاریخی خواهد شد و بخش مهمی از تجربه جنگ، در حاشیه خواهد ماند. بدون اولویت‌بندی‌های علمی، تاریخ شفاهی از بازنمایی لایه‌های راهبردی دفاع مقدس باز می‌ماند.

لزوم برقراری ارتباط بین هنر و تاریخ شفاهی

امیرسرتیپ محمد اکرمی‌نیا، عضو هیأت علمی دانشگاه جنگ و سخنگوی آجا، با اشاره به اهمیت ایران از جهات مختلف در جهان اظهار داشت: «اولین تمدن بزرگ بشری در بین النهرین و در نزدیکی سرزمین ایران شکل گرفت. اولین امپراطوری دنیا در 550 قبل از میلاد، در ایران شکل گرفته و فرهنگ غنی اسلامی - ایرانی باعث شده، اهمیت ایران افزایش پیدا کند. همچنین جغرافیای ما مهم است. ایران در چهارراه جهان، واقع شده و به لحاظ ژئوپولتیکی، دارای نقاط حساسی مثل: تنگه هرمز هستیم. رتبه اول از نظر منبع نفت و گاز در دنیا را داریم و ماهیت انقلاب اسلامی در طول 48 سال گذشته باعث شده که دشمنان، چشم طمع به کشور ما داشته باشند. ایران همواره در معرض تهدید بوده؛ از تهدید نرم تا نیمه سخت و سخت. پس نیازمند ارتقای توان بازدارندگی هستیم. مردم، اصل و اساس این نظام‌اند. بنابراین نیاز است که به ارتقای فرهنگ مقاومت و تاب‌آوری آن‌ها بپردازیم. معتقدم که پرداختن به تاریخ شفاهی دفاع مقدس، موجب ارتقای فرهنگ مقاومت و تاب‌آوری در مردم می‌شود و بهره‌گیری از درس‌آموخته‌های دفاع مقدس وآموزه‌های آن دوران، فرهنگ دفاعی کشور ما را بالا می‌برد. ما نیازمند برنامه‌ریزی راهبردی، کلان و اساسی در حوزه تاریخ شفاهی هستیم تا به سمت اهداف کلان پیش برویم و نتایج مثبت بگیریم. البته به این معنا نیست که تاکنون، اقدامی صورت نگرفته اما فکر می‌کنم، باید در این زمینه، عمیق‌تر و گسترده‌تر برنامه‌ریزی شود. نکته دوم، توجه به لایه‌های عمیق دوران دفاع مقدس است. آثاری که تا حالا منتشر شده، از نظر حجم خوب بوده، اما نیازمند آثاری هستیم که به لایه‌های عمیق دفاع مقدس مثل: عقلانیت، تدبیر و عاقبت‌اندیشی توجه بیشتری کند و نکته آخر، اگر بتوانیم بین تاریخ شفاهی دوران دفاع مقدس و هنر، ارتباط بیشتری برقرار کنیم، این آثار، ماندگارتر و اثربخش‌تر خواهند بود. اگر بخواهیم آموزه‌های دفاع مقدس، ماندگار و به نسل جوان منتقل شود و با ارتقای فرهنگ دفاعی کشور، ایران را در مقابل تعرضات دشمن در آینده، مصون نگه دارد و سطح بازدارندگی را بالا ببریم، لاجرم باید از هنر استفاده کنیم. می‌توانیم تمام آموزه‌های سطحی و عمیق دوران دفاع مقدس را در قالب هنر بیاوریم تا از این راه، آن را برای نسل‌های آینده، جاودان و ماندگار کنیم».

تأکید بر همکاری سازمان‌های فعال تاریخ شفاهی جنگ

در ادامه «اولین نشست میز تخصصی تاریخ شفاهی کشور»، «سردار عباس بایرامی» رئیس سازمان اسناد و مدارک دفاع مقدس بنیاد حفظ آثار و نشر ارزش‌های دفاع مقدس گفت: «سال 1404، قریب به 60 عنوان کتاب تاریخ شفاهی منتشر شده توسط بنیاد حفظ آثار، ارتش و سپاه را مطالعه کردم. یادی کنیم از شهید سردار نائینی که در راه ارتقای این مسیر، زحمات زیادی کشیدند. بیشترین مشکل ما در تاریخ شفاهی، این است که سؤالات مطرح شده در کتاب با اصل موضوع، ارتباطی ندارد و راوی سعی می‌کند، خودش را از فضای مصاحبه خارج کند. به همین دلیل، به نیاز مخاطب پاسخ داده نمی‌شود. مشکل دوم این است که نیازمندی‌های اساسی تاریخ شفاهی دفاع مقدس و مقاومت، باید مشخص شوند که آقای فخرزاده، به این نکات، اشاره کردند. اگر همه دوستان در میز تخصصی تاریخ شفاهی همراهی کنند، سازمان اسناد و مدارک دفاع مقدس، آمادگی میزبانی دارد تا بحث‌های مفصل با آگاهی کافی نسبت به 8 سال دفاع مقدس، جبهه مقاومت و جنگ‌های جدید انجام شود و موضوعات را تبدیل به یک بانک کنیم و نهایتاً پروژه‌سازی و تعریف اجرایی و تقسیم کار کنیم و به یک خروجی خوب، ظرف 5 سال آینده برسیم. به نظر می‌رسد، فرصت زیادی نداریم. چون آدم‌هایی که مبدع و پدیدآورنده کار بودند، متأسفانه به هر دلیلی یا شهید می‌شوند و یا بر اثر کهولت سن، از دنیا می‌روند. این‌ها منابع اصلی ما هستند که دست ما از آن‌ها کوتاه می‌شود».

چالش‌های روایت در جنگ

در ادامه، «دکتر محمود سادات» معاون پژوهش و فناوری سازمان اسناد و کتابخانه ملی، با محوریت «چالش‌های مصاحبه، تدوین و انتشار تاریخ شفاهی در ایران» به سخنرانی پرداخت و گفت: «در چالش‌های مصاحبه در تاریخ شفاهی، انتخاب موضوع تاریخ شفاهی، اولین چالشی است که با آن مواجه هستیم. انتخاب موضوعات سیاسی، غالب بر موضوعات اجتماعی، فرهنگی، اقتصادی است. نکته دوم که برخلاف اصول تاریخ شفاهی است، این است که معمولاً به سراغ نخبگان هر حوزه می‌رویم و روایت‎های آن‌ها را ثبت می‌کنیم. در حالی که در مباحث نظری تاریخ شفاهی مطرح شده که باید سراغ خاموشان تاریخ؛ افرادی که در تاریخ حضور ندارند، برویم. مثل: حاشیه‌نشین‌ها، روستاییان و زنان. در دوران دفاع مقدس هم کمتر سراغ این قشر رفته‌ایم و بیشتر، روایت افراد نخبه، جمع‌آوری و منتشر شده و در دسترس است. معمولاً بر اساس درخواست کارفرما سراغ نخبگان می‌روند و کمتر سراغ موضوعات اجتماعی و اقتصادی گرفته می‌شود.

در مورد چالش‌های انتخاب راوی، این سؤال مطرح می‌شود که «آیا مصاحبه‌کننده در انتخاب راوی، آزاد است یا بر اساس درخواست کارفرما سراغ افراد خاص می‌رود»؟ نکته دوم این است که معمولاً غلبه بر انتخاب کنشگران است تا شاهدان عینی. اما در اتفاقاتی مثل جنگ، شاید افرادی در جنگ باشند که کنشگر نیستند ولی شاهد عینی‌اند؛ به خصوص وقتی جنگ به داخل شهرها کشیده شود و افراد، مشاهده‌کننده وقایع باشند. اما دوران دفاع مقدس، بیشتر در مناطق خاصی بوده و با کُنشگران، روبرو هستیم. اما باید به روایت‌های شاهدان عینی هم توجه کنیم؛ شاهدانی که از طیف‌ها و گروه‌های مختلف هستند؛ ممکن است زنان و حتی کودکان باشند. روایت باید از دیدگاه‌های مختلف جمع‌آوری شود. اما معمولاً در انتخاب کنشگران، سراغ رأس کنشگران آن رخداد تاریخی می‌رویم؛ مثل فرماندهان لشکرها. در حالی که تجربه نشان داده، اگر سراغ رده‌های پایین‌تر و فرماندهان گروهان برویم، بیشتر درگیر مسائل و چالش‌ها بوده‌اند و اطلاعات دقیق‌تری ارائه می‌دهند.

نکته بعدی این است که «کنشگران یا راویان، چه زمانی روایت بهتری در اختیار ما قرار می‌دهند؟ در زمانی که در مصدر کار هستند یا بعد از آن»؟ تجربه نشان داده، افرادی که از کار برکنار شده‌اند و یا به هر دلیلی کناره‌گیری کرده‌اند، روایت‌های آزادانه‌تر و دقیق‌تری نسبت به افراد در مصدر کار دارند.

نکته بعدی، «چقدر باید از آن کُنش گذشته باشد تا به سراغ راوی برویم»؟ مورخان به قول معروف می‌گویند که در تاریخ باید آن رخداد، دَم کشیده باشد. یعنی مدتی از آن گذشته باشد تا به سراغ آن برویم. اما دو نکته دارد: وقتی مدتی از آن رخداد گذشته باشد و سراغ راوی برویم، معمولاً آن رخداد را تحلیل می‌کند تا این‌که بخواهد اصل واقعه را شرح دهد. یعنی تحلیل بر گزارش رخداد، چیره است. شاید زمانی که جوان بوده، در جنگ حضور داشته، اما حالا سال‌ها از آن گذشته، روایت افراد دیگر را شنیده و اسناد مربوط به آن را دیده، آدم پخته‌تری شده و حالا درباره آن رخداد، تحلیل دارد. پس وقتی حالا به سراغ او می‌رویم، بیشتر برای ما آن رخداد را تحلیل می‌کند تا گزارش واقعه را بگوید. در کار تاریخ شفاهی، جدا کردنِ گزارشِ فرد از تحلیل، خیلی مشکل است. گرچه تحلیل او هم برای ما ارزشمند است، اما آن چیزی که برای مورخ تاریخ شفاهی ارزش بیشتری دارد، گزارشِ آن فرد است.

انتخابِ «حدِ میانه» توسط مصاحبه‌کننده

دکتر محمود سادات ادامه داد: نکته دوم، انتخاب رخداد توسط راوی است. بی تردید، دو مرحله انتخاب داریم: فردی که راوی یک رخداد است، بخشی از آن را به ذهن می‌سپارد و ممکن است مدت‌ها از آن گذشته باشد. وقتی برای ضبط روایت به سراغ او می‌رویم، بخشی از آن چیزی را که به ذهن سپرده، برای ما بیان می‌کند. این همان انتخاب دو مرحله‌ای است و «انتخابی بودن»، یکی از ویژگی‌های تاریخ شفاهی محسوب می‌شود؛ یعنی بخشی از این رخداد، به ذهن سپرده شده و بخشی بیان می‌شود. به نظرم، این هم جزو چالش‌های مصاحبه تاریخ شفاهی است. نکته بعدی این است که مصاحبه‌کننده، باید بینِ ضبط صوت و بازجو، یک حدِ میانه را انتخاب کند تا بتواند، اعتماد مصاحبه‌شونده را جلب کند و به نتیجه درست برسد. در این مسیر، مطالعه کاملِ پیش از مصاحبه، اعم از مطالعه روزنامه‌ها و اسناد، اهمیت بسیار زیادی دارند.

در زمینه تدوین، چند نکته وجود دارد. آیا در تدوین، باید مقید به نثر باشیم؟ یعنی عیناً گفته‌های راوی بیان شود و یا می‌خواهیم آن را تدوین کنیم؟ کاری که آقای لاجوردی در دانشگاه هاروارد انجام داده، تدوین است یا صرفاً پیاده‌سازی؟ به نظرم باید سیاست در تدوین، مشخص باشد. آیا مقید به نثر هستیم یا به بازار توجه داریم و می‌خواهیم، کارمان یک اثر خواندنی باشد. اگر مقید به نثر باشیم، مثل کار آقای لاجوردی می‌شود و اگر مقید به بازار باشیم، مثل بعضی از کارهای برخی از نهادها می‌شود. یعنی مصاحبه‌ها را در اختیار افراد قرار می‌دهند و بازنویسی می‌کنند. بی‌تردید، ادبیات یک خانم، یک فردِ چپ، انقلابی یا فردِ دو زبانه که خارج از کشور بوده، یکسان نیست. اما به خاطر قلمِ فردی که بازنویسی کرده، لحنِ یکسانی پیدا می‌کنند. باید بین نثر و بازارپسندی، یک حدِ میانه را انتخاب کنیم.

درباره گویاسازی در تدوین هم چند نکته دارم. آیا ما مجاز هستیم که درباره غلط‌های تاریخی راوی در همان صفحه توضیح دهیم؟ تا کجا مجاز هستیم؟ ممکن است نام یک فرد را اشتباه گفته باشد، آن را می‌توانیم پانویس کنیم. اما اگر صحبت‌های راوی درباره شخص دیگری را به نفر دوم بدهیم و جوابیه او را در پایین صفحه چاپ کنیم، به نظرم کار صحیحی نیست. می‌توان بعد از چاپ کتاب، نقدی بر آن نوشته شود. پس حد وحدود گویاسازی کتاب باید مشخص باشد. گاهی در برخی از کتاب‌ها، کلمات خیلی معمولی، گویاسازی شده‌اند. باید حد معقولی از گویاسازی را درنظر بگیریم. در گویاسازی، نویسنده نباید در پاورقی به خواننده، ذهنیت بدهد. فقط باید تاریخ تولد، فعالیت‌ها تا فوت شخص را بیاورد و با ادبیات خنثی به گویاسازی آن فرد پرداخته شود.

چالش بعدی در تدوین، این است که آیا می‌توان زبان گفتار را تبدیل به زبان نوشتار کرد؟ آیا با این کار، چیزی را در تاریخ شفاهی از دست نمی‌دهیم؟ وقتی فردی یک نکته‌ای را به زبان محلی بیان می‌کند، آن را عیناً بیاوریم یا آن را به زبان نوشتارِ زبان معیار تبدیل کنیم؟ وقتی شخصی در یک رخداد مثل جنگ حضور دارد و حالات احساسی را خود را بیان می‌کند، بی‌تردید آن حالات را خیلی بهتر، با زبان یا گویش مادری خودش بیان می‌کند. در حالی که وقتی آن را به زبان نوشتاریِ زبان معیار تبدیل می‌کنیم، به نظر من می‌تواند، ریزش‌هایی داشته باشد.

گاهی شاهدانِ عینی از طیف‌های مختلف هستند؛ مثلاً از کفِ کوچه و بازار به جبهه رفته و ادبیات کوچه‌بازاری دارد و در بیان روایتش، راحت است. آیا باید این روایت را کنار بگذاریم؟ آیا ادبیات خوب بر ادبیات بد در روایت، ترجیح دارد؟

در تدوین، از عناوین القایی مانند: «نبرد سرنوشت‌ساز» یا «حماسه بزرگ» استفاده نشود. قبل از این‌که خواننده، کتاب را بخواند، می‌فهمد که لابد یک حماسه بزرگی است. پس واژه‌های احساسی در عنوان کتاب‌ها به کار نبریم.

چالش بعدی این است که آیا ترکیب مصاحبه‌ها کار درستی است؟ ممکن است، مراکز مختلف دفاع مقدس با یک فرد، مصاحبه‌های متعددی در مقاطع مختلف زمانی انجام داده باشند. آیا ترکیب این مصاحبه‌ها درست است؟ تاریخ شفاهی، هویت دارد. یعنی در یک بازه زمانی و در یک گفتمان، سراغ یک فرد در یک سن خاص می‌رویم و آن گفته‌ها، هویت خاص خودش را دارد. وقتی این‌ها را با هم ترکیب می‌کنیم، اشکال ایجاد می‌کند. خودِ من، این کار را انجام داده‌ام. با فردی در دوره اصلاحات، مصاحبه صورت گرفته، سال 96 هم مصاحبه شده و ما هم سراغش رفته‌ایم. اما در پاسخ به یک سوال واحد، سه نوع مختلف جواب داده است. آیا باید کامل‌ترین پاسخ را انتخاب و بقیه را حذف کرد؟ این‌ها به نظرم ریزش‌هایی است شاید که در تدوین با آن مواجه شویم.

در پایان، در زمینه انتشار با دو طیف ممیزی مواجهیم. یکی ممیزی بر اساس سیاست‌های کارفرماست که ممکن است، قصد نداشته باشد که اطلاعاتی منتشر شود. یک بخش هم ممیزی‌های وزارت ارشاد است. آیا باید هر آن‌چه که ثبت و ضبط می‌شود، منتشر کنیم؟ برای مثال، آستان قدس رضوی، سالیان سال است که در زمینه تاریخ شفاهی فعالیت جدی دارد، اما اصلاً سیاستی برای انتشار ندارد. فقط برای آینده، جمع‌آوری می‌کند. اگر سیاست انتشار مشخص شود، حتی در مصاحبه و بسته پرسشی هم تأثیرگذار است. آیا در سیاست انتشار، باید به بازارپسندی و فروش اثر توجه کنیم و یا تولیدِ یک متن تاریخی برای آیندگان؟ یکی از کارهای مورخ اکنون، که تاریخ شفاهی هم از این قاعده مستثنی نیست، تولید داده برای مورخ آینده است. در سیاست انتشار باید فکر کنیم که قرار است، 200 سال دیگر به این کتاب، به عنوان یک متن تاریخی درست، رجوع شود. ما کتاب «شیوه‌نامه تاریخ شفاهی» را تدوین کرده‌ایم که می‌توانیم، در اختیار مراکز قرار دهیم. در این شیوه‌نامه، مصاحبه و تدوین استاندارد و تولید متن درست، آموزش داده شده است.

ادامه دارد



 
تعداد بازدید: 15


نظر شما

 
نام:
ایمیل:
نظر:
تصویر امنیتی (9 + 2) :
 
نظریه‌هایی درباره تاریخ شفاهی به روایت هوش مصنوعی

نظریه دوم: بحران مشروعیت مرزیِ تاریخ شفاهی در نظام دانشگاهی

این نظریه بر مبنای پاسخِ ۱۳ متخصص تاریخ شفاهی به پرسش «علت عدم استقبال دانشگاهیان از تاریخ شفاهی چیست؟» به دست آمده است.