عبور از آخرین خاکریز - 22
دکتر احمد عبدالرحمن
13 تیر 1405
من و دیگر نظامیان محترم معتقدیم که 5 تا 6 ساعات برای انجام چنین مأموریتی توسط ارتش ایران که مجهز به بهترین و مدرنترین انواع سلاحها و تجهیزات بود، کافی به نظر میرسید، با این همه فرماندهان نظامی ایران اعم از منطقهای یا مرکزی هیچگونه واکنشی از خود نشان ندادند. این مسئله را چگونه میتوان تفسیر کرد؟ میتوان یکی از احتمالات زیر را برای تشریح این مسائل گنگ و پیچیده تصور کرد:
1ـ شاید دیپلمات ایرانی تصور میکرد که زرهپوشها و تانکهای مستقر در آن منطقه قصد تفریح، کسب انرژی و یا صید آهو و کبوتر داشتند! یا اینکه تانکها، ماشینهای باری روکشدار بودند! و به همین خاطر به موردی برنخورد تا مسئولین کشوری را مطلع سازد، ممکن است این را به حساب حسننیت او بگذاریم. در غیر این صورت بدون شک او با عراق همکاری میکرد.
2ـ افسران و مسئولان همدست رژیم عراق که در مراکز مهم ارتباطی نیروهای مسلح ایران مشغول به کار بودند، گزارشهای این دیپلمات را به اطلاع مسئولین سیاسی کشور نرساندند.
3ـ نیروهای ایرانی بعد از پیروزی انقلاب اسلامی به علت فرار فرماندهان ارشد و اعدام عدهای از آنان به دلیل اعلام وفاداری به رژیم امریکایی شاه، از انجام هر گونه تحرک جدی عاجز بودند.
4ـ در مراکز تصمیمگیری حکومت نوپای ایران که مرحلهای از درگیری قدرت بین جناح اسلامی و جناح اسلامی مآب ظاهری برای به دست گرفتن زمام امور کشور را پشت سر میگذاشت خیانت و توطئه خطرناکی پیریزی میشد. و اگر چنین موردی وجود نداشت میتوانستیم تصور کنیم برخی از گردانندگان ناصالح امور، خواهان منتهی شدن این حوادث به درگیری با عراق و در نتیجه به کنار رفتن جناح اسلامی از صحنه قدرت بودند.
به نظر شما کدامیک از این احتمالات صحت دارد؟ تمامی و یا بعضی؟ ایران فقط میتوانست پیرامون این قضیه به بررسی بپردازد و حقیقت ماجرا را کشف کند. جواب این سئوال هر چه باشد بهطور حتم ایران هرگز قصد تهاجم به خاک عراق را در نخستین روزهای دوران حکومت اسلامی نداشت.
در آن روز ما خسارات بسیار اندکی متحمل شدیم و این امر نشانگر ضعف و آسیبپذیری مقاومت نیروهای ایرانی بود. شب، افسر ضداطلاعات لشکر شش از مجروحین بستری در راهروها بازدید کرده پیروزی برادرانشان را در برافراشتن پرچم عراق بر اهدافی که فقط در طول 6 ساعت به اشغال خود در آوردند، به آنان تبریک گفت. صبح روز بعد یعنی هشتم سپتامبر بعد از سپری نمودن شب پرتلاطم همراه با حملات پیدرپی و گاهی متناوب توپخانه عراق از رختخواب برخاستیم. در حدود ساعت هشت بامداد توانستیم صدای غرشی در آسمان را که با غرش توپها تفاوت داشت بشنویم و بعد از چند ثانیه منبع این غرش بر روی ما ظاهر شد! جنگندهای سریع که از سمت شرق به سمت غرب در حال پرواز بود! در این حال سربازان هلهلهکنان با تکان دادن دست نسبت به خلبان ابراز احساسات کردند. ولی من فوراً هویت هواپیما را تشخیص دادم.
تعداد بازدید: 14
آخرین مطالب
پربازدیدها
100 سؤال/37
آیا تاریخ شفاهی میتواند همۀ ابعاد واقعه را پوشش دهد؟پاسخ به این پرسش را میتوان از دو منظر بررسی کرد. نخست، زمانی که امکان مصاحبه با چندین شاهد یک واقعه وجود داشته باشد و هر یک بخشی از آن را روایت کنند. در این حالت، با کنار هم قرار دادن روایتهای مختلف، مانند قطعات یک پازل، میتوان ابعاد گوناگون واقعه را بازسازی و ثبت کرد. به بیان دیگر، مطالعات میدانی و دسترسی به اسناد و مدارک مرتبط، از طریق تعدد روایتها، به فهمی جامعتر از واقعه منجر میشود.






