پاسخ کارشناسان به سؤالات تاریخ شفاهی
100 سؤال/38
در تدوین نهایی تاریخ شفاهی با لهجه و گویش محلی چگونه رفتار کنیم؟
17 تیر 1405
از چند پژوهشگر و فعال حوزه تاریخ شفاهی خواستیم دیدگاه خود را دربارۀ سؤالات تاریخ شفاهی بیان کنند. نام هر یک از شرکتکنندگان در ابتدای پاسخ آنها آمده و متن تمام پاسخها تا پایان هفته در همین درگاه منتشر خواهد شد. هدف از این طرح، گشودن دریچههای جدید به یک مسئله و ارتقای گفتوگوهای علمی در حوزۀ تاریخ شفاهی است.
در این طرح، شنبۀ هر هفته یک پرسش مطرح میشود و از کارشناسان میخواهیم تا پایان هفته دیدگاه خود را در قالب متنی کوتاه (حدود ۱۰۰ کلمه) ارائه کنند. تمامی پاسخها در کنار یکدیگر منتشر خواهند شد تا مخاطبان بتوانند دیدگاهها را مقایسه و تحلیل کنند.
مطالب، نظرات فرستادگان است و لزوماً نظر سایت تاریخ شفاهی نیست. هرچند قرار است پاسخها بر اساس حدود ۱۰۰ کلمه باشند، اما برای رعایت ادب و ناقص نماندن بحث، در مواردی پاسخهای بیش از این اندازه نیز پذیرفته میشود.
این بار از کارشناسان تقاضا کردیم پاسخ سؤال را تا یکشنبه شب ارسال فرمایند تا همۀ پاسخها روز سهشنبه منتشر شود.
از درهمتنیدگی این پاسخها با بهرهگیری از هوش مصنوعی، به نظریههایی درباره تاریخ شفاهی رسیدهایم که در آیندهای نزدیک منتشر خواهد شد.
سؤال 38:
در تدوین نهایی تاریخ شفاهی با لهجه و گویش محلی چگونه رفتار کنیم؟
____________________________________________
پاسخ به سؤال 38:
غلامرضا آذری خاکستر
لهجه و گویش، بخش جداییناپذیر تاریخ شفاهی هستند و ثبت روایتها با زبان محلی، علاوه بر حفظ اصالت روایت، به صیانت و احیای گویشها و لهجههای بومی نیز کمک میکند. با این حال، در تدوین نهایی که هدف آن ارائه متنی روان و منطبق با زبان معیار است، تداوم استفاده از لهجه محلی ممکن است درک متن را برای مخاطبان دشوار سازد. ازاینرو، شایسته است متن اصلی بر پایه زبان معیار تنظیم شود، اما بخشهایی از روایت که از نظر مفهومی، عاطفی یا فرهنگی اهمیت ویژهای دارند، با حفظ لهجه و گویش راوی نقل شوند. همچنین، نقل مستقیم عبارات تأکیدی، اصطلاحات بومی و جملههای شاخص به زبان اصلی راوی، ضمن حفظ هویت روایت، به انتقال فضای گفتوگو و آشنایی مخاطب با شیوه بیان راوی کمک شایانی میکند.
جعفر گلشن
به نظر میرسد اهالی تأمل در مسائل نظری تاریخ، بهویژه تاریخ شفاهی، هنوز نتوانستهاند به پاسخی واحد برای این پرسش برسند. گروهی بر این باورند که گویش و لهجه محلی باید در متن تاریخ شفاهی حفظ و منتشر شود تا حالوهوای راوی و فضای فکری، فرهنگی و اجتماعی او از خلال واژگان لهجهمند نمایان باشد. در مقابل، بسیاری معتقدند آنچه اهمیت دارد، محتوای اطلاعات راوی است و متن باید بهگونهای تنظیم شود که برای عموم بهآسانی قابل فهم باشد؛ ازاینرو، هر عاملی مانند لهجه و گویش که در درک مطالب اختلال ایجاد کند، باید کنار گذاشته شود. بنابراین، هر یک از این دو دیدگاه موافقان و مخالفان خود را دارند و برای آنها دلایل گوناگونی مطرح میشود. در نتیجه، هنوز نمیتوان در اینباره با قطعیت سخن گفت.
حسن بهشتیپور
در پاسخ به سئوال مهم شما باید نوشت حل این پارادوکس مستلزم اجرای یک اصل مهم در تاریخ شفاهی محلی است: «سعی کنید راوی را با زبانش حفظ کنید، اما خواننده نهایی را با زبانش همراه کنید.»
این اصل، هستة تعادل در تدوین تاریخ شفاهی است. بخش اول این اصل به امانتداریِ سند اشاره دارد: گویش، لحن و ساختارِ ذهنی راوی، بخشی از هویت روایت است و برای پژوهشهای آینده (زبانی، مردمشناختی، تاریخی) ضرورت حتمی دارد. بنابراین نسخة آرشیوی باید عیناً با علائم آوانگاری نگهداری شود.
بخش دوم این اصل به مخاطبِ عمومی نظر دارد که با پانویسهای مکرر خسته میشود. بنابراین در نشر، گویش را در ضربالمثلها و عبارات عاطفی حفظ میکنیم، اما روایتِ توصیفی را به فارسیِ روان نزدیک میسازیم و واژگانِ کلیدی را با واژهنامة انتهای کتاب یا ترجمة درونمتنی (بدون کسرِ شأن راوی) توضیح میدهیم.
پس دو نسخة مجزا (آرشیوی و عمومی)؛ اولی برای پژوهشگر، دومی برای خواننده. در مقدمه، صریحاً خط مشی را اعلام میکنیم تا شفافیتِ روششناختی رعایت شود و راوی نیز احساس نکند که هویتِ زبانیاش دچار دگرگونی شده است. این گونه، هم اصالتِ سند پابرجاست و هم رسالتِ انتقالِ معنا به مخاطبان تاریخ شفاهی محقق میشود.
ابوالفتح مؤمن
در تاریخ شفاهی، دریافت درست مضامین کلمات و مفهوم جملات در زبان مصاحبهشونده اهمیت فراوانی دارد. زبان، گویش و لهجه، بخشی از هویت فردی و جمعی را بازتاب میدهند و در انتقال دقیق تجربهها نقش اساسی دارند. ناآشنایی با گویش یا زبان صنفیِ گروههای مختلف میتواند به سوءتعبیر و قضاوت نادرست بینجامد. از اصول تاریخ شفاهی نیز آن است که سخنان مصاحبهشونده، حتی با حفظ لحن محاورهای، گویش و لهجه، عیناً پیادهسازی شود. البته استفاده از لهجه و گویش تا جایی مجاز است که مانع ارتباط و فهم مخاطب نشود. ازاینرو در تدوین نهایی، ضمن رعایت زبان معیار، باید تا حد امکان اصالت گویش حفظ شود و در صورت نیاز، با توضیح در پاورقی، فهم متن برای مخاطب تسهیل گردد.
ابوالفضل حسنآبادی
تصمیمگیری درباره لهجه و گویش محلی به شیوه انتخاب شده برای تدوین متن بستگی دارد. اگر مبنا بر انتخاب تدوین بر مبنای گویش محلی باشد، معمولاً متن مصاحبه بدون تغییر و با ویراستاری شکلی و نه محتوایی با گویاسازی اصطلاحات مورد نیاز محلی منتشر میگردد؛ اما گر تصمیم بر انتشار به زبان معیار باشد، باید تدوینگر احتیاط بیشتری به خرج داده و مواردی مانندحفظ اصالت گفتار، توضیح واژگان و اصطلاحات بومی، جلوگیری از اغراق در بازنمایی لهجه و رعایت یکدستی رامورد توجه قرار دهد. در نهایت باید در تدوین نهایی مصاحبه هویت زبانی راوی حفظ شود و در عین حال خوانایی متن نیز قربانی نگردد.
سید محمدصادق فیض
با لهجه و گویش محلی، با چند رویکرد میتوان برخورد کرد:
1- اگر متن در محدوده جغرافیایی خاصی منتشر میشود، میتواند یکپارچه یا با درصد بالایی از گویش محلی استفاده شود.
2- اگر راوی کلاً با گویشی خاص سخن گفته و بدان لهجه مشهور است، میتوان جملات خاص و ویژهای را با گویش وی منتشر کرد.
3- اگر راوی در روایتش نکات یا تکیهکلامهایی خاص و مشخص دارد که بدانها متمایز میشود، اینجا هم میتوان و چه بسا حتماً باید در آن بخشها، از گویش خاص وی استفاده کرد و چنانچه برای همه مفهوم نیست، با توضیح روشن گردد.
در هر صورت بهتر آن است زبان معیار در کل متن به کار گرفته شود و گویش و لهجه بماند در لابهلای متن در حد تلمیح و تاکید.
غلامرضا عزیزی
در رویکردِ کلاسیک یا نوینِ تاریخ شفاهی (در مقابل پیشینة تاریخروایی تا قبل از آلن نوینز) در سه روشِ «تدوین مصاحبة اصلاحشده»، «مصاحبة بازتدوین شده» و «تاریخنگاری شفاهی» میتوان لهجه و گویش محلی را بهنفع گویش نوشتاری رسمی تغییر داد؛ البته بهتر است تدوینگر در این راه به افراط نیفتد و عناصری از گویش و لهجه راوی را در متن حفظ کند تا شخصیت زبانی جدیدی از او خلق نکند.
آزادی دست بردن تدوینگر در متن مصاحبه در روش ترانویسی و همچنین در رویکرد پستمدرن، بسیار کمتر است.
نهایتاً آنکه بهنظرمیرسد بهتر است هرگونه تغییر در متن اصلی مصاحبه را در مقدمه فنی به اطلاع خواننده برسانیم.
هوش مصنوعی
در تدوین نهایی، لهجه و گویش محلی را امانتی فرهنگی بدانید. برای اصالت، گفتار را عیناً ثبت کنید، اما برای خوانایی، واژگان بسیار غریب را با پانویس معادلسازی کنید. از دستور دادن به راوی برای تغییر گویش جداً بپرهیزید. در ویرایش، فقط ابهامات نحوی را رفع کنید و آهنگ کلام را حفظ نمایید. به خاطر داشته باشید که این گویش، هویت اثر است؛ آن را نه تحریف کنید و نه چنان سنگین سازید که متن از دسترس مخاطب عام خارج شود. تعادل میان «صحّت» و «ارتباط» با مخاطب، کلید موفقیت است.(deepseek)
**
در تدوین نهایی تاریخ شفاهی، باید با لهجه و گویش محلی با دقت و احترام رفتار کرد. اصل مهم، حفظ اصالت گفتار راوی است؛ بنابراین نباید لهجه یا واژگان بومی را به فارسی معیار کاملاً تبدیل کرد. بهتر است متن به همان شکل گفتاری حفظ شود و در صورت نیاز، واژههای دشوار در پاورقی یا توضیح کوتاه معنا شوند. ویرایش باید فقط برای روانسازی خوانش باشد، نه حذف هویت زبانی. همچنین باید در سراسر متن یکدستی در شیوه نگارش رعایت شود. هدف نهایی، انتقال دقیق تجربه زیسته و فرهنگ محلی است، نه استانداردسازی کامل زبان راوی. با حفظ امانت روایی.(chatgpt)
تعداد بازدید: 18
آخرین مطالب
پربازدیدها
100 سؤال/38
در تدوین نهایی تاریخ شفاهی با لهجه و گویش محلی چگونه رفتار کنیم؟لهجه و گویش، بخش جداییناپذیر تاریخ شفاهی هستند و ثبت روایتها با زبان محلی، علاوه بر حفظ اصالت روایت، به صیانت و احیای گویشها و لهجههای بومی نیز کمک میکند. با این حال، در تدوین نهایی که هدف آن ارائه متنی روان و منطبق با زبان معیار است، تداوم استفاده از لهجه محلی ممکن است درک متن را برای مخاطبان دشوار سازد.






