عبور از آخرین خاکریز - 23
دکتر احمد عبدالرحمن
20 تیر 1405
این مسئله را چگونه میتوان تفسیر کرد؟ میتوان یکی از احتمالات زیر را برای تشریح این مسائل گنگ و پیچیده تصور کرد:
1- شاید دیپلمات ایرانی تصور میکرد زرهپوشها و تانکهای مستقر در آن منطقه قصد تفریح، کسب انرژی و یا صید آهو و کبوتر داشتند یا اینکه تانکها، ماشینهای باری روکشدار بودند و به همین خاطر به موردی برخورد نکرد تا مسئولین کشوری را مطلع سازد. ممکن است این را به حساب حسن نیت او بگذاریم. در غیر این صورت بدون شک او با عراق همکاری میکرد.
2-افسران و مسئولان همدست رژیم عراق که در مراکز مهم ارتباطی نیروهای مسلح ایران به کار اشتغال داشتند، گزارشهای این دیپلمات را به اطلاع مسئولین سیاسی کشور نرساندند.
3- نیروهای ایرانی، بعد از پیروزی انقلاب اسلامی به علت فرار فرماندهان ارشد و اعدام عدهای از آنان به دلیل اعلام وفاداری به رژیم امریکایی شاه، از انجام هر گونه تحرک جدی عاجز بودند.
4- در مراکز تصمیمگیری حکومت نوپای ایران که مرحلهای از درگیری قدرت بین جناح اسلامی و جناح اسلامیمآب ظاهری برای به دست گرفتن زمام امور کشور را پشت سر میگذاشت خیانت و توطئه خطرناکی پیریزی میشد. اگر چنین موردی وجود نداشت میتوانستیم تصور کنیم برخی از گردانندگان ناصالح امور، خواهان منتهی شدن این حوادث به درگیری با عراق و در نتیجه به کنار رفتن جناح اسلامی از صحنه قدرت بودند.
به نظر شما کدامیک از این احتمالات صحت دارد؟ تمامی یا بعضی؟ ایران فقط میتوانست پیرامون این قضیه به بررسی بپردازد و حقیقت ماجرا را کشف کند. جواب این سؤال هر چه باشد به طور حتم ایران هرگز قصد تهاجم به خاک عراق را در نخستین روزهای عمر حکومت اسلامی نداشت.
در آن روز ما خسارات بسیاری اندکی متحمل شدیم و این امر نشانگر ضعف و آسیبپذیری مقاومت نیروهای ایرانی بود. شب، افسر ضد اطلاعات لشکر6، از مجروحین بستری در راهروها بازدید کرد و پیروزی برادرانشان را در برافراشتن پرچم عراق بر روز اهدافی که فقط در طول 6 ساعت به اشغال خود در آوردند، به آنان تبریک گفت. صبح روز بعد یعنی هشتم سپتامبر بعد از سپری کردن شب پرتلاطم همراه با حملات پیدرپی و گاهی متناوب توپخانه عراق از رختخواب برخاستیم. در حدود ساعت هشت بامداد توانستیم صدای غرشی در آسمان را که با غرش توپها تفاوت داشت بشنویم و بعد از چند ثانیه منبع این غرش بر روی ما ظاهر شد! جنگندهای سریع که از سمت شرق به سمت غرب در حال پرواز بود! در این حال سربازان هلهلهکنان با تکان دادن دست نسبت به خلبان ابراز احساسات کردند. ولی من فوراً هویت هواپیما را تشخیص دادم. هواپیما از نوع «اف-4» بود که عراق در اختیار نداشت. با صدای بلند فریاد زدم: «این هواپیمای ایرانی است».
تعداد بازدید: 7
آخرین مطالب
پربازدیدها
100 سؤال/38
در تدوین نهایی تاریخ شفاهی با لهجه و گویش محلی چگونه رفتار کنیم؟لهجه و گویش، بخش جداییناپذیر تاریخ شفاهی هستند و ثبت روایتها با زبان محلی، علاوه بر حفظ اصالت روایت، به صیانت و احیای گویشها و لهجههای بومی نیز کمک میکند. با این حال، در تدوین نهایی که هدف آن ارائه متنی روان و منطبق با زبان معیار است، تداوم استفاده از لهجه محلی ممکن است درک متن را برای مخاطبان دشوار سازد.






