پرسش و پاسخ با تاریخ‏نگار شفاهی، سارا وود


داستان‏ها و تاریخ در مورد غذاهای جنوب آمریکا به اندازه خود این غذاها، رنگارنگ و متنوع است. اتحادیه غذایی جنوب،[1] داستان‏هایی را از سراسر منطقه جمع آوری کرده و شرکت همه طبقات اجتماعی، نژادها و قومیت‏ها را در این روش آشپزی غذاهای جنوبی گرامی می‏دارد.

سارا وود،[2] در ویلمینگتون[3]کارولینای شمالی به عنوان تاریخ‏نگار شفاهی مشغول به کار است. روزنامه دیلی تارهیل[4] پای صحبت‏های وود نشست تا در مورد تحقیقات و آنچه به وسیله کار در جنوب آموخته است، اطلاعات بیشتری کسب کنیم.

دیلی تارهیل: کار یک تاریخ‏نگار شفاهی چیست؟

سارا وود: فکر می‏کنم تاریخ‏نگار شفاهی کسی است که تاریخ را از زبان افراد، ثبت می‏کند. می‏توان همه تحقیقات و همه کتب درسی را مطالعه کرد ولی تاریخ شفاهی، مشاهده شخصی از تاریخ است. اساساً در حکم جمع‏آوری تجربه افراد و داستان‏ها و خاطرات آنها از این‏که چه اتفاقی افتاده و چه چیزی دیده‏اند و احساسشان در مورد آن چه بوده است. فکر می‏کنم این قطعه‏ای بسیار پیچیده از پازل تاریخ است. تاریخ شفاهی در اطراف ما در جریان است، و شامل نشانه یا خواندن مقاله خاصی نیست بلکه باید از دیگران سوال کرد که «شما چه چیزی دیدید؟ چه حسی داشتید؟ چطور این اتفاق افتاد و چرا؟»

فکر می‏کنم آنچه تاریخ‏نگاران شفاهی انجام می‏دهند بسیار جالب است زیرا با افراد زیادی هم صحبت می‏شوند و این خیلی زیباست. تاریخ‏نگار در حال جمع‏آوری یک تجریه جمعی نیست، بلکه تجربه یک فرد را ثبت می‏کند و سپس به سراغ فردی دیگر می‏رود و در مورد تجربه او اطلاعات کسب می‏کند. این کار را دوست دارم زیرا دارای وجوه مختلفی است.

دیلی تارهیل: چطور از فردی می‏خواهید که ماجرایی جالب را برایتان تعریف کند؟

سارا وود: می‏توانیم فهرست سؤالات خودمان را در مورد آنچه می‏خواهیم در مصاحبه بدانیم، داشته باشیم. ولی همیشه نمی‏توان بر آن سؤالات تکیه کرد، زیرا وضعیت در طول مصاحبه تغییرپذیر است. وقتی که دوره کارآموزی را در اتحادیه غذاهای جنوبی می‏گذراندم، آنها مستندات شفاهی زیادی در مورد مهمانی‏های عصرانه جمع‏آوری کرده بودند.

اتحادیه غذاهای جنوبی یک پادکست به نام اوکراکست[5] دارد که فایل‏های صوتی و مصاحبه های قدیمی از سال‏های قبل را جمع‏آوری کرده و محتویاتش را دوباره بازیابی می‏کنند تا افراد بتوانند این ماجراها بشنوند. در هنگامی که برای تهیه گزارش «زنان و غذا» آماده می‏شدیم، یکی از اولین کارهای من این بود که رونوشت‏هایی را از تمام مصاحبه هایی که با زنان در میهمانی‏های عصرانه انجام شده بود، تهیه کنم. باید به برخی متون نوشته شده توسط افرادی که از این ماجراها گزارش تهیه کرده بودند مراجعه می‏کردم و بعضی اوقات در پاسخ برخی سؤال‏ها، تنها یک بله یا نه نوشته شده بود. حتی برخی از آنها سؤالاتی نبودند که بتوان با بله یا نه به آنها جواب داد، سؤالاتی که با چگونه و یا چرا شروع می‏شدند نیز جواب‏های بله یا نه داشتند. پس باید با صبر و حوصله نشست و سعی کرد که از زبان فرد مصاحبه‏شونده، ماجرایی که مدنظر گزارشگر است، بیرون کشید. این مصاحبه خاص نیز به همین شکل انجام شده است. شخص گزارشگر در مورد ماجرایی خاص، سؤال می‏پرسد، مثلاً در مورد این ماجرا برایم توضیح دهید. مصاحبه در ابتدا آرام پیش می‏رود ولی نهایتاً شخص مصاحبه‏شونده، راه می‏افتد و داستان زیبایی شکل می‏گیرد.

پس باید موردی را پیدا کرد،که افراد علاقمند به صحبت در مورد آن باشند. قسمت جالب ماجرا در مورد جنوب نیز همین است. فکر می‏کنم بیل فریس[6] (استاد تاریخ دانشگاه کارولینای شمالی و مدیر ارشد وابسته به مرکز مطالعات جنوب آمریکا) وقتی که می‏گوید «تاریخ، پاسخی به سؤالات شماست»، کاملاً به همین مساله اشاره می‏کند.

دیلی تارهیل: چه چیزی باعث می‏شود که افراد ماجراهایشان را در مورد غذا، با شما در میان بگذارند؟

سارا وود: می‏توانم مثالی را از ثبت یکی از تاریخ‏های شفاهی برایتان نقل کنم. طرحی در مورد کشاورزی زنان در آتلانتا و اطراف آن، انجام می‏دادم .. زنی به نام جنی جکسون[7] وجود داشت که در مزرعه‏ بزرگ شده بود. پدر و مادرش به منطقه پاین مانتین[8] که حدوداً یک ساعت و ربع تا جنوب آتلانتا فاصله دارد، نقل مکان کرده بودند ... او تصمیم گرفت کشاورزی کند چون همیشه می‏خواسته روی زمین کار کند. بنابراین تصمیمش را عملی کرده و با شوهرش برگشته بود و مزرعه‏ای کوچک و بسیار متنوع ایجاد کرده بود.

در مورد بزرگ شدن در این محل خاص از او سؤال کردم زیرا یکی از معدود افراد مورد مصاحبه من بود که در تمام طول عمرش با زمین سر و کار داشته .. در مورد تجربیاتش در هنگام رشد در آن محل پرسیدم و صحبت‏های‏مان در مورد کشاورزی بود که ادامه صحبت به سمت به ارث رسیدن ظرف بیسکوییت‏های پدربزرگش کشیده شد که همیشه در آن بیسکوییت درست می‏کرده است. سپس او در ادامه صحبت‏هایش، توضیح داد که دست‏های پدربزرگش موقع درست کردن بیسکوییت چطور به نظر می‏آمدند و از چه موادی برای درست کردن بیسکوییت استفاده می‏کرد و آن بیسکوییت‏ها در صبح‏های شنبه وقتی همه خانواده دور هم می‏نشستند، چقدر پر اهمیت بود. خیلی جالب بود زیرا نشان می‏داد که ما چه رابطه صمیمی با غذا داریم.

غذا، ما را حفظ می‏کند . مخصوصاً وقتی که در مورد غذاهای جنوبی صحبت می‏کنیم، تأثیرات خاصی را مشاهده می‏کنیم و هر کسی روش خاصی برای درست کردن آنها دارد. این نکته منحصر به غذا نیست، و می‏دانم که شاید عجیب به نظر بیاید، ولی روشی برای ارتباط برقرار کردن با مردم نیز هست. وقتی که در مورد آن بیسکوییت‏ها صحبت می‏شود، خوشحالی را در یادآوری آن شخص از پدربزرگش، بوی آشپزخانه در صبح‏هایی که پدربزرگ بیسکوییت درست می‏کرد و همه سریع خودشان را می‏رساندند، میشد حس کرد ... فکر می‏کنم که نمی‏توان ماجراها را از غذاها جدا کرد زیرا آنها هر دو، جزیی از ما هستند و آن چیزی هستند که ما را می‏سازند. حتی یادآوری یک بیسکوییت می‏تواند داستانی فوق العاده بسازد.

دیلی تارهیل: برخی از طرح‏های آینده شما در شمال کالیفرنیا چیست؟

سارا وود: اتحادیه غذاهای جنوبی، زمینه‏ای برای برنامه هر سال ارائه می‏کند و فعالیت‏های تاریخ شفاهی زیادی حول آن محور، انجام می‏شود و بیشتر مصاحبه ها در مورد آن موضوع صورت می‏گیرد. امسال پنجاهمین سالگرد قانون حقوق مدنی و عدم تفکیک نژادی در فضاهای عمومی، مانند رستوران‏ها و کافه تریاهای جنوب است. آنچه امسال اتحادیه غذاهای جنوب انجام می‏دهد ، نگاهی بر شمول و محرومیت در جنوب است. یک بخش تاریخی در این مورد وجود دارد ولی داستان‏هایی در مورد وضعیت کنونی ما نیز هست.

باید با افرادی در برنامه تاریخ شفاهی جنوب همکاری کنیم تا بتوانیم مستندات غذای لومبی[9] (سرخپوست‏ها) را جمع‏آوری کنند. در مورد این طرح خیلی هیجان‏زده هستم زیرا فکر می‏کنم یکی از اولین دفعاتی است که واقعاً وارد یک اجتماع [بومی] در شمال کالیفرنیا می‏شوم. همین‏طور، فکر می‏کنم که لومبی‏ها داستان‏های مهمی دارند که تعداد زیادی از مردم در شمال کالیفرنیا و حتی کسانی که همین جا زندگی می‏کنند، از آنها بی‏خبرند.

دیلی تارهیل: شما از اهالی میشیگان هستید و در شیکاگو و سان فرانسیسکو نیز زندگی کرده‏اید. چه حسی از کار کردن در جنوب دارید؟

سارا وود: بسیاری از تجربیاتم را به خاطر همکاری با اتحادیه غذاهای جنوب و انجام این مصاحبه‏های شفاهی به دست آورده‏ام .. فکر می‏کنم روش جنوبی، همین نشستن و صحبت کردن است. حس می‏کنم ارتباط عمیقی بین مکان زندگی و فرهنگ و سنن و درمیان گذاشتن تجربیات با مردم به روشی که فکر می‏کنم واقعاً به ارتباط مردم با تاریخ کمک می‏کند، وجود دارد. فکر می‏کنم ارزشی در قالب تاریخ و سنّت‏ها و مخصوصاً در جنبه داستان‏سرایی وجود دارد. من می‏توانم ساعت‏ها بنشینم و به حرف مردم گوش دهم.

انتشار در تاریخ 30 ژانویه 2014 ، در قصه های قدیمی ایالت شمالی[10]

مردیت برنز[11]
دیلی تارهیل[12]
ترجمه: عباس حاجی‏هاشمی


1. Southern Foodways Alliance
2. Sara Wood
3. Wilmington
4. The Daily Tar Heel
5. Okracast
6. Bill Ferris
7. Jenny Jackson
8. Pine Mountain
9. Lumbee
10. Tales from the Old North State
11. Meredith Burns
12. The Daily Tar Heel



 
تعداد بازدید: 5111


نظر شما

 
نام:
ایمیل:
نظر:
تصویر امنیتی (8 + 7) :
 
نظریه‌هایی درباره تاریخ شفاهی به روایت هوش مصنوعی

نظریه دوم: بحران مشروعیت مرزیِ تاریخ شفاهی در نظام دانشگاهی

این نظریه بر مبنای پاسخِ ۱۳ متخصص تاریخ شفاهی به پرسش «علت عدم استقبال دانشگاهیان از تاریخ شفاهی چیست؟» به دست آمده است.