تلاش آمریکاییهای ویتنامی تبار برای حفظ سرگذشت ریش سفیدان
ارواین Irvine، کالیفرنیا: سفر هوگو فان Hugo Van بیش از سی سال پیش در روزگار جوانی او شروع شد. یک شب او از ویتنام تازه کمونیست فرار کرد و به سوی آزادی رفت.
هیچ اطمینانی وجود نداشت، ولی فان از هیچ خطری برای رسیدن به آزادی مطلوب خود رویگردان نبود. او و خواهر کوچکترش تنها با چند صد دلار در جیب با یک ماشین به طرف روستایی در ویتنام حرکت کردند و سپس با قایق به کامبوج رسیدند تا با پای پیاده از زمینی بایر عبور کنند، ولی در بین راه گرفتار سربازان کامبوجی شدند. آنها دو هفته بعد را در بند سربازان کامبوجی سپری کردند و در این مدت تنها غذایشان برنج کرم خورده بود. حتی فان وقتی سربازان قصد دست درازی به خواهرش را داشتند با لوله اسلحه آنها مواجه شد.
فان که اکنون 57 سال دارد سرگذشت خود را از فرار به آمریکا برای دخترش که در این کشور متولد شده این طور بازگو میکند: «همه میدانستند که برای فرار یا باید پای پیاده رفت و یا با قایق. وقتی فرار میکنی بر سر زندگی خودت قمار بازی میکنی.»
فان که امروز یک روزنامهنگار بازنشسته است هرگز خاطرات فرار خود را برای دخترش ویولا Viola بازگو نکرده بود، تا اینکه ویولا تصمیم گرفت قبل از اینکه خیلی دیر شود در یک طرح تاریخ شفاهی سرگذشت ویتنامیهایی را که به آمریکا فرار کردهاند و اکثر آنها در دهه هشتم و نهم زندگی خود هستند جمعآوری کند.
به گفته ثای وو دانگ Thuy Vo Dang، مدیر این طرح، سرگذشت فان یکی از 300 سرگذشتی است که به وسیله دانشگاه کالیفرنیا، ارواین برای ایجاد یک بانک اطلاعاتی از تجربیات آمریکاییهای ویتنامی تبار مورد استفاده قرار گرفته است تا پلی باشد برای کاهش فاصله طبقاتی میان فراریان ویتنامی و فرزندنشان که در آمریکا متولد شدهاند. بیشتر مصاحبههای این طرح را همین فرزندان پیگیری میکنند.
به گفته دانگ، افرادی که با آنها در این طرح مصاحبه میشود کسانی هستند که از موقعیتهای غیرمتعارفی مانند جابجاییهای اجباری ناشی از جنگ، از دست دادن نیمی از اعضای خانواده، مهاجرت و اردوگاههای پناهندگی جان سالم به در بردهاند. این تجربیات تا به حال تنها یک سکوت در این افراد از خود باقی گذاشته بود. خیلی سخت است که بخواهید این تجربیات را با اعضای خانواده خودتان در میان بگذارید.
این طرح تاریخ شفاهی در شرایطی انجام میشود که گروههای مختلفی از آمریکاییهای ویتنامی تبار در سراسر کشور در تلاش برای حفظ و زنده نگهداشتن سرگذشت بزرگترهای خود هستند. برای مثال گروهی در لوئزویل Louisville، کنتاکی و آستین Austin درتگزاس تاکنون 500 فیلم از مصاحبههای تاریخی با پناهندگان ویتنامی آماده کردهاند که به دانشگاههای مختلف اهدا کنند. طرح مشابهی نیز در مریلند در حال بررسی و انجام است.
نگوین فان لان Nguyen Van Lanh، 71 ساله، در مصاحبهای که در کالیفرنیا انجام شد خاطرات خود را از اسارت هشت ساله در اردوگاه کمونیستها پس از حضور در ارتش ویتنام جنوبی بازگو میکند. به او گفته شده بود که آنها را برای یک دوره آموزشی یک ماهه توسط دولت کمونیست به آن اردوگاه میبرند. ولی بعد از ورود تا سال 1982 به او اجازه دیدار با همسر و شش فرزندش را ندادند. در طول این هشت سال او چیزی جز برنج کهنه و هر چیز قابل خوردن دیگری مانند موش، مارمولک و موریانه، غذای دیگری برای زنده ماندن نداشت و کار او به عنوان یک زندانی جنگل کاشتن سیب زمینی شیرین و نشاسته کاساو بود.
بعد از این دوره هشت ساله سخت، ده سال دیگر طول کشید تا او موفق شد با کمک یک برنامه انساندوستانه از طرف ایالات متحده برای تجات زندانیان جنگی سابق ویتنام به آمریکا رود. اظهارات فان در یکی از صد و چند مصاحبه ای ضبط شد که استفاده از آنها برای عموم از طریق اینترنت فراهم شده است.
این مصاحبههای تاریخ شفاهی ضبط میشوند و متن آنها نیز آماده و به انگلیسی ترجمه میشوند و در بخش آرشیو شرق آسیای این دانشکده و هم در اینترنت بایگانی میشوند. این مجموعه همچنین مصاحبههای طرح آستین را در سال 2008 در بر میگیرند.
نانسی بویNancy Bui، رئیس بنیاد میراث آمریکاییهای ویتنامی تبار، ایده اولیه همکاری خود با این طرح را مربوط به دو سال قبل میداند زمانی که دخترش تنها به این خاطر که چیزهایی که مادرش به او گفته بود را روی برگه امتحان نوشته بود در امتحانی در مورد جنگ ویتنام نمره قبولی نگرفت. با صحبتی که نانسی با معلم دخترش داشت معلوم شد که دروس ارائه شده در مدرسه به بچهها تصویر متفاوتی از رهبران کمونیستی ویتنام نشان میداد در حالی که پناهندگان ویتنامی به آمریکا چیز دیگری میگفتند.
«من به دخترم گفتم که یک روز مادرت کاری در این باره خواهد کرد. معلمت درست میگوید. سرگذشتهای بسیاری وجود دارد و ما هم باید سرگذشت خود را بگوییم تا دنیا بداند که واقعا در جنگ ویتنام چه خبر بوده و بر فراریان جنگ چه گذشته است.»
بر طبق سرشماریهای انجام شده، نزدیک به 1.9 میلیون ویتنامی در آمریکا زندگی میکنند و چهارمین جامعه بزرگ آسیایی-آمریکاییها را در این کشور تشکیل میدهند. بیشتر این افراد در قسمت سایگون در شهر اورنج Orange County's Little Saigon زندگی میکنند که کمی با ارواین فاصله دارد.
بسیاری از ویتنامیها پس از اشغال کشورشان توسط کمونیستها در دهه هفتاد به کالیفرنیای جنوبی پناهنده شدند. بعضی با قایق از ویتنام فرار کردند و وارد دریای خشمگین شدند. بسیاری نیز در اردوگاههای پناهندگان کشورهای آسیایی دیگر اقامت کردند.
تا همین اواخر تلاشهای بسیار محدودی برای جمعآوری سرگذشت آنها انجام شده بود. این در حالی است که دیگر جوامع پناهنده به آمریکا مانند ژاپنیها کارهای زیادی در این رابطه انجام دادهاند. ژاپنیهایی که در جنگ جهانی دوم زندانی بودند و مجموعههای عظیمی از سرگذشتها و تصاویر خود ایجاد کردهاند تا آیندگان را از سختیها و قدرت وقف پذیری خود در شرایط سخت آگاه سازند.
فرانکلین اودو Franklin Odo ، مدیر سابق برنامه ی Asian Pacific American در موسسه اسمیتسونین Smithsonian میگوید: «تا به حال افراد زیادی با تواناییهای بالا در نوشتن سرگذشتهای خود را نقل کردهاند ولی مشکل اینجاست که دادههای ما هنوز بسیار اندک است. در اختیار داشتن سرگذشت دو سه نفر قایق سوار اصلا کافی نیست.»
کنار هم قرار دادن طرحی به این بزرگی زمانبر است و نیاز به هزینه مالی زیادی دارد. در سالهای نخست مهاجرت ویتنامیها به آمریکا تعداد کمی از این امکانات برخوردار بودند. بعد از ورود به این کشور آنها بیشتر وقت خود را صرف یادگیری زبان انگلیسی، پیدا کردن شغل و پیدا کردن سرپناهی برای خانواده خود میکردند.
حالا پیشرفت فناوری و نگرانی از هدر رفتن فرصتها، عده ی زیادی از ویتنامیهای مقیم آمریکا را برآن داشته تا این شکاف نسلها میان پناهندگان و نوههایشان را که هرگز ویتنام را ندیدهاند و نمیتواند به زبان آنجا صحبت کنند از بین ببرند.
وو دانگ Vo Dang، استاد کالج ارواین یعنی جایی که دانشجویان بر روی این طرح تاریخ شفاهی کار میکنند، معتقد است که این کار دنیایی را رو به فرزندان پناهندگان گشوده است که آنها تاکنون از آن هیچ چیزی نمیدانستند.
این دقیقاً همان دلیل است که فان میخواست به خاطرش مصاحبه اش ضبط شود تا سه فرزندش و دیگران بتوانند قدر فرصتی که برای آنها در زندگی در ایالات متحده به وجود آمده را بیشتر بدانند.
ویولا، دختر فان، که حالا در رشته انسانشناسی از کالج ارواین فارغالتحصیل شده و در آینده دکترای خود را نیز خواهد گرفت، به خوبی به یاد دارد که پدرش همیشه به خانواده میگفت غذا را هدر ندهند چون او هیچ وقت در اردوگاه پناهندگان غذای کافی برای خوردن نداشت. خود او اعتراف میکند که تا قبل از مصاحبه با پدر به عمق فداکاریهای او پی نبرده بود.
«ما واقعا نمیفهمیدیم که او منظورش از این اردوگاهها چه بود. این مصاحبه چشم من را نسبت به سختی هایی که آنها پست سرگذاشتند باز کرد.»
نوشته امی تاکسین AMY TAXIN
اسوسیتد پرس Associated Press
29 اکتبر 2012, ساعت 12:24
ترجمه: عباس حاجی هاشمی
تعداد بازدید: 4029
آخرین مطالب
پربازدیدها
نظریه دوم: بحران مشروعیت مرزیِ تاریخ شفاهی در نظام دانشگاهی
این نظریه بر مبنای پاسخِ ۱۳ متخصص تاریخ شفاهی به پرسش «علت عدم استقبال دانشگاهیان از تاریخ شفاهی چیست؟» به دست آمده است.





